تاریخ انتشار : ۱۰ تير ۱۳۸۸ - ۱۲:۴۳  ، 
شناسه خبر : ۹۹۰۰۶

بالاخره شبح جنگ ویتنام بر فراز آسمان عراق نمودار شد و خاطره تلخ شکست ذلت بار سربازان آمریکایی در سال 1975 (1354) در برابر انقلابیون ویتکونگ ویتنامی بار دیگر تکرار شد. آمار سرسام آور تلفات سربازان آمریکایی در عراق و اعترافات رسمی و غیر رسمی مقامات آمریکایی در راس آنها بوش به گسترش دایره خسارت های آمریکا در این کشور همه و همه ذهنها را متوجه یک واقعه ی تاریخی در گذشته می کند. گویا همه از جمله بوش به این واقعیت رسیده اند که اگر نیروهای آمریکایی به سرعت از عراق خارج نشوند باید تاریخ بار دیگر شکست تلخ آمریکا در ویتنام را به ثبت رساند اما این بار در عراق.»
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) موسی ابوعید تحلیلگر روزنامه البیان با ارایه تحلیلی تحت عنوان «شبح ویتنام در عراق» می‌نویسد: «مطمئنا اگر خسارت های گسترده آمریکا در عراق نبود و اگر آمار سرسام آور تلفات جانی سربازان آمریکایی سیر صعودی را به خود نمی گرفت بوش هرگز حاضر نمی شد که روزی به این واقعیت اعتراف کند که جنگ عراق بی شباهت به جنگ ویتنام نیست . هر چند بوش طبق معمول همیشه در سخنرانی های خود سعی کرده است که غرور و اعتماد به نفس کاذب خود را حفظ کند اما در سخنرانی های اخیر خود نتوانسته است این تصویر دروغین را نیز برای خود حفظ کند و نگرانی و ترس در تک تک کلمات و چهره وی هویدا بود . تنها در ماه اکتبر بر اساس آمارگیری های انجام شده بیش از 100 سرباز آمریکایی در عراق کشته شده اند و این آمار در کنار آمار کلی تلفات سربازان آمریکایی که از آغاز ماه مارس 2003 تا اکتبر 2006 به 2811 تن و هزاران تن زخمی رسیده است دولت آمریکا را بر آن داشت که به فکر چاره ای برای عدم تکرار فاجعه دوباره ویتنام برای آمریکا باشد.»
در ادامه این تحلیل آمده است: «افزایش سرسام آور تلفات نیروهای آمریکایی در عراق در حالی انجام می گیرد که کمتر از ده روز به آغاز انتخابات کنگره آمریکا مانده است انتخاباتی که بر اساس نظرسنجی های انجام شده احتمال پیروزی دموکرات ها در آن بسیار بالا است. حال با توجه به شکست احتمالی جمهوری خواهان در انتخابات آینده کنگره آمریکا و با توجه به کاهش شدید محبوبیت بوش و بالاخره با توجه به افزایش فشارهای مردم آمریکا برای عقب نشینی نیروهای آمریکایی از عراق دولت بوش در چه وضعیتی قرار گرفته است مطمئنا وضعیت این دولت هر چه که هست وضعیتی نیست که در مسند مطلق قدرت باشد. سیاست گذاری های ناشیانه بوش در جنگ افغانستان و عراق و از آن سو عملکرد دو جانبه این دولت در جنگ لبنان و حل قضیه فلسطین و نیز اقدامات ضعیف کاخ سفید در زمینه دو بحران دارفور و سومالی همه و همه جایگاه نظامی اخلاقی و قدرتی دولت آمریکا در جهان را تضعیف کرده است.»
ابوعید می‌نویسد: «اعترافات رسمی بسیاری از مهندسان اصلی جنگ عراق چون دونالد رامسفلد نسبت به بحران های جاری در عراق عمق فاجعه در این کشور را نشان می دهد. رامسفلد اخیرا با اشاره به اوضاع جاری در عراق اظهار داشته است که این اوضاع تنها پیامدهای نظامی برای دولت آمریکا به دنبال ندارد بلکه پیامدهای سیاسی و اجتماعی را نیز به دنبال خواهد داشت.
برای تبیین بحران واقعی که در حال حاضر دولت بوش در آن دست و پا می زند همین بس است که به سفر جیمز بیکر به عراق اشاره کنیم. بوش برای فراهم کردن بستر لازم جهت مطرح کردن موضوع خروج سریع نیروهای آمریکایی از عراق وزیر امور خارجه سابق آمریکا یعنی بیکر را به عنوان نماینده خود راهی عراق کرد بلکه به راه حلی میانه و مناسب جهت محقق ساختن این امر دست یابد.»
تحلیلگر روزنامه البیان می‌نویسد: «برای درک این واقعیت که تمامی سیاست گذاری های دولت بوش در عراق شکست خورده است لزومی به ارزیابی های دقیق و آمارگیری و نظرسنجی نیست. کافی است بسیاری از وقایع جاری را در کنار هم گذاریم تا به این واقعیت ملموس دست یابیم. مثلا اعتراف غیر رسمی بوش به وجود شباهت هایی میان جنگ ویتنام با عراق یا اینکه اظهارات اخیر بوش مبنی بر آنکه درصدد انجام تