* آقای مهندس! از وقتی که در اختیار روزنامه «وطنامروز» قرار دادید تشکر میکنم. اگر مایل باشید مصاحبه را شروع کنیم.
** خواهش میکنم؛ بفرمایید.
* شما به عنوان رئیس شورای اسلامی شهر تهران، فکر میکنید غلامحسین کرباسچی به تهران خدمت کرد و آیا اینکه امروز میگوید از اتهامات تبرئه شده درست است؟
** قانون آقای کرباسچی را مجرم شناخته است و او در قوه قضائیه به عنوان یک مجرم محاکمه شد و به زندان افتاد اما اینکه الان چرا ایشان چنین حرفهایی میزند را باید از خودش بپرسید؛ چون به عقیده من، این آقا علاوه بر اینکه به بیتالمال ضرر رساند، مردم ما را نیز کمحافظه فرض کرده است.
* چه میشود که با گریه جالب توجهش(!) کرباسچی میآید و در تلویزیون از عملکرد خودش دفاع میکند؟ اینکه این فرد در فیلم تبلیغاتی مهدی کروبی، اشکریزان(!) برای فقرا میگرید، با عملکردش در گذشته و سابقهای که دارد سنخیت دارد؟!
** من فقط با چند سؤال به پرسش شما پاسخ میدهم؛ اول اینکه آیا اصلا آقای کرباسچی و اطرافیانش به چنین امری اعتقاد دارند؟ آیا ایشان نبود که از تجملگرایی مسؤولان همدوره خود دفاع میکرد و شخصا در ویلایی بزرگ در شمالیترین نقطه تهران زندگی میکرد؟! آیا این آقای کرباسچی نبود که میگفت، نباید تهران محل زندگی فقرا شود؟! با تأمل در این سؤالها و با تفکر در سابقه این فرد میتوان فهمید، این اشکهایی که میریزد کاملا تبلیغاتی است اما جای سؤال اینجاست که چرا ایشان از شیوههای سوخته تبلیغاتی استفاده میکند؟
* تصور میکنید کرباسچی چرا برای بازیابی سیاسی خود، از یکی از کاندیداها استفاده کرد؟
** من دوست ندارم زیاد درباره این شخص صحبت کنم چرا که در چند سال اخیر، این افراد و هممسلکانشان، نشان دادهاند به اخلاق پایبند نیستند و بدون منطق با پرخاشگری، صحنهسازی و فضاسازی اقدام به تخریب جناح مقابل میکنند و این را هم بگویم که اینها در بین مردم جایگاهی ندارند.
* چرا برای انتخابات این دوره ریاستجمهوری جمعیت آبادگران برای فعالیت به صحنه نیامد؟ اصلا چرا شکل نگرفت؟
** تاکنون آبادگران را بازیابی نکردهایم ولی اگر نیازی احساس شود، جمعیت را برای آمدن به صحنه آماده میکنیم و احتمال دارد در این دو، سه روز باقیمانده چنین اتفافی بیفتد.
* اما فکر نمیکنید که خیلی دیر شده؟
** دیر شده اما الان هم میتوانیم جمعیت را احیا کنیم و ممکن است چنین کاری هم بکنیم.
* آقای چمران! چرا اصولگرایان و حتی حضرتعالی، اینقدر با تأخیر وارد عرصه انتخابات شدید و تصمیم گرفتید با اجماع بر سر دکتر احمدینژاد انتخابات ریاستجمهوری دوره دهم را پشت سر بگذارید؟
** شاید یکی از دلایل این باشد که اصولگرایان صلاح نمیدیدند زود وارد عرصه تبلیغات انتخاباتی شوند؛ البته این را هم بگویم که اصولگرایان از مدتها پیش به اجماع رسیده بودند ولی دیر اعلام کردند؛ برای اینکه شرایط را بسنجند تا معقول و منطقی وارد صحنه شوند و مثل رقبا با دروغپردازی و بیبرنامگی پا به عرصه نگذارند؛ بنابراین، اصولگرایان از مدتها قبل بر سر کاندیدای واحد به تفاهم رسیده بودند.
