تاریخ انتشار : ۰۹ تير ۱۳۸۸ - ۰۹:۵۶  ، 
شناسه خبر : ۹۸۹۱۱

مرلیندا اینگکو و جان کروم*
تعرفه مالیاتی است که بر نقل و انتقال کالا و خدمات از مرزهای یک کشور وضع می‌شود. براساس این تعریف سه‌گونه تعرفه قابل شناسایی است.
تعرفه‌های صادراتی که برای تضمین عرضهء داخلی و یا صرفائ درآمدی برای دولت وضع می‌شود.
تعرفه‌های مربوط به حمل‌و نقل کالا که بر کالاهای ترانزیتی از یک کشور وضع می‌شود و تنها جنبهء درآمدی دارد.
تعرفه‌های وارداتی که رایج‌ترین شکل تعرفه است و دارای اهداف متفاوتی همچون اهداف تولیدی، درآمدی و ارشادی است.
اقلام تعرفه برحسب هدف:
تعرفه‌های گمرکی را برحسب هدف به تعرفه‌های مالی، حمایتی و ارشادی تقسیم‌بندی می‌کند.
- تعرفهء گمرکی مالی: در این تعرفه وضع حقوق گمرکی به منظور تامین بودجهء کشور انجام می‌گیرد. تعرفهء گمرکی در موارد زیر مالی قلمداد می‌شود.
- حقوق گمرکی بر وارداتی که بر کالاهای داخلی مشابه آن نیز مالیات‌های معادل وضع شود.
حقوق گمرکی که موجب محدود شدن واردات نشود.
تعرفه‌های حمایتی بیشتر جنبهء اقتصادی دارند و به منظور حمایت از تولیدکنندگان داخل وضع می‌شوند و زمانی مؤثر هستند که سطح آن‌ها به اندازه‌ای باشد که واردات را محدود کند.
تعرفهء گمرکی ارشادی: که به منظور جهت‌دهی به تقاضا از کالایی بر کالاهای دیگر وضع می‌شوند
1-4 ابزارهای تعرفه‌ای:
1-4-1 تعرفهء ارزشی:

که به عنوان درصدی از ارزش کالاهای وارداتی یا صادراتی با محاسبهء هزینهء حمل و نقل یا بدون آن اخذ می‌شود.
از این ابزار تعرفه به‌طور معمولی در مورد کالایی استفاده می‌شود که قیمت‌های جهانی آن درحال افزایش است. در شرایط رکودی این ابزار قابلیت حمایتی خود را تا حد زیادی از دست می‌دهد. نظر به این‌که مأخذ محاسبهء تعرفه در این ابزار ارزش کالا است از این‌رو در مورد کالاهای لوکس و گران‌قیمت بیشتر استفاده می‌شود. در مورد کالاهایی که تنوع زیادی در نوع و کیفیت آن‌ها وجود دارد، کاربرد این ابزار نسبت به ابزار تعرفهء خاص بیشتر است.
1-4-2 تعرفهء خاص:
به صورت مبلغ معینی بر واحد فیزیکی واردات یا صادرات تعیین می‌شود. تعرفهء ویژه به‌طور عمده در مورد کالاهای کم‌ارزش و در شرایط رکود قیمت‌های جهانی استفاده می‌شود. این ابزار مشکلات برآورد ارزش کالا را مانند تعرفهء ارزشی به همراه ندارد. کشورهای پیشرفته از این ابزار به شکل گسترده‌ای در مقابل کالاهای به‌طور عمده کم‌ارزش کشورهای درحال توسعه استفاده می‌کنند، به‌طوری که حدود 44 درصد خطوط تعرفه‌ای ایالات متحدهء آمریکا و اروپا تعرفهء غیرارزشی است. بنابراین استفاده از این ابزار در سطح جهانی، صادرات کشورهای درحال توسعه را در معرض تبعیض قرار می‌دهد. در مورد کالاهای دارای ثبات نسبی قیمت و کالاهای استاندارد شده نیز از این ابزار استفادهء زیادی می‌شود در مقایسه با تعرفهء ارزشی آثار انحرافی تعرفهء ثابت به سختی قابل تشخیص است چرا که برای معادلسازی آن نیاز به حجم و ارزش واردات است که دسترسی به مقادیر صحیح این دو نیز با مشکلاتی همراه است.
1-4-3- تعرفهء مختلط:
ترکیبی از دو تعرفهء خاص و ارزشی است. تعرفهء مرکب در مورد کالاهای صنعتی که مادهء اولیه آن‌ها مشمول تعرفه است، استفاده می‌شود و آن قسمت حقوق گمرکی که برحسب مشخصات فیزیکی کالاست برای جبران تعرفهء مواد اولیهء کالای صنعتی اعمال می‌شود و آن را حقوق جبرانی می‌نامند، جزو ارزشی این نوع تعرفه برای حمایت از صنایع وضع می‌شود.
1-4-4- تعرفهء مخلوط:
انتخاب بین نرخ‌های مختلف تعرفهء ارزشی و (یا) تعرفهء ثابت بسته به شرایط به منظور دسترسی به سطح معینی از حمایت است (برای نمونه 10 درصد یا پنج دلار بر کیلوگرم هر کدام که بیشتر باشد.)
1-4-5- تعرفهء فنی
انتخاب تعرفه بسته به درصد مواد به کار رفته مانند الکل و یا شکر در تولید یک کالاست.
1-4-6- تعرفهء فصلی:
استفاده از سطوح مختلف تعرفه در طول یک سال به منظور حمایت از کالاهای دارای تولید و عرضهء گسترده در زمان خاصی از سال است. این نوع تعرفه به طور گسترده‌ای در مورد میوه‌ها و سبزی‌ها در اتحادیهء اروپا به اجرا گذاشته می‌شود. با بهره‌گیری از این ابزار امکان واردات آسان در فصل‌هایی از سال که تولید اینگونه محصولات کم است، فراهم شده و در فصل‌هایی که تولید محصول زیاد است، واردات دشوار می‌شود.
1-4-7- تعرفهء متغیر:
از این ابزار برای برابرسازی قیمت وارداتی کالا با یک قیمت مطلوب و هدف‌گذاری شده، استفاده می‌شود. مقدار تعرفهء متغیر برابر با اختلاف قیمت کالای وارداتی و قیمت مطلوب است و با تغییر آن تغییر می‌کند. از این نوع تعرفه به طور عمومی برای کالاهای دارای نوسانات قیمت (مانند محصولات کشاورزی) استفاده می‌شود.
1-4-8- تعرفهء ضد قیمت‌شکنی:
چنانچه کالایی با قیمتی کمتر از هزینهء تولید و قیمت آن در کشور مبدأ در کشوری دیگر به فروش برسد بر ضدکشور واردکننده، قیمت شکنی (دامپینگ) صورت گرفته است. کشور واردکننده در چنین حالتی مجاز به اعمال تعرفهء ضدقیمت شکنی به منظور پرکردن اختلاف قیمت ایجاد شده در نتیجهء قیمت‌شکنی است. استفاده از این نوع ابزار تعرفه‌ای در سازمان جهانی تجارت به رسمیت شناخته شده است.