تاریخ انتشار : ۲۲ مرداد ۱۳۸۸ - ۰۹:۱۴  ، 
شناسه خبر : ۹۷۸۷۰
احمد کریمى اصفهانى ، دبیرکل جامعه انجمن‌هاى اسلامى اصناف و بازار در گفت‌وگو با روزنامه «جوان»:
محمدمهدی اسلامی اشاره: جامعه انجمن‌های اسلامی‌اصناف و بازار یکی از قدیمی‌ترین نهادهای مدافع بخش خصوصی در ایران است. احمد کریمی‌اصفهانی، دبیرکل این تشکل یک روز داغ انتخاباتی در گفت‌وگو با روزنامه جوان از ملاک‌های تشکل متبوعش برای انتخاب نامزد ریاست‌جمهوری همچنین مواضع هر یک از نامزدها در برابر بخش خصوصی گفت. هرچند به وضوح می‌کوشید با رعایت اخلاق و حفظ حریم دیگر نامزدها، انتقادها از عملکرد گذشته آنها را در مصاحبه بیان نکند، اما از ریشه‌های عدم حمایت از دیگر کاندیداها و نگرانی‌های بخش خصوصی از احتمال تصدی آنها نیز سخن گفت.

* موضع جبهه پیروان خط امام و رهبری در انتخابات اخیر برای برخی قدری غیر منتظره بود و با توجه به برخی نقدها انتظار داشتند که برخی تشکل‌های جبهه رویکرد خوبی نسبت به آقای احمدی‌نژاد نداشته باشند، چگونه شد که جامعه انجمن‌های اسلامی‌اصناف و بازار به عنوان یکی از اعضای جبهه این حمایت را پذیرفت؟
** من یک مطلب را باید عرض کنم که جبهه پیروان خط امام و رهبری از 14 تشکل تشکیل شده است که قبلاً هم به عنوان شورای هماهنگی این رویه را انجام می‌داد و بعد‌ها تغییر نام داد. این شورا به عنوان یک وظیفه خود را مکلف می‌کرد، تمام مسائلی که برای انقلاب رخ می‌داد، هم امور مجلس و هم دولت و مسائل مختلف را به عنوان چشم و گوش کوچک رهبر و نظام آن را رصد کند و دقیقاً امور را دنبال کند و اگر اموری را نادرست می‌دانست تذکرات لازم را می‌داد. در تذکر هم مبنایش این نبود که سیاه‌نمایی کند، بلکه به عنوان یک دلسوز مسائل را دنبال می‌کرد و از باب دلسوزی مطالب را برای پیشبرد نظام مطرح می‌کرد. هیچ دولتی هم به روی کار نیامده است که بدون اشکال باشد و شاید بیشترین اشکالاتی که ما بر دولت جدید وارد دانستیم برخی مسائل اقتصادی بود، ولی دولت نهم نسبت به دولت‌های قبلی برتری‌‌‌هایی نیز داشته است. سیاست خارجی و اینکه موضع‌گیری‌ها تدافعی نبود بلکه ارزش‌‌های انقلاب را پاسداری کرد و در صحنه بین المللی آبرو و حیثیت نظام را حفظ کرد. در حالیکه در دولت‌های قبلی اینگونه نبوده است و مباحثی که به خاطر آن انقلاب کردیم، در دولت‌های قبلی مورد مناقشه و تاخت و تاز بود. بحمدالله در دولت فعلی یکی از چیزهایی که بسیار برجسته بود همین پیروی از ارزش‌های خط امام و رهبری بود و همه ملت از این امر و استمرار آن خوشحال هستند و حتی در عرصه بین‌المللی این گونه نبود که از بیان ارزش‌ها خجالت بکشد و این باعث شد تا چهره ای مطلوب در صحنه بین‌المللی پیدا کنیم.
تقریباً همه تشکل‌ها در جبهه نسبت به این موضوع اتفاق نظر داشتند و در زمینه اقتصادی نیز نقدهایی داشتیم که سعی می‌کردیم قبل از اینکه آن را به صحنه و جنجال بکشانیم، به صورت خصوصی به اطلاع مسؤولین برسانیم تا اصلاح شود. آقای احمدی‌نژاد نیز از این موضوع تا حدودی استقبال می‌کردند. در صورت پیروزی ایشان در انتخابات ریاست جمهوری هم، تحقق اصل 44 و توجه کافی به آن از اولویت‌های کاری رئیس جمهور باید باشد، به طوری که قیمت‌ها در صحنه رقابت به واقعیت نزدیک‌تر شود. حضور در صحنه بین‌المللی به صورت قوی و ایجاد کار و اشتغال برای کسانی که وارد بازار کار شده اند، باید از دیگر فعالیت‌های احمدی‌نژاد در مقام ریاست جمهوری دوره دهم باشد.
