تاریخ انتشار : ۲۲ مرداد ۱۳۸۸ - ۰۹:۱۶  ، 
شناسه خبر : ۹۷۸۹۳
مقدمه: زمانی که از مصر و فلسطین سخن به میان می آید روابط عربی اسلامی تاریخی و جغرافیایی نیز مطرح می شود. مصر به طور کلی درک کرده است که امنیت این کشور تا حدود زیادی به استقرار ثبات و آرامش همسایه شرقی اش یعنی فلسطین بستگی دارد. از این رو تاکنون این کشور مواضع مختلفی را بسته به شرایط و با توجه به امنیت ملی اش اتخاذ کرده که در بحران اخیر غزه نمود بیشتری یافته است . این مقاله در تلاش است تا دلایل مصر را برای موضع گیری هایش در مقابل فلسطین و به ویژه دولت قانونی حماس بحث و بررسی نماید.

نقش دولت مصر
باتوجه به امکانات انسانی مادی و رهبری مصر در جهان عرب متوجه می شویم که این کشور از زمان تشکیل اتحادیه عرب در سال 1324 نقش کلیدی و مهمی را در قضیه فلسطین ایفا می کرده است . مصر در درگیری ها و جنگ های میان ارتش های عربی و رژیم صهیونیستی رهبری و فرمان دهی جنگ را برعهده داشت . این کشور هم چنین حامی و پشتیبان اصلی تشکیل سازمان آزادی بخش فلسطین (ساف ) به شمار می آمد و تلاش زیادی را برای مطرح ساختن ساف به عنوان تنها نماینده قانونی ملت فلسطین انجام داد.
هرچند مصر تا حدود زیادی پس از امضای پیمان کمپ دیوید با رژیم صهیونیستی در شهریور 1357 به اتخاذ موضع بی طرفانه مبادرت ورزید و عملکرد دولت این کشور به ویژه طی سال های گذشته ـ در رابطه با فلسطین ـ بسیار ضعیف و نگران کننده بوده و حتی در اعمال فشار برای احقاق حقوق فلسطینیان دچار ضعف و نقصان شده است اما هم چنان جایگاه و اهمیت ویژه ای در موضوع فلسطین دارد که قابل اغماض و چشم پوشی نیست .
مصر هر قدر با هر یک از گروه های فلسطینی اختلاف داشته باشد قادر نخواهد بود روابطش را با گروه های فعال و تاثیرگذار در عرصه فلسطین قطع نماید چرا که در این صورت نقش و جایگاه کلیدی خود را از دست داده و در بازی حفظ قدرت بازنده خواهد شد. زمانی که موضوع دو طرف درگیری در فلسطین مطرح می شود برای مصر نادیده گرفتن نقش و جایگاه داوری اش دشوار است . بنابراین باید به یک طرف کارت زرد یا قرمز نشان دهد و خود را به عنوان یک داور و ناظر ـ چه این امر برای دیگران خوشایند باشد و چه ناخوشایند ـ مطرح سازد. گاهی که زمینه برای پررنگ ترشدن نقش مصر فراهم می شود این کشور تلاش می کند تا از نقش داور و ناظر نیز فراتر رود. از این رو به تعیین شروط بازی و ویژگی های بازیگران و تادیب آشوب گران اقدام می ورزد. در این راستا پیش از این درس هایی به حاج امین الشقیری و عرفات داده است .
تعامل با حماس
تعامل دولت مصر با حماس براساس نگرانی های همیشگی از عملکرد اسلام گرایان و احتمال تاثیرگذاری موفقیت حماس بر اوضاع داخلی مصر و تقویت جایگاه اخوان المسلمین در مصر و یا تضعیف روند و رویکرد گروه های لائیک همسو با غرب و رویکرد سازش تدوین و برنامه ریزی شد. براین اساس پیروزی حماس افزایش محبوبیت آن و تشکیل یک دولت توسط این جنبش امری نامطلوب محسوب می شد. اما شرایط موجود و حاکم برعملکرد مصر در عرصه فلسطین مانع این امر شد که این دولت با جنبش حماس وارد یک درگیری و تنش آشکار و روشن شود.
