تاریخ انتشار : ۲۲ مرداد ۱۳۸۸ - ۱۱:۰۸  ، 
شناسه خبر : ۹۸۰۵۸

قربانعلى سامعى
قدرت نرم ازدیرباز در ادبیات سیاسى جهان مطرح بوده و اندیشمندان از گذشته دور با این مولفه آشنا بوده اند.
قدرت نرم در طول تاریخ مورد توجه قدرت مندان و حاکمان بوده وروز به روز با گسترش علم ضمن افزوده شدن بر اهمیت آن، شیوه ها و روش هاى نوینى در به کارگیرى آن براى نیل به هدف، ابداع و مورد استفاده قرار گرفته است. بنا بر نظر جمعى از اندیشمندان این حوزه، قدرت نرم اولین بار درسال ۱۹۹۰ توسط جوزف ناى مطرح شد. وى این مفهوم را اینگونه تعریف نمود: توانایى کسب چیزى که مى خواهیم از طریق جذب به جاى اجبار به دست آوریم.
توجه آمریکایى ها بر به کارگیرى قدرت نرم در تقابل با کشورهاى دیگر را مى توان در اواخر جنگ جهانى دوم جست وجو کرد. پس از پایان جنگ، محققان و پژوهشگران آمریکا یى که به ضعف فرهنگ آمریکایى وعدم مقبولیت آن در جهان و ضرورت ارتباط با مردم دیگر کشورها و جلب حمایت آنها به منظور حفظ امنیت خود پى برده بودند، توجه خود را بر به کارگیرى قدرت نرم معطوف داشتند و با انجام اقداماتى از قبیل تاسیس سازمان سیا، رادیو صداى آمریکا، تاسیس کتابخانه هاى عظیم آمریکا و برگزارى سمینارها و برنامه هایى شبیه این، نسبت به جذابیت بخشیدن به فرهنگ خود اقدام نمودند. اقدام آمریکا در این به کارگیرى قدرت نرم درغرب نیز با واکنش هاى مختلفى رو به رو شده است.
در اواسط دهه ۹۰ میلادى، ۶۱ درصد از فرانسوى ها، ۴۵ درصد از آلمانى ها و ۳۲ درصد از ایتالیایى ها بکارگیرى قدرت نرم ازسوى آمریکا را به عنوان یک خطر براى فرهنگ خود قلمداد مى کردند. چنین واکنش هایى در کشورهایى نظیر اسپانیا، فرانسه، آلمان، کانادا و ایتالیا نیز به چشم مى خورد. در خاورمیانه نیز این رویکرد آمریکا با واکنش هاى منفى روبه رو شد که راه اندازى تلویزیون ها و شبکه هاى ماهواره اى متعدد، بیانگر واکنش این کشورها به رویکرد آمریکا است.
مرکز پژوهش هاى مجلس شوراى اسلامى با استناد به تحقیقات وپژوهش هاى انجام شده درخصوص بکارگیرى قدرت نرم در راستاى تحقق براندازى نرم از سوى دشمن در تقابل با ایران که توسط موسسات مطالعاتى داخلى صورت گرفته است از شیوه هاى اعتراض، اغوا ، عدم همکارى و مداخله مسالمت آمیز، به عنوان روش هایى نام برده اند که آمریکایى ها براى اجراى سناریو براندازى نرم درایران پیشنهاد داده بودند. در این گزارش از جمع آورى اطلاعات، مذاکره و گفت و گو، آموزش، برپایى تظاهرات، پایدارى مسالمت آمیز و دعوت به صبر به عنوان پیش نیازهاى مبتنى بر قدرت نرم براى اجراى پروژه براندازى نام برده شده است.
در گزارش مذکور آمده است:
تحلیلگران آمریکایى همچنین شیوه هاى متعددى براى اعتراض و اغواى غیرخشونت آمیز ارائه داده اند که شامل انتشار بیانیه هاى رسمى، ارتباطات گسترده تر با مخاطبین، اقدام هاى عمومى نمادین، وارد آوردن فشار بر افراد، برگزارى برنامه هاى نمایش و موسیقى با حرکت دسته جمعى، بزرگداشت اموات، عدم همکارى در رویدادهاى اجتماعى، رخداد ها، سنن و عرف ها، کناره گیرى از تشکیلات اجتماعى، طراحى اقداماتى توسط مدیران و متصدیان منابع مالى، عدم همکارى اقتصادى، عدم همکارى شهروندان با دولت و بالاخره مداخله سیاسى مى شود.
در این گزارش با درج نظر یکى از اندیشمندان حوزه رسانه آورده شده:
قدرت نرم، بعد سوم قدرت است که از طریق سیاست نرم و تاثیرگذارى غیرمستقیم حاصل مى شود و به نوعى مبتنى بر دستیابى به قدرت از طریق فضاسازى و کنترل ذهنیت و اراده جامعه است، کما اینکه بعد اول قدرت رقابت و جنگ مستقیم و بعد دوم قدرت نیز رقابت و جنگ پنهان است.
وى از طرح «بیدمن» درباره ایجاد فضاى فریب در ساختار سیاسى و اجتماعى ایران که در محدوده سال هاى ۱۹۴۸ تا ۱۹۵۳ و تا زمان کودتا علیه مصدق توسط سازمان اطلاعات مرکزى آمریکا «سیا» اجرا شده به عنوان اولین نشانه جنگ نرم آمریکا علیه ایران نام برد و افزود: از خصوصیات جنگ نرم آن است که چون غفلت از اجراى توطئه در ذهنیت اجتماعى و امنیتى حاکم مى شود سطح تاثیرگذارى تهدید شده و موثرترین الگوى رفتارى تهدید امنیتى با مطلوبیت نهایى براى دشمن شکل مى گیرد.
وى سیاست نرم آمریکا در تمام کشورهاى مورد توجه را که در چارچوب انقلاب هاى رنگارنگ (رنگى) به کار رفته در راستاى تلفیق دو نکته مهم عدم کارآمدى و مشروعیت دانست و افزود: عناصر اصلى سیاست براندازى آمریکا در قبال جمهورى اسلامى ایران نیز در همین چارچوب قابل ارزیابى است. وى تاکید دارد که کارگزاران جمهورى اسلامى ایران براى مقابله با جنگ نرم باید از پادزهر راهبرد نرم استفاده کنند که به نظر مى رسد، با توجه به منابع غنى موجود بتوان ضمن مقابله با قدرت نرم آمریکا، اقدامات آفندى را دراین حوزه طراحى و به اجرا گذارد.