* در ماههای منتهی به انتخابات پیش رو از طرف رسانههای مخالف دولت و جریان مقابل اصولگرایان اینگونه القا شد که شما قصد حمایت از دکتر احمدینژاد را ندارید و «روزه سیاسی» اختیار کردهاید؛ چون فکر میکنید دولت نهم نتوانسته اهداف شما در سال 84 را جامه عمل بپوشاند. در اینباره چه پاسخی میدهید؟ تصور نمیکنید ورود دیرهنگام شما به عرصه انتخابات، چنین شبهاتی را پیش آورده است؟
** اولا من هیچگاه روزه سیاسی نگرفته و همهجا اظهارنظر سیاسی کردهام، ثانیا آن آقایانی که دوست دارند بنده دست از حمایت آقای احمدینژاد بردارم، میتوانند این آرزو را با خود به همراه داشته باشند و کسی جلوی آنها را نگرفته، همانطور که در طول چهار سال گذشته هرچه دلشان خواسته علیه اصولگرایان و رئیسجمهور منتخب مردم و تنفیذشده رهبری گفتهاند و دیگر انتظار تغییر رفتار از آنان نمیرود، اما اینکه عدهای دوست دارند من هر روز سر هر موضوعی اظهارنظر کنم و در مقابل آقای احمدینژاد موضع بگیرم، تصورات اشتباهی از بنده دارند چرا که من همیشه سعی کردهام در حوزه تخصص خودم اعلام موضع کنم و به آقای احمدینژاد مشورت بدهم. من هیچگاه مسائل کارشناسی را با مسائل جناحی به هم نیامیختهام یعنی وقتی میبینم موضوعی از لحاظ کارشناسی نیاز به مشورت دارد، این کار را انجام دادهام؛ مثلا درباره مسائل و مشکلات شهر تهران؛ از برنامههای زیرساختی شهر گرفته تا فاضلاب و... برای تأمین اعتبارات، جلسات کاملا کارشناسانه برگزار کردیم و اینها را بشدت دنبال کردیم و به نتیجه مثبت هم رسیدیم چون ما برای خدمت به مردم به صحنه آمدهایم و نباید مسائل سیاسی را با مسائل کاری در هم بیامیزیم و مشکل اساسی ما هم همین است که در جایی تا مسألهای به نقد کشیده میشود یا از آن تعریف میشود، سریع تعبیر سیاسی از آن صورت میگیرد و این مشکل ایجاد میکند در حالیکه باید مسائل کاری از مسائل سیاسی تفکیک شود تا خدمترسانی به مردم تسهیل شود؛ اگرنه مردم تصور میکنند ما هیچکاری نمیکنیم جز موضعگیری علیه همدیگر. یادم هست سال 85 بود و ما به مهرماه (فصل بازگشایی مدارس) نزدیک میشدیم. من در جلسهای که خدمت آقای دکتر احمدینژاد بودیم مسأله کمبود وسایل نقلیه عمومی را مطرح کردم و از ایشان خواستم به وزارت کشور و کارخانههای خودروسازی فشار وارد کنند تا آنها به تعهداتشان عمل کنند که همین کار موجب شد، ظرف مدت کوتاهی یعنی تا 25 شهریورماه85، 750 دستگاه اتوبوس به ناوگان حمل و نقل عمومی تهران اضافه شود. حالا اینکه عدهای از صحبتهای من برداشتهای سیاسی میکنند، به خودشان مربوط است اما اتوبوسها حق مردم شهر بود و باید برای رفاه حال مردم وارد چرخه حمل و نقل عمومی میشد تا شهر با مشکل روبهرو نشود.
* اینکه گفته میشود بخشی از آرای اصولگرایان در سبد یکی از کاندیداهای رقیب احمدینژاد قرار میگیرد را قبول دارید؟
** اول از همه این را بگویم که اصولگرایان رهبرانی دارند و این رهبران همگی از آقای احمدینژاد حمایت کردهاند؛ بنابراین اینکه مثلا دیده میشود در تبلیغاتی مینویسند ائتلاف اصولگرایان جوان از شخصی غیر از آقای احمدینژاد حمایت میکند، ناصحیح است و این افراد به دروغ خودشان را اصولگرا مینامند، اما درباره سؤال شما باید اینگونه بگویم: چون مردم کشورمان مانند دیگر کشورها از جمله آمریکا نیستند که حزبی عمل کنند و به حزب دموکرات یا جمهوریخواه رأی بدهند، امکان همه نوع گمانهزنیای وجود دارد. مردم با توجه به تشخیص خودشان عمل میکنند و ممکن است کسانیکه شاید از لحاظ ظاهر، تفکر و عقیده، اصلاحطلب به نظر بیایند، به آقای احمدینژاد رأی بدهند یا برعکس، مثلا افرادی که ادعای اصولگرایی دارند به فلان نامزد اصلاحات رأی بدهند. به همین دلیل هم هست که نتیجه انتخابات در ایران غیرقابل پیشبینی است یا حداقل سخت است.
