تاریخ انتشار : ۰۸ تير ۱۳۸۸ - ۱۳:۰۹  ، 
شناسه خبر : ۹۸۹۳۲

سید محمدسعید مدنی
عالمان علوم سیاسی و اجتماعی معتقدند که قدرت بر سه پایه علم و دانایی، سرمایه و ثروت و زور و اسلحه استوار است و همینان اضافه می کنند که «بهترین نوع قدرت از کاربرد دانایی حاصل می شود» زیرا چنین قدرتی به سادگی از بین نمی رود و می تواند دیگران را هم برخلاف میلشان، به انجام آنچه خود می خواهد و اراده کرده است، وادار نماید. وانگهی رکن و پایه دانایی هم ثروت و زور اسلحه را چندبرابر می کند و خود آفریننده ثروت و اسلحه هم هست و... بر این اساس پاسخ می دهند که چرا امروزه جنگ بر سر کنترل «دانایی» و ابزار ارتباطی و رسانه ای در سراسر جهان اوج گرفته است... و از این روی است که سردمداران نظام سلطه در برابر پیشرفت های علمی کشورهای دیگر و مخصوصاً در مقابل پیشرفت های علمی ملت های ظلم ستیز این چنین واکنش منفی و عصبی و همراه با تهدید و ارعاب نشان می‌دهند و...
رهبر فرزانه انقلاب اسلامی در دیدار روز پنجشنبه گذشته اساتید و اعضای هیات علمی دانشگاه های کشور با ایشان، بار دیگر بر اهمیت علم و تاثیر پیشرفت های علمی در علاج دردها و حل مشکلات جامعه تاکید فرمودند. ایشان یادآور شدند «با وجود حرکت های نوینی که در دهه اخیر در عرصه علم و تحقیق در کشور انجام شده است هنوز در ابتدای راه هستیم و باید این راه روشن را با کار و تلاش بی وقفه و خستگی ناپذیر ادامه دهیم» چرا که: «جایگاه کنونی ما در جهان از نگاه ایرانی مسلمان و دارای افق های بلند و روشن، راضی کننده نیست.»
ایشان در این ملاقات ضمن تاکید مجدد بر ویژگی هایی چون شجاعت علمی، نوآوری، پرهیز از نگاه تقلیدی به پیشرفت های علمی غرب، اعتماد به نفس شخصی و ملی و پرکاری برای انجام وظیفه سنگین علمی و تربیتی، بر «خط شکنی علمی» و عبور از مرزهای کنونی علم در کشور تاکید کردند و یادآور شدند با اینکه لازمه برداشتن گام در این مسیر، پیمودن راه های طی شده و در واقع استفاده از تجربیات و راه و روش های علمی دیگران است، «اما نباید ذهن را از جست وجو برای یافتن راه های کشف نشده و بکر محروم کرد و دانشمندان ما برای رسیدن به مرزهای جدید علم، باید به مسیرهایی فکر کنند که تاکنون ذهن بشر از کشف آنها ناتوان مانده است.»
رهبر معظم انقلاب امیدوارانه شکستن مرزهای کنونی علم و رسیدن به جایگاه اول علمی جهان در 50سال آینده را هدفی تحقق یافتنی دانستند البته به شرط آنکه «توانایی ملی و استعداد ایرانی» را باور کنیم و از امکانات و استعدادهای طبیعی کشور به طور مفید و کارساز استفاده و برای آن برنامه ریزی نماییم و از تجربیات موفق سال های پس از پیروزی انقلاب اسلامی غافل نباشیم.
تاریخ ایران پس از اسلام و تجربیات سال های پس از پیروزی انقلاب اسلامی به روشنی گواهی می دهد که «استعداد ایرانی» اگر جدی گرفته شود و به آن بهاء داده شود و حداقل شرایط و امکانات لازم فراهم آید، این «توانایی» را دارد که در همه عرصه ها و زمینه ها- به ویژه در میدان علم- خوش بدرخشد و از غیرممکن ها، ممکن بسازد و گوی سبقت را از همگنان برباید و بر صدر تکیه زند.
