به گزارش فارس، "کامن دریمز " در گزارش خود از منازعات و مشاجرات درباره برنامه شکنجه هشت سال گذشته دولت آمریکا، نوشت در این بحثها و منازعات، تناقض های زیادی وجود دارد، از جمله اینکه از مجرم اصلی (بوش) یادی نمی شود. بر اساس این گزارش، رئیسجمهور کنونی آمریکا زندان های پنهان و "شیوه های ترقی یافته شکنجه " را "فصلی تاریک و دردناک در تاریخ آمریکا " خواند. این اظهارات باراک اوباما صرفاً به یک اشتباه یا اقدامی نادرست اشاره ندارد، بلکه اعتراف به ارتکاب جنایت با استفاده از عباراتی است که برای اشاره به بی رحمی ها و سبعیت هایی همچون جنایات جنگی و برده داری از آن استفاده می شود. در این گزارش با اشاره به یادداشت های محرمانه دولت بوش که اوباما منتشر کرده، آمده است؛ دفتر سیاه این سالیان شامل ارتقاء روش های شکنجه شوروی، شکنجه هایی همچون محرومیت از خواب، غرق کردن کنترل شده، ضرب و شتم، گرسنگی، و آویزان کردن از قلاب ها می شود. با این حال در گزارش "کامن دریمز " تاکید شده است که اطلاعات منتشر شده حاوی نکته جدید نیست و اوباما تنها اطلاعاتی را که روزنامه ها، کتاب ها و گزارش تصویری صلیب سرخ در سال های گذشته منتشر کردهاند، به صورت مستند و مکتوب ارائه می کند و البته این کار را چندان به میل و خواست خویش انجام نمی دهد.
کامن دریمز با اشاره به اینکه انتشار این مدارک تحت فشارهای اتحادیه آزادی های اجتماعی آمریکا صورت میگیرد، یادآور می شود این اطلاعات هرگونه تردیدی را درباره آنچه جین میر در کتاب "سمت تاریک " (2008) به آن اشاره کرده، از بین برد. میر در این کتاب نوشته است: "دولت بوش از هراس ایجاد شده پس از حوادث یازده سپتامبر برای بنیان گذاشتن سیاست بیرحمی برنامه ریزی شدهای استفاده کرد که 10 سپتامبر غیرقابل تصور و باورنکردنی به نظر می رسید. بوش، رئیس جمهور وقت، دیک چنی، معاون وی و جمعی از مشاوران مورد اعتمادش، به دستاویزهای حقوقی
شک برانگیزی متوسل شدند که به آنها امکان می داد با حیله و ترفند از اجرای قوانین رایج آمریکا طفره بروند. بر این اساس، دولت آمریکا به بهانه محافظت از امنیت ملی، اعتراف های اجباری، بازداشت های غیرقانونی، و دیگر موارد نقض حقوق فردی را ـ که از زمان بنیان نهاده شدن آمریکا کمتر سابقه داشتند ـ مجاز دانست ".
پیتر تریستان، نویسنده این گزارش در "کامن دریمز " معتقد است "فصل تاریک و دردناک " اغراق و گزافهگویی نیست؛ تشکیل کمیسیون حقیقت، محاکمه، و مجازات مرتکبان و همدستان این جنایات ـ نه به مثابه تنبیه بلکه برای اصلاح ـ نیز اقدام شدیدی نخواهد بود، اما حتی واکنش به این فصل تاریک و دردناک، خود در حال تبدیل به جنایت است؛ کمیسیون بررسی سناتور پاتریک لیهی به یک بررسی ساده اکتفا کرده و به تمام مشارکت کنندگان مصونیت خواهد بخشید.
تریستان با اشاره به توجیه رئیس جمهور آمریکا در خصوص این جرائم، نوشته است: اوباما می خواهد به آینده بنگرد، نه گذشته، زیرا به اعتقاد او "از اتلاف وقت و انرژی برای گذشته چیزی عاید ما نخواهد شد "، اما عدالت یعنی تعیین مجازات متناسب با جرائم گذشته و اثبات شده، در غیر این صورت باید 4/2 میلیون زندانی زندان های آمریکا را که جرائم بسیاری از آنها قربانی و خشونتی در بر نداشته و به شنیعی جنایت شکنجهگران نبوده، آزاد کرد.