در همین زمان دولت مصر با یک شیوه محتاطانه عملکرد جنبش حماس را تحت نظر گرفت تا اقدام های آن بر روند سازش در تشکیلات خودگردان تاثیر منفی نگذارد. هم چنین تلاش کرد تا حاشیه روابط خود را با جنبش حماس حفظ کند و به نوعی تاثیرگذاری خود را در این جنبش با درک برخی از قضایای مربوط به آن افزایش دهد.
اما میان حماس و دولت مصر در دو چیز تعارض وجود داشت . اول این که حماس یک جنبش اسلامی بود و دوم این که آن یک جنبش مقاومت محسوب می شد. این دو چیز در اصل و نهاد جنبش حماس وجود داشت بنابراین حماس به عنوان یک دولت رسمی در واقع یک جنبش اسلامی و مقاومت بود.
دولت مصر با حساسیت شدیدی با جنبش های اسلام گرا داخلی به ویژه اخوان المسلمین که نماینده قوی اپوزیسیون و وارث احتمالی دولت به شمار می رفت و حماس به این جنبش وابسته است تعامل می کرد.
دولت مصر در چنین شرایطی تلاش کرد تا یک الگوی لائیک و لیبرالی را مطرح سازد و در همان حین با حمله به جریان های اصول گرا آنان را به تندروی متهم سازد. از سوی دیگر مصر روند صلح و سازش با رژیم صهیونیستی را در پیش گرفت و از نیروهای فلسطینی که رویکرد مشابهی با وی اتخاذ کرده بودند حمایت کرد چرا که بر این باور بود مقاومت در این مرحله به واقعیت و سیاست موجود خدمت نمی کند و از حقیقت موازین و اصول موجود که براساس آن می بایست با توسل به مکانیسم های دیپلماتیک بخشی از حقوق ملت فلسطین ازجمله تشکیل یک دولت فلسطینی در نوار غزه و کرانه باختری را باز پس گرفت غافل است.
دریافت‌های حماس
جنبش حماس با درک دو تعارض موجود تلاش کرد دولت مصر را متقاعد سازد که عمل کرد و فعالیت اسلامی آن به ملت فلسطین منحصر می شود و جنبش از دخالت در امور داخلی کشورهای عربی اجتناب می ورزد و این امر را طی 21 سال گذشته ثابت کرده است .
حماس هم چنین تلاش کرد تاکید کند که طرح مقاومت آن مستقل است و در داخل فلسطین محدود می شود و تمرکز جنبش بر مقاومت در قبال رژیم اشغال گر قدس است و این امر نیز طبق درخواست و اراده ملت فلسطین می باشد و این امر در انتخابات آزاد و بی طرفانه برگزار شده اخیر در فلسطین روشن است . در واقع حماس سعی کرد نشان دهد که این جنبش به مقاومت به عنوان یک برگه اعمال فشار بر رژیم صهیونیستی در راستای بازپس گرفتن حقوق ملت فلسطین می نگرد. حماس دریافته بود که مصر دروازه رسمی و اصلی برای دست یابی به مشروعیت عربی محسوب می شود و راه مناسبی برای کسب مشروعیت و محبوبیت در جهان اسلام و کشورهای جهان سوم به شمار می رود.