* من سوالم را از این حیث پرسیدم که جناح مقابل از عدم انتشار بیانیهای رسمی از طرف فراکسیون اصولگرایان مجلس برای حمایت از آقای احمدینژاد سوءاستفاده تبلیغاتی کرده و میگوید، برخی اصولگرایان، نظر روی کاندیدای اصلاحطلبان دارند.
** در فراکسیون اصولگرایان مجلس، طیفهای مختلف وجود دارد مثلا از موافقان سرسخت آقای احمدینژاد گرفته تا کسانی که بهعنوان منتقد دولت شناخته میشوند در این فراکسیون دیده میشوند و به همین جهت است که جمع کردن تفکرات و گرایشهای مختلف برای رسیدن به نقطه اشتراک، خیلی مشکل است. مثلا برخی اعضای فراکسیون معتقدند، باید خیلی صریحتر و سریعتر، اجماع بر سر آقای احمدینژاد برای حضور در انتخابات ریاستجمهوری را اعلام میکردیم و عدهای هم اعتقاد دارند باید آرامتر و ملایمتر اعلام موضع شود؛ بنابراین یک حمایت عمومی و عادی را عدهای نمیپسندند و عدهای میپسندند.
اما اینکه فراکسیون بیانیهای رسمی منتشر نکرده، اصلا مهم نیست زیرا اعلام حمایت 205 نماینده از دکتر احمدینژاد در انتخابات پیشرو، خود بیانگر نظر اکثریت مجلس است. من حتی این کار را هم ضروری نمیدیدم که 205 نماینده بیانیه منتشر کنند چون معاندان از این قضیه سوءاستفاده و مجلس را به دولتی شدن متهم میکنند؛ هرچند مردم به این باور رسیدهاند که دولت و مجلس با تعامل سازنده به دنبال خدمترسانی به آنان هستند. پس به عقیده من نباید از عدم انتشار یک بیانیه، اختلاف میان دولت و مجلس را نتیجهگیری کنید.
* برخی معتقدند، میان دولت و مجلس با توجه به نامهنگاریهای رؤسای دو قوه، روابط خوبی حکمفرما نیست، شما چه تصوری دارید؟
** ببینید! میان مجلس و دولت در مباحث تخصصی اختلاف وجود دارد که اتفاقا این نشان از مستقل بودن مجلس دارد برخلاف دورهای که هرچه دولت به صورت لایحه به مجلس میداد، بدون کوچکترین اختلافنظری میان نمایندگان و دولت با اکثریت آرا به تصویب میرسید. در این دوره مجلس شورای اسلامی و دوره قبل که هر دو در دست اصولگرایان بوده و هست، لوایح دولت در مجلس مورد بحث قرار میگیرد و کارهای کارشناسی روی آنها صورت میگیرد که با یکسری چکشکاریهای لازم به تصویب میرسد بنابراین نمیتوان از اینکه مثلا یک لایحه دولت در مجلس دستخوش تغییر میشود، اختلاف میان دو قوه مقننه و مجریه را برداشت کرد.
* آقای چمران! شما بهعنوان یکی از نزدیکان و فعالان ستاد آقای احمدینژاد که به صورت مستقل فعالیت تبلیغاتی انجام میدهید از چگونگی تامین هزینههای تبلیغاتی ایشان خبر دارید؟ چون برخی از نامزدها، آقای احمدینژاد را متهم به استفاده از امکانات دولتی در تبلیغات انتخاباتی میکنند.
** کسانی که چنین ادعاهایی دارند، باید آن را اثبات کنند و اگر نادرست گفته باشند آقای احمدینژاد میتوانند از طریق مراجع قضایی آنها را مورد پیگرد قانونی قرار دهند.
