تاریخ انتشار : ۲۵ تير ۱۳۸۸ - ۰۷:۳۵  ، 
شناسه خبر : ۹۷۳۰۰
گفت‌وگوى «جوان» با حجت‌الاسلام احمد سالک، عضو شوراى مرکزى جامعه روحانیت مبارز
محمدمهدى اسلامى مقدمه: مصاحبه با حجت الاسلام والمسلمین سالک، اندکى قبل از اعلام نظر دبیرکل جامعه روحانیت در حمایت اکثریت اعضاى آن جامعه از دکتر احمدى نژاد انجام شد، او با وسواس خاصى به پرسش ها پاسخ گفت و به رغم آنکه با توجه به مواضع قبلى او، موضع انتخاباتیش در حمایت از دکتر احمدى نژاد قابل حدس بود، اما به هیچ وجه به آن تصریح نکرد. پس از مصاحبه آیت الله مهدوى کنى، بار دیگر با او تماس گرفتیم، با توجه به آنکه در سفر بود و امکان مکالمه طولانى نبود، به این جمله اکتفا کرد که «با توجه به نظر دبیر محترم شوراى مرکزى جامعه روحانیت مبارز، نظر ایشان مورد توجه ما هم هست»، گویا اشاره او به این سخن آیت الله مهدوى کنى بود که «بعد از جمع بندى به این نتیجه رسیده ام که آقاى احمدى نژاد اصلح است و به ایشان راى مى دهم.» مصاحبه با او البته بخش هاى خبرساز دیگرى نیز داشت، که با شرط عدم انتشار آن تا بعد از شهادتش، با ما درمیان گذاشت. در این مصاحبه مى شد به خوبى دریافت که شرایط حساس انتخابات و برخى وارونه گویى هاى رسانه ها، تا چه حد موجب تغییر رفتار فردى شده است که در دوران سخنگویى اش در جامعه روحانیت مبارز، به صریح گویى شهره بود.

* رویه جامعه روحانیت در انتخابات براى تعیین مصداق چگونه است؟
** موضع جامعه روحانیت در طول سال هاى پس از انقلاب، همواره موضع پدرى بوده است. این تشکیلات پیشکسوت مبارزات بوده و شخصیت هایى که در آن بودند، سابقه هاى سنگینى در انقلاب دارند. این موضع پدرى و پیشکسوتى در مسائل مبارزاتى و سیاسى و اجتماعى نباید شکست بخورد و باید حفظ شود و بتواند در راستاى محور حاکمیت دینى و ولایى و با حرکت کردن در پشت سر رهبرى هدایت کند، باید حضور و اقتدارش در اینگونه صحنه ها را حفظ کند که هم بعد پدرى دارد و همه را باید در زیر چتر خودش بگیرد؛ هم از طریق ولایت هدایت کند و هم بازوى ولایت باشد و هم اینکه تبعیت داشته باشد. بعد دیگر اینکه مردم متدین و دین باوران همیشه در صحنه هاى مبارزاتى سیاسى و اجتماعى به پیشکسوتان خودشان نگاه مى کنند و به روحانیت مى نگرند، بنابراین مرم پشتیبان این حرکت هستند و الان هم اینگونه است، شما نگاه کنید، وقتى که زمان انتخابات مى رسد مردم نزد روحانیون مى روند و از آنها نظرخواهى مى کنند. چون مردم مى گویند «با توجه به اعتقاد به معاد باید حجت قیامتى نیز داشته باشیم و براى این حجت قیامتى اگر آیت الله مهدوى کنى گفتند که چنین و چنان و به آن عمل کردیم نباید نگران قیامت باشیم و دنیایشان همگر درست شد به آن افتخار مى کنند و یا اگر خداى ناکرده به مدیرى راى دادند و صالح نبود، به هر حال به وظیفه خودشان عمل کرده اند. نکته سوم، سیاسى کارى هاى جریانات مختلفى است که تلاش مى کنند موضع جهان ولایت را به ضعف بکشانند و یا تخریب کنند و یا با درگیر کردن روحانیت در مسائل و چالش هاى موضع گیرى، بتوانند به نفع خودشان استفاده سیاسى کنند و به تعبیرى برخى به غلط فکر مى کنند جامعه روحانیت ابزارى است که در دست شان است. روحانیتى که پدر است و هدایت جامعه در دستشان است و قدرت هماهنگى دارد، ابزار نیست ولى برخى به اشتباه فکر مى کنند. البته در اینجا باید نکته اى را اضافه کرد روحانیت مبارز باید جلوتر از همه باشد و هدایت خودش را انجام دهد و اگر قرار باشد در جلسات سیاسى و حکومتى حضور داشته باشد لازمه آن جلو بودن است و نه اینکه بعد از این همه حرکاتى که انجام شد تازه بگوید ما این را قبول داریم و یا آن را.