مسأله دیگر در خصوص این تصمیم گیری اینکه، درجبهه پیروان خط امام و رهبری در مسأله ریاست جمهوری یک چارچوب و ضوابطی حاکم است. در مجلس شورای اسلامی‌با توجه به اینکه تعداد نمایندگان زیاد است برای هر تشکلی حق تحفظ وجود دارد که مستقل تصمیم بگیرد و طبیعی است که برای ریاست جمهوری به صورت واحد تصمیم بگیریم. بعد از جلسات زیادی که داشتیم که واقعاً جلسات پرکاری هم داشتیم؛ به جمع بندی لازم رسیدیم و تعهدمان هم این بود که هر آنچه خِرَد جمعی به آن برسد همه ملزم به آن باشند و به این جمع بندی رسیدیم که از آقای احمدی‌نژاد حمایت کنیم. منتها لازم می‌دانم چیزی را عرض کنم که حفظ وحدت در مجموعه اصولگرایان به مراتب از انتخابات ریاست جمهوری و مجلس مهم‌تر است و در این مسأله سعی کردیم رعایت کامل را بکنیم و این را برای خودمان افتخار می‌دانیم.
* شما اشاره کردید که از انتقادات استقبال شد، در حالی‌که آقای احمدی‌نژاد متهم است که به احزاب بهایی نمی‌دهند، آیا در این مدت شما ملاقاتی هم با رئیس جمهور داشتید؟
** بله، ملاقات‌های مختلفی با ایشان داشتیم و یکی از این مسائلی را هم که بیان کردیم این بود. به نظر می‌رسد که باید پشتیبانی احزاب در دولت از جایگاهی خاص برخوردار باشد، چرا که ما داعیه دار دموکراسی هستیم. نقش احزاب هم باید از این جهت باشد که آنها تفکری را نمایندگی می‌کنند، نه به این صورت که احزاب عده و عُده ای داشته باشند و دنبال منافعی باشند. احزاب در زمینه اداره جامعه دارای تفکراتی در اموری همچون مسائل اقتصادی، اجتماعی و. . . هستند، بنابر این لازم است که این گونه احزاب دارای تعامل با دولت باشند. جامعه ای که دارای حزب است نیز کمتر دچار مسائلی مانند توطئه‌های جهانی می‌شود و از این جهت موجب می‌شود دولت نیز دارای حمایت‌هایی شود. مثلاً همانطور که شما می‌دانید در رابطه با مسائل بازار و اصناف، تشکل ما در این سی ساله به دلیل اینکه افراد متدین و گوش به فرمان رهبری همچون مرحوم شهید حاج امانی که در آن حاضر بوده اند، توانسته با محبتی که از سوی جامعه احساس می‌کرده است، خیلی از توطئه هایی که از قبل وجود داشته را جلوگیری کند و ما این امور را وظیفه خودمان می‌دانیم.
البته آقای دکتر احمدی‌نژاد در این رابطه نظری داشتند و گفتند اگر بحثی در رابطه با احزاب بود، نه به این صورت که منظور فله‌ای باشد و کل احزاب را در بر‌ بگیرد، بلکه متوجه برخی از احزاب بود که ادعای سهم خواهی می‌کنند و این به صلاح دولت و ملت نیست.
ما معتقدیم که آقای احمدی‌نژاد نسبت به این مسأله دقت کافی را داشته باشند و نکته ای که به صورت نقد هست و لازم است در اینجا بیان کنم این است که ما هیچ پیغمبری را نداشته ایم که بگوید من امت را نمی‌خواهم و باید قبول کنیم و بدنه امت و خیلِ این امت در احزاب است.
* عده ای معتقدند که این گونه حمایت اصولگرایان از آقای احمدی‌نژاد قطعاً به خاطر سهم خواهی است.