حماس هم چنین از نگرانی مصر نسبت به افزایش قدرت این جنبش در نوار غزه آگاه بود ضمن این که به خوبی می دانست تا زمانی که اختلافاتش با دولت مصر هم چنان پابرجا باشد مصر با در اختیار داشتن امکانات فراوان مادی و انسانی و برخورداری از وجهه عربی و اسلامی هم چنان در قضیه فلسطین و مسائل مربوط به آن تاثیرگذار و تا حدودی نگران کننده خواهد بود; بنابراین حماس با انعطاف و پویایی زیادی عمل نموده و تلاش کرد اطمینان و اعتماد دولت مصر را جلب کند; به گونه ای که روحیه مسئولیت پذیری این جنبش در قبال مصر و مصالح ملی فلسطین روشن و شفاف بود; اما در مورد مسائلی که به هویت اسلامی و مقاومتی جنبش مربوط می شد حماس با استقلال کامل برخورد می کرد. به عنوان مثال زمانی که متوجه می شد دولت مصر در راستای روند سازش و یا کاستن از تاثیرگذاری و قدرت جنبش در عرصه فلسطین اعمال فشار می کند در مقابل آن پایداری می کرد.
روند روابط
برای نخستین بار در آذر 1374 زمانی که تشکیلات خودگردان برای برگزاری انتخابات آماده می شد مصر بر مذاکره های میان فتح و حماست نظارت کرد. هرچند حماس در همان زمان برگزاری چنین انتخاباتی را تحریم کرد اما هدف اساسی این مذاکره ها باتوافق دو طرف برای عدم کارشکنی در روند انتخابات محقق شد.
زمانی که حماس در واکنش به ترور یحیی عیاش و در راستای انتقام از این اقدام به انجام یک سلسله عملیات که رژیم غاصب اسرائیل را به لرزه درآورد . مبادرت ورزید مصر کنفرانسی را به منظور مبارزه با تروریسم در فروردین 1375 در شرم الشیخ ترتیب داد که در این کنفرانس تعدادی از نیروهای منطقه ای و بین المللی شرکت کردند و اقدامات خشونت بار تشکیلات خودگردان در حق حماس و عناصر آن را مورد حمایت و پشتیبانی قرار دادند و دستگیری عناصر آن بستن موسسه ها و سازمان های وابسته به جنبش و تخریب وجهه آن را تایید کردند . زمانی که در 4 سال بعد حماس تحت سیطره تشکیلات خودگردان درآمد و فعالیت های آن محدود گردید مصر دیگر خود را با حماس مشغول نساخت . تا این که با شروع انتفاضه الاقصی روشن شد که حماس جریان مقاومت را برنامه ریزی و دنبال می کند. این امر به دنبال عدم پیشرفت تشکیلات خودگردان در روند سازش و یا ناتوانی آن در توقف انتفاضه بدون موافقت حماس و بازگشت محبوبیت جنبش حماس مشخص گردید . ریاست تشکیلات خودگردان طی 9 ماه نخست انتفاضه بارها خاتمه انتفاضه را اعلام کرد اما این امر بی فایده بود. به این ترتیب ضرورت و نیاز به بازنگری در روند عملکرد ملی فلسطین روشن شد.
با این حساب بار دیگر نقش مصر به عنوان ناظر بر مذاکره های میان فتح و حماس در آبان 1381 دی ماه 1381 و آذر 1382 مطرح شد . تلاش های مصر در این رابطه در اسفند 1384 به دنبال برگزاری یک نشست میان فتح و حماس و سایر سازمان های فلسطینی و امضای توافق نامه قاهره به عنوان اساس و زیربنای عمل کرد مرحله ای فلسطین . تاکید بر آتش بس تا پایان سال 1384 و ایجاد فضای مناسب برای انتخابات پارلمانی و ریاستی و شهرداری ها نقش و جایگاه مصر به اوج خود رسید.
به این ترتیب در عمل بر انتفاضه الاقصی پرده ای کشیده شد و به محمود عباس ریاست جدید تشکیلات خودگردان فرصت داده شد تا زمام امور را در کرانه باختری و نوار غزه بر عهده بگیرد. این همان چیزی بود که ابومازن به دنبال آن بود. اما امور دیگر ازجمله بازسازی سازمان آزادی بخش فلسطین (ساف ) و بهینه کردن عملکرد آن از سوی رهبران فتح نادیده گرفته شد ضمن این که مصر از اعمال فشار در این رابطه اجتناب ورزید.