* با این وصف چرا جامعه روحانیت تا به حال موضع گیرى رسمى نکرده است؟
** عوامل مختلفى دخیل هستند. این عوامل قابل تحقیق و دقت هستند و به نوع نگاه هاى اعضا بستگى دارد. اعضاى شوراى مرکزى، هر کدام موقعیتى در کشور دارند و یک نگاه خاص به مسائل دارند و این مجموعه نگاه ها ممکن است گاهى در تضارب افکار قرار بگیرد و نتواند تصمیم واحد و قوى اى در این قضیه بگیرد و لازمه آن مذاکرات فراوان است و اگر آن مذاکرات هدایت شود حتما به موضع واحد مى رسد و این موضع گیرى گاهى مى تواند با اعلان یک بیانیه با توجه به معیارها و ضوابط قانونى و معیارهاى مقام معظم رهبرى خلاصه شود. گاهى نیز ممکن است به تایید یک جریانى که اصولگرا هستند منتهى بشود وگاهى به اینکه خودش مستقیما اظهارنظر کند. این بستگى دارد به اینکه میدان و بستر مباحث چگونه باشد و به همین دلیل تا الان یا حد نصابى نبوده و یا اینکه مشکلاتى وجود داشته که به نتیجه واحدى نرسیده و امیدواریم در آینده نزدیک اعلام موضع کنند.
* شما از امید به اعلام موضع در آینده مى گویید، ولى رسانه ها از تصمیم به سکوت جامعه روحانیت خبر داده اند.
** رسانه ها این خبرسازى ها را مى کنند؛ من یک بار مطلبى را بیان کردم و یکى از این خبرنگارها به آن یک کلمه «مهم» اضافه کرده بود، در حالیکه من هیچ گاه آن را نگفته بودم. متاسفانه امانت کلمات حفظ نمى شود و روزنامه نگاران به دنبال تیتر هستند و نه دنبال اصلاح جریانات.
آقاى مهدوى کنى در جامعه روحانیت و در منشور انتخاباتى واقعاً به این مباحث اعتقاد دارد که باید اخلاق انتخاباتى رعایت شود. ایشان معتقدند که اگر کسى کاندیدا هست، حق ندارد که حرفى علیه کسى بگوید و آبروى فردى را ببرد و یا علیه مملکت سیاه نمایى کند و این قضایا نسبت به آقاى مهدوى کنى و اینگونه افراد ظلم است و متاسفانه تمام سخنان ایشان را بیان نمى کنند. روزنامه نگاران در کلمات مقطّع کارى مى کنند و تیتر مى کنند تا مشترى هاى خودشان را داشته باشند.
* عده اى گفته اند که در شوراى مرکزى، حامیان آقاى احمدى نژاد ۳ نفر هم نبوده اند و برخى گفته اند به دو سوم آرا که حد نصاب راى گیرى است نرسیده اند، واقعیت کدام است؟
** البته، به حد نصاب نرسیده اند و اگر به حد رسیده بودند اعلام موضع مى کردند والا بهانه اى براى تاخیر نداشتیم. اولاً جلسه اى که تصمیم گرفتند، بنده کربلا بودم که آن جلسه به حد نصاب نرسیده بودند و ثانیاً بعد از آن هم مذاکرات بوده و هنوز تصمیم واحدى نگرفته اند. البته هر کسى به زعم خودش برداشتى دارد، اما اگر شما روى سایت ها بگردید صحبت هایى که آقاى مصباح و ابراهیمى کرده اند، خواهید دید که محتواى آنها یکى است ولى جملات فرق دارند.