** این مسأله را تمام اعضای جبهه در مصاحبه‌هایشان اعلام کردند که ما به وظیفه‌مان عمل کرده ایم و هیچ‌گونه سهم‌خواهی‌ای را مدنظر نداریم، سوابق جبهه پیروان خط امام و رهبری نشان می‌دهد که هیچ گاه در انتخابات‌ها در پی سهم‌خواهی نبوده است. اگر موضوعی به نام سهم‌خواهی صحت داشته باشد هرگز نمی‌توان بر افرادی که در پی سهم خواهی هستند نام اصولگرا گذاشت. سهم‌خواهی با اصولگرایی در تضاد است. اصولگرایی به جبهه پیروان خط امام و رهبری حکم کرده که هرگز در پی‌ سهم‌خواهی نباشند. اما یک اصل دیگری که ما به آن معتقدیم نقد است. البته نقدی که سازنده باشد نه اینکه به سیاه نمایی طرف مقابل منتهی شود. ما نقد را از تخریب جدا می‌دانیم. ما در همه دولت‌ها این رویه انتقادی را داشته‌ایم و مختص آقای احمدی‌نژاد نیست. در این دوره از انتخابات ضمن اینکه از آقای احمدی‌نژاد حمایت می‌کنیم، به انتقاد درون گفتمانی نیز معتقد هستیم. خدمت ایشان هم بیان کردیم و اینجا هم می‌گوییم که هدف ما عزت نظام است و سربلندی نظام و آن چیزی که ولایت خواستار آن است.
* اتفاقاتی که اخیراً رخ داد یکی تعطیلی بخشی از بازار لاله زار بود و برخی از روزنامه‌ها این تیتر را انتخاب کرده اند که بعد از انقلاب تا به حال دوبار شاهد تعطیلی بازار بودیم و هر دو بار در دولت آقای احمدی‌نژاد بود. می‌خواهم بدانم که آیا این مسأله درست است که بدترین نوع تعامل مربوط به دولت نهم است یا دردولت‌های قبل هم واکنش‌هایی وجود داشته است؟
** مسأله لاله زار مسأله ای جدا از مسائل اقتصادی است و مسأله بازار در هیچ کدام از دولت‌ها از اول انقلاب تا به حال در مقابل نظام نبوده و علت آن هم این بوده که ما شاهد تفکر دولتی کردن اقتصاد بوده‌ایم و این به معنای اقتصاد را در ید دولت قرار دادن بوده است و شاید بیشترین این وضعیت هم در اوایل دولت آقای موسوی بود و در اختیار دولت قراردادن و این مسأله مقداری برمی‌گشت به شرایط آن زمان و مقداری ناشی از تفکرات مسؤولین بود و جناب آقای موسوی هم یکی از آن افراد طرفدار این روند بود و الان شرایط بسیار تغییر کرده است. چون ما دارای چشم انداز بیست ساله هستیم و وضعیت ما را تغییر داده است و به دنبال آن این دولت و مجلس هم باید از این چشم انداز پیروی کنند و ما مقداری دنبال برنامه پنج ساله چهارم بودیم که آن هم تقریباً مشی‌ای را برای اقتصاد مشخص کرده است و الان در آستانه برنامه پنج ساله پنج هستیم که همگی باید در خدمت چشم انداز بیست ساله باشند. اگر پیشرفت ‌هایی هم در زمینه خصوصی سازی انجام شده است، در طول این سال‌های اخیر و پس از ابلاغیه اصل 44 قانون اساسی بوده است. اگر این ابلاغیه به سمت اجرایی شدن کامل پیش برود، موجب ایجاد بازار خوبی می‌شود.
نسبت به دولت این انتقاد نیز وجود دارد که قبل از اینکه این مسائل بوجود بیاید باید چاره اندیشی و به این موضوع رسیدگی کند که البته دولت توانست به خوبی این قضایا را مدیریت کند.
