تاریخ انتشار : ۰۵ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۷:۲۶  ، 
شناسه خبر : ۹۷۸۱۳
ویژه نامه امام روح الله خمینی در خبرگزاری فارس

فرزاد زاد محسن
با نزدیک شدن به دومین دهه از فقدان امام خمینی - آن قله همچنان دست نیافتنی فضیلت‌های خداگونه انسان - ضرورت تاملی جدی‌تر و همه جانبه‌تر در ابعاد مختلف سلوک و سیره سیاسی و معنوی آن عزیز، با همه وجوه متعدد و پرشمارش که گستره عظیمی از آفاق آن "حضور " - به مظهریت تجلی بزرگ بعثت الهی بشر و اسطوره احیای فطرت قدسی انسان در این عصر- را فرا می‌تاباند، بیشتر از همیشه رخ نمایان کرده است. اینک نزدیک به بیست سال از معراج آن مبشر مطلع‌الشمس مشرق توحید و مجلای کامل فتح‌الفتوح کرامات حضرت غیب در عصر محو "معنا " و محاق "یقین "، آنکه سرچشمه پرفیضان منظومه فتوحات ربانی در اتصال با مناهج قدسی وصول و تشریف به سرّ نورالانوار "عبودیت " و "عرفان " بود؛ می‌گذرد. آنکه آسمان در راز هستی شگفت و خداگونه‌اش، خویش را به تمامی بر اهل زمین جلوه‌گر ساخت و میراث همه پیامبران و سنت همه مصلحان سلف،در تباهی تاریخ بی‌ "آرمان " و "ایمان " و "راز "عصر حاکمیت مطلق اتوریته اتوپیای مدرنیته و عصر سلطه هژمونی تکنیک، توسعه و تمدن تولید و مصرف بر تقدیر تاریخی نسان در سخن و سیمای او - چون "رستخیز ناگهانی و رحمت بی منتها " - درخشش از سر گرفت و لمعان جان پر اعجازش، مفتاح ملکوت صدق و سلام و مشارق فیض "وحی " و "ولایت " شد و کوله‌بار آن امانت بر جای مانده را در عصر فراموشی "فطرت " بر دوش کشید؛ ولی روان شب زدگان و اسیر ماندگان طلسم "شک " و "شکست " را به شهود آفتابی ترین حقیقت عالم برد و به کهکشان نور نور واصل کرد.
*اما قصد ما در این نوشتار، نگاهی تحلیلی به واپسین سال حیات الهی امام خمینی است. سالی که شاید جوهره و چکیده و نیز معدل و محصلی از همه ابعاد، دامنه‌ها و ویژگی‌های یک "حضور " را در مقام یک "آئین " و در کلیت و جامعیت خویش در خود باز می تاباند و مجسم می‌کند. گستره گوناگونی و پرشماری اتفاقات و شدت میزان اهمیت و تاثیرگذاری آنها بر روان موجودیت و تداوم انقلاب و نظام به لحاظ استراتژیک، رهبری و مبنایی و ضرورت ورود توأم با بصیرت، هوشمند،‌ قاطعیت، خردمندی، درک و شناخت عمیق پیچیدگی، حساسیت و دشواری شرایط پیش رو و تحلیل و محاسبه دقیق هندسه سیاسی ایران و جهان- که در وضعیتی به شدت حساس و بحران زده در همپیوندی کاملی با یکدیگر بود - و در این شرایط، ‌تصمیم‌گیری‌ها و تدبیرهائی تعیین کننده و تاریخی و به غایت حکیمانه و مقرون به آینده‌نگری و اندیشه‌ای کلیت محور و کلان‌نگر می‌طلبید؛ همه و همه در مجموع و از پی هم در آخرین سال (فروردین 67 تا اردیبهشت 68) روندی را ایجاد کرد که در آن امام، تجلیات بی‌مانندی از تمامی وجوه شخصیت خویش را در طیفی که از تصمیمات سیاسی بسیار مهم مملکتی و ترسیم روند و راهبردهای انقلاب جهانی اسلام در منطقه و سراسر جهان تا ظهورات حکمی، عرفانی، معنوی و ذوقی را شامل می‌شد، در مسیری به شدت کوتاه و فشرده به لحاظ زمانی، اما در نهایت وسعت، گستردگی و بسط و اتّساع کیفی و معنایی و تاریخی از خود به یادگار گذارد.
