تاریخ انتشار : ۰۱ تير ۱۳۸۸ - ۱۰:۵۲  ، 
شناسه خبر : ۹۸۸۴۶
بررسی راهکارهای بسط و گسترش اصولگرایی در گفت‌وگوی یالثارات با کارشناسان:
حسین رضایی اشاره: چه بسیار سخنان امام و رهبری انقلاب که یکی پس از دیگری تنها مدتی تیتر روزنامه‌ها و مجلات و نقل محافل رسانه‌ای می‌شود اما به عمق جلسات کارشناسی ما راه نمی‌یابد. این دقیقاً به دلیل روزمرگی است که اغلب محافل سیاسی و فرهنگی ما با آن دست به گریبانند و از آن نمی‌توانند رهایی حاصل کنند و البته این ننگ را بر چهره خود الی الابد می‌نشانند که تا کی باید مقتدا خط را ترسیم کند اما سربازان آن خط را نپیماید؟ سربازان جبهه اصولگرایی حداقل در این برهه به فکر اجرای کامل گفتمان اصولی و اصیل اصولگرایی که همان گفتمان انقلاب اسلامی است، باشند. امید که چنین باشد ...

بیژن مقدم قائم مقام، خبرگزاری فارس
* یالثارات: واژه اصولگرایی چند سالی است که در ادبیات سیاسی مطرح شده است اما تعریف اخیر رهبری از این واژه افق دیگری را برای همگان گشود ارزیابی شما چیست؟

** مقدم: گاهی اوقات واژه‌هایی مطرح می‌شود و وارد فرهنگ عمومی و رسانه‌ای کشور می‌شود که ممکن است اگر از آنها تعریف درستی نشود به بیراهه برود، این بحث را در گذشته ما در مورد مفهومی مثل آزادی و دموکراسی و اصلاحات داشته‌ایم. یکی از مباحث این بود که ما اصلاحات را چه می‌دانیم و تعریف می‌کنیم؟ و آیا اصلاً تعریف می‌کنیم؟ آیا برای آن چارچوب تعیین می‌کنیم و آیا جریان اصلاحات مبانی دارد یا نه؟ به نظر من بحث مربوط به تعیین شاخص‌های اصولگرایی و تعریف اصولگرایی به شفاف‌سازی این مفهوم کمک می‌کند اگر امروز یک تعریف درستی از آن ارائه کنیم اجازه نمی‌دهد فردا کسانی تحت این پرچم و با این نام- هر کس که می‌خواهد باشد- یک مسیر انحرافی را احیاناً پیش روی خودشان، مردم یا نظام باز کنند بحث بعد این است که گاهی اوقات اصولگرایی با مفهوم یک جریان سیاسی- حزبی مترداف می‌شود و این مفهوم را به نظر من مقام معظم رهبری خواستند نفی کنند یعنی گفتند اصولگرایی چنین چیزی نیست و شاخص‌هایی دارد که در حصار هیچ حزب و جریان خاصی نیست. ممکن است یکسری جریانات بیشتر خود را به این اصول نزدیک بدانند اما الزاماً منحصر به آنها نیست. ما یک اصول کلی در این کشور داریم که هر کس زیر چتر آن اصول قرار بگیرد می‌تواند اصولگرا باشد. این مفهوم را مقام معظم رهبری سالها پیش مطرح کردند. با این تعبیر که کسانی که به امام، انقلاب، اسلام به عنوان یک مسیر روشن پایبند هستند، اصولگرایند. در آن زمان جریان دوم خرداد هم بر سر کار بود که آقا فرمودند اگر این مبانی باشد می‌توان کار را پیش برد و اگر همه در این مفاهیم مشترک باشند اختلاف خیلی معنا ندارد. بنابراین در بخش دوم ایشان معتقدند که فردی ممکن است که در طیف راست هم نباشد و در طیف چپ باشد (به تعبیر من) اما به خاطر اعتقاداتش به شاخصه‌های اصولگرایی، او هم یک اصولگراست و خودشان هم تعبیر کردند: اصولگرایی اصلاح‌طلب یا اصلاح‌طلب اصولگرا، کما اینکه قبلا هم این مطلب مطرح بود که اصولگراها هم اصلاح‌طلبند، اما مسیر را آنگونه که آنها می‌روند، نمی‌روند و ممکن است در روش اختلافاتی باشد. به نظر من این تبیینی که صورت گرفت در هر دو مسیر بود و تا حدودی می‌تواند به فضای سیاسی کشورمان کمک کند تا جریاناتی که احساس شکست و هضم شدگی می‌کنند در گاین چارچوب و با این شاخصه‌ها که مبانی آن مربوط به امام و انقلاب و اسلام است از حالت یأس و ناامیدی خارج شوند و فعالیت را شروع کنند. ما در این چارچوب هیچ گاه مشکل نخواهیم داشت و مشکلاتی که داشتیم این بود که کسانی با نام اصلاح‌طلبی مسیری غیر از انقلاب و نظام را در حقیقت در پیش گرفتند.