* آقای موسوی گفته اند که اگر رئیس‌جمهور شوم خصوصی سازی را در دستور کار خود قرار می‌دهم، اما جملاتی موهن همچون «زالو صفت» درباره بازار در آرشیو رسانه‌های آن زمان هست که نشان از نگاه کاملاً منفی ایشان به بازار است. آیا به نظر شما تفکیک بخش خصوصی از بازار یک تفکیک منطقی است؟
** خیر؛ چشم انداز بیست ساله و دیگر برنامه‌ها و ابلاغیه اصل 44 قانون اساسی، شاید دیگر دست هر کسی را باز نگذارد که به صورت فله ای و آزادانه و سلیقه ای فعالیت کند و دقیقاً باید در این چارچوب عمل کند؛ اما یک تفکری در جان ایشان شکل گرفته است و بر ایشان حاکم است که اگر ایشان هنوز دارای آن تفکرات است و فرضشان بر این است که از افرادی که در آن زمان از آنها استفاده می‌کرده است، همچنان استفاده کند، به نظر من اشتباه کرده اند که وارد عرصه انتخاباتی شده اند؛ چون در حال حاضر مملکت در شرایطی قرار دارد که باید به سمت خصوصی سازی پیش برود و باید کارها به مردم سپرده شود و غیر از این امکان ندارد. تذکر این امر هم لازم است که سیاست‌های کلی نظام را رهبری تعیین می‌کند و گهگاهی هم نامزدهای ریاست جمهوری ما در جایگاه خودشان اشتباه می‌کنند، چون جای قانونگذاری در مجلس است و بنابر این حق آمدن و بیان کردن هر نوع بحث و گفت‌وگویی را ندارند، موضوعاتی که گاه خارج از قانون است و ربطی به مسائل اجرایی ندارد. ممکن است که بتوانند از زبان ریاست جمهوری طرحی را به مجلس بدهند یا اینکه بگویند از فلان وزیر استفاده می‌کنم یا نمی‌کنم و. . . آن چیزی را که باید نهایی شود با مجلس است. فرض کنید راجع به ملی کردن صنعت نفت؛خُب ملی شده و حالا می‌خواهیم آن را در قالب سهام به مردم بدهیم و این از وظایف مجلس است و هر چیزی را که به صورت قانون در آمد رئیس جمهور مکلف به اجرای آن است و متأسفانه هیچ کسی جایگاه خودش را نمی‌داند. وارد مسائل نیروی‌انتظامی ‌می‌شود وارد مسائل قضایی می‌شود و دیگر مسائلی که ربطی به جایگاه رئیس جمهور ندارد یک رئیس جمهور باید مدیر خوبی باشد تا بتواند مصوبات مجلس را اجرا کند.
پاسخ شما هم این است که آقای موسوی دارای تفکر دولتی کردن است، این شاید زیاد هم علنی نشد اما با توجه به اینکه عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام هستند، علت اینکه چرا ایشان حدود یک سال در جلسات تشریف نمی‌آوردند، چیست؟ باید مشخص شود آیا غیر از این است که به دلیل مخالفت ایشان با مصلحتی که مطرح می‌شود، بوده است؟ آیا غیر از این است که به دلیل همین تفکر دولتی در جلسات شرکت نمی‌کردند؟ به نظر من آقای موسوی باید حتماً بداند که اگر دارای آن تفکر باشد، جایگاهی در نظام ندارد و جز توقف در روند نظام دستاوردی را برای ملت و نظام ندارد.
* بیان شما حاکی از برخی ریشه‌های تاریخی در تفکر مهندس موسوی است، از مواجهه‌های دولت مهندس موسوی با بازار نکته ای در خاطر دارید؟
** ابتدا یک مقدمه ای عرض کنم، باید دانست که اگر کسی بیاید و در اقتصاد منافعی برایش متصور نباشد، هیچ دلیلی ندارد که وارد بازار شود. در صورتی‌که اصناف همانطور که از قبل هم مشخص بوده؛ این همه از جوانان به جبهه رفتند و ضمن اینکه حضورشان در جبهه بود، در صحنه اقتصادی هم نقش ایفا می‌کردند.
اما خیلی از افرادی که از اصناف در آن زمان در صدر کارها بودند مورد بغض آقای موسوی قرار گرفتند و حتی کار برخی از آنها را پیچیده کرده و به دادگاه می‌کشاندند که اگر نظر امام نبود شاید خیلی از این برخوردها پیچیده تر می‌شد. یک نمونه از آنها در مورد شرکت فرش بود که منهای خود بنده، بهترین افراد و سرشناس ترین افراد را داشتیم. اما ایشان به لحاظ اینکه چرا اینها در فعالیت‌های اقتصادی حضور دارند به دادگاه می‌کشاند. برخوردهای ایشان با اصناف و این گونه افراد خیلی نامناسب بود، چون آنها اعتقاد به بخش خصوصی نداشتند. معتقد بودند که اینها افرادی‌اند که تنها به مسائل شخصی فکر می‌کنند.