بر این باورم که علاقمندان مطالعه در ماهیت و مبانی سیره سیاسی و معنوی امام خمینی، از حیث رهبری انقلاب و نظام، شان راهبری اسلام در عرصه جهانی و در مقام یک حکیم، عارف، متأله و ... تا شخصی‌ترین و درونی‌ترین حالات، مقامات و مراتب معنوی ایشان، اگر به دقت و ژرف‌کاوی،تنها- و تاکید می‌کنم تنها-به همین سال و مشخصاً 14 ماه آخر عمر ایشان،نظر افکنند؛ کافی است تا روایت نسبتاً کاملی، و به لحاظ کیفی متبلور و مبسوط‌تری، از همه آنچه در پی‌اش بوده‌اند فرایابند.
نظری به اجمال بر حوادث و رخدادهایی که از آغاز سال 67 تا اردیبهشت 68 از پی هم شکل گرفتند، حجم و دامنه و شعاع بازتاب، نفوذ و اثرگذاری و موج آفرینی و جریان سازی هر یک از این رخدادها بر روند تحولات سیاسی و مسیر سرنوشت انقلاب و نظام، کیفیت و نحوه وقوع این حوادث و جستجوی مواضع، تحلیل‌ها،‌ برخوردها و واکنش‌ها و چگونگی نسبت، تعامل و زاویه دید امام و تبیین آن بر اساس هندسه نگاه و افق کلی اندیشه و شخصیت و شناخت و نیز شیوه مدیریت، ساماندهی،‌ بسترسازی و هدایتگری ایشان، منظر پژوهشی گسترده‌ای را در دورنمایی از آفاق شخصیتی و سلوک رهبری آن یگانه دوران پیش چشم می‌گشاید. وسعت، اهمیت، امتداد و کیفیت تاریخی این حوادث در فاصله‌ای کوتاه‌ و دامنه تاثیرگذاری هر یک بر حالات، روحیات و کلام امام به حدی مهم و بایسته بازشکافی و تعمق است که هر مطالعه‌ای بر محور سیره سیاسی و سکوت معنوی و عرفانی امام بدون دریافت نقش محوری سال آخر عمر ایشان ناقص خواهد بود.
اما پیش از ورود به بحث باید ضرورت یک بررسی و بازاندیشی دقیق و جامع‌ از مراحل و مقاطع مختلف حیات و حرکت امام از آغاز تا رحلت را با استناد به منابع مطالعاتی موجود، مستندات، مکتوبات، خاطرات و ... بر پایه روشی متریک، میان رشته‌ای، متکثر و بینامتنی و معطوف به وجوه متنوع و متعدد شخصیتی امام بر اساس یک دوره بندی و سیر تاریخی را یادآور شد که مقطع مورد اشاره و بحث‌ها نیز می‌تواند حلقه‌ای از این زنجیره به شمار آید. این گفتار تنها طرح موضوع و رهیافتی به یک گستره تحلیلی و پژوهشی وسیع تر می‌تواند بود.
مقطع مورد نظر (68-67) در برگیرنده شماری از مهم ترین حوادث تاریخی انقلاب و ایران بود که ناگهان و به طرزی شگفت‌ همه در یک مقطع کوتاه به صورتی سلسله‌وار و از پی هم رخ دادند؛به گونه‌ای که (صرف نظر از سال تاریخی 60) اگر تمامی حوادث 6 سال پیش از آن (از 61 تا 67) را در کنار هم بگذاریم، به جهات مختلف از موقعیت داخلی،‌ جریان شناسی سیاسی و تعیین سرنوشت بسیاری از چالش‌های عمده و استراتژیک تا معادلات منطقه‌ای و بین‌المللی، قابل قیاس با تنها بخشی از این یک سال نخواهد بود.
