دکتر سیدنعمتالله عبدالرحیمزاده
مانور نظامى ناتو در گرجستان درست بعد از نه ماه جنگ خونین بین آن کشور و روسیه انجام شد. هر چند که ناتو مانور خود را تحت عنوان «مشارکت براى صلح» نامیده و هدف خود را از برگزارى آن «همبستگى با گرجستان» عنوان کرده، اما بر کسى پوشیده نیست که هدف اصلى از برگزارى این مانور، واکنش ناتو به آن جنگ و به گونه اى مقابله با حمله روسیه به گرجستان است. از این رو، مانور ناتو در گرجستان بیش از آنکه یک مانور نظامى باشد، مانورى سیاسى است که اهداف سیاسى را دنبال مى کند و به رغم وجود نام صلح بر آن، جنگ نرم سیاسى در جواب جنگ خشن نظامى گذشته است. این موضوع با توجه به کشورهاى دعوت شده به این مانور و واکنش روسیه به آن معلوم مى شود.
طبق برنامه ریزى ناتو، قرار بود که کشورهاى آذربایجان، قزاقستان، ارمنستان، صربستان و مولداوى نیز در این مانور مشارکت داشته باشند که به جز آذربایجان ، مابقى آنها از مشارکت خود انصراف دادند. انصراف این کشورها به روشنى اجابتى بوده به درخواست روسیه، چنان که مقامات قزاقستان آن را کتمان نکرده و عدم شرکت خود را بنابر درخواست روسیه عنوان کرده اند و دیمیترى راگوزین، نماینده دائم روسیه در ناتو اعلام کرد: «قزاقستان، مولداوى و صربستان بعد از مشاوره با روسیه از شرکت در این مانور منصرف شدند».
روسیه از ابتداى طرح این مانور نه تنها درخواست ناتو براى فرستادن ناظرانى به مانور را رد نمود، به شدت با برگزارى آن مخالفت کرده است. دیمیترى مدودف، رئیس جمهور روسیه، مانور گرجستان را «تحریک» نامیده و گفته؛ «در کشورى که جنگ رخ داده مانور برگزار نمى کنند». آنوار آزیموف، نماینده دائم روسیه در سازمان امنیت و همکارى اروپا، همانند رئیس جمهور کشور خود این مانور را تحریکى آشکار دانسته که «چیزى جز یک توطئه آشکار نیست که تجاوز را در نوع یک ماجراى مسلحانه جدید ترغیب مى کند».
واکنش روس ها تنها به اعتراضات لفظى محدود نشده، بلکه اقدامات عملى نیز در پى داشته است. همزمان با اعلام برگزارى این مانور، روسیه سندهاى همکارى دفاعى با اوستیاى جنوبى و آبخازیا را امضا و به دنبال آن، فعالیت نیروهاى امنیتى خود را در مرز این دو منطقه با گرجستان تقویت کرد. علاوه بر این، مشاجرات روسیه و ناتو اخراج دو دیپلمات روس از بروکسل مقر ناتو، و اخراج دو دیپلمات ناتو از مسکو را به دنبال داشت.
علت این مشاجرات چیست و چرا روسیه در قبال مانورهایى از این دست چون مانور ناتو و آذربایجان در اوایل ماه جارى چنین واکنش هایى از خود نشان نداد؟ در وهله نخست، به نظر مى رسد که مناقشه روسیه و گرجستان بر سر دو منطقه اوستیاى جنوبى و آبخازیا علت اساسى واکنش شدید روسیه و مشاجرات او بوده است. این نظر منطبق با سخن مدودف است که مانور ناتو در گرجستان را به صراحت به جنگ پیشین روسیه و گرجستان مرتبط کرده است. با وجود نشانه هاى زیادى بر تایید این نظر، اما دلیل واکنش شدید روسیه به علتى اساسى تر و مهمتر مربوط مى شود. انگیزه روسیه در مخالفت شدید با این مانور را باید وراى معضل گرجستان و در حدود ترتیبات امنیتى قفقاز جست. بنابر این نظر، مانور ناتو در گرجستان گامى است بلندپروازانه براى تغییر شاکله امنیتى قفقاز و هر چند که این مانور در حدود عملیاتى نه چندان گسترده اى برگزار مى شود، اما اهدافى به مراتب گسترده تر و بلند مدت را دنبال مى کند.
مهم ترین دلیل بر این نظر را مى توان در دعوت ناتو از متحدان سنتى روسیه چون قزاقستان، ارمنستان و صربستان براى مشارکت در این مانور دانست. شرکت کشورهاى قزاقستان و ارمنستان در این مانور مى توانست به معناى نفوذ ناتو در پیمان امنیت جمعى (CSTO) و تزلزل جایگاه راهبردى روسیه در آن باشد. این پیمان از نظر مقامات روسى، ناتوى یورو-آسیاست و روسیه در سال هاى اخیر سعى به گسترش دامنه عملیاتى آن داشته است. از سوى دیگر، قصد ناتو از مشارکت صربستان در این مانور به صورت مشخص، به معناى دور کردن متحد قدیمى اروپایى روسیه از آن کشور است.
