هفته نامه آمریکایی « نیشن » در سرمقاله خود به بحث لبنان پرداخت و خواستار حضور بیشتر سازمانهای بین المللی برای حل بحران شد.
نیشن نوشته است : با افزایش خشونتها در لبنان و نوارغزه ، بار دیگر ثابت شد که سیاست و دکترین امنیت مطلق و انتقام گسترده اسراییل بی نتیجه است و نه تنها برای امنیت خود آنها ، بلکه برای ثبات کل منطقه آثاری سو در پی خواهد داشت . این دکترین مبتنی بر دادن پاسخ بسیار قاطع به هر گونه حمله و یا تهدید حمله به اسراییل است . نابود کردن زیر ساخت های شهری لبنان و فلسطین و تضعیف هر چه بیشتر دولت های آنها در قبال ربودن سربازهای اسراییلی هیچ منطقی در پی ندارد به خصوص که اسراییل این حکومت های ناتوان شده را مسئول کنترل گروهها و شبه نظامیانی می داند که در واقع از حیطه توانایی آنها خارج است.
به نوشته این هفته نامه آمریکایی ، حملات انتقامجویی گسترده به لبنانیها و فلسطینیها نه تنها غیرانسانی و مستحق تقبیح است ، بلکه منجر به تندروی و نابسامانی بیشتر در منطقه خواهد شد. نیشن افزوده است : در واقع این درسی است که اسراییل باید از محاصره حکومت خودگردان در سال 2002 گرفته باشد . در پی این محاصره قدرت حکمرانی دولت خودگردان بسیار کاهش یافت و راه برای پیروزی حماس در انتخابات هموار شد ، اکنون نیز خشونت ها در لبنان نتیجه ای غیر از این به همراه نخواهد داشت .
در واقع عمده خسارتهای حملات انتقامجویانه اسراییلی ها بر پیکر صلح داخلی ناپایدار و حکومت دموکراتیک لبنان وارد خواهد آمد.
جالب اینجاست که انقلاب سرو در لبنان تنها پیروزی نمایان در دکترین بوش است که نومحافظه کاران بسیار به آن می بالند حال این نقطه درخشان به دست سیاستهای حزب پیشرو که بسیار مورد حمایت دولت بوش است ، در حال سقوط است .
به نوشته این هفته نامه آمریکایی ، پس از آخرین یورش سراسری اسراییل ، لبنان 20 سال وقت صرف کرد تا به اندک ثبات و آرامش داخلی برسد و تا حدودی ویرانیها را بازسازی کند. در سرمقاله نیشن این پرسش مطرح شده که « این بار چقدر وقت باید صرف بازسازی لبنان پس از به اصطلاح ثبات و آرامشی شود که آمریکا و اسراییل قرار است برای منطقه به ارمغان آورند؟»
نیشن در ادامه به سیاست آمریکا در قبال گروهها و کشورهای منطقه می پردازد و می نویسد : واضح است که سیاستهای آمریکا برای منزوی کردن حماس و حزب الله از یکسو و ایران و سوریه از سوی دیگر ، تا کنون نتیجه ای عکس به همراه داشته است .
سئوال اینجاست که اگر آمریکا ، اروپا و اسراییل حاضر به همکاری با دولت منتخب مردم یعنی حماس می شدند ، آیا شرایط در نوار غزه تا این حد از کنترل خارج می شد و آیا حزب الله به خود اجازه پرتاب راکت به شهرکهای اسراییلی را می داد؟
نیشن بااشاره به اخطار رایس ، به سوریه نوشته است : کاندولیزا رایس وزیر خارجه گفته سوریه در حل بحران کنونی عهده دار مسئولیتی ویژه خواهد بوداما تمام فشار سیاستهای آمریکا در دو سال گذشته روی خروج بدون قید و شرط سوریها از لبنان متمرکز بوده حال دولت بوش با استناد به کدام منطق سوریه را مسئول عمل حزب الله می داند؟
نیشن برندگان اصلی سیاست کنونی آمریکا را حماس و حزب الله می داند و می نویسد : روز به روز فلسطینیان و لبنانی های بیشتری به دیده قهرمان به حزب الله و حماس می نگرند و بازندگان بزرگ ، رژیمهای عربی به اصطلاح میانه رو هستند که بار دیگر خود را در برابر تهاجمهای اسراییل ناتوان می بینند.