اخیراً هم برخی مسائلی را مطرح کردند که بسیار تعجب آور است، اینکه گفته‌اند اصناف سیاسی نیستند، این حرف کاملاً غلط است. چون بازار و اصناف در مسائل سیاسی جزء اولین‌ها بوده است. در تمام مسائل سیاسی اگر دقت کنیم جا پای اصناف محکم ترین جاپاها بوده است، مانند قضیه مشروطیت و ملی شدن صنعت نفت یا نهضت تنباکو یا قیام سال 42 که شاخص ترین نمونه است. مانندشهیدان عراقی، حاج صادق امانی و بخارایی و. . . تمام کسانی که در نهضت مستقیم و غیرمستقیم حاضر بودند؛ این بدان جهت بود که افرادی که روابط عمومی‌قوی دارند، مسائل خیلی سریع به آنها منتقل می‌شود، بنابراین اکثر اصناف را شما می‌بینید که در عرصه‌های سیاسی دخیل بودند و اگر این ارتباط تنگاتنگ آنها با روحانیت نبود، خیلی از ارزش‌ها از بین می‌رفت و محاسنی که اصناف دارند نه تنها سیاسی بودن آنهاست بلکه مذهبی هم بودند. دقیقاً همان مسأله سیاست عین دیانت ماست را ترجمه کرده اند ولی اگر بگوییم مرادمان از سیاست «سیاسی‌بازی» است البته سیاسی باز نبوده اند. چون سیاست را بر مبنای تکلیف انجام داده اند و نه برای رسیدن به قدرت. متأسفانه خیلی از کسانی که وارد سیاست می‌شوند با انگیزه رسیدن به قدرت وارد می‌شوند ولی اصناف و بازار این گونه نیستند. این‌ها شعار نیست و تاریخ اثبات می‌کند که بر اساس یک تکلیف وارد سیاست شدند و این سیاست به‌گونه ای است که هم دنیای آنها را تأمین می‌کند و هم آخرتشان را.
همه انقلاب‌ها یک سال یا دوسال و در نهایت چهارسال طول عمر داشتند، ما 30 سال از انقلاب را پشت سرگذاشتیم و انقلابی بود که نهایت دشمنی از شرق و غرب با آن شده است. همه دنیا یک طرف و انقلاب طرف دیگر و حتی کسانی که مدعی‌اند که با ما هستند در پنهان با دیگران سر و سِرّی دارند. البته با توجه به اینکه ما در منطقه به عنوان یک قدرت هستیم، ناچار هستند که ما را بپذیرند و اگر امروز آمریکا با شعار تغییر آمده است، این شعار تحت تأثیر این تفکر حاکم بر جمهوری اسلامی‌ می‌باشد که به سرعت بر کل دنیا تأثیر گذاشته است. امروز آمریکا می‌داند که اگر قرار است در عراق پای میز مذاکره صلح بنشیند، بدون حضور ایران این امر محقق نمی‌شود یا در افغانستان اصرار دارد که ایران حضور داشته باشد و این به‌خاطر قدرت ماست که متکی بر یک قدرت 1400 ساله است و می‌داند که با یک نظام و با پیشینه قوی هرگز نمی‌تواند مبارزه کند. اما شاید یکی از دلایلی که توانست انقلاب این وضع را در طول سال‌های انقلاب و بعد از آن استمرار ببخشد، همین دیدگاه حمایتی اصناف بود. بنابراین باید این دقت را به کار ببرند که بازار با این پیشینه سیاسی حاضر هست و هر کس که غیر این را بگوید یا اصناف را نمی‌شناسد یا سیاست را نمی‌داند که چیست و بنابراین مراجعه کند به تاریخ تا به نقش بازار پی ببرد.
