تاریخ انتشار : ۱۱ تير ۱۳۸۸ - ۱۱:۱۰  ، 
شناسه خبر : ۹۸۱۶۶
نصرالله سیفی اشاره: اصلاح الگوی مصرف در سطح بین المللی حرکت جدیدی است، به نحوی که نظریه پردازان آمریکایی، نیز دم از اصلاح الگوی زندگی آمریکایی که برپایه مصرف هر چه بیشتر استوار است، می زنند. تشویق به مصرف بیشتر جزو اصول پذیرفته شده اقتصاد آمریکا و اصولاً کشورهای صنعتی ( به جز ژاپن که دارای پشتوانه فرهنگی شرقی است) است.‌ همچنین در ابتدای سال جدید رهبر معظم انقلاب سال 88 را سال اصلاح الگوی مصرف معرفی کرد، نامگذاری این سال و عمل به این تکلیف می تواند بسیاری از مشکلات فراروی وزاذرتخانه های کشور را رفع کند.

رهبر معظم انقلاب اسلامی در حالی به مسئله اصلاح الگوی مصرف اشاره می فرمایند که سالیانی از شروع برنامه ریزی در جهت بهینه سازی مصرف گذشته است. ولی بلاشک این اقدام ها کافی نبوده که ایشان ناگزیر از تذکر مجدد شده و خواستار حرکتی جدی هستند.‌ در اوایل دهه هفتاد و در پی فراغت از جنگ تحمیلی که بسیاری از منابع کشور را معطوف به خود کرده بود، هسته های اولیه چاره اندیشی در مورد روش های بهینة مصرف انرژی در سازمان مدیریت و برنامه ریزی وقت شکل گرفت تا حرکت های منفرد و جداگانة مدیران، متخصصان و مبتکران بخش های دولتی و خصوصی اقتصاد کشور را ساماندهی و یکسو کند.
ما حصل این تلاش ها تاسیس دوایر، ادارات و سازمان هایی در بخش انرژی از جمله سازمان انرژی های نو و سازمان بهره وری انرژی در وزارت نیرو و شرکت بهینه سازی مصرف سوخت کشور در وزارت نفت بود.
هر کدام از این ادارات تحقیقاتی را به کمک دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی و نیز مشاورین خصوصی به انجام رسانیده و طرح هایی را نیز به اجرا گزاردند، استانداردها و آئین نامه هایی را پیشنهاد داده و حتی با کمک دستگاه قانونگذاری مواردی از آنها نیز به صورت قانون تصویب و جهت اجرا به دولت ابلاغ شد. آئین نامه های اجرایی توسط دولت تصویب و بودجه های کلان از بودجة‌ عمومی دولت و یا بودجه داخلی دستگاه هایی مانند شرکت ملی نفت جهت اجرای این طرح ها، تخصیص یافت.
حداقل در بخش انرژی کشور ده ها پروژه به صورت طرح پایلوت یا طرح اصلی اجرا شده است. برای جلوگیری از اطالة کلام توجه خواننده محترم را به پایگاه های اطلاع رسانی سازمان های نامبرده معطوف می دارم. اما به عنوان مثال به آخرین رویداد که اجرای تبصره 13 قانون بودجه سال 1385 بود اشاره می کنم. دولت برای اجرای تبصره 13 قانون بودجه ستاد مشخصی را معرفی کرد که شامل حمایت از طرح هایی برای توسعه ناوگان حمل و نقل عمومی و تبدیل مصرف بنزین به گاز طبیعی از طریق گازسوز کردن خودروها و جایگزینی خودروهای فرسوده کشور بود.
  روشن است که بخش های صنعت،‌ تجارت، کشاورزی،‌ ساختمان و حتی بخش های ظاهراً غیر اقتصادی مانند آموزش، فرهنگ، نظامی و امنیتی با تعریفی که از اصلاح " الگوی مصرف" داده خواهد شد نقش مهمی خواهند داشت.
فن مدیریت منابع
مقوله " مصرف" یک طرف سکه ای است که طرف دیگر آن " منبع" است. در فن مدیریت منابع را به چهار دستة تقسیم می کنند:
با مصرف هر کدام از این منابع یا ترکیبی از آنها، می توان ثروت و رفاه ایجاد کرد. مثلاً با استفاده از نیروی انسانی ماهر (منابع انسانی) و تبدیل سنگ آهن ( منابع طبیعی) به شمش آهن و حمل آن از طریق خطوط راه آهن و بنادر (منابع زیربنائی) می توان شمش آهن را صادر و از ثروت حاصل از صادرات، مایحتاج عمومی را تأمین و ایجاد شغل و بهداشت عمومی کرد.
یا مثلاً یک کارگردان هنری (منابع انسانی)،‌ با استفادة ‌از برنامة‌ تلویزیونی ( منابع زیربنایی) و فرهنگ عمومی ناشی از تربیت خانوادگی ایرانی ( منبع اجتماعی) که اسراف را عملی ناپسند می داند،از اسراف نان جلوگیری و دور ریز آن را به حداقل می رساند.
حال سئوال اینجاست که آیا ما از تمام منابع خود به درستی استفاده می کنیم؟ آیا اصلاح الگوی مصرف به مثلاً صرفه جویی در آب شرب لوله کشی منازل محدود می شود؟ آیا منابع طبیعی تنها منابعی هستند که مصرف آن باید دارای الگوی صحیح باشد؟
نفت و موتور محرک اقتصاد
جالب است بدانید در کشورهای اقتصادی پیشرفته ترتیب منابع بر اساس میزان اهمیت آن تنظیم شده است.