* یالثارات: به نظر می‌رسد که تبیین اصولگرایی بسیاری از مرزها را روشن کرد و از یک سو اصولگرایی را به صورت زلال‌تر و ناب‌تر برای مردم جا انداخت اینطور نیست؟
** مقدم: هر واژه‌ای که تبدیل به واژه رایج در کشور ما می‌شود کسانی که از این واژه استفاده می‌کنند باید حتماً به نوعی استفاده کنند که اهدافی که در این چارچوب واقع شده محقق شود. نمی‌شود من ادعای اصولگرایی بکنم اما در عین حال موافق تبعیض باشم یا موافق رانت‌خواری و پارتی بازی باشم و موافق این باشم که اگر یکی از هم حزبی‌های من تخلفی کرد از آن عبور کنم. اما همین تخلف را کسی از طیف مخالف انجام داد او را بی‌حیثیت کنم.
می‌خواهم بگویم اینها جزء شاخص‌های دقیق اصولگرایی است که اگر مشخص شود ما به راحتی می‌توانیم کسانی که در این مسیر صادق نیستند را تشخیص دهیم. همین طور که در جریان اصلاحات هم ما قائل به تفکیک بودیم. یعنی جریان اصلاحات ترکیبی شده بود از نیروهای چپ ارزشی تا نیروهای لیبرال وابسته منحرفی که در جامعه حضور داشتند، و این به خاطر آن بود که کسی نتوانست تعریف دقیقی از اصلاحات و اهداف آن ارائه دهد و همه اینها زیر چتر قدرت غالب آن زمان قرار گرفتند. آنها می‌خواستند مسیر را منحرف کنند، از تغییر قانون اساسی تا مسائل مختلف، مسیر را در آن عنوان خواستند تغییر بدهند. اگر ما تعریف دقیق و درستی را از اصولگرایی انجام دهیم- که الان در همین مسیر هستیم و بیانات مقام معظم رهبری هم در همین مسیر است- قطعاً جلوی سوء استفاده‌‌های احتمالی و انحراف جریان‌های مدعی اصولگرایی را می‌گیریم، ضمن اینکه مردم هم با همین شاخصه‌ها جریان اصولگرا را سنجش می‌کنند و این خیلی خوب است. یعنی منشور جریان اصولگرا این است و اگر جایی اشتباه کرد به او می‌گویند تو از این مسیر منحرف شده‌ای. پس یا عنوان را اشتباه انتخاب کرده‌ای یا این کار تو با شاخصه‌های اصولگرایی همخوانی ندارد و مردم هم می‌توانند از این طریق اصولگرایانی را که در دولت و مجلس حضور دارند به راحتی نقد کنند.
* یالثارات: اصولگرایی با این تعریف دیگر در چارچوب یک حزب و جریان خاص نیست و تحقق یافتن آن هم وظیفه نظام است. وظیفه دستگاههای مسوول دولتی در زمینه پیاده سازی منشور اصولگرایی چیست؟
** مقدم: خیلی از افرادی که پایبند به جریان اصولگرا شناخته می‌شوند، آرزو داشتند که بتوانند در صحنه‌های اجرایی کشور ظهور و بروزی داشته منشاء اثر باشند. ما در گذشته هم این تحلیل را داشته‌ایم و وقتی از او انقلاب این دولتها را مرور می‌کنیم، می‌بینیم که غالب این دولت‌ها به عنوان شاخصه اصولگرایی شناخته نمی‌شدند و این آرزویی بود که تحقق آن اکنون نزدیک شده و پیروزی صورت گرفته و مردم به این جریان امید بسته‌اند. اگر قرار باشد پس از چهار سال به دلیل کوتاهی‌ها و اشتباهات و فرصت‌های از دست رفته در ذهن اینگونه تلقی شود که این گفتمان هم دردی از دردهای ما دوا نکرد، چه گفتمانی را می توان جایگزین کرد ؟ مگر بگوییم گفتمان‌هایی خارج از چارچوب نظام باشد که مردم به آنها روی بیاورند. بنابراین مهمترین وظیفه مسوولین این است که از این فرصت تاریخی که تا امروز به هیچ وجه وجود نداشته و امروز خدا لطف کرده و مردم هم توجه کرده‌اند استفاده کنند و ثابت کنند که اگر کسانی به اصل انقلاب و امام و نظام پایبند باشند و خالصانه و بدون در نظر گرفتن منافع شخصی عمل کنند و سایر ویژگی‌هایی را که مردم به آنها علاقه دارند و با آنها زندگی می‌کنند، مثل ساده زیستی و ضد تبعیض و ضد فساد بودن و ... داشته باشند، مردم به آنها روی می‌آورند و آنها می‌توانند به عنوان یک گفتمان پایدار و ماندنی جایگاه خودشان را حفظ کنند اما در غیر این صورت دوباره ما شاهد رویگردانی مردم از اصیل ترین گفتمان انقلاب خواهیم بود.
