تاریخ انتشار : ۰۲ تير ۱۳۸۸ - ۱۲:۵۸  ، 
شناسه خبر : ۹۸۸۶۴

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
مایکل گرسون ، از مشاوران مورد اعتماد و نزدیک « جرج واکر بوش » رئیس جمهور آمریکا ، که معمولا متن نطق های مهم او را نیز تهیه می کند ، هفته گذشته طی مقاله ای در هفته نامه نیوزویک نوشت : « تا زمانی که خاورمیانه کانون مشکلات و بی ثباتی باشد ، آمریکا نیز هرگز امنیت نخواهد داشت » . وی هر چند در این مقاله ، برخلاف واقعیت های موجود ، ایران را عامل اصلی ناآرامی های خاورمیانه دانست ولی به قدرت و انسجام داخلی ایران نیز اعتراف کرد و نوشت : « همه جناح ها در ایران ، اعم از محافظه کار و فوق محافظه کار و متعصبانی که چشم به آخرت دوخته اند ، در یک چیز اتحاد دارند و آن ناسیونالیسم هسته‌ایست».
از نظر این تحلیل گر آمریکائی هرچند « چشم به آخرت دوختن » آنگونه که از مقاله او فهمیده می شود یک عیب محسوب می گردد ، لکن مشکل اصلی غربی ها در همین است که آنها در تحلیل های خود فقط امور مادی را دخالت میدهند و همه چیز را منهای معنویات در نظر می گیرند. آنچه غربی ها را در مواجهه با مسلمانان مومن و مخلص و صبور و در تحلیل رفتارهای آنان دچار مشکل می کند ، دقیقا همین غفلت است . در مواجهه با انقلاب اسلامی ایران ، آمریکائی ها از درک همین واقعیت عاجز بودند و به همین دلیل نتوانستند جلوی سقوط شاه و از دست رفتن بزرگترین پایگاه خود در خاورمیانه آن زمان را بگیرند. در جنگ تحمیلی نیز از همین واقعیت غفلت کردند و لذا علیرغم همه امکانات و تجهیزات و اطلاعاتی که در اختیار صدام قرار دادند و علیرغم همه حمایت هائی که از او بعمل آوردند نتوانستند به اهدافشان برسند. و اخیرا در مواجهه با حزب الله لبنان نیز آمریکائی ها و صهیونیست ها به دلیل نادیده گرفتن همین واقعیت ، سیلی محکمی خوردند و مقدمات زوال اسرائیل را فراهم ساختند.
مبحث هسته ای ایران نیز از همین قبیل است . آمریکائی ها بسیار تلاش کردند مسئولان ایرانی را وادار به عقب نشینی و صرفنظر کردن از حقوق قانونی خود در زمینه انرژی اتمی نمایند ولی نتوانستند. یکی از ترفندهائی که آمریکا بکار برد ، ایجاد اختلاف میان مسئولان یا مسئولان و مردم و یا خود مردم در مورد چگونگی مواجهه با موضوع پرونده انرژی اتمی ایران بود. آمریکائی ها تلاش زیادی کردند که انسجام و یکپارچگی موجود در ایران بر سر حق قانونی و غیرقابل اجتناب دانستن دانش اتمی را بشکنند و راهی برای وانمود ساختن وجود دودستگی و اختلاف برسر این موضوع پیدا کنند و با وارد شدن از همان روزنه اهداف شوم خود را دنبال نمایند ، ولی خوشبختانه هرچه بیشتر تلاش کردند ، بیشتر ناامید شدند. آنها در چند مقطع حساس ، این واقعیت را لمس کردند که نه تنها کسانی که در داخل ایران حضور دارند در این موضوع اختلافی با همدیگر ندارند ، بلکه حتی همه ایرانیان خارج از کشور نیز با مسئولان نظام و هموطنان خود در داخل هم عقیده هستند و هرچه ایرانی در هر جای جهان وجود دارد ، فناوری هسته ای را آنگونه که در مقررات آژانس بین المللی انرژی هسته ای برای کشورهای عضو « ان . پی . تی » پیش بینی شده ، حق مسلم خود میدانند و بهیچوجه حاضر به صرفنظر کردن از آن نیستند.
این ، همان واقعیت است که در مقاله « مایکل گرسون » مورد توجه قرار گرفته و او به عنوان مشاور رئیس جمهور آمریکا ـ البته در نهایت نگرانی و برخلاف تمایلات درونی خود ـ ناچار به اعتراف شده و نوشته است : « همه جناح ها در ایران ، اعم از محافظه کار یا مافوق محافظه کار و متعصبانی که چشم به آخرت دوخته اند ، در یک چیز اتحاد دارند و آن ناسیونالیسم هسته ایست».
آمریکائی ها بسیار دوست داشتند و دارند که ما ایرانی ها و سایر مسلمانان بقول مایکل گرسون « متعصب » را گرفتار ناسیونالیسم منفی کنند و اجازه ندهند از حصار ملیت فراتر برویم و به چیزهائی از قبیل آنچه او « چشم به آخرت دوختن » مینامد اعتنائی نکنیم ، اما آنها نه تنها به این خواسته خود ـ علیرغم سرمایه گذاری های زیادی که کرده اند ـ نرسیدند بلکه ما به فضل خدا توانسته ایم باروی آوردن به ناسیونالیسم مثبت ، به دستاوردهای بزرگی برسیم و دشمن را در میدان های مختلف زمین گیر نمائیم . اصل پیروزی انقلاب اسلامی با اتحاد همه مردم ایران صورت گرفت ، توطئه های رنگارنگ آمریکا و سایر دشمنان را با همین اتحاد توانستیم خنثی کنیم ، در جنگ تحمیلی با تکیه بر اتحاد و یکپارچگی آحاد مردم به پیروزی رسیدیم و اکنون به اعتراف خود آمریکائی ها امتیاز بزرگی در پرتو همین اتحاد داریم که آنها آنرا « ناسیونالیسم هسته ای » مینامند.
ناسیونالیسم هسته ای ما ایرانیان اگر تا دیروز برای آمریکائی ها فقط ناسیونالیسم بود ، امروز با سیلی محکمی که آنها از حزب الله و مردم لبنان ، یعنی همانها که در تعبیر مشاور رئیس جمهور آمریکا « متعصبانی که چشم به آخرت دوخته اند » نامیده شده اند ، خورده اند ، با مفهوم دیگری نیز همراه است که دشمنان ما چاره ای ندارند جز آنکه برای آن نیز حساب ویژه ای باز کنند ، حسابی که موجب میشود اگر آمریکائی ها از جنگ 33 روزه لبنان درس نگرفته باشند و در پرونده هسته ای ایران ، از این پس روش عاقلانه ای در پیش نگیرند ، سیلی دوم را ، البته محکم تر از سیلی اول ، دریافت نمایند.