به عبارتی مهمترین منبع، منابع اجتماعی از قبیل باورها، اخلاقیات و تدّین و به طور کلی فرهنگ است، سپس منابع انسانی که همان وقت و امور مربوط به نیروی انسانی است و پس از آن منابع زیر بنایی شامل خطوط راه آهن، کانال های اطلاع رسانی، زیر ساخت های آموزشی و از این قبیل و نهایتاً منابع طبیعی مثل چاه نفت یا معدن سنگ آهن و یا طلا قرار دارد.
تقریبا70 درصد ثروت کشورهای پیشرفته از منابع غیر طبیعی و فقط 30 درصد از منابع طبیعی است. این نسبت در کشورهای در حال توسعه برعکس است. این که گرایش کشورهای پیشرفته اقتصادی به رعایت این اولویت باعث پیشرفت آنها شده یا پیشرفتگی صنعتی و اقتصادی آنها چنین اولویتی را ایجاد کرده است اهمیت ندارد، آنچه مهم است هم بستگی این نحوه اولویت بندی با پیشرفت و توسعه یافتگی است و این نکته ای است که باید به آن توجه کنیم. امااکنون اجازه دهید به رسالتی که صنعت نفت به عنوان موتور محرک اقتصاد کشور و جبهه اول اصلاح الگوی مصرف می تواند داشته باشد، بپردازیم. از آنجاکه صنعت نفت به تنهایی دارای هر 4 منبع فوق است، وقت آن رسیده که با درایت مدیران ارشد و کارشناسان مجرب پنانسیل و امکانات هر چهار منبع شناسایی و وضع فعلی مصارف آنها مورد ارزیابی قرار گرفته و به موازات شناسایی وضعیت حال، الگوی صحیح تخصیص و مصرف منابع ترسیم و با یک برنامه زمانبندی قابل قبول اجرا گردیده و در تمام مراحل اجرا مورد بازبینی، ارزیابی و اصلاح قرار گیرد.
اکنون که در پایان دوره کاری دولت نهم و روی کار آمدن دولت جدید در آینده نه چندان دور به سر می بریم، فرصت مغتنمی است که با ارائه برنامه برای اصلاح الگوی مصرف منابع اجتماعی، انسانی، زیربنائی و طبیعی در وزارت نفت و چهار شرکت اصلی و ده ها شرکت فرعی، از بزرگ ترین مجموعه اقتصادی نمونه ای بیافرینیم که سرمشق دیگر بخش های کشور باشد.
به عنوان مثال مجموعه نفت دارای عزت و همیت خودباوری و اعتماد به سازندگان و مهندسین داخلی است. پیامد برخوردهای تحقیر آمیز دوران ستم شاهی و خودباختگی آن رژیم در مقابل صنعت غرب و خودباوری صنعتی ناشی از انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی، سرمایه ای در اجتماع صنعتی ما ایجاد کرده است که با تمسک به آن باید به راحتی در تمام بازارهای نفتی منطقه و بازارهای اصلی جهانی حضور فعال داشته باشیم.
بارها شاهد عدم بهره برداری صحیح از نیروی انسانی و یا بی توجهی به نیازهای این نیروها بوده است. جالب است بدانید در یک پروژة‌ تحقیقی در شرکت بهینه سازی مصرف سوخت در سال 1381، نتیجه تحقیقات نشان داد که 80 درصد گلوگاه ها و موانع پیشرفت در اصلاح الگوی مصرف در مقوله نیروی انسانی و آن هم در درون سازمان است. حتماً خواننده محترم چه در صنعت نفت و چه در خارج از آن شاهد به کارگیری ناصحیح و یا نا بجای نیروها در سازمان ها بوده است که داوری آن را به خودشان واگذار می کنم. اگر نیروی انسانی کارآزموده، در جای صحیح قرار نگرفته باشد از کجا انتظار تصمیم گیری صحیح در خصوص تولید نفت از مخازن مشترک، یا مدیریت خطوط انتقال یا کشتیرانی و ده ها مقوله دیگر خواهیم داشت.
شبکه نیروی انسانی که در شرکت های پیمانکار یا مهندسین مشاور و یا خدماتی وجود دارد، به مراتب عظیم تر از مستخدمین رسمی یا قراردادی نفت است. آیا با این بال های پرواز به درستی رفتار می کنیم؟ آیا صلاحیت آنها را ارزیابی و مورد ارتقاء قرار می دهیم؟
به عنوان مثالی دیگر از منابع زیر بنائی، مجموعه نفت با دارا بودن گسترده ترین شبکه های فناوری اطلاعات و یا مجموعه های با ارزش مهندسی و فنی آیا بصورت بهینه از آنها استفاده می کند؟ ‌آیا در تهیه یک سند فنی یا ارزیابی از یک تامین کننده دوباره کاری و چندباره کاری صورت نمی گیرد؟
وزارت نفت می تواند عمل کرده به مواری چون  تفویض ماموریت به یک ستاد از افراد ذیصلاحیت برای اصلاح الگوی مصرف در مجموعه صنعت نفت (شامل وزارتخانه، شرکت های اصلی و فرعی، پیمانکاران و شرکتهای خصوصی)،
- تعیین چهار محور اصلی منابع اجتماعی، انسانی، زیربنایی و طبیعی برای شناسایی با جزئیات کامل در تمام مجموعه صنعت نفت
- شناسایی وضع موجود با تمام درستی‌ها و کاستی ها در حول چهار محور فوق
- تبیین الگوی صحیح مصرف چهار منبع فوق
- برنامه‌ریزی دقیق برای سیر از وضع حال به وضع الگوی مصرف مطلوب
- نظارت و ارزیابی اجرای برنامه و اصلاح آن در صورت نیاز، تا رسیدن به هدفسرمشقی برای سایر وزارت خانه های کشور باشد.