اما اینکه آیا از امکانات دولتی استفاده میشود یا خیر، باید بگویم وقتی رئیس دولت طبق دستورالعملی تمام ادارات دولتی را از استفاده امکانات دولتی برای تبلیغات نامزدها منع میکند، دیگر جای شک و شبههای باقی نمیماند. وقتی آقای ثمره هاشمی میخواهد از پست مشاورت ارشد ریاستجمهوری استعفا دهد و مسؤولیت ستاد حامیان مردمی آقای احمدینژاد را برعهده بگیرد، دکتر تمام امکانات دولتی را از وی میگیرد در صورتی که یک وزیر یا مشاور رئیسجمهور تا مدتها میتواند از اتومبیل دولتی و محافظ استفاده کند. شما الان اگر به ستاد آقای احمدینژاد در خیابان جامی یا ستاد دانشجویی ایشان در میدان فلسطین بروید، واقعا متحیر میشوید که حامیان آقای احمدینژاد با چه امکانات محدود و در چه فضاهای واقعا محقری فعالیت میکنند. بنده شخصا اطلاع دارم که دانشجویان با پول شخصی برای ستاد دانشجویی دکتر، دستگاه فکس، کامپیوتر و امکانات لازم را خریدهاند. اینها همگی حکایت از مردمی بودن ستاد دکتر احمدینژاد دارد؛ همانطور که 4 سال قبل هم مردم به صورت خودجوش برای ایشان تبلیغ میکردند، امروز هم این کار را انجام میدهند.
من یادم میآید نزدیک انتخابات سال 84 بود که من به خراسانجنوبی رفتم. دانشآموزانی که برای دکتر احمدینژاد تبلیغات انتخاباتی میکردند، چون پول نداشتند تا اعلامیه و پوستر چاپ کنند، با دستخط خودشان روی کاغذهای نقاشی با مدادهای رنگی اسم دکتر را مینوشتند و کنارش هم روبان میچسباندند که الان من بعضی از آنها را بهعنوان یادگاری نگه داشتهام. اصلا حسن و لطف تبلیغات آقای احمدینژاد مردمی بودن آن است؛ اگرنه همان سال هم عدهای با بنرهای میلیاردی شکست خوردند و این یعنی یک علامت سوال در ذهن مردم که شما این هزینهها را از کجا آوردهاید؟ آیا کسانی که به شما کمک مالی میکنند بعدها مطالباتی دارند، انتظاراتی دارند یا نه؟
* فکر میکنید ستادهای رقبای آقای احمدینژاد از کجا تامین مالی میشوند؟
** به صورت صریح نمیتوان اظهارنظر کرد ولی باید دستگاه قضایی به دنبال آن باشد.
* تصور میکنید دکتر احمدینژاد سند و مدرکی درباره اظهارات خود مبنی بر منابع مالی یکی از کاندیداها که در مناظره چهارشنبهشب هفته گذشته مطرح شد، دارند؟
** مطلبی که واضح است، اینکه ایشان بدون مستندات صحبت نمیکنند.
* آقای چمران! مناظرات آقای احمدینژاد را چگونه ارزیابی میکنید؟
** مناظرات فینفسه خوب است اما اینکه برخی از نامزدها در غیاب کاندیدایی دیگر موضع و جبههگیری میکنند، خلاف اخلاق است. در مناظره آقای احمدینژاد و آقای موسوی هم خیلی از موارد اشکال و مواضعی که دو طرف به آنها نقد داشتند، مطرح شد و نتیجهاش هم برای مردم واضح است.
آقای احمدینژاد بالاخره بعد از 4 سال سکوت حق داشت از خدمات دولت خود دفاع کند و در برابر تمام توهینهایی که طرفهای مقابل از همه سو به ایشان وارد کرده بودند پاسخ بدهد و دستهای پشت پرده را اندکی برای مردم تشریح کند.
* اصلا اینکه نامزدها به جای اعلام برنامه تنها به دولت نهم هجوم میآورند و آن را مورد تخریب قرار میدهند نشان از بی برنامگی آنان ندارد؟
** بله، آقایانی که به شهرستانها میروند و در تلویزیون صحبت میکنند یا میخواهند دولت را با اتهامات خود در چشم مردم تضعیف کنند یا اگر هم به قول خودشان اعلام برنامه میکنند، آنقدر کلی حرف میزنند که مردم قبولشان نمیکنند. برنامههایی که نامزدهای رقیب دکتر احمدینژاد به زبان میآورند همه خوب است و ایدهآل، اما آیا همه اینها عملی است؟ آیا این آقایان تصور میکنند مردم دوران حکومتداری آنان را فراموش کردهاند؟
نامزدها باید بیایند تئوریها و روشهای قاطع خودشان را که قابلیت اجرایی دارد به مردم معرفی کنند نه اینکه فقط بگویند ما انقلاب اقتصادی ایجاد میکنیم، ما عدالت اجتماعی برپا میکنیم، ما آبروی رفته ایران را باز میگردانیم و از این جور چیزها. آقایی که میخواهی این کارها را انجام بدهی! آیا برنامهای هم برای عملیسازی آنها داری؟ اصلا چطور شما فکر میکنید آبروی ایران در مجامع بینالمللی رفته در حالی که رهبر حکیم انقلاب اسلامی، دیپلماسی و سیاست خارجی دولت نهم را تحسین کرده و نقطه بارز آن فرمایشات حضرت آقا در یزد است.
