یوسف حسنینیا
پس از پیروزی پرغرور جنبش مقاومت حزبالله در سال 1958 و عقب نشاندن اسرائیل از مرزهای جنوبی لبنان یعنی تنها موردی که نیروهای عرب، اسرائیل را وادار به عقبنشینی کردند، رژیم غاصب صهیونیستی بار دیگر با حملهای از پیش ترسیم شده به مصاف حزبالله لبنان آمد. برای اثبات این ادعا که این جنگ از قبل برنامهریزی شده بود، همین بس که صهیونیستها پس از آنکه دیدند شارون دیگر یک مهرهای سوخته است و بعد از جابجایی حزبی و ناتوانی در اجرای سیاستهای صهیونیستها، نمیتواند مثمر ثمر واقع شود، با زیر آب کردن سر شارون، اولمرت را با یک طرح جدید روی کار آوردند.
دکتر محسن رضایی در تحلیل جنگ لبنان مطلبی گفت که در نوع خود جالب بود. وی اشاره کرد، تعدادی از کشورهای به اصطلاح اسلامی و عربی در مواجه با پیروزی حماس در فلسطین، این اجازه را به طور پنهانی به اسرائیل دادند تا غزه را شخم زده و حتی حماس را نابود کنند. کمی بعد اسرائیل از حمایت این کشورها سو استفاده کرد، یعنی در ابتدا به غزه حمله کرد و بعد هم به سراغ لبنان رفت. جهالت این کشورهای عربی همانند دیگر جهالتهایشان در طول تاریخ ثبت خواهد شد.
اهداف اصلی حمله صهیونیستها به لبنان را میتوان اینگونه برشمرد:
1- خلع سلاح حزبالله لبنان و نابودی کامل این جنبش.
2- پیاده نمودن نقشه راه با ایجاد خاورمیانۀ بزرگ، و رسیدن صهیونیستها به آرمانهای دور و دراز خود مبنی بر تسلط از نیل به فرات.
3- مشغول نمودن ذهنها به لبنان و آمادهسازی برای ویران نمودن مسجدالاقصی و ساختن هیکل سلیمان، تا با این کار به آرمانهای آخرالزمانی خود نائل شوند.
4- گسترش مرزهای اسرائیل در خاورمیانه و ایجاد امنیت خاطر برای ورود یهودیان جهان به این مناطق.
5- پیش دستی آمریکا و جلو انداختن اسرائیل در میدان جنگ، به جای دخالت مستقیم خود (شاید آمریکا میخواست بدون به خطر انداختن منافع خود، ارزیابی دقیقتری از قدرت حزبالله لبنان و یا حتی قدرت نفوذ ایران در خاورمیانه و به طور کل، شرایط حال حاضر خاورمیانه بدست آورد.)
بالتبع، اهداف کوچک دیگری نیز میتواند وجود داشته باشد که به دلیل اینکه آنها جزو سرشاخههای اصلی اهداف حمله اسرائیل به لبنان به شمار نمیروند، آنها را ذکر نمیکنم.
حال با مقایسه عملکرد 33 روزه دو طرف درگیر در این جنگ نفسگیر، بهتر میتوان طرف پیروز را شناخت:
مهمتر از همه آنکه اسرائیل با یک طرح قبلی به لبنان حمله کرد که این میتوانست برای آنان یک امتیاز به حساب آید که البته با سازماندهی قوی و آرایش هماهنگ نیروهای حزبالله این امتیاز از آنان گرفته شد. از لحاظ تجهیزات و ادوات نظامی هم که همگی میدانیم آنچه حزبالله در اختیار دارد، 50/1 تجهیزات اسرائیلیها هم نیست و از آنجائیکه امروزه "میزان تجهیزات" در قواعد جنگ نظامی در دنیا بسیار مهم میباشد باید گفت: اگر لبنان طی حداکثر یک هفته توسط صهیونیستها فتح نشد، به راحتی و بدون هر گونه اغراق و جهتگیری میتوان گفت: حزبالله پیروز میدان بوده است، چه برسد به اینکه نیروهای این جنبش موفق شوند در این 30 روز، گذرگاههای اصلی لبنان را حفظ کرده و جلوی پیشرفت نظامی صهیونیستها را گرفته و چند ناو پیشرفته اسرائیل را غرق کنند و چندین تانک مرکاوای صهیونیستها را منهدم ساخته و از همه مهمتر، شهرها و شهرکهای مهم صهیونیستها را از جمله حیفا و تل آویو را مورد هدف قرار دهد. نکتۀ مهمی که در اینجا باید گفته شود متاسفانه امروزه زیاد بدان توجه ندارند، این است که حملات هوایی اسرائیل بیشتر در مناطق شیعهنشین لبنان صورت گرفت ولی در آن سوی میدان نیروهای حزبالله به رهبری سید حسن نصرالله بسیار حساب شده و حتی جوانمردانه آرام آرام حملات موشکی خود را به سمت تلآویو گسترش دادند. شاید قصد دیگر آنها بجز کشته شدن غیر نظامیان یهودی، فراری دادن یهودیان به سمت جنوب فلسطین و سپس خارج نمود آنها از فلسطین باشد تا یهودیان هر چه بیشتر فراری شده و به دیگر کشورها سرازیر شوند.
پس از شکست نیروی زمینی اسرائیل در جنگ چریکی و نامنظم در برابر رزمندگان حزبالله، این رژیم تاکتیک جنگی خود را عوض کرد و با هلی برن نیروهای خود در عمق خاک لبنان قصد نفوذ را داشت که این اتفاقات و حتی حملات وحشیانۀ صهیونیستها از جمله جنایات قانا در پی دست نیافتن به نیروهای حزبالله، گواه بر این مطلب است که حزبالله پیروز میدان نبرد بوده است.
نباید از این مطلب مهم به راحتی گذشت که یکی از ثمرات بزرگ این دفاع مقدس برای حزبالله لبنان، بزرگ شدن نام حزبالله در جهان و تقدس یافتن آنان در میان مسلمانان و وحدتی که میان شیعه و سنی بوجود آمده (البته بجز مواردی خاص از سوی بعضی کشورها) و از همه مهمتر صلابتی است که امروزه با نام "سید حسن نصرالله" رهبر دلاور حزبالله در جای جای جهان لرزه بر اندام آمریکائیها و صهیونیستها انداخته و این بسیار ارزشمند است و البته نمیتوان از جهالت و ترس بعضی کشورهای عربی از آمریکا و اسرائیل و خیانتهای پشت پرده آنان نظیر آنچه در لبنان بوقوع پیوست گذشت.