تاریخ انتشار : ۰۶ تير ۱۳۸۸ - ۱۲:۴۵  ، 
شناسه خبر : ۹۸۸۹۰

حسین شریعتمداری
«جریانی در چارچوب یک فرقه سازمان یافته پا به عرصه گذاشته تا مجلس خبرگان را در قبضه خود نگه دارد... این جریان، جریان آقای مصباح یزدی است که ممکن است کسانی گمان کنند که چون این فرقه پایگاه مردمی ندارد نمی تواند خطری برای نظام باشد، اما نظر من غیر از این است، جریانی که اندیشه انجمن حجتیه داشته باشد همواره خطری برای مردم و نظام است...»
مطلب فوق بخشی از اظهارات آقای علی اکبر محتشمی پور در نشست شاخه جوانان حزب اعتماد ملی است که درباره آن گفتنی هایی هست. اگرچه بخش دیگری از سخنان ایشان در نقد مدعیان اصلاحات و حمایت از فلسطین درخور تقدیر است.
1- نقد مواضع سیاسی آیت الله مصباح و هر شخصیت دیگری که دستی در سیاست دارد، حق طبیعی و قانونی آقای محتشمی پور و دیگر شهروندان است و به یقین آیت الله مصباح نیز انتظار ندارند مواضع سیاسی ایشان نقد نشود. نگارنده نیز ضمن احترام فراوانی که برای آیت الله مصباح قائل است و ایشان را دانشمندی فرهیخته و کم نظیر و موهبتی الهی در نظام اسلامی تلقی می کند، نسبت به برخی از مواضع سیاسی ایشان انتقادهایی داشته و با صراحت بیان کرده است. اما اظهارات آقای محتشمی پور علیه آقای مصباح را اولاً؛ نمی توان نقد سیاسی دانست زیرا ابتدایی ترین ویژگی نقد، ارائه دلیل است که اظهارات ایشان از این ویژگی خالی است.
آقای محتشمی‌پور در اظهارات خود ـ مانند بسیاری از موارد دیگر ـ یک طرفه به قاضی رفته و آیت الله مصباح یزدی را با چند اتهام ناروا نواخته اند بی آنکه برای ادعای خود نیازی به ارائه سند، دلیل و یا حداقل، شاهد و قرینه ای احساس کنند.
از جمله اینکه؛
2- ادعا کرده اند که آیت الله مصباح یزدی دارای اندیشه انجمن حجتیه است! و اما، اصلی ترین محور اندیشه انجمن حجتیه، «جدایی دین از سیاست است» بنابراین باید از آقای محتشمی پرسید اندیشمندی که دهها کتاب، صدها سخنرانی و صدها مقاله علمی درباره ضرورت تشکیل حکومت اسلامی دارد و طی 50سال گذشته به گواهی آثار مکتوب، سخنان مضبوط و درس های ثبت شده در حوزه های علمیه و دانشگاهها، «جدایی دین از سیاست» را یک انحراف فکری دانسته و به روش علمی و مستند اثبات کرده است که این دیدگاه انحرافی از سوی قدرت های استکباری ترویج شده و می شود و به همین علت از سوی رژیم شاه زندانی و شکنجه شده است و... چگونه می تواند اندیشه انجمن حجتیه داشته باشد؟!
سران انجمن حجتیه از مخالفان سرسخت امام راحل(ره) بودند و این در حالی است که آیت الله مصباح یزدی اولاً؛ از شاگردان برجسته امام(ره) بوده اند، ثانیاً؛ در تمامی مبارزات ضد استبدادی و ضد استعماری امام(ره) در رکاب ایشان حاضر بوده اند، ثالثاً؛ از اولین مجتهدانی بودند که به صورت مکتوب و در فضای خفقان و سیاه سالهای قبل از پیروزی انقلاب مرجعیت حضرت امام(ره) و اعلمیت ایشان را تایید کردند و امضای وی پای تمامی اعلامیه های حمایت از امام و مخالفت با رژیم ستمشاهی دیده می شود و طی سالهای بعد از پیروزی انقلاب بیشترین تلاش را برای اثبات حقانیت نظام جمهوری اسلامی ایران داشته اند تا آنجا که مباحث علمی ایشان درباره «جمهوریت» به عنوان بهترین مدل برای حکومت اسلامی هنوز هم از دقیق ترین، علمی ترین و مستندترین آثار مورد مراجعه در حوزه های علمیه و دانشگاههاست و...