بهار سال 1367 با انتخابات مجلس سوم آغاز شد که با موشک‌ باران سنگین و پر حجم تهران توسط عراق و افزایش حجم گسترده سلاح شیمیایی در حلبچه و دیگر مواضع تثبیت شده توسط نیروهای ایران از سوی رژیم بعث و ورود جنگ به دوره‌ای بحرانی و پرتلاطم همراه بود، آغاز وضعیتی که سرانجام به تغییر موازنه قوا به سود عراق [و در پی آن غرب و آمریکا که ناوگان نظامی خود را در خلیج فارس نشانده بود تا سخن ریگان تحقق یابد که: جنگ عراق و ایران قطعاً برنده نهایی نخواهد داشت] و در ادامه به سقوط فاو و مواضع شرق بصره و حتی پیشروی ارتش بعث تا پشت دروازه خرمشهر منتهی یشد.
در این انتخابات، اولین صف‌بندی سیاسی درون نظام هم پس از سال 60 رسما شکل گرفت. در شرایطی که حزب جمهوری اسلامی به عنوان حزب فراگیر با احساس تغییر شرایط قبلی و سالبه به انتفای موضوع شدن پس از چالش‌های چند ساله- که بخشی از ماجرای آن را در خاطرات منتشر شده هاشمی رفسنجانی خوانده‌ایم- با نظر و موافقت امام منحل شده بود،اعلام انشعاب مجمع روحانیون مبارز از جامعه روحانیت مبارز که در آنزمان تنها تشکل فراگیر، مسلط و واجد مرجعیت سیاسی و روحانی داخل حاکمیت محسوب می‌شد، آرایش سیاسی جناح‌های درون نظام را عوض کرد. این انشعاب و انشقاق - که با حمایت و تایید امام صورت گرفت - تنها در ورود یک حزب جدید و نوظهور به عرصه رقابت‌های سیاسی خلاصه نمی‌شد، بلکه پیام آن فراتر از چارچوب فراینده‌های پارلمانتاریستی، ظهور یک اندیشه و گفتمان دیگر بود که از دل آن یک جریان وسیع سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و مطبوعاتی متولد شد و بعدها در دهه 70 و در میانه آن بسیاری از معادلات را تغییر داد.
پیام مهم امام به مناسبت انتخابات در چنین شرایط و فضایی انتشار یافت. این پیام، گذشته از لحن و ادبیات کم نظیری که تا پیش از آن (از 61 به بعد) تنها در نمونه‌های شاخص و منحصر به فردی چون پیام برائت (66) سابقه داشت و شروع یک روند جدید در شیوه نگارش پیام‌های ایشان تا پایان عمر گردید که خود،‌موضوعی جالب توجه است، همچنین آغازگر جریانی شد که از آن پس در تمامی سخنان امام امتداد و انعکاس یافت و آن: تبیین و تشریح دو تلفی از اسلام: اسلام آمریکایی و اسلام ناب محمدی(ص) و مرزبندی روشن و ترسیم دقیق افق‌های این دو نگرش بود که به عنوان اصلی‌ترین محور و مرکزیت اندیشگی (tight motif) در تمامی مواضع و رویکردهای ایشان از این تاریخ با جدیت و وضوح و شدت تاکید و به شکل معنی‌دار و تامل برانگیزی دنبال شد.
امام در سخنرانی نیمه شعبان این سال (که در حقیقت آخرین سخنرانی امام در یک ملاقات عمومی و در حضور مردم محسوب می‌شود و پس از آن جز در دو مورد خاص، دیگر تا پایان عمر سخن نگفتند)؛ به طرزی مشروح، دیدگاه‌های موجود در مسئله انتظار و ظهور را تبیین کرده و از رویکردهای انحرافی، مرتجعانه و متحجرانه در این عرصه، هشدارگرانه‌تر از همه تاکیدات پیشین، پرده برداشتند. در مورد دیگر نامه خصوصی امام به هیئت دولت در خصوص وحدت رویه قابل توجه است که یک ضرورت مدیریتی کلان را طی آن گوشزد می‌کنند. گفتنی است که در همین سال حجم نامه‌های خصوصی و در آن زمان منتشر نشده و محرمانه امام به مقامات سیاسی، قضائی و ... وقت که محتوایی شدید‌اللحن و قاطع دارد، بیشتر از هر سال دیگر است.