دکتر حسین نجابت سخنگوی فراکسیون اصولگرایان مجلس
* یالثارات: تحقق اصولگرایی حقیقی شاید یکی از دشوارترین آزمون‌های نظام اسلامی برای رسیدن به دولت اسلامی باشد ارزیابی شما از سخنان اخیر رهبری انقلاب در این راستا چیست؟
** نجابت: ایشان اصولی که یک فرد اصولگرا باید رعایت کند تا در حیطه اصولگرایی بگنجد، را عنوان فرمودند و اصلاح طلبی صحیح‌نه آمریکایی را در همان حوزه تعریف کردند و خلاصه اهداف و اصولی را پی ریزی کردند که اگر ما دقیق نگاه کنیم، این آرایش سیاسی متعارف و دسته بندی‌های تحمیلی کشور ما را کاملاً تغییر می‌دهد. به نظر من افق جدیدی را در آرایش سیاسی کشور باز می‌کند. بعد از آن مساله‌ای را مطرح کردند که اصولگرایی فراتر از یک شعار و حرف است. اینکه بگوییم اصولگرا هستیم، خوب است اما کافی نیست. حتی اگر بگوییم به مبانی انقلاب، اسلام، امام، رهبری و قانون اساسی اعتقاد داریم خیلی خوب است، اما کفایت نمی‌کند. مهم این است که در عمل چه مدل و برنامه‌ای را ارائه می‌دهیم.
* یالثارات: برای تحقق اصولگرایی چه باید کرد؟
** نجابت: من از فرمایشات مقام معظم رهبری استفاده می‌کنم که ایشان چند سال پیش جنبش نرم افزاری را مطرح فرمودند و در یک فراز بسیار دقیق فرمودند که این زیبنده یک کشور اسلامی و انقلابی نیست که مردم و برنامه ریزان و کارشناسان آن از نرم‌افزارهای دیگران استفاده کنند.یا در جای دیگر فرمودند که اگر نرم افزارهای لازم برای انقلاب ایجاد نشود، این قتلگاه انقلاب است. من فکر می‌کنم برای تحقق اصولگرایی اول باید اصول ما تبیین شود که اساس آن را مقام معظم رهبری فرمودند. اما برای تحقق آن ما حتماً به مدل یا برنامه دقیق اسلامی احتیاج داریم که آن برنامه تولید خود ما باشد.
به بحث مدل برنامه ریزی و نقش آن در تحقیق برنامه‌ها گاهی زیاد بها داده نشده است. در دنیا آرمان‌های مختلفی می‌بینید که اگر بخواهند محقق شوند باید از طریق مدلی به نتیجه برسد. ما به نوعی در کارهای کارشناسی، در برنامه ریزی‌مان از مدل‌هایی استفاده می‌کنیم که دیگران برای آرمانهای خودشان طراحی کرده‌اند. حتی وقتی اشخاص خوبی هم مسؤولیت‌ها را در دست می‌گیرند چون مدل اجرایی‌شان یک مدل عاریت گرفته شده از تفکرات دیگران است، در عمل به آنچه می‌خواهیم نمی رسیم.