* سال 62 حضرت امام، ‌یک سخنرانی در جمع معتمدین بازار دارند که آنها باید در صحنه باقی بمانند و فکر می‌کنید که چه دغدغه‌ای امام داشتند که موجب شد اصرار داشته باشند که اصناف در صحنه باشند؟
** برای دانستن علت این نظر امام، لازم است علت تشکیل جامعه انجمن‌های اسلامی‌اصناف و بازار را عرض کنم. به لحاظ همان ارتباطی که با روحانیت و با خود امام بود ضرورت چنین تشکیلاتی دیده می‌شد که باید باشد. بنابراین به دستور شهید مظلوم آیت‌الله دکتر بهشتی و با محوریت مرحوم حاج سعید امانی به عنوان یکی از محورهای سرشناس که از یکی از خانواده‌های اصیل و انقلابی بود، تأسیس شد. مرحوم امانی برای همه اصناف شناخته شده و مورد احترام بود و می‌دانستند که با استمرار و پشتکار ایشان و همکارانشان می‌توانند خیلی از توطئه‌ها را در نطفه خفه کنند و با هوشیاری‌ای که داشتند طبیعی بود که اولین گروه‌‌‌هایی که بلند می‌شدند واگر انحرافی قرار بود بوجود بیاید دخالت می‌کردند.
امام (ره) با اطلاع و آگاهی ای که از اصناف داشت از سال 42 به آنها توجه ویژه داشتند. این مسأله را اکثر کسانی که اطلاعیه‌ها و کار‌های امام را دنبال می‌کردند و مسائل را پیگیری می‌کردند، اذعان دارند و با اسناد می‌توانم اثبات کنم. چه در زمانی که امام در داخل یا خارج از کشور بودند اکثر کسانی که اوامر امام را دنبال می‌کردند، اصناف بازار بودند امثال آقای عسگر اولادی‌‌ها، امانی‌ها، شفیق ها، ‌اسلامی‌ها و دیگر افرادی که زندگی شان را برای انقلاب گذاشته بودند. طبیعی بود کسانی که زندگی شان را برای نظام گذاشته بودند، برای استمرار آن دلسوزی بیشتری دارند و به همین خاطر امام رابطه خوبی با بازاریان داشتند و از معتمدین رهبری بودند. امام افراد شاخصی را از بین آنها در رأس قرار دادند مانند آقای عسگر اولادی، آقای امانی و شفیق و دیگر افراد، اینها کسانی بودند که متدین و معتمد امام بودند و من نمی‌خواهم از برخی جملاتی که ایشان به کار بردند، برای بازار سوءاستفاده کنم، ولی برای اهمیت بازار یکی از قول‌های ایشان را بیان می‌کنم که فرمودند: ‌«اگر بازار نباشد در خیلی از مسائل ممکن است مشکل ایجاد شود.» این نظر امام و مقام معظم رهبری و دیگر بزرگان بود؛ و ما نیز در حمایت از انقلاب تا آخر ادامه خواهیم داد.
* برخی معتقدند که اصناف و بازار دیگر آن اصناف سابق نیستند و زمانی‌که اصناف پشت سر انقلاب بودگذشته است، آیا شما قبول دارید؟
** خیر، شاید برخی دیدگاه‌ها عوض شده باشد و این هم البته متأثر از برخوردهای اوایل انقلاب است، خیلی بزرگان ما به‌خاطر بگیروببندها و مسائل دیگری که بود، ممکن است که بازار را ترک کرده باشند. و شاید پیدا کردن جایگزینی برای آنها خیلی سخت باشد. اما اینکه فکر بازار دیگر مانند گذشته نیست، باید بگویم که بازار مصمم تر و و محکم تر از برخی اقشار پای آرمان‌های خود ایستاده است، چرا که دنیا و آخرت خودش را در حمایت از این نظام و انقلاب می‌داند که نظامی‌الهی است. نظامی‌که جمهوریت خودش را از آرای مردم و مشروعیتش را از ولایت می‌گیرد. تمام همّ و کوشش مسلمانان در طول 1400سال این بوده که به یک چنین حکومتی برسند و بازار هم از همین مردم بود و خدا را شکر می‌کنیم که در این دوران هستیم و از این نظام حمایت می‌کنیم. در رأس این نظام هم مقام ولایت حضور دارد که اجرای اوامر ایشان دنیا و آخرتمان را تأمین می‌کند و ان‌شاءالله با عمل کردن به دستورات ایشان بتوانیم از این نظام دفاع کنیم.