در 28 تیر این سال پیام تاریخی و سرنوشت ساز امام به مناسبت موسم حج و به سنت هر ساله صادر شد که طی آن ایران به طور رسمی قطعنامه 598 سازمان ملل مبنی بر آتش بس را پذیرفت و در آن استراتژی کلی انقلاب و چشم‌انداز آینده نظام ترسیم گردید. در شهریور این سال فتوای راهگشای امام در خصوص شطرنج و موشیقی و آلات مشترکه بازتاب فراوان و فراگیری چه در حوزه‌ها و مجامع فقهی و چه در سطح عمومی و فرهنگی کشور و اقشار مختلف اجتماعی یافت و ایشان در پاسخ به نامه انتقادی یکی از مدرسان حوزه علمیه، موضع خود را به نحوی روشن‌تر تبیین کردند. اهمیت تعیین کننده این فتاوی از‌ آن جهت است که امام طی آن بر معماری اندیشه مصلحانه حرکت از اجتهاد مصطلح و مرسوم با دید تنگ نظرانه و معطوف به حفظ وضع موجود و ناکارآمد و ناکافی دانستن آن به سمت فقه پویا و پاسخگو به نیازها و ضرورت‌های تاریخی و اجتماعی که نبض زمانه را به دست دارد و همواره پیشرو و بر فراز زمان حرکت و راهگشایی و خط شکنی می‌‌کند، بار دیگر و به گونه‌ای عملی و عینی تاکید می‌ورزد و در پاسخ روشنگر و تبیین کننده خود به آقای قدیری، ضمن تکرار مواضع قبلی با صراحت و قاطعیت بیشتری از ایده خویش که: "زمان و مکان دو عنصر تعیین کننده در اجتهادند " دفاع می کنند و می‌گویند: "امروز غریب‌ترین چیزها در دنیا اسلام است که نجات آن قربانی می‌خواهد. دعا کنید من هم یکی از قربانیان آن باشم ". پاییز این سال امام در نامه تاریخی "منشور برادری " در پاسخ به شبهات و پرسش‌های آقای محمد علی انصاری، اصول و مبانی رفتارشناسی سیاسی جریان‌های عمده کشور را در رقابت و تعاملات خود تعیین می‌کنند و در پیام مهم "بازسازی و سازندگی " بستر و بنیان این اصلی‌ترین روند و رویکرد حاکمیت و نظام و مسئولان را پس از پایان جنگ تبیین می‌نمایند. در پیام مهم دیگری که به مناسبت سالگرد بسیج مستضعفان صادر می‌شود، فرمان تشکیل هسته‌های مقاومت در برابر سلطه جهانخواران را در سراسر جهان داده و بر حاکمیت اندیشه بسیج به مثابه یک مکتب فکری، اعتقادی و آرمانی برای همه زمان‌ها و همه سرزمین‌ها تاکید می‌کنند.
در دی ماه این سال، پیام تاریخی ایشان به "میخائیل گورباچف " صدر هیئت رئیسه اتحاد جماهیر شوروی سابق تسلیم وی گردید که در سقوط قریب‌الوقوع نظام سوسیالیستی و اردوئی- کمونیزم بین ا‌لملل پیش‌بینی شده بود و در همین پیام رهبر شوروی را از در افتادن به ورطه لیبرایسم غرب برحذر داشته و به شناخت سرچشمه‌های اصیل تفکر معنوی، حکمت الهی و معارف والا و انسان ساز دین و به ویژه اسلام و مبانی عرفان، اخلاق و انسان شناسی آن فرا خواندند. در بهمن این سال فتوای مهم و مشهور امام مبنی بر ارتداد و قتل سلمان رشدی (نویسنده کتاب کفرآمیز آیات شیطانی) انتشار یافت که خود منشاء تحولات و پیامدهای بسیاری در جهان اسلام و دنیای غرب شد و سیر روابط ایران با جهان غرب و اتحادیه اروپا را به شدت تحت‌الشعاع قرار داد و از سوی دیگر به تحکیم و انسجام جبهه متحد اسلامی در سراسر دنیا منتهی شد که تا امروز به تحرکات و اقدامات گسترده‌ای در برابر هر حرکت و موضعگیری اهانت آمیز ضد اسلامی بر مبنای احیای هویت دینی منتهی شده است.