در عرصه عربی و جهانی و نیز در دولت مصر این انتظار وجود داشت که پیروزی فتح در این انتخابات مشروعیت مردمی لازم را به این جنبش اعطا کند و حماس و سایر گروه ها را در وضعیت اقلیت قرار دهند تا آنان مجبور به احترام به رای اکثریت شوند و تسلیم از سرگیری روند سازش و خلع سلاح مقاومت از سوی ابومازن گردند.
اما پیروزی حماس کلیه حساب های دولت مصر و سایرین را برهم زد. حماس که از میزان نگرانی ها نسبت به پیروزی اش در انتخابات آگاه بود سعی کرد تا اطمینان مصر را که جایگاه ویژه ای در جهان عرب و جامعه بین الملل داشت جلب کند. دولت مصر نیز چاره ای جز این نداشت که هم چنان نقش پدرانه و ناظرانه خود را حفظ کند و در ظاهر به نتایج انتخابات صورت گرفته احترام بگذارد و دولت حماس را به رسمیت بشناسد. اما در عمل به پیروزی حماس و تشکیل دولت توسط این جنبش به چشم یک مشکل بنگرد نه به عنوان یک گام پیشرفت در روند به اصطلاح دموکراتیک ملت فلسطین . به گونه ای که یک مقام مسئول مصری به زبان عامیانه خطاب به رهبران حماس می گوید : « این دیگر چه مصیبتی بود که شما بالا آورید »
با وجود این که حماس دولت خود را تشکیل داد اما تعامل رسمی مصر با این جنبش اغلب اوقات از دریچه مسائل امنیتی صورت می گرفت . اسماعیل هنیه به عنوان نخست وزیر فلسطین و هیئت دولت وی از امکان برقراری ارتباط مستقیم با همتایان مصری خود برخوردار نبودند.
دولت مصر از حماس می خواست تا با خواست های کمیته ی چهارجانبه موافقت کند و توافق نامه های بین المللی امضا شده توسط « ساف » را به رسمیت بشناسد. به گونه ای که وزارت امورخارجه ی مصر اعلام کرد با کسانی که عقربه های ساعت را به عقب باز می گردانند همراه نخواهد شد. دولت مصر در درهم شکستن محاصره نیز تلاشی جدی مبذول نداشت و به نظر می رسد حتی با محاصره موافق بوده است . گزارش هایی نیز وجود دارد که بیان گر این امر است که نیروهای ویژه ای که دحلان فرمان دهی آنان را برعهده داشت توسط دولت مصر آموزش داده شده اند. سئوالات زیادی در مورد نقش این نیروها در ایجاد ناامنی و تلاش برای تخریب وجهه ی حماس و به سقوط کشاندن آن وجود دارد. گزارش های دیگری نیز وجود دارد که بیان گر این امر است که برخی از مقام های مصری دحلان را به دلیل سهل انگاری و اهمال در قضیه ی حماس و موفقیت حماس در سیطره بر نوار غزه که امنیت ملی مصر را مورد تهدید قرار می دهد توبیخ کرده اند.
سیطره حماس بر نوار غزه نارضایتی مصر را به دنبال داشت بنابراین محمودعباس و دولت اضطراری تشکیل شده در رام الله را به رسمیت شناخت اما روابطش را با حماس نیز دنبال کرد و به عنوان یک میانجی مورد اعتماد در قضیه تبادل اسرا و آزادی گیلاد شالیت ـ سرباز به اسارت گرفته شده صهیونیست ـ باقی ماند.