* موضع خود حضرتعالى نسبت به نامزدها چیست؟
** به نظر من چندین مقوله هست که باید در رابطه با آن صحبت کرد. ولى آن چیزى که مى توان گفت این است که باید در مقابل جبهه عظیم استکبار جهانى مانند آمریکا و اسراییل و انگلیس ما نیز جبهه اى عظیم ایجاد کنیم و این عملیاتى نیست مگر با اتحاد جریانات اصولگرا و روحانیت و خود مردم. بنابراین حضور در پاى صندوق هاى راى مى تواند شیطان بزرگ را شکست دهد، یعنى از چهل میلیون نفرى که واجد شرایط راى دادن هستند، باید بالاى ۶۰ درصد مردم در انتخابات شرکت داشته باشند. و این نکته مهم تر از سؤال شماست و لذا باید اطلاع رسانى لازم را به مردم ارائه داد و مسائل داخلى و خارجى را مطرح کرد و گفت. نکته بعدى اینکه سوابق و عملکرد و حال کسانى که کاندیدا شده اند، باید بررسى شود. چون برخى از اینها در گذشته داراى ارزش ها و افکار انقلابى بودند ولى عده اى از آنها معلوم نیست که در طول زندگى دچار چه تغییراتى شده اند و آیا به ارزش ها پایبند مانده اند یا خیر؟ ممکن است دچار استحاله فکرى شده باشند و تجمل گرا شده باشند و اطرافیان ناباب پیدا کرده باشند و اینها چیزهایى است که باید معیار قرار بگیرند و اگر کسى به دور از شعار و حرف زدن، به ارزش هاى انقلاب پایبند باشد، فردى است که ارزش انتخاب شدن را دارد و این نیازمند به یک دقت ویژه اى دارد و نکته سوم اینکه، معمولاً در انتخابات ریاست جمهورى عملکرد یک رئیس جمهور در دوره ریاست جمهورى است و اینکه چه عملکردى داشته است و ما که مى خواهیم راى دهیم و جوانب کار را ببینیم، باید عملکرد این چهار سال را بررسى کنیم و در اینجا ممکن است نظرات مختلفى وجود داشته باشد. عده اى مخالف اند و عده اى تخریب مى کنند و عده اى سود خودشان را در این مى بینند که دولت تضعیف شود و عده اى هم راى متوسط دارند و عده اى هم دفاع مى کنند که البته شدت و ضعف دارد و بعید مى دانم که کسى به طور مطلق دفاع کند و یا به طور مطلق رد کند.
آنهایى که دفاع مى کنند دلایلى دارند؛ از جمله در مسائل دیپلماسى خارجى و پایبندى به ارزش هاى امام و روحانیت و یا سفرهاى استانى و یا حمل و نقل و بنزین و ... و مخالفین هم عنوان مى کنند که این سفرهاى استانى براى کارهاى دیگر است نه رفع مشکلات و یا بحث هولوکاست، وجهه بین المللى ما را خراب کرده است و... بنابراین مى بینید که مخالفین و موافقین نظرات مختلفى را دارند و برخى تند است و برخى دیگر تخریبى است و هیچ کس مطلق نظر نمى دهد. وظیفه ما این است که سابقه اینها را به مردم بگوییم و از سوى دیگر رصد کنیم که برنامه شان چیست. ارزیابى عمیق از برنامه هاى آنها مى تواند ما را به سمت و سوى برنامه اى هدفمند و به دور از شعار پیش ببرد.
یکى از نکات در این ارزیابى، این است که به آنجاهایى که سخن از «من» گفته مى شود و به منیت ها نیز کارى نداشته باشیم؛ چون «من» میزان خودسازى را در فرد ضعیف مى کند. من در کار نیست و رئیس جمهور یعنى «ما». براى شعار ممکن است کسانى وعده هایى بدهند اما مهم عمل کردن به آنهاست. البته در شعار هم اصولى باید رعایت شود. کاندیداها نباید در شعارهاى انتخاباتى خود از غرب تقلید کنند. با توجه به اینکه انقلاب اسلامى ما یک انقلاب ارزشى است و مسؤولان نظام هم باید الگوى ارزش ها باشند، شعارهاى انتخاباتى آنها نیز باید متناسب با ارزش هاى دینى ما باشد. مردم ما، مردم آگاه و روشنى هستند و اگر محتواى این شعارها ضعیف یا پوچ باشد، دشمنان خارجى به آن طمع مى کنند و کاندیداها نباید شعارهاى غیر اصولى و انحرافى مطرح کنند. به هر حال براى قضاوت کردن کمى زود است و باید منتظر بمانیم که مشخص شود برنامه کاندیداها چیست؟ برنامه هاى کاندیداها مهم ترین مساله براى آنان است و ارزیابى برنامه هایى که براى اداره کشور ارائه مى دهند براى انتخاب اصلح نقش اساسى دارد. باید برنامه هاى کاندیداها در موضوعات استراتژیک از جمله هسته اى، فرهنگى، اقتصادى، سیاسى و نوع نگاه آنان به جهان براى مردم مشخص باشد تا در نهایت آنها بتوانند بهترین تصمیم را براى معرفى رئیس جمهور آینده کشورمان بگیرند. اینکه که چهار نفر از سوى شوراى نگهبان صالح شناخته شده اند، باید شاهد چند نکته از سوى کاندیداها بود که یکى از محورها معرفى کابینه اى است که آن کاندیدا مى خواهد با آن کار کند و البته این موضوع تاثیر بسزایى در انتخاب نهایى مردم خواهد داشت. یکى دیگر از مهم ترین محورهایى که باید در تبلیغات کاندیداها مورد نظر باشد، موضوع معرفى برنامه کارى کاندیداها در صورت رئیس جمهور شدن آنهاست. این موضوع هم یکى از مواردى است که در انتخاب مردم تاثیر بسیارى خواهد داشت. به هرحال اعتقادات مردم براى حفظ کیان نظام بوده است و حفاظت از آن را بر خود واجب مى دانند، بنابراین انتخاب افراد شایسته براى آنها از ارزش بالایى برخوردار است؛ مساله این است که مردم با توجه به فرمایشات مقام معظم رهبرى معیار اصلى را از دید ایشان مشخص مى کنند و این در زمان امام نیز بود. در حال حاضر مقام معظم رهبرى ۸ اصل را در بیان اصولگرایى مشخص کرده و در بحث مردم سالارى دینى نیز مردم بر اساس دین حرکت مى کنند. منافع استکبار و استعمار در این انتخابات نیز مهم است، زیرا آنها به دنبال کسانى براى تامین منافع خود نیز در کشور هستند که خوشبختانه تاکنون هیچ کس در این راستا گامى را برنداشته است اما باتوجه به این مساله هنوز دست از شیطنت برنداشته اند.
* به نظر شما آیا تاکنون فضاى کشور شور و نشاط انتخاباتى لازم که منجر به مشارکت هرچه بیشتر مردم درانتخابات مى شود را یافته است؟
** فضاى کشور در حال حاضر مقدارى انتخاباتى شده و شور لازم را یافته است، اما باید فضا بهتر از این باشد. بى تردید رسانه ملى نقش بى بدیل و تاثیر مستقیمى در ایجاد فضاى بانشاط انتخاباتى در کشور دارد که در این راستا باید تلاش بیشترى صورت دهد.
* به نظر شما نامزدها چه الزاماتى باید داشته باشند؟
** توجه به فرمایشات و پیام نوروزى مقام معظم رهبرى بسیار ضرورى است. بر این اساس رعایت اصل انصاف به عنوان محور اصلى عدالت اجتماعى از جانب کلیه کاندیداهاى ریاست جمهورى را باید اصلى مهم قلمداد کرد. رعایت مجموعه ارز ش هاى کاندیداتورى، یعنى دورى از هرگونه بداخلاقى سیاسى، از دیگر الزاماتى است که باید در فضاى انتخاباتى رعایت شود. نباید در چنین فضایى بهانه به دست دشمنان داخلى و خارجى داد، مجموعه این شرایط در کنار توجه به قانون انتخابات و ضوابط قانون اساسى و فرمایشات مقام معظم رهبرى، همچنین رعایت حقوق مردم، باعث برگزارى این انتخابات باشکوه خواهد شد. در این حرکتى که متمایل به یک شیب تند است باید امید مردم را نسبت به آینده بیشتر کرد. براى اطلاع رسانى به مردم بیان معیارها هم مبانى سیاسى و هم اخلاقى و تذکراتى که هم به مردم و کاندیداها در این راستا داده مى شود ضرورى مى باشد. معمولاً هر چه بیشتر به روزهاى انتخابات نزدیک مى شویم مباحث انتخاباتى بین مردم و نامزدها پررنگ تر مى شود.
* یکى از اختلاف برانگیزترین موارد مورد بحث، مواضع رئیس جمهورى در عرصه بین الملل بوده است، به عنوان نمونه حضور او در ژنو دستاویز بسیارى از انتقادات است. شما این مسائل را چگونه ارزیابى مى کنید؟
** صهیونیست ها داراى شبکه پشت پرده سیاسى هستند و امام خمینى(ره) با دادن آگاهى به توده مردم و بیدارى آنان سبب آغاز مبارزه با این شبکه سیاسى صهیونیست شده است. در حال حاضر ما از شبکه جهانى عبور کرده و به عوامل پشت پرده دست یافته ایم. سخنرانى احمدى نژاد در اجلاس ژنو ضربه به پشت پرده صهیونیست ها بود و به همین علت اسراییل نسبت به سخنان رئیس جمهور مواضع شدید اتخاذ کرد.
