تاریخ انتشار : ۱۸ تير ۱۳۸۸ - ۰۹:۲۰  ، 
شناسه خبر : ۹۷۲۲۵

قربانعلى سامعى
پیروزى انقلاب اسلامى در ایران نظام سلطه را با چالش هاى سهمگینى رو به رو ساخت. از یک سو ضمن از دست رفتن یکى از مهم ترین پایگاه هاى آمریکا در منطقه و از دست رفتن منافع مادى فراوان و توقف چپاول منابع زیرزمینى و ثروت هاى ملى را سبب شد و از سوى دیگر شکسته شدن ابهت و اقتدار منطقه اى و جهانى آمریکا را در پى داشت.
با پیروزى انقلاب اسلامى و برپایى نظام مردم سالارى دینى، نظام فکرى و فرهنگى لیبرالیسم غرب و کمونیسم به چالش کشیده شد. جهان با موج تازه اى مواجه شد که انسانیت را، به بازگشت به دین و فطرت الهى و ایجاد نظامى اجتماعى، سیاسى و فرهنگى مبتنى بر دین و دیندارى فرا مى خواند که اسلام را به عنوان الگوى عملى مطرح نموده بود. نظام سلطه جهانى به سردمدارى آمریکا از بدو پیروزى انقلاب تمام اشکال براندازى اعم از ایجاد آشوب و بلوا، اقدامات تجزیه طلبانه، نفوذ دادن جریان منافق و معاند به درون ساختار حاکمیتى، به قدرت رساندن لیبرالیسم سیاسى به رهبرى بنى صدر، طراحى کودتا، جنگ نامنظم، ترور و جنگ نابرابر را بر ایران تحمیل کردند. این اقدامات على رغم وارد نمودن خسارت هاى فراوان و جبران ناپذیر خللى در اراده ملت ایران و روى گردانى انقلاب اسلامى از اهداف خود نداشت و به نوعى صدور پیام انقلاب اسلامى به سراسر جهان را به دنبال داشت. فرمایش رهبر کبیر انقلاب اسلامى حضرت امام خمینى(ره) در خصوص برکات جنگ تحمیلى و برخاستن موج اسلام خواهى در جهان و بیدارى ملل مسلمان شاهد گویایى بر شکست و تحقیر دشمنان در تقابل با ایران اسلامى است.
عدم دستیابى آمریکا به اهداف تعیین شده در روند شکست انقلاب اسلامى تغییر استراتژى و به کارگیرى شیوه هاى آزمون شده براندازى در دیگر کشورها که آمیزه اى از به خدمت گرفتن عوامل تبلیغاتى، سیاسى، فرهنگى و اقتصادى بود را سبب گردید.
پیشینه به کارگیرى این راهبرد از سوى آمریکا به دکترین «جنگ کم شدت» باز مى گردد که شرح آن گذشت. به کارگیرى این شیوه که به روش استحاله و فروپاشى از درون معروف گردیده است از سال ۱۳۶۲ ه . ش، در دستور مراکز پژوهشى، تحقیقاتى و آکادمیک داخل آمریکا قرار گرفت تا ضمن یافتن الگوى ایرانى آن در دو حوزه داخلى و خارجى به اجرا گذارده شود.
از یک سو رونالد ریگان رئیس جمهور آمریکا با توجه به فراگیر شدن موج انقلاب اسلامى درجهان به دانشگا ه هاروارد ماموریت داده بود تا با تشکیل کنفرانس بین المللى و گردآوردن تعدادى از سیاستمداران و اسلام شناسان غربى، توجه خود را بر پاسخ به این پرسش متمرکز نمایند که «چگونه مى توان از گسترش موج انقلاب اسلامى جلوگیرى کرد؟» و از سوى دیگر نفوذ در حلقه هاى پیرامونى برخى از افراد که امکان تاثیرگذارى در آنها وجود داشت، در دستور کار قرار گرفته بود. پیام امام (ره) به مجلس خبرگان رهبرى را مى توان ناشى از تشخیص استراتژى پیچیده دشمن از سوى ایشان قلمداد نمود: «باید بدانید که تبهکاران و جنایت پیشگان، بیش از هر کسى چشم طمع به شما دوخته اند و با اشخاص منحرف نفوذى در بیوت شما، با چهره هاى صددرصد اسلامى و انقلابى، ممکن است خداى ناخواسته فاجعه به بار آورند و با یک عمل انحرافى، نظام را به انحراف کشانند و با دست شما، به اسلام و جمهورى اسلامى سیلى زنند.»