بازندگان دیگر اسراییلیها ، لبنانیها و فلسطینیان میانه رو هستند که اکنون امید خود برای داشتن زندگی عادی در سایه صلح و آرامش را بر باد رفته می بینند امیدی که به دلیل عدم تمایل حماس برای به رسمیت شناختن اسراییل اندکی پررنگ تر شده بود. این هفته نامه آمریکایی افزوده است : بازندگان بعدی ایالات متحده و جهان خواهند بود چراکه هیچکس از بالا گرفتن خشونت نفعی نخواهد برد ، بویژه اکنون که شاهد افزایش احمقانه درگیریهای قومی و مذهبی در عراق هستیم و قیمت نفت روند رو به افزایش خود را ادامه می دهد.
نیشن نوشته است : حوادث اخیر در فلسطین و لبنان باید این نکته را به ما یادآور شود که امنیت و صلح در منطقه بسیار مهمتر از آن است که سرنوشت آن به آمریکا و اسراییل واگذار شود. اکنون زمان آن فرا رسیده است که اتحادیه اروپا و سازمان ملل نقش پررنگ تری در منطقه ایفا کنند و باید همان دیپلماسی اروپا و سازمان ملل در منطقه پیگیری شود که در اواخر دهه 80 و اوایل دهه 90 به تبادل اسرا و مذاکرات صلح اسلو انجامید .
به نوشته این هفته نامه آمریکایی ، سازمان ملل ، اتحادیه اروپا ، آمریکا و روسیه تاکنون تنها نظاره گر استراتژی ناموفق بوش (نقشه راه ) بوده اند و دیگر زمان آن فرارسیده است که سازمان ملل و گروه هشت ، دیپلماسی خود را در این منطقه اجرا کنند.
نیشن افزوده است : اقدام « کوفی عنان » در اعزام نمایندگانی به منطقه بحران می تواند آغاز خوبی باشد اما این شروع باید با نقش فعال گروه هشت و شورای امنیت برای مهار تمام طرفهای درگیر پیگیری شود. هدف این دیپلماسی باید در ابتدا برقراری آتش بس و تبادل اسرا و سپس به رسمیت شناخته شدن حماس ودر نهایت برگزاری مذاکرات با ایران و سوریه باشد.
این هفته نامه آمریکایی نوشته است : ایالات متحده نیز باید بلافاصله از این دیپلماسی حمایت و این نکته را برای اسراییلیها روشن کند که آمریکا نمی تواند از اقدامات نظامی اخیر تل آویو حمایت کند در غیر این صورت ، بهایی که آمریکا مجموعا در عراق و کل منطقه مجبور به پرداخت آن می شود ، بسیار سنگین خواهد بود.
نابود کردن زیر ساخت های شهری لبنان و فلسطین و تضعیف هر چه بیشتر دولت های آنها در قبال ربودن سربازهای اسراییلی هیچ منطقی در پی ندارد
سیاستهای آمریکا برای منزوی کردن حماس و حزب الله از یکسو و ایران و سوریه از سوی دیگر ، تا کنون نتیجه ای عکس به همراه داشته است
روز به روز فلسطینیان و لبنانی های بیشتری به دیده قهرمان به حزب الله و حماس می نگرند و بازندگان بزرگ ، رژیمهای عربی به اصطلاح میانه رو هستند که بار دیگر خود را در برابر تهاجمهای اسراییل ناتوان می بینند
حوادث اخیر در فلسطین و لبنان باید این نکته را به ما یادآور شود که امنیت و صلح در منطقه بسیار مهمتر از آن است که سرنوشت آن به آمریکا و اسراییل واگذار شود
سازمان ملل ، اتحادیه اروپا ، آمریکا و روسیه تاکنون تنها نظاره گر استراتژی ناموفق بوش (نقشه راه ) بوده اند و دیگر زمان آن فرارسیده است که سازمان ملل و گروه هشت ، دیپلماسی خود را در این منطقه اجرا کنند.