حالا نوبت آقای محتشمی است که بفرمایند کدام یک از دوستان هم حزب و گروه ایشان در مخالفت با دکترین انحرافی «جدایی دین از سیاست» و افشای این تز استعماری، ـ با عرض پوزش ـ به گرد پای آقای مصباح می‌رسند؟ سوابق آیت الله مصباح در این زمینه به گواهی اسناد موجود کاملاً روشن است، اما اگر آقای محتشمی و دوستان هم حزب و گروه ایشان فقط اندکی از این سوابق درخشان را در کارنامه خود دارند، بفرمایند ارائه کنند... و متاسفانه ندارند...
3- آقای محتشمی ظاهراً فراموش کرده اند که طی 8سال گذشته چگونه با تمام توان ـ و البته ناخواسته و از روی خامی و کم اطلاعی ـ در خدمت انجمن حجتیه و دشمنان تابلودار امام راحل(ره) بوده‌اند؟ آقای محتشمی نباید از این سخن حق برآشوبند، چرا که این سخن مانند ادعای ایشان علیه آیت الله مصباح، بی اساس نیست و با مستندات و دلایل غیرقابل انکاری همراه است.
باید از آقای محتشمی پور سؤال شود نظرشان درباره این ادعاها که درپی خواهد آمد چیست؟!
«وظیفه دین و دینداران حکومت کردن نیست!»، «اسلام روشی برای حکومت کردن ندارد!»، «حکومت دینی مانع رشد علمی مردم و پیشرفت جامعه است!»، «نظام اسلامی نیز مانند سلطنت مطلقه محمدرضا شاهی است و با اصلاحات و مدرنیته منافات دارد!»، «ترکیب جمهوری اسلامی یک ترکیب التقاطی است و نباید در دام این تفکر التقاطی افتاد!»، «تفکر شیعه موجب انحطاط مملکت ما و مانع دموکراسی است!»، «حکومت باید از حیث ایدئولوژی خنثی باشد!»، «قوانین اسلامی متعلق به 14 قرن قبل است و جوابگوی جامعه امروزی نیست!»، «انقلاب اسلامی ایران شبیه استبداد قجری است!» و...
آیا جناب محتشمی فراموش کرده اند «نظرات» شرم آور فوق را که فقط مشتی از خروارها و اندکی از بسیارهاست طی 8 سال گذشته از طریق مطبوعات تحت حمایت جناح خویش در جامعه تبلیغ کرده اند؟ اگر فراموش کرده اند ـ که نکرده‌اند ـ یک بار دیگر به این اسناد مراجعه کنند تا خود اعتراف بفرمایند آنچه جناح ائتلافی ایشان طی 8 سال حاکمیت خود علیه اسلام، انقلاب، امام و جمهوری اسلامی گفته اند و نوشته اند، پدر جد انجمن حجتیه هم جرات بیان آن را نداشته است. آیا غیر از این است؟!
فعالیت‌های تخریبی هم جبهه ای های سیاسی آقای محتشمی علیه نظام اسلامی و تلاش برای ترویج جدایی دین از سیاست، پنهان نبود که آقای محتشمی و دوستان ایشان توان انکار آن را داشته باشند، بنابراین سؤال این است که اگر آقایان طرفدار انجمن حجتیه نبوده اند چرا در مقابل این همه پلشتی و دشمنی با اسلام و امام و نظام کمترین اعتراضی نکرده اند؟! مگر در برابر چشم ها و گوش های آنان دوستان هم حزب و گروهشان اعلام نکردند که راه امام باید به موزه تاریخ سپرده شود؟! مگر آشکارا نگفتند و ننوشتند که شهادت امام حسین(ع) نتیجه خشونت‌طلبی جدش ـ رسول خدا(ص) ـ در صدر اسلام بوده است. چرا آقایان نه فقط کمترین اعتراضی نکردند، بلکه نشستند و برخاستند و مصاحبه و سخنرانی کردند و از آنان آشکارا حمایت فرمودند؟! گفتنی است که در همان حال آیت الله مصباح سلسله مباحث نظر سیاسی اسلام را در نماز جمعه مطرح می‌کردند و از سوی جبهه یاد شده و رادیوهای بیگانه بیشترین ناسزاها را متحمل می‌شدند.
4- آقای محتشمی پور در سخنان خود به جبهه اصلاحات نیز اعتراض کرده و گفته است «ما در جمع اصلاح طلبان فرقه ای داشتیم که معادل آن فرقه مصباحیه محسوب می شود که آنها مخالف جمهوریت نظام هستند همانطور که مردم از فرقه مصباحیه که آنان را در خدمت اهداف خود قرار داده است منزجرند با این تفکر در جبهه اصلاحات هم مخالفند زیرا اندیشه های اسلامی در عمق جان مردم است و نمی توان مردم را از باورهای خود جدا ساخت...»