اینک انقلاب اسلامى توسط امام راحل(ره) و مقام معظم رهبرى صادر شده است و با صدور انقلاب عوامل تهدیدکننده صهیونیست ها دچار تزلزل شده است و آنها به سمت تسلیم در برابر مسلمانان سوق داده مى شوند.
دشمنان انقلاب اسلامى با ناکامى در تهدیدهاى نظامى و تحریم هاى اقتصادى به دنبال تخریب وجهه ایران در عرصه هاى بین المللى هستند. آمریکا و اسراییل با برنامه ریزى هتاکى علیه رئیس جمهورى اسلامى در اجلاس دوربان قصد داشتند که مواضع انقلاب اسلامى را در این اجلاس کمرنگ کنند. اما نیم میلیارد نفر به طور زنده سخنان احمدى نژاد را مى دیدند و سخنرانى رئیس جمهور در این اجلاس در مقابل ایراد خدشه به وجهه ایران در عرصه بین المللى پاسخى قاطع و مناسب داد. احمدى نژاد با اعتماد به نفس خود پاسخى مناسب به صهیونیست ها و به رفتار برخى از مقامات خارجى داد و اعتراض صهیونیست ها در اجلاس دوربان نشانگر صدور انقلاب اسلامى به جهان است و آنان براى جلوگیرى ازگسترش این پیام به تکاپو افتاده اند.
* یکى از مباحث دیگرى که این روزها بر آن تاکید مى شود، نسبت میان جمهوریت و اسلامیت در نظام جمهورى اسلامى است. به نظر شما نسبت میان این دو چیست؟
** کسانى که این سؤال را مطرح مى کنند و باب این بحث را گشوده اند، حضرت امام و اندیشه هاى ایشان را به معناى واقعى و وسیع کلمه نشناختند. اگر کسى حضرت امام را بشناسد و افکار حکومتى ایشان را به خوبى بداند، هرگز چنین سؤالى را مطرح نخواهد کرد. البته این بحث، بحثى ریشه دار در تاریخ است و این بحث نشات گرفته از مباحث «جدایى دین از سیاست» است و کسانى به چنین بحث هایى دامن مى زنند که معتقدند دین از حکومت جداست و بر این اساس، جمهوریت را یک موضوع و اسلامیت را نیز موضوعى دیگر در نظام جمهورى اسلامى مى دانند. پیش از پیروزى انقلاب اسلامى، دکترینى مطرح بود با این عنوان که حکومت مال سیاستمداران است و دین مال آخوندها آن هم تنها در محراب و بیان احکام غسل و طهارت و روحانیت حق ندارد در مسائل حکومتى و سیاسى مداخله کند. دکترین نهضتى حضرت امام خمینى(ره) ۱۰اصل اساسى دارد، یکى از اساسى ترین این اصول، اصل تفکیک ناپذیرى دین از سیاست است و ثمره این اصل عبارتست از «جمهورى اسلامى» دیگر اصل اساسى این دکترین این است که اسلام منهاى مردم اجرایى نیست، بار اجراى احکام اسلامى در اندیشه حضرت امام، بر عهده مردم است و مردم محور دین در بعد اجرایى هستند. در این دکترین، اسلام منهاى مردم جایى براى پیاده شدن ندارد. مردم منهاى دین و اسلام نیز یعنى لاابالى گرى؛ ولى جمهورى اسلامى یعنى تطبیق مردم با محتواى اسلام در سایه هدایت رهبرى. حضرت امام از همان ابتدا بر همراهى مردم با نظام همواره تاکید داشتند. وقتى از نوفل لوشاتو وارد ایران شدند، در بهشت زهرا(س) تاکید فرمودند که «من به پشتوانه این مردم دولت تشکیل مى دهم». این در واقع نشانه اهمیت جایگاه مردم در اندیشه سیاسى حضرت امام بود. حضرت امام با آنکه جایگاهى بى نظیر در میان مردم داشت و مى توانست بدون نظرخواهى از مردم، نظام مورد نظر خود را مستقر کند و مقبول مردم نیز باشد، اما ایشان رهبرى بود با جهان بینى وسیع اسلامى که همه جهان را مى شناخت و از نوع نگاه و اندیشه دشمنان شناختى دقیق داشت. امام علاوه بر آن، شناختى جدى و عمیق از همه