در اسفند همین سال پیام تاریخی و ماندگار دیگری از ایشان،این بار خطاب به روحانیت منتشر گردید که در آن با معرفی تقدس نمایی، تحجر و کژاندیشی و تنگ نظری و جهل و خرافه و تعصب‌ورزی به عنوان بزرگ ترین خطر و چالش در پیش روی حوزه‌ها و روحانیت، افق آینده و دورنمای فقاعت و اجتهاد را در حیثیت تاریخی و رسالت جهانی خود طبق تعریف فقه به عنوان "تئوری تمام نمای اداره همه امور انسان از گهواره تا گور " تعیین کردند.
در آغاز سال 68 نامه مهم ایشان مبنی بر عزل آیت‌الله منتظری از سمت قائم مقامی رهبری صدور یافت و سرانجام در اردیبهشت همین سال و چند هفته پیش از بیماری و رحلت، در پاسخ به نامه مرحوم آیت‌الله مشکینی نظر نهایی و تکمیلی خود را مبنی بر عدم ضرورت شرط مرجعیت برای رهبری نظام اعلام داشتند که تسهیل کننده مسیر انتخاب رهبری آینده توسط خبرگان گردید.
نظری اجمالی به مواضع امام در قبال مهم ترین حوادث این سال از قبیل: پایان جنگ و پذیرش قطعنامه، اختلافات میان جناح‌های سیاسی، تعیین خط مشی کلی نظام پس از جنگ و در دوران بازسازی و سیاست‌های آن، ادامه کار و حدود وظایف و اختیارات مجمع تشخیص مصلحت نظام، تعیین شورای بازنگری و صدور فرمان متمم قانون اساسی، ورود موثر و تعیین کننده در مسئله حوزه و جامعه مدرسین و چالش‌های روحانیت بر اساس یک احساس خطر جدی و تشخیص نیاز حیاتی اصلاح در ساختار حوزه و نظام فقاهت و اجتهاد، عزل قائم مقام رهبری و ... نشان از تاثیر و تسلط انکار ناپذیری بر مسیر این حوادث و رخدادها و هدایت و جهت بخشی آن در مسیری مطمئن دارد که در تمامی پیام‌ها، تصمیم‌گیری‌ها، تدابیر و موضعگیری‌های این دوره یکساله چند محور مشترک خواهیم یافت و در اینجا به آن اشارتی در حد مجال می‌رود:
1. دوراندیشی، آینده‌نگری و نگاه به افق‌های دور: در آخرین دوره از حیات مبارک امام (ره) به وضوح در می‌یابیم که ایشان با گذر از حوادث روزمره و فراتر از سطح ظاهری رویدادها و تحولات پیرامون، بر فراز و فراسوی این جریان‌ها، افقی دورتر را فراروی خویش می‌بینند و چشم‌اندازی وسیع تر را در منظر و میدان دید و اشراف خود دارند و همواره در پی ترسیم آن برمی‌آیند. می‌توان گفت امام به هر بهانه‌ای و در هر پاسخی و پیامی و رهنمودی، ولو کوتاه در اندیشه تغییر هندسه جهان و پی‌ریزی شالوده تفکر حاکمیت اسلام بر جهان و اثبات توانمندی و رهبری و مدیریت آن در برابر پیچیده‌ترین تغییرات و معادلات بین‌المللی است. واکنش امام نسبت به حوادثی متعارف و معمول در حیطه مدیریت نظام، همچون تعیین تکلیف مجمع تشخیص مصلحت و چارچوب اختیارات آن یا پاسخ به ایرادات فقهی یکی از مدرسین حوزه علمیه قم از فتاوی ایشان یا پیام به کارکنان صنعت نفت، جهادگران، هنرمندان، ‌نمایندگان مجلس، مهاجران جنگ و پیام‌های سالگرد بسیج یا ارتش و ... نه تنها در محدوده موضوع و مخاطب اصلی پیام منحصر نمی‌ماند؛ بلکه با عبور از آن گویی همه تاریخ را مخاطب گرفته و روی با همه جهان دارد و ایده‌ها و آرمان‌هایی را پیش رو می‌نهد که تنها از منظری به غایت دوراندیشانه، حکمت باور و یقین یافته و پیوسته به گستره‌های بی‌انتهایی از احاطه ضمیر و ادراک ملهم و شهود باطنی و حدس اشراقی برمی‌خیزد.
