هادی خانیکی
1- سال ها پیش وقتی دایره اختلاف های میان یونان و ترکیه فراتر از حوزه سیاست رفت، دو دولت پذیرفتند که به افقی دوردست تر از افق های رسمی و دولتی بنگرند. «میکیس تئودوراکیس» موسیقی دان مشهور نماینده فرهنگی یونان شد و «عزیز نسین» طنزنویس شهیر، نماینده فرهنگی ترکیه و در گفت وگوهایی موثر توانستند از دامنه بحران میان دو کشور، دو جامعه و دو دولت بکاهند. البته هر دو هنرمند و اندیشمند نه تنها دولت های خویش را نمایندگی نمی کردند بلکه از منتقدان و حتی ناراضیان هم بودند، اما به مقوله ای چون منافع و مصالح ملی وفادار بودند و به یقین تدبیر و آینده نگری دولت های آنان نیز چاره ساز بود و بهره های بزرگ نصیب دو کشور کرد که بخشی مهم از آن هم طبیعتا نصیب دولتها شد.
2- این نگاه در چند دهه پیش که همه نقش ها نه تنها در عرصه سیاست بلکه در حوزه های اقتصاد و فرهنگ هم به دولت ها احاله می شد، «استثنا» بود. اما امروز که برای نهادها و ساختارهای فراتر از دولت مثل نهادهای بین المللی و نهادها و ساختارهای فروتر از دولت مثل نهادها و جامعه مدنی نقش هایی بیشتر از دولت ها به وجود آمده است، «قاعده» شده است. می توان با شناخت زبان و روندها و سازوکارهای فرهنگی و اجتماعی در سطوح بین المللی، منطقه ای و ملی بر افکار عمومی، ظرفیت ها و سرمایه های معنوی جدیدی را مدنظر قرار داد و در این فضای جدید اندیشید و زیست.
3- هرکس که با رهیافت ها و تجربه های زیستن در دنیای معاصر آشنایی دارد و البته از حداقل هایی در انصاف نیز بی بهره نیست، به آسانی می تواند به نقش «سیدمحمد خاتمی» و ایده گفت وگوی تمدن ها به عنوان سرمایه و ظرفیتی ملی برای امروز و آینده ایران و اسلام بنگرد. خاتمی حتی در نگاه منتقدان منصف خود از جمله نام های زنده و ماندنی ایران است که در ترسیم چهره رحمانی و مردم سالار و جذاب اسلام در جهان دستخوش خشونت و جزمیت و خودکامگی کاری کارستان کرده است. اکنون او بی هرگونه چشمداشت و انتظاری از دولت، خود به این اعتبارملی و دینی می افزاید، هرکس که از نزدیک با او کار می کند، می داند که توجه دولتی که پس از او بر سر کار آمده است به ایده گفت وگوی تمدن ها که با اجماع جهانی در دستور کار نهادهای بین المللی و مورد اقبال نهادهای مدنی قرار گرفته است، حتی کمتر از متوسط توجه کشورهای توسعه نیافته است. دولت نهم اگر در این راه کوزه گفت وگو را نشکند قطعا آبی برای آن نمی آورد. گفت وگوی تمدن ها که در قالب موسسه ای بین المللی فعالیت می کند، با ناچیزترین امکانات غیردولتی کار را آغاز کرده است، اما تردید نکنیم که لب خندان خاتمی در این راه گویاتر از دل خونین او است.
4- این روزها کشور به ناگاه با صورتی جدید از بی اخلاقی و بی انصافی روبه رو شد.
همسر رئیس دفتر رئیسجمهور و سخنگوی دولت نه تنها به سرعت و صراحت از دایره اخلاق و انصاف گذشت، بلکه مصلحت و منفعت را هم زیر پا نهاد و در نوشتاری صریح خاتمی را هدف گرفت. خوشبختانه شدت و شتاب آن نوشته حتی مورد نقد موافقان سیاسی او هم قرار گرفت و جامعه سیاسی و فرهنگی کشور با بی تفاوتی از کنار کار تخریب خاتمی نگذشت اما در آسیب شناسی و ترسیم عواقب این باد کاشتن ها هنوز ناگفته های بسیار باقی است.
5- شاید خاتمی چندان نیازی به دفاع نداشته باشد و مهم تر از آن او و جامعه ما در این 9 سال کم و بیش با گفته ها و نوشته هایی از این دست خیلی ناآشنا نباشند. شاید هنوز هم خاطره هر بحران در آغاز و متن پایان هر چند موفقیت آمیز او از حافظه ها پاک نشده باشد. اما آنچه هنوز سخت است که عادت شود، خاستگاه و زمان و زمینه و ادب و عاقبت این کار بدیع است. افترا و دشنام و تهدید و دعوت به عمل قهر آمیز در همزمانی نظریه پردازی های خشونت آمیز دیگر و در زنجیره ای از اهانت ها و تحقیرها به دیگران از زبان نزدیک ترین کسان به مسئول ترین مقامات، صورتی شبه رسمی یافته است. اگر امروز به پردامنگی و خطرزایی این پدیده فکر نشود، آیا فردا دیر نیست؟