نهضت هایى داشت که از ۱۰۰ سال پیش از انقلاب، روحانیت جلودار آن بودند و تجربیات همه آنها از جمله مشروطه و ملى شدن نفت را داشت. تلفیق این مسائل وضعیتى براى امام پیش آورد که توانست با بیان خود، ظرفیت آماده مردم را با خود همراه کند. اگر حضرت امام صرفا با تکیه بر محبوبیت خود پیش مى رفت بى شک امروز اپوزیسیون داخلى و دشمنان خارجى مطرح مى کردند که در ایران دیکتاتورى آخوندى حکم فرما شده است؛ کما اینکه دیدیم با وجود برپایى رفراندوم،۵۸ بنى صدر در جلسه خبرگان قانون اساسى در بحث ولایت فقیه همین حرف را زد. امام به خوبى این شبهات آینده را پیش بینى مى کرد. بنابراین با رفراندوم۵۸و راى ۲‎/۹۸ درصدى مردمى به دنیا پیام داد که آزادى که شما فکر مى کنید دارید، در ایران در سایه اسلام مستقر است. امام با مردم مشورت کرد و به راى و نظر مردم احترام گذاشت. این اصلى است که در قرآن ریشه دارد و توصیه وحى است که «و امر هم شورا بینهم» امام مردم را در اصلى ترین مسائل حال و آینده کشور مشارکت داد و تصمیم درباره کلیدى ترین موضوعات جامعه را به مردم واگذار کرد. پس در نگاه امام، مردم و اسلام مکمل هم هستند و مردم در جامعه اسلامى مردمى هستند که ایمان به اسلام و دین دارند. در این نگاه دین تلاش مى کند مردم را بیدار کند و معیارهاى طاغوتى را به معیارهاى توحیدى مبدل سازد.
* در سفر مقام معظم رهبرى به کردستان، در کنار محور انتخابات، موضوع وحدت شیعه و سنى نیز بسیار مورد تاکید قرار گرفت، به نظر شما ضرورت این بحث چه بود؟
** تلاش استکبار جهانى براى جبران ضربه سنگینى که از انقلاب اسلامى خورده است، همچنان ادامه دارد. کیسینجر به رئیس جمهورآمریکا تاکید کرده بود که دیگر عملیات نظامى درباره اسلام و تشیع کاربرد ندارد و باید جریان سازى اختلاف افکنانه بین شیعه و سنى در دستور کار قرار گیرد. استکبار جهانى از انقلاب سیلى خورده و ساکت نخواهد نشست و بر این اساس، بر مسائلى که خمیرمایه اصلى تشیع و انقلاب هستند، دست مى گذارند. انقلاب اسلامى به محوریت و رهبرى امام خمینى (ره) در این قرن جدید حرکت اسلامى ناب محمدى را در راستاى ولایت امیرالمؤمنین (ع) احیاء کرده است و دشمنان اسلام آرام آرام در مقابل خود قدرت عظیمى را یافتند و براى ضربه زدن به قدرت انقلاب اسلامى حملات زیادى را انجام داده اند. دشمنان اسلام همواره تلاش کرده اند صداى شیعیان را در جهان خاموش کنند، با وجود این تلاش ها شیعیان با پشت سرگذاشتن ۳۰ سال از عمر انقلاب اسلامى در جهان اسلام درخشیده اند و متاسفانه در شرایط کنونى جریان وهابیت به اسم اهل تسنن در صدد تقابل با اندیشه ناب تشیع است. امروز دیگر عیان شده که جریان وهابیت دست پرورده استکبار جهانى است، آنها از طریق ابزار فرهنگى در مقابل اسلام ناب محمدى قد علم کرده اند و با شیوه هاى مختلف مانند تکثیر کتاب هاى فراوان، تبلیغات رسانه اى و هک سایت هاى مروج فرهنگ تشیع براى وارد آوردن ضربه به فرهنگ تشیع تلاش مى کنند. یکى از موضوعات مورد هدف استکبار جهانى وحدت جامعه اسلامى است. دشمنان انقلاب در تلاشند، تلفیق میان جمهوریت و اسلامیت را در نظام اسلامى به هم بزنند و با طرح مباحثى انحرافى در این زمینه، وحدت جامعه اسلامى را نشانه بگیرند، بنابراین تذکرها همواره مورد تاکید بوده است.