نگاهی گذرا به محتوای این پیام‌ها و مقایسه‌ آن با سال های پیش از ان مؤید این معناست که امام (ره)، گوئی از رفتن زودهنگام خویش خبر دارد و به آن است تا در اندک فرصت‌های باقی مانده و با هر بهانه و به هر مناسبتی، مسیر پیش رو را در چشم آیندگان روشن سازد و خطرها و موانع را یکی پس از دیگری یادآور شود. معیارها را به وضوح تمام آشکار نماید و مواضع همیشگی خود را شفاف‌تر و بی‌پرده‌تر و در یک قالب و صورت‌بندی جدیدتر بیان دارد و جای هیچگونه ابهام و تردیدی باقی نگذارد. ایده و الگوی اصلی و راهبردی امام (ره) مرزبندی دقیق و صف آرایی علنی و رودرروی اسلام ناب محمدی(ص) - به عنوان تجسم کامل همه ارزش‌ها و فضیلت‌های راستین مکتب توحید با همه حقانیت و اصالت خویش در برابر اسلام آمریکایی است که تقریباً هیچ یک از پیام‌ها و موضع‌گیری‌ها و اظهارنظرهای ایشان در این یک سال آخر، فارغ از آن نیست و در هیچ فرصت و مناسبتی از آن غفلت نشده است که از اهمیت این موضوع در تعیین مسیر آینده انقلاب و ضرورت جا انداختن آن در اذهان عمومی و فرهنگ انقلابی و سیاست‌های استراتژیک و دورنمای بین‌المللی نظام نزد ایشان خبر می‌دهد.
2- دغدغه و نگرانی نسبت به آینده: هرچه به پایان عمر امام (ره) نزدیک‌تر می‌شویم حجم نگرانی و دغدغه ایشان را نسبت به آینده اسلام و نظم و انقلاب، بیشتر و جدی‌تر احساس می‌کنیم. حتی طرح مسئله اسلام ناب محمدی‌(ص) و اسلام آمریکایی نیز از متن همین دغدغه‌مندی برمی‌خیزد تا مبادا در آینده شاخص‌ها و معیارهای اصلی اسلام راستین با دروغ و نفاق و فریب و تزویر صورتی دیگرگونه به خود گیرد و مشتبه و مقلوب و مسخ و تعریف شود: این دغدغه‌ها از عمق درک هوشمندانه ایشان نسبت به نقاط آسیب‌شناختی و حساس و ضربه‌پذیر انقلاب و جمهوری اسلامی در طی مسیر آینده و در رویارویی با پیشامدها و مخاطرات محتوم در میانه راه برآمده است. گذشت زمان و ظهور تدریجی بسیاری از مسائل و چالش‌ها و بحران‌ها در سال‌های پس از فقدان امام (ره) نشان داد که عمق هوشمندی و نگاه واقع‌بینانه، جامع و فرانگر ایشان تا چه میزان، گره‌ها و گسل‌ها را از دوردست و پیشاپیش و زود هنگام رصد کرده و نسبت بدان هشدار داده است.
3- نگاه جهانی و فرا منطقه‌ای به انقلاب و تداوم تاریخی آن: سخنان یک سال آخر امام (ره) نشان از یک نگاه جهانی و درگذر از مصلحت‌ها و موقعیت‌های داخلی و دارای ابعاد فرامنطقه‌ای و معطوف به تغییر هندسه سیاسی جهان و معادلات حاکم بر آن دارد. طرح ضرورت تشکیل هسته‌‌های مقاومت حزب‌الله در سراسر جهان، بخشیدن ابعادی جهانی به بسیج و عدم انحصار آن به ایران، توجه ویژه به جنبش‌های مقاومت شیعی در لبنان، پاکستان و ... تاکید بر امتداد و گسترش جبهه‌های جدید در جنگ فقر و غنا و توسیع و بسط دایره مفهومی مبارزه و مقاومت در یک گستره جهانی، با پایان یافتن جنگ عراق و ایران هم در این بستر شکل می‌گیرد.