ملت ما عکس آن تفکراتی که شما دارید و مثلا زمانی با قاطعیت میگفتید آمریکا یک ماه بعد به ما حمله میکند در جهان آبرومند و قدرتمند شده است. ما بین تمام ملتها سرافراز شدهایم و صدق کلام مرا آقایان میتوانند با سفرهایی که به کشورهای عربی، اروپایی، آفریقایی و آسیایی دارند متوجه شوند.
بنده شخصا با دکتر احمدینژاد به مکه مشرف شدم، زمانیکه وارد بیتاللهالحرام شدیم مردمی که در حال زیارت بودند با وجود اینکه کمترین توجهی به سران کشورهای دیگر نداشتند، بلافاصله بعد از دیدن دکتر احمدینژاد فریاد «اللهاکبر» سر دادند و میگفتند احمدی نجاد، چون آنها حرف «ژ» را نمیتوانند تلفظ کنند. خب این عزت ملت ایران است یا ذلت؟!
مگر در آمریکای جنوبی شما شاهد نبودید که چه استقبال باشکوهی از دکتر احمدینژاد توسط مردم صورت گرفت که حتی خود مقامات آمریکایی میگویند، چنین استقبالی در طول تاریخ این قاره از یک شخصیت بیسابقه است یا در قضیه انرژی هستهای دولت نهم ما را از اوج ذلت به اوج عزت رساند؛ آیا این را انکار میکنید؟ اینکه دیپلماتهای ما بروند و با لبخند هرچه غربیها میگویند عمل کنند و جلوی پیشرفت علمی کشور را بگیرند، خوب است یا اینکه امروز به یک قطب علمی در بحث انرژی هستهای تبدیل شدهایم؟
یکی از نامزدها میگوید: کشورهای اروپایی در دادن ویزا به مردم ایران سختگیری میکنند، آیا اینکه کشورهای مستعمره که با پاسپورت دولتهایی مثل انگلیس در دنیا رفت و آمد میکنند به ما لبخند بزنند ارزش دارد یا اینکه مقتدرانه و آزادمردانه جلوی زورگوییها بایستیم ولی با ما ترشرویی کنند؟ آیا این برای ما آبروست یا تحت امر آمریکا بودن؟
* آقای رضایی با طرح این سوال که چرا امروز ما یک شهید همت یا شهید باکری در دستگاه اجرایی خود نداریم و از «شهید چمرانگرایی» در دولت خود حرف میزند،به نظر شما که خود یکی از رزمندگان دفاع مقدس و از خانواده شهدا و برادر شهید دکتر چمران هستید، طرح چنین سوالی موضوعیت دارد؟
** این حرفها کاملا تبلیغی است. ایشان از کجا میداند که تفکر شهید همت یا شهید باکری در دستگاههای اجرایی کشور وجود ندارد؟ اصلا شاید تبلورش در خود احمدینژاد باشد چرا که او دنبالهرو تفکر شهدای عزیز ماست.
مگر شهدای ما چه میگفتند؟ مگر در مقابل آمریکا و اسرائیل نمیایستادند؟ مگر شهدای ما در برابر صدام که نماینده استکبار جهانی و آمریکا و اسرائیل بود ایستادگی نکردند و در این راه شهید نشدند؟ اینکه احمدینژاد در مقابل این مستکبران میایستد و به آنها دست ذلت و خواری نمیدهد در حقیقت از راه شهدا پیروی میکند، از راه حضرت امام(ره) پیروی میکند.
پیروی راه حضرت امام (ره) و شهدا چیزی جز استقامت و ایمان تا مرز شهادت نیست. خب این چیزی است که دکتر احمدینژاد آن را دارد.