اگرچه هنوز هم آقای محتشمی ـ همانگونه که ملاحظه می‌شود ـ در انتقاد از اصلاح طلبانی که به دشمنی با اسلام و نظام برخاسته بودند با کنایه و محافظه کارانه سخن می گوید ولی می پذیریم که به آنها انتقاد کرده است و این انتقاد را قابل تقدیر می دانیم اما سؤال این است که حالا چرا؟!
چرا در آن هنگامه که دوستان هم جناح ایشان علیه اسلام و امام و نظام آنگونه وقیحانه و آشکار تاخت و تاز می کردند، ساکت بودید؟! سکوت 8 ساله آقای محتشمی در آن هنگام و انتقاد محافظه کارانه ایشان در حال حاضر، این توهم را دامن می زند که آقای محتشمی آن گاه که هم حزبی ها و هم جبهه ای های خودرا در قدرت می دید، حمایت از امام و انقلاب را به مصلحت نمی دید و در مقایسه میان دفاع از امام و انقلاب و اعتراض به دوستان هم حزبی، دومی را ترجیح می داد و اما، اکنون که بساط قدرت آنان برچیده شده است اعتراض به پلشتی و نظرات شرم آور آنها را خالی از اشکال و بی خطر می دانند!!... انشاءالله اینگونه نباشد و آقای محتشمی واقعا از همراهی 8 ساله خود با آن جماعت پشیمان شده باشد ولی در هر دو حالت نتیجه یکسان است و آن، این که وی و برخی از دوستانشان طی 8 سال گذشته ـ ناخودآگاه ـ آب به آسیاب دشمنان اسلام و امام ریخته‌اند و اکنون به جای عذرخواهی از مردم و امام، یاران حضرت امام(ره) را به باد تهمت و افتراء می‌گیرند.
5- نگارنده تردیدی ندارد که آقای محتشمی پور از دلسوزان اسلام و انقلاب است ولی کم نبوده و نیستند افراد دلسوزی که به هر علت ـ از جمله بی‌تدبیری و نداشتن شناخت و مطالعه لازم ـ ناخواسته به دام دشمنان افتاده اند. آقای محتشمی از یک سو به انجمن حجتیه می تازند و در همان حال دانشمندی را که امان انجمن حجتیه و دشمنان امام و انقلاب را بریده است به باد تهمت و افتراء می گیرند این تناقض تنها می تواند از دو احتمال زیر ریشه گرفته باشد.
اول؛ کم اطلاعی و عدم شناخت دینی و سیاسی آقای محتشمی که باعث شده انجمن حجتیه و حامیان بیرونی این گروه انحرافی از وی برای انتقام از آیت الله مصباح سوءاستفاده کنند. و دوم؛ این که آقای محتشمی- خدای نخواسته- به انجمن حجتیه دلبستگی داشته باشد!!... به یقین حالت دوم مردود است و حالت اول قابل قبول به نظر می رسد، اگرچه تاسف آور نیز هست.
6- آقای محتشمی از آیت الله مصباح و شاگردان ایشان به عنوان یک «فرقه»! یاد کرده اند و باز هم مثل همیشه توضیح نداده اند که چرا؟! زیرا «فرقه» به گروهی اطلاق می شود که در مبانی یک دین یا مذهب از پیروان آن دین و مذهب فاصله گرفته و عقیده ای متفاوت با آنان داشته باشند. بنابراین باید پرسید؛ آیا آیت الله مصباح که به گواهی اسناد و آثار غیرقابل انکار بیش از 50 سال از عمر خویش را در تبیین علمی و فقهی اسلام ناب محمدی(ص) صرف کرده‌اند ـ هرچند برخی سلایق سیاسی قابل نقد داشته باشند ـ یک فرقه محسوب می شوند یا کسانی که حداقل طی 8 سال در یک جبهه با دشمنان اسلام و انقلاب و امام همراه بوده و در مقابل یاوه گویی های آنان دم برنیاورده‌اند؟!
7- و بالاخره، این رشته اگرچه سر دراز دارد و گفتنی های فراوان دیگری هست که ناگفته مانده است ولی باید از آقای محتشمی پور و دوستان ایشان خواست مراقب فریب دشمنان تابلودار اسلام و امام(ره) باشند و به بهانه اختلاف سلیقه های سیاسی، مورد سوءاستفاده آنان قرار نگیرند... و باید از زبان سعدی به آنان گفت؛
به قول دشمن ،پیمان دوست بگسستی
ببین که از که بریدی و با که پیوستی؟!