اصولگرایی در هر زمانی نیازهایی را ایجاد می‌کند و الزاماتی دارد. گاهی حضور در جبهه است به طور جدی و با تمام وجود و گاهی حضور در جبهه مقابله فرهنگی است با تمام وجود. الان برای اقشار مختلف انقلابی به خصوص اندیشمندان، باید به دنبال منافع تولید نرم‌افزارهای دقیق و متناسب با آرمان‌ها و اصول خودمان باشیم. این یک مدل و برنامه خودی است که وقتی تولید نشود، دچار سردرگمی خواهیم بود. و همه تلاش‌های ما به گفته مقام معظم رهبری ابتر می‌ماند. بنابراین در شرایط فعلی بر همه دلسوزان انقلاب و اندیشمندان و به خصوص دانشگاهیان و حوزویان است که در کمک به دوام اصولگرایی تلاش کنند تا مدل نرم‌افزارهای دقیق و متناسب با اصول خودمان را تولید کنند. همان طور که دانشمندان ما به طور تک تک به موفقیت‌های چشم گیری در علوم تجربی رسیده‌اند مهم‌تر از آن رسیدن به یک مدل نرم افزار اسلامی است. در حوزه‌های اقتصاد، جامعه شناسی و همه نیازهایی که اساس اداره حکومت است. اگر این‌ها را تولید کنیم اصولگرایی نهادینه خواهد شد و گر نه دولت و مجلسی اصولگرا بر سر کار می‌آید و بعد از مدتی مردم می‌بینند که آرمانهایشان محقق نشده. این افراد در دولت و مجلس قصد خیر دارند، اما چون در مدل برنامه ریزی دائماً کارشناسان برای ما حرف‌هایی می‌زنند که این مدلهای علمی نرم افزار متناسب با انقلاب نیست، ما به آرمان‌هایمان نمی‌رسیم. بنابراین مردم از یک جناحی به یک جناح دیگر گرایش پیدا می‌کنند؛ از یک فکر به فکری دیگر و ... خلاصه تا وقتی که ما نتوانیم کارشناسانی تربیت کنیم که آنها دقیقاً در چارچوب ایده‌های اسلامی عمل کنند، اصولگرایی تثبیت نمی‌شود.
* یالثارات: تحقق اصولگرایی بر عهده چه کسانی است؟
** نجابت: اولاً یک کار نظری است که حوزه و دانشگاه باید این را یک نیاز اجتماعی بدانند. بعد از آن دولت باید اعتبارات و ساختار مناسبی را فراهم کند که – احتمالاً کنار دانشگاه‌ها- با کمک سازمان مدیریت، تا بتوان به این مدل نرم افزاری رسید.
*یالثارات: از کجا باید شروع کرد؟
** نجابت: ببینید بحث ظریف‌تر از آن است که بتوان در مختصری از آن صحبت کرد، امام (ره) هم این مطلب را در مقوله انقلاب فرهنگی فرمودند و خیلی هم به آن عمل نشد و جنگ هم فرصت نداد. بعد مقام معظم رهبری در قالب جنبش نرم افزاری اشاره کردند، اما کسی به طور جدی پیگیری نکرد. شورای انقلاب فرهنگی مسئول این امر بود که دوباره مقام معظم رهبری مستقیم‌تر از همیشه با شورای انقلاب فرهنگی صحبت کردند که کم کم باید نارسایی‌های اجتماعی را نقد کرد و برای کارشناسان و دانشگاهیان هم روشن شود که آرمان‌های ما با مدل‌های شناخته شده بین المللی محقق نمی‌شود.
راه اول این است، که اصطلاحاً به آن نقد می‌گوییم. نقد علمی، فنی و منطقی نظام‌های موجود دنیا، اول باید نقض و نقد باشد تا بعد به تولید برسیم. بنابراین یک برنامه وسیعی می‌خواهد مثل هر تولید دیگری یادمان باشد که تولید، نه اقتباس و مونتاژ تقلید. که تولید در حوزه‌های مختلف کار بسیار مشکل است. شما اگر بخواهید در حوزه‌های صنعتی تولید کنید خیلی سخت‌تر از مونتاژ است. وقتی به حوزه نظری وارد می‌شوید تولید بسیار پیچیده‌تر می‌شود و باید برای آن برنامه فوق العاده دقیقی ریخته شود و اولین شرط آن است که ما برای تولید برنامه ریزی کنیم. آن وقت قدم اول این است که دانشگاهیان و حوزویان ما به این نکته، دقیق پی ببرند که ما با این جریانات موجود به جایی نمی‌رسیم تا آن نرم افزار لازم را تولید نکنیم.