امام (ره) در این یک سال، حساسیت‌ و هوشیاری مضاعفی توام با یک اشراف دقیق به موقعیت ایران در منطقه، جهان اسلام و نیز سراسر دنیا دارد؛ نسبت آن را با سیاست‌های بین‌المللی به خوبی می‌نگرد، چالش‌های سران قدرت‌های جهانی را با اندیشه و افق انقلاب اسلامی به دقت زیرنظر می‌گیرد و در هر مناسبتی، تداوم تاریخی انقلاب اسلامی و گسترش آن از مرزهای گذشته به سمت تعیین تقدیر آینده جهان و به تعبیر خود ایشان "فتح سنگرهای کلیدی جهان " را گوشزد می‌کند. همچنین امام(ره) در سال آخر، ابعاد رهبری خود را کاملا در معیارهای جهانی و منطبق و متناظر با مفهوم "هدایت انقلاب جهانی اسلام " تعریف و تثبیت کرده است. ارسال پیام به گورباچف، دیدار با شوارد نادزه، صدور حکم قتل سلمان رشدی، اعلام موضع صریح نسبت به بحران‌های ایجاد شده در روابط تحادیه اروپا و سران غرب با جمهوری اسلامی پس از این فتوای تاریخی، برجسته‌تر شدن و اهمیت بی‌سابقه مقوله سیاست خارجی، روابط بین‌المللی و اولویت‌های راهبردی نظام در این زمینه و در مواضع ایشان بازنمای این رویکرد امام (ره) در آخرین سال حیات و رهبری خویش است.
4- راهگشایی، عرضه‌آفرینی و تحول‌جویی: سراسر سخنان، تصمیم‌گیری‌ها و تدابیر حکومتی امام (ره) در واپسین سال، منظری بی‌سابقه از جسارت، هوشمندی و به دست گرفتن ابتکار عمل در رفع محدودیت ‌ها و موانع و بسترسازی تحول در تمامی عرصه‌های سیاسی، فرهنگی، اجتماعی را آشکار می‌سازد. در نگاهی گذرا به برخی مواضع امام (ره) از جمله: تصمیم‌ تاریخی پذیرش قطعنامه با مسئولیت شخصی خویش، پاسخ به نمایندگان و تصمیم‌گیری درباره انطباق تمامی سیاست‌ها با قانون اساسی پس از جنگ، شورای بازنگری قانون اساسی، مسائل جامعه مدرسین و طرح نکاتی بی‌سابقه درباره آینده روحانیت و اداره حوزه‌ها و مدیریت فقهی، تعیین تکلیف رهبری، فتاوی مشهور به شطرنج و موسیقی و ... نشان از یک روحیه مصمم و اندیشه خلاق در سنت شکنی و گذار از چارچوب‌های پیشین با جسارت و جرئتی بی‌نظیر و بر اساس ضرورت حفظ مصلحت کلی نظام و اسلام دارد. این عرصه‌آفرینی، مرزگشایی، ابداع و ابتکار و طرح نظریه‌های نوین و منطبق با نیازها و مقتضیات روز و گشودن افق‌های جدید، به نحوی که هیچ کس را جز او یارای این ورود شجاعانه به بسیاری از مقوله‌ها و حریم‌های غیرقابل تغییر نبود؛حاکی از محوریت اندیشه و گفتمان "تحول‌آفرینی " در مسیر پیشبرد نظام و جلوگیری از رکود، جمود و توقف آن در لایه‌های جزم‌اندیشی، تنگ نظری و انحصار در منافع محدود و سیاست‌های معطوف به حفظ وضع موجود در نگاه و نظر ایشان است.