* به موضوع انتخابات بازگردیم، رشد عقلانیت سیاسی حکم می‌کند که ما به سمت برنامه محوری در انتخابات‌ برویم. شما تا چه اندازه در این انتخابات بر اساس برنامه محوری عمل کرده‌اید؟
** یکی از بناهای ما این بوده که روی افراد تکیه نکنیم بلکه روی برنامه‌ها تکیه کنیم و آن را محور برنامه‌های خود قرار دهیم. اگر تصمیمی در خصوص مصداق گرفتیم بر مبنای همان برنامه‌ها بوده است. بهتر است که همه کاندیداها ضمن اینکه خود را برای مردم معرفی می‌کنند، برنامه‌هایشان را نیز به مردم بگویند. ما معتقدیم مردم ایران از یک هوش سرشار برخوردارند. مردم ما در صورتی که کاندیداها با برنامه حاضر شوند، به برنامه‌ها رأی خواهند داد، نه به چهره‌ها. نامزدهای انتخاباتی از هر طیف و جناحی موظف هستند در چارچوب نظام جمهوری اسلامی ایران تبلیغات کنند. تخریب در کشور ما دیگر جواب نمی‌دهد و هر کس که برای کسب آرا به تخریب دیگران بپردازد، مسلماً ریزش رأی خود را خواهد داشت. نامزدها باید پایبند اخلاق اسلامی باشند و دیگران را متهم نکنند. همیشه باید نقاط قوت خود را اعلام کنند و مردم را با برنامه‌های خود اقناع کنند و با روش‌های تخریبی و غیر اخلاقی به دیگران حمله نکنند. معتقدم که نامزدها بایست به جای حمله به دیگران به تشریح برنامه‌ها و اهداف خود بپردازند.
* یکی از موضوعاتی که در این دوره اصلاح‌طلبان روی آن مانور دارند بحث تشکیل کمیته صیانت از آراست. به نظر شما هدف از طرح این موضوع چیست؟
** چند دوره قبل بود که عده‌ای آرام آرام به خود اجازه دادند که نظارت بیگانگان بر انتخابات کشور را مطرح کنند. این کار به معنای زیر سؤال بردن تمام هویت ایران بود که از این خفت‌بارتر نمی‌شود. مطرح کردن این‌گونه مباحث چیز تازه‌ای نیست. بعضی‌ها که شکست خودشان را از قبل پیش‌بینی می‌کنند سعی دارند محلی برای اعتراض درست کنند که صیانت از آرا یک نوع از آن است. هرچند که خود این افراد از سلامت انتخابات در ایران اطلاع دارند و می‌دانند که انتخابات در کشور ما سالم‌ترین انتخابات در سطح دنیاست، اما می‌خواهند از این موضوع به عنوان اعتراض استفاده کنند. هرگاه که مورد اقبال مردم قرار نمی‌گیرند از آن استفاده کنند ولی وقتی که رای می‌آورند و پیروز می‌شوند هیچ اعتراضی نمی‌کنند. ما در اسلام یک تکلیفی داریم مبنی بر اینکه آنچه برای خود می‌پسندیم برای دیگران هم بپسندیم. پس چطور موقعی که انتخابات بر وفق مراد آنان می‌شود می‌گویند آرای مردم حفظ شده، مردم، مردمی هوشیار هستند ولی موقعی که رأی نمی‌آورند مردم را ناآگاه و بی‌فرهنگ خطاب می‌کنند و می‌گویند که از آرا صیانت نشده است. از همین رو مقام معظم رهبری می‌فرمایند انصاف را رعایت کنیم. برخی افراد بی‌انصاف سلامت انتخابات را زیر سوال می‌برند و همه مردم این را متوجه می‌‌شوند که این کار بی‌انصافی است.
کسانی که تشکیل کمیته صیانت از آرا را مطرح می‌کنند دقیقاً آن چیزی را که بیگانگان می‌گویند تکرار می‌کنند که تاریخ مصرف این‌گونه مسائل در کشور ما گذشته است؛ چرا که ما در کشورمان انتخابات‌ زیادی را با سلامت پشت سر گذاشته‌ایم و این‌گونه نبوده‌ که یک طیف و تفکر خاص به صورت مستمر در سر کار باشد و این نشان از تحقق خواست و اراده مردم دارد. همه دنیا می‌داند که کشور ما یک کشور مردمی است از همین رو مطرح کردن این‌گونه مسائل دقیقاً حرکت در مقابل مسیر حرکت مردم و همچنین توهین به مردم است چرا که اگر اینها آرای مردم را می‌خواهند نباید این‌گونه حرکت کنند. به نظر من این ادعا فرافکنی و یکی از پروژه‌های اصلاح‌طلبان در مواجهه با انتخابات آینده است. اصلاح‌طلبان در انتخابات گذشته نیز این‌گونه فرافکنی‌ها را داشته‌اند.