* یالثارات: چه کنیم که منشور اصولگرایی به روزمرگی دچار نشود و جریانات سیاسی از آن به عنوان ابزار خود استفاده نکنند؟
** نجابت: هر وقت گفته می‌شود برای تولید برنامه ریزی می‌خواهیم و یک برنامه دراز مدت نیاز است، برخی می‌گویند حالا چه کنیم؟ و نزدیک به بیست سال است که می‌گویند فعلاً چه کنیم؟! باید تولید کنیم، هر چند که بیست سال دیگر جواب بدهد، وقتی که شما نیاز به تولید یک کارخانه ساده داشته باشید، اول باید مهندسی کنید و محاسبات را انجام بدهید تا یک روز، کار خارجی را شروع کنید. عین همین قضیه در تولید علم هست اما بسیار پیچیده‌تر و بسیار سخت‌تر. باید یک ساختار مناسب و یک برنامه مناسب داشته باشیم تا بعد بگویم چه باید کرد. برنامه‌های سرمایه داری اگر خوب عمل شوند ممکن است تولید ثروت کند و رشد ایجاد کند و توسعه زیر ساخت‌ها ایجاد کند، اما عدالت را ایجاد نمی‌کند اخلاق را اخلاق سرمایه داری می‌کند. این اشکالات باید دقیق فهمیده شود و بحث شود. نگوییم که این کار علمی است و اخلاق چیز دیگری است نه. تکنولوژی، صنعت و سرمایه داری اخلاق خودش را می‌آورد. الان در قشری از جوانان ما این روحیه است. مسائل مادی، پول، شهرت و ... که تصمیم ساز اصلی زندگی‌شان است و این اخلاق سرمایه داری است. اول باید متوجه شویم که اخلاق سرمایه داری ما را به آرمان‌های بلند انقلاب نمی‌رساند این حوزه نقادی دقیق علمی است که باید دانشگاهیان و حوزویان آن را ثابت کنند. ما به اندازه کافی انگیزه سالم داریم اما این انگیزه‌های سالم را به دست انگیزه‌های دیگران می‌سپاریم اما ما اگر مدل و الگو درست کنیم درون آن مدل نیروی انسانی مناسب تولید می‌شود.
من فکر می‌کنم در ابتدا نیاز فعلی ما نیروی انسانی نیست؛ چون ما انگیزه سالم و پر کار و دلسوز به انقلاب و علاقمند به کشور را داریم. بنابراین به نظر بنده وظیفه اصولگرایان- به ویژه اندیشمندان از اصولگرایان- است که اگر بخواهند اصولگرایی نهادینه و تثبیت شود و دیگر با آمدن و رفتن یک دولت اصول ما تغییر نکند، این است که نرم افزار تولید کنند.
* یالثارات: تبیین اصولگرایی حد و مرزها را شفاف کرد و بسیاری از نقاط مبهم را از بین برد با این وجود ما نیازمند شناسایی دقیق شاخصه‌ها هستیم تا اصولگرایی ناب تحقق باید این طور نیست؟
** نجابت: اگر ما فقط بگوییم اصولگرای و مرزهایش را مشخص و تبیین نکنیم، مرزهای مشترکش با بعضی‌از گروههای سیاسی افراد را دچار ابهام و ایهام می‌کند. وقتی می‌گوییم اصولگرایی، باید اجزایش را هم تبیین کنیم و هر چه بیشتر این کار را انجام دهیم شفاف سازی بیشتر می‌شود. وقتی ما می‌گوییم عدالت و عدالت اجتماعی باید هر ماه و هر هفته و هر روز این معنا را تبیین کنیم که در حوزه‌های مختلف اجتماعی و اقتصادی و ... عدالت یعنی چه؟ البته تبیین دقیق این مفهوم بستگی به همان مدلها دارد، اما هر قدر بتوانیم این عناوین بسیار درست را مثل اصولگرایی و عدالت اجتماعی و ... با اجزایشان تبیین کنیم. میدانیم که دنبال چه هستیم.
وقتی رهبر ما مساله شبیخون فرهنگی را مطرح نمودند، اندیشمندان ما به فکر تبیین این مساله نبودند. مثلا وقتی همین جنبش نرم افزای را مطرح کردند ایشان خود حقیقتا جلوداری این نهضت عهده دار شدند. الان هم در حوزه سیاسی کاری است که باید اندیشمندان سیاسی ما انجام می‌دادند اما ایشان که باید خط کلی را دهند، در اینجا خودشان هم وارد دسته بندی شدند و بیش از اینکه کلیات را مطرح کنند مطالبی را مطرح فرمودند بنابراین، طبیعی است که فرمایشات ایشان راه را مشخص می‌کند و اصول را هم نمایش می‌دهد اما نباید منحصر به فرمایشات و تکرار فرمایشات ایشان باشیم باید همه مطالبی که ایشان فرموده‌اند را با هم جمع کنیم و کار را یک پله جلو ببریم.