توجه نظام سلطه به کاستن از قدرت نرم جمهورى اسلامى ایران، اقدام رژیم اشغالگر قدس در دى ماه سال ۱۳۶۳ و برگزارى کنفرانس علمى- تحقیقاتى با هدف یافتن شیوه هاى مبارزه با مذهب تشیع و انقلاب اسلامى منتج به ارائه یک برنامه ده ماده اى براى مقابله با جمهورى اسلامى، از دیگر برنامه هاى نظام سلطه در تحقق براندازى خاموش در ایران بود. حاضران در این کنفرانس طراحى و برنامه ریزى جهت ترویج فساد و فحشا، توزیع مواد مخدر، ترویج اباحه گرى، فساد ادارى، رشوه خوارى، فرقه سازى، اشاعه فرهنگ پوچ گرایى را به عنوان بخشى از یک برنامه دراز مدت براى استحاله نظام جمهورى اسلامى پیشنهاد دادند. استراتژى مذکور، تخریب پایه مشروعیت و مقبولیت نظام دینى را هدف قرار داده بود.
تهاجم سازمان یافته به دین مبین اسلام، رهبرى دینى که در رهبر کبیر انقلاب اسلامى متبلور شده بود و پشتوانه مردمى که حضور همه جانبه مردم در صحنه هاى دفاع از انقلاب اسلامى بود، به شکلى آشکار و پنهان شدت گرفته بود. تلاش براى رویگردان کردن مردم از ارزش ها و حاکمیت دینى، ایجاد شکاف میان مردم و مسؤولان و برنامه ریزى براى ایجاد بحران مقبولیت و از بین بردن مشروعیت نظام اسلامى، از مهم ترین اهداف این شیوه براندازى بود. راى مردم در دومین دوره شوراهاى شهر و روستا، مجلس هفتم و نهمین دوره انتخابات ریاست جمهورى، حذف ایادى داخلى استکبار را به دنبال داشت . آنان به عنوان پیاده نظام آمریکا با به کارگیرى همه توان، اجراى راهبرد استحاله و براندازى از درون نظام جمهورى اسلامى ایران را در دستور کار قرار داده بودند. نگاهى به مطالب منتشر شده در رسانه هایى که با مجوز ارشاد منتشر مى شدند، تلاش و کوشش فوق تصور آنان در جامه عمل پوشاندن به راهبرد استحاله و براندازى از درون را تبیین مى کند.
اینک با روى کار آمدن اوباما که راهبرد خود را بر بهره گیرى از قدرت هوشمند و ادامه روش استحاله و براندازى از درون بنیان نهاده است، بکارگیرى همان شیوه ها و روش ها مشاهده مى شود و از همین روست که مقام معظم رهبرى در مورخ 28/11/87 در دیدار با مردم آذربایجان شرقى مى فرماید:«استکبار در ۳۰ سال اخیر همه امکانات سیاسى، اقتصادى و نظامى خود را براى نابود کردن انقلاب اسلامى به کار گرفته است.
اما، به این نتیجه رسیده که حمایت بى دریغ ملت و اتکاى نظام اسلامى به ایمان عمیق مردم، از بین بردن جمهورى اسلامى را ناممکن کرده است و به همین علت با همه توان، خنثى کردن وجهه ضد استکبارى و کاهش محتواى دینى و روح انقلابى نظام را دنبال مى کند که این واقعیت هوشیارى کامل ملت و مسؤولان را مى طلبد. درک هوشمندانه این موضوع و دفاع از ارزش هاى اسلامى و انقلابى، وظیفه اینجانب و مردم است که به فضل الهى، مردم امروز با هوشیارى، درک بالا و قدرت تحلیل تحسین برانگیز در صحنه حاضرند.»