بر اساس گزارش "کامن دریمز "، لیون ایی. پانتا، رئیس سازمان سیا، با اعتراض شدید به انتشار یادداشت ها، معتقد است این کار، رویه خطرناکی را در باب افشای روش ها و منابع اطلاعاتی بنیان میگذارد. اما باید توجه داشت که در این یادداشتها منابع اطلاعاتی آشکار نمی شوند، بلکه روش های شکنجه افشا می شوند. مخفی نگه داشتن این روشها تنها باعث می شود در آینده نیز بکار روند و تا امروز حتی نام یکی از شکنجهگران فاش نشده است؛ تنها نام گروهی از کارکنان و وکلای دولت بوش از جمله دیوید ادینگتون، جان یو، جی بایبی، استیون بردبری که وظیفه قانونی کردن رویه ها و اقدامات غیرقابل دفاع را با استفاده از روشهای فریب آمیز به عهده داشتند، افشا شده است:.
در این گزارش، با مقایسه شباهتهای شیوه عمل دولت بوش و اقدامات تروریستی القاعده آمده است: شباهت نگران کننده ای بین شیوه ای که دولت بوش و اعضای القاعده برای توجیه اعمال غیرانسانی خود بکار بردند، وجود دارد؛ در قرآن کشتن زنان و کودکان صریحاً ممنوع شده است. در یکی از بشردوستانه ترین آیات قرآن می خوانیم: هر کس یک بیگناه را به قتل برساند، گویی همه بشریت را به قتل رسانده است. هیچ روحانی مسلمانی وقایع یازده سپتامبر را که در آن افراد بیگناه با استفاده از بمبگذاری انتحاری کشته شدند، تأیید نکرد، بنابراین بن لادن تلاش کرد استدلالی برای توجیه این عمل بیابد و این کار را با شهید نامیدن بمبگذاران انتحاری و کافر دانستن مردم بیگناه انجام داد. سپس روحانی گمنامی پیدا کرد تا این توجیه را تأیید کند؛ او هم یادداشت های محرمانه داشت.
کامن دریمز در پایان گزارش خود این سوال را مطرح میکند که آیا وکلا و بازجویان فریبکار [غیرقابل اطمینان دولت] وقت آمریکا باید مجازات شوند؟ یا چون آنها صرفاً از دستورات پیروی میکردند، جرائم آنها قابل چشم پوشی است؟ نویسنده در پاسخ این سوال میگوید: حتی در اسرائیل (فلسطین اشغالی) گاهی سربازان از دستورات غیرمعقول سرپیچی میکنند. اکنون می دانیم که برخی وکلا و بازجویان دولت بوش با شهامت از دستورات سرپیچی کردند و بهای این سرپیچی را هم پرداختند، اما دیگران این کار را نکردند. "اطاعت از دستورات " نمیتواند این اعمال را توجیه کند. سرانجام، تریستان با ابراز تاسف از این که در میان بحث ها درباره موضوع شکنجه ها، نامی از مجرم اصلی برده نمی شود، می نویسد؛ اگر تناقض ها و تعارض های زیادی در این مشاجرات وجود دارد، فیلی (نماد حزب جمهوریخواه) هم آن وسط هست: جرج دبلیو. بوش که در این داستان های ننگ و شکنجه، نام وی به ندرت ذکر می شود. این داستان ها همگی به وکلا، روند کار و مقتضیات آن زمان می پردازند، اما این چنین نبوده است، تصمیمها را او اتخاذ کرده است. او که میگفت: من "تصمیم گیرنده " هستم و همین طور هم بود. این فصل تاریک و دردناک با جرج بوش ـ دستورهای وی برای یادداشتهای محرمانه و شکنجه ـ آغاز شد و باید با او نیز پایان بگیرد.