عدم مشارکت این کشورها در برنامه ناتو به خوبى نشان داد که ناتو در قصد خود ناکام مانده است و روسیه کماکان اهرم هاى نفوذ خود را در متحدان گذشته اش دارد. ناتو با کشاندن پاى آذربایجان به این مانور توانست از سه کشور منطقه قفقاز، دو کشور آذربایجان و گرجستان را با خود همسو کند، هرچند که ارمنستان کماکان از این دایره خارج است. آیا این موفقیت ناتو به معناى یافتن جاپاى محکم در این منطقه و دور کردن روسیه از آن است؟ این پرسشى است که نمى توان با این مانور و میزبانى گرجستان و مشارکت آذربایجان پاسخ مثبت قطعى به آن داد. دلیل امر را باید در وضعیت داخلى گرجستان و شرایط منطقه اى آذربایجان جست.
گرجستان در شرایطى میزبان مانور ناتو است که خود درگیر بحران هاى شدید سیاسى و اقتصادى داخلى است. همزمان با برگزارى مانور ناتو، رهبران مخالف دولت ساکاشویلى موفق شدند تا هزاران نفر را به خیابان هاى تفلیس بکشانند تا علیه سیاست هاى داخلى و خارجى او و به خصوص نزدیکى بیش از حد به آمریکا، اعتراض کنند. گذشته از این، مخالفان بحران اقتصادى شدید گرجستان و نرخ بیکارى ۹ درصدى را ناشى از اقدامات نابخردانه وى و تحمیل جنگ ناخواسته با روسیه به ملت گرجستان مى دانند. با وجود آنکه ساکاشویلى سعى دارد با این مانور دستمایه تبلیغاتى حمایت غرب از خود را تهیه کند اما روشن است که این تبلیغات نه تنها باعث خشنودى مخالفان نخواهد شد، بلکه آنان را به مخالفت با وى جدى تر خواهد کرد.
آذربایجان در سال هاى اخیر گرایش مشهودى به غرب و به خصوص آمریکا داشته که توافق آن کشور با آمریکا، ترکیه و گرجستان براى تاسیس پایگاه ترانزیتى براى پشتیبانى از عملیات ناتو در افغانستان یک نمونه آشکار از چنان گرایشى است. با وجود چنین گرایشى، مقامات آذربایجان اندک اندک با واقعیت هاى منطقه اى خود آشنا شده اند که نشانه هاى آن را در سردى روابط با ترکیه و نزدیکى به روسیه و ماجراهاى مربوط به خط لوله گازى ناباکو مى توان دید. این آگاهى از آنجا ناشى مى شود که شرایط منطقه اى آذربایجان خود به خود دو قدرت شمالى و جنوبى مجاور آذربایجان، یعنى روسیه و ایران را مطرح مى کند، به گونه اى که مقامات آن کشور بدون در نظر گرفتن این دو کشور نمى توانند گام هاى بلندپروازانه اى داشته باشند.
حضور ناتو و به خصوص آمریکا در منطقه قفقاز با برگزارى مانورهایى از این دست نمى تواند تاثیرى بیش از یک حضور نمایشى در یکى از استراتژیک ترین مناطق جهانى داشته باشد. در این میان اگرچه بسیارى از کشورهاى اروپایى در آرزوى دریافت کمک باآمریکا ذیل عنوان ناتو در این مانور شرکت دارند، اما عدم شرکت کشورهایى چون فرانسه، سوئیس و ایتالیا در این مانور نشانگر دیدگاه واقع بینانه تر حاکم بر این کشورهاست که به نظر مى رسد دور اندیشانه تر به آینده نگاه مى کنند و در برابر واقعیت هاى منطقه اى قفقاز که تاریخ نشان داده پاشنه آشیل یکجانبه گرایى هاى امپراتورهاى بزرگ بوده با دقت بیشترى عمل مى نمایند. سیاست واقع بینانه اى که بیشتر از حضور در یک مانور نمایشى مى تواند نفوذ این کشور ها در ترتیبات امنیتى منطقه اى قفقاز را به عنوان شریک قدرت هاى مشرف به این منطقه (ایران و روسیه) تضمین کند. دلیل اساسى این امر به وجود قدرت هاى موثر و قدرتمند روسیه و ایران در این منطقه مربوط مى شود. این دو کشور گذشته از هزاران کیلومتر مرز خاکى و دریایى با کشورهاى سه گانه قفقاز، اهرم هایى تاثیرگذار در این منطقه نیز دارند که بسیار کارسازتر از وعده و وعیدهاى غربیان و به خصوص آمریکاییان به سران این کشورهاست. از این رو، تنها نتیجه هر گونه ترتیب امنیتى در این منطقه بدون در نظر گرفتن این دو قدرت، به معناى بحران هاى بیشتر بدون چشم اندازى از صلح و آرامش است.