5- نگاه کلان، جامع و راهبردی به همه مقوله‌ها: در امتداد این اندیشه و نگرش راهگشاست که شاهد یک نگاه کلان نگر، منظومه‌وار، متکامل و فراگیر در تمامی مواضع و بیانات امام (ره) در این یک سال هستیم؛نگاهی که در کوتاه‌ترین زمان ممکن، با جامعیت و کلیت خود،‌جغرافیای اندیشه و هندسه معرفتی آن حضرت را ترسیم می‌کند. امام(ره) حتی در نامه ها و پاسخ‌های کوتاه خود نیز، گوئی نه با مخاطبی خاص که با همه تاریخ و بشریت رودررو است و می‌کوشد تا جوهره تفکر خود را به هر بهانه ای متبلور سازد. نگاهی به افزایش حجم پیام‌های امام (ره)- نسبت به سال‌های 64 تا 67- و تحلیل محتوایی این پیام‌ها حاکی از این حقیقت است که ایشان در زمانی فشرده، گوئی در پی آن است تا تمام ناگفته‌ها را مطرح و چکیده تمامی اندیشه‌های خود در طول تمامی سال‌های مبارزه و رهبری را یکجا عرضه و تبیین نماید. همچنین در تداوم همان نگره عرضه‌گشایی و گستردن افق‌ها و ساحت‌های نایافته از بینش و دریافت خود، نگاهی راهبردی، طراح، نظام ساز و مبتنی بر ترسیم (vision) و چشم‌انداز دارد.
این جامعیت، راهبردی بودن و تعبیه راهکارهای عملی و ظرفیت‌های اجرایی را در مواردی چون منشور بازسازی و سازندگی، منشور برادری، توصیه‌ها و رهنمودها به روحانیت در زمینه اجتهاد و منابع فقهی و روز‌آمدی و کارآمدی آن، بازنگری قانون اساسی، اصلاح اساسنامه مجمع تشخیص مصلحت و ... به وضوح می‌توان مشاهده کرد.
6- ظهور‌، تکامل و اوج‌گیری ابعاد و عرصه‌های عرفانی، عاطفی و معنوی و سرانجام در آخرین سال حیات و حضور حضرت امام (ره)، شگفتگی و ظهور قابلیت‌های عظیم عرفانی و معنوی را در رفتار و سیره و سخن آن عزیز، در اوج و اکمال آن شاهدیم. با گذری به اشعار سروده شده (در فاصله فروردین 67 تا فروردین 68) که حاوی بسیاری از منویات درونی و تأملات اشراقی و عرفانی و حالات عاطفی و روحی ایشان است تجلیات بدیع و بی‌سابقه‌ای از این تکامل را در آخرین حد خویش می‌توان یافت. نگارنده در گفت‌وگوهای متعددی که با برخی از نزدیکان حضرت امام(ره) داشته، این حقیقت را دریافته است که رفتار و سیره فردی آن یگانه اعصار در این یک سال نسبت به گذشته بسیار متفاوت و ناشی از یک ارتقا و اعتلای روحی و تصعید و تجلیه باطنی و سرشار از تجارب ناب برخاسته از شهودات باطنی و اتصال آن روح قدسی و جان ربانی با سرچشمه‌های فیض و حکمت و اشراق و معرفت قلبی بوده است.
جلوه روشن و برجسته این "حکمت " و "عرفان " و پررنگ شدن معنی‌دار و پررمز و راز آن در تمامی حالات و روحیات و به ویژه در ادبیات امام (ره) - چه در وجه فردی آن که در اشعار یک سال آخر ایشان نمودی کامل و چشمگیر دارد و چه در وجه عمومی آن که پیام‌ها و مواضع علنی آن حضرت است- وجهی ناشناخته از آن شخصیت بی‌مانند را به قدر استعداد و استطاعت باز می‌نمایاند.
این همه، ‌تنها نکاتی به اختصار و اجمال بود از طرح و پژوهش گسترده‌تری که پیرامون آخرین سال حیات و حضور آن آخرین یادآور پیامبران در عصر غیبت و شاهد و شمع جمع سرحلقه عاشقان و به حق پیوستگان توسط نگارنده در دست انجام بوده و به یاری خدا در آینده به صورت کتابی مستقل منتشر خواهد شد.
والحمدلله اولا و آخرا