با ورود اسلام به ایران و توصیه این مکتب به حفظ تعادل و پیمودن راه وسط و تاکید و توصیه آن به فراگرفتن دانش و علم آموزی و تقویت روحیه سعه صدر و پرهیز از تعصبات کور جاهلی، روح تازه ای در پیکر ایران و ایرانی دمیده شد و اسلام جهان بینی مردم این سرزمین را دگرگون ساخت و خرافات و انحرافات را از صفحه ذهن او زدود و دید او را نسبت به جهان تغییر داد و ارزش های اجتماعی حاکم را زیر و رو کرد و ملاک برتری را به جای خون و مالکیت، تقوی و فضیلت قرار داد و ... مهمتر از همه او را بیش از پیش به خودش شناساند و سرنوشت و مسیر تاریخی او را به کلی تغییر داد و... ایرانی ها با توجه به وضعیت به وجود آمده با استعدادی تحریک شده و جسمی آزاد شده و روحی به هیجان آمده موفق شدند، بسیاری از توانایی های بالقوه اما پایمال شده بر اثر قرن ها حاکمیت نظام بسته طبقاتی، خود را بروز دهند و در عرصه های مختلف لیاقت و شایستگی خویش را به اثبات برسانند و خدمات گرانبهایی به اسلام و تمدن اسلامی عرضه دارند که در این میان (به قول استاد شهید مطهری در کتاب ارزشمند خدمات متقابل اسلام و ایران): «صحنه علم و فرهنگ وسیعترین و پرشورترین میدان خدمت ایرانیان به اسلام بود.» به طوری که علی رغم آمیختگی نژادی و پیچیدگی فرهنگی که در دنیای اسلام به وجود آمده بود بدون این که قصد اغراق یا بی انصافی داشته باشیم و بخواهیم حقوق و سهم مسلمانان غیرایرانی را در پیشرفت تمدن و فرهنگ اسلامی کتمان کنیم و سبک جلوه دهیم، اما به گواه محققان غریبه و خودی و... در میان همه اقوام و ملل و تمدن هایی که به اسلام گرویده بودند و جزو قلمرو این تمدن درآمده بودند عنصر ایرانی نقشی برجسته و بسیار تاثیرگذار داشته است. به قول یکی از دانشمندان غربی: «اگر از علومی که عموماً به اسم عرب معروف است اعم ازتفسیر و حدیث و الهیات و فلسفه و طب و لغت و تراجم احوال و حتی صرف و نحو زبان عربی، آنچه را که ایرانیان در این مباحث نوشته اند، مجزی کنید، بهترین قسمت آن علوم از بین می رود.» و این چنین بود که به برکت ورود و گسترش اسلام در ایران، به زودی و به سرعت زمینه برای شکفتن استعدادهای کم نظیری مانند بوعلی و فارابی و ابوریحان و خیام و خواجه نصیر و ملاصدرا و... ده ها و صدها عالم علوم طبیعی و ریاضی و تاریخ و طب و پزشکی، شیمی و ستاره شناسی و... فراهم می گردد، به طوری که در این باره محققان با تکیه بر اسناد و آثار روشن و مستدل نوشته اند: «در طول تاریخ، نژاد ایرانی بهتر و باشکوه تر از قرون درخشان تمدن اسلامی مجالی برای بروز استعداد و لیاقت خویش به دست نیاورده است و اگر در گذشته هم چنین موقعیتی داشته آثار روشن و زنده و غیرقابل انکاری از آن برجای نمانده است و ناچار در این باره باید به حدس و گمان و فرض و مبالغه و گزافه گویی و... دست زد و...»
با این همه نباید فراموش کرد که پس از رحلت پیامبر(ص) و اتفاقاتی که چهره بست اسلام- جز در مقاطع کوتاهی- هرگز مجال نیافت به معنی واقعی و به طور همه جانبه حاکم بر سرنوشت و کاروبار مسلمین و جهان اسلام شود و... پیشرفت خیره کننده علوم و تمدن اسلامی و درخشش و نقش برجسته دانشمندان و متفکران بزرگ ایرانی در شرایطی اتفاق افتاد که از اسلام فقط نام و اندک نشانه هایی از آن مطرح بود و...
عنصر ایرانی در سال های پس از پیروزی انقلاب اسلامی، انقلابی که برای «بازگشت به خویشتن تاریخی و فرهنگی» این سرزمین برپا شد و قصد «احیاء» این ملک و ملت بزرگ و پرافتخار را داشت و دارد، بار دیگر علی رغم همه مشکلات و موانع ناشی از دشمنی دشمنان قسم خورده، در همه عرصه ها به ویژه در عرصه علم و دانش قابلیت های خود را بروز داده و «استعداد ناب» خود را ظاهر کرد... بدون تردید اگر همانطور که رهبر انقلاب در ملاقات اخیر با دانشگاهیان و پیش از این بارها، تاکید فرموده اند، مساله علم و حرکت در مسیر پیشرفت علمی از سوی کسانی که باید، جدی گرفته شود و شرایط و امکانات لازم برای رونق بازار علم و رفع مشکلات عالمان و طالبان علم از همه نظر مهیا و فراهم گردد، «استعداد ناب ایرانی» قادر است که به پیشرفت های علمی خود- که به برکت پیروزی انقلاب اسلامی و شرایط به وجود آمده بعد از آن به دست آمده- سرعت و شتاب بیشتری بدهد و نه تنها به وسیله آن به علاج دردها و مشکلات مزمن مردم و اجتماع بپردازد، بلکه با دست زدن به خط شکنی در میادین علمی جهان حرفهای بسیار برای گفتن داشته باشد و به جایگاهی بسیار فراتر از این که حالا دارد، دست پیدا کند و به طوری که به قول رهبر معظم انقلاب، نسل فردای این سرزمین و جوان ایرانی «حقیقتاً به ایرانی بودن خود افتخار کند و علاوه بر تکیه بر موازین تاریخی و فرهنگی این سرزمین بزرگ، از موقعیت کنونی ایران اسلامی مفتخر و سرفراز باشد.»