مصر همچنین وجهه خود را در قضایای مربوط به گفت وگوهای فتح و حماس و سایر گروه های فلسطینی و نظارت بر گفتگوهای ملی حفظ کرد اما بسته ماندن گذرگاه رفح را نیز ادامه داد که این امر موجب شد تا حماس و بسیاری از فلسطینیان اعراب مسلمانان و... به مصر به عنوان یکی از عاملان تداوم محاصره و به سقوط کشاندن دولت حماس و ناکام گذاشتن آن می نگرند. دولت مصر این موضع گیری خود را با توافق نامه های بین المللی و موارد مورد تعهدش درا ین زمینه و توافق نامه ی امضا شده میان تشکیلات خودگردان و رژیم صهیونیستی در مورد گذرگاه ها توجیه کرد. اما این برای بسیاری قانع کننده نبود زیرا مصر در توافق نامه ی مربوط به گذرگاه ها به عنوان یک طرف مطرح نبوده است ضمن این که مدت زمان این توافق نامه یک سال بود که در آبان 1375 به پایان رسیده بود و به طور رسمی تمدید نشده بود و این در حالی بود که خود رژیم صهیونیستی نیز به این توافق نامه احترام نمی گذاشت و به آن پایبند نبود و صدها بار آن را نقض کرد و از آن به عنوان ابزاری برای تسلیم شدن فلسطینیان و تحقیر آنان استفاده می کرد.
بازگشایی گذرگاه رفح یک فریضه و وظیفه ملی و واجب برای مصر به شمار می رفت به ویژه اینکه رژیم اشغال گر قدس به کرات اعلام می کرد از نوار غزه عقب نشینی کرده و هیچ مسئولیتی در قبال آن ندارد. حماس و صدها هزار نفر از ملت فلسطین پس از تشدید محاصره ی رژیم غاصب اسرائیل علیه نوار غزه به نفوذ در گذرگاه رفح در دی ماه 1387 اقدام نمودند که این امر خشم مصر را برانگیخت . هر چند برای چند روز گذرگاه باز شد اما دوباره بسته شد و وزیر امورخارجه مصر تهدید کرد که پاهای کسانی که از مرزها عبور کند شکسته خواهد شد.
برای بسیاری از تحلیل گران روشن است که نحوه تعامل مصر با نوار غزه به نحوی بوده که جان را به لب فلسطینیان این منطقه می رساند و آنان را در دیگ بخار تحت فشار قرار می داد و سپس برای جلوگیری از انفجار اجازه می داد که کمی بخار خارج شود. به همین دلیل به طور موقت گذرگاه ها را می گشود ضمن این که انتظار می رفت با پخته شدن کامل افراد در دیگ بخار هدف اصلی که سقوط حماس بود محقق می شود.
با وجود این که حماس از این موضع گیری مصر به خوبی آگاه بود اما بار دیگر نظارت مصر بر گفت وگوهای میان فتح و حماس به منظور آشتی ملی را پذیرفت ولی روند آشتی به نحوی پیش رفت که حماس و سه گروه فلسطینی دیگر از حضور در کنفرانسی که قرار بود در اکتبر 2008 برگزار شود خودداری کردند زیرا این تصور می رفت که این نشست و کنفرانس صوری است و قرار است تحت پوشش آن دوره ریاستی ابومازن تمدید شود و سایر قضایای مهم به حاشیه کشیده شود. همان گونه که پیش از این نیز مشابه چنین اقداماتی صورت گرفته بود و حماس شاهد عدم جدیت عباس در تحقق آشتی ملی بود به ویژه این که وی از آزاد کردن زندانیان در بند تشکیلات خود گردان اجتناب ورزید.
تحریم این کنفرانس از سوی حماس نارضایتی مصر را که برای ترتیب دادن آن و موفق برگزار شدن آن بسیار تلاش کرده بود به دنبال داشت و شروع به ملامت حماس نمود. در سایه تیرگی روابط و تنش شدید میان روابط مصر و حماس و در حال که شایعه هایی مبنی بر این که بسیاری از مقامات مصری خواستار تادیب آشوبگران حماس هستند منتشر شده بود رژیم صهیونیستی به نوار غزه حمله کرد. (و جنگ 22 روزه شروع شد)