* اینکه حجتالاسلام والمسلمین سیدحسن نصرالله در چند روز اخیر حمایتهای جدی خود را از دکتر احمدینژاد اعلام کرده و او را مردی شجاع و قدرتمند خوانده است به نظر شما نشان از امتداد راه حضرت امام خمینی(رض) در برخورد با استکبار دارد یا خیر؟
** ایران اسلامی بهعنوان یک پشتوانه بسیار جدی از نهضت مقاومت اسلامی در هر کشوری حمایت کرده و میکند.
این ارزشمند است که خبرگزاریهای معتبر خارجی مینویسند، پیروزی احمدینژاد در انتخابات درد بزرگی برای اسرائیل خواهد بود، چون حمایت و پشتیبانی مستمر ایران از مقاومت اسلامی و حمایت از مظلوم در مقابل ظالم باعث شده دیگر کشورها هم به فکر بیفتند و مثلا در جنگ غزه مردم دنیا پول خوبی به مردم فلسطین کمک کردند.
* آقای مهندس! شما بهعنوان مردی که اخلاقمدار شناخته میشوید و اذهان عمومی چنین تصوری از شما دارد، انتخابات این دوره از ریاستجمهوری را از جنبه رعایت اخلاق و حفظ حرمتها چگونه ارزیابی میکنید؟
** بداخلاقیها و تمسخرها همیشه نتیجه منفی میدهد و مردم ما هم خوشبختانه با تیزبینی و هوشیاری خود همیشه پاسخ چنین رفتارهایی را دادهاند.
در انتخابات دهم بیشترین بداخلاقیها از جانب رقیبان آقای دکتر احمدینژاد صورت گرفت. اصلا از همان سال 84 که ایشان در انتخابات حضور پیدا کرد این رفتارها شروع شد و تا امروز ادامه پیدا کرده است اما جالب اینجاست که همین آقایانی که خود مرزهای اخلاقمداری را در مواضعشان رعایت نکردهاند با تبلیغات گسترده میخواهند دولت نهم و دکتر احمدینژاد را به بیاخلاقی متهم کنند در صورتی که به نظر من آقای احمدینژاد تاکنون واقعیتها را گفته و خلاف اخلاق عمل نکرده است.
* آقای چمران! بهعنوان سوال آخر میخواستم درباره 300 میلیارد تومانی که این روزها توسط رقبای آقای احمدینژاد مطرح میشود و میگویند در دوران شهرداری ایشان این مبلغ فاقد سند هزینه شده است، توضیح بفرمایید.
من این سوال را بارها پاسخ دادهام اما خوشبختانه جناح مقابل آقای احمدینژاد چون نمیتواند از ایشان نقطهضعفی در هیچ زمینه اقتصادی پیدا کند دائما این سوال را تکرار میکند که 300 میلیارد کجاست؟
در شهرداری یکسری از هزینهها بهعنوان«فاقد» شناخته میشوند یعنی فاقد برنامه هستند ولی فاقد سند نیستند که این قضیه با تفریغ بودجهای که پایان سال صورت میگیرد معلوم میشود.
من متاسفم که دوستان ما در جناح مقابل نمیخواهند حقایق را بشنوند یا میخواهند گذشته خود را کتمان کنند که خدمات صادقانه آقای احمدینژاد در شهرداری را زیر سوال میبرند.
ما قبلا هم شاهد بیانضباطی مالی فراوانی در دورههای قبل بودیم ولی به دلیل اینکه کسی بر این دستگاه نظارت کامل نداشته هیچ وقت نمود آنچنانی نداشته است. من همانطور که قبلا اعلام کردهام باز هم میگویم در دوران شهرداری آقای احمدینژاد در پایتخت کمتر از گذشته شاهد اینگونه بیانضباطیهای مالی بودیم؛ همانگونه که امروز در دوران ریاستجمهوری ایشان میبینیم. با وجود اینکه دولتهای قبل نزدیک به 6میلیارد دلار بیانضباطی مالی داشتند در دولت دکتر کمترین بیانضباطی وجود دارد.
در دوران شهرداری هم اینگونه بود و زمان شهرداری آقای احمدینژاد 4میلیاردتومان فاقد بود که متاسفانه امروز به کذب 300 میلیارد تومان عنوان میشود، همانطور که اینگونه دروغها در مورد درآمدهای نفتی نیز گفته شده و همه مردم هم میدانند که دروغ است و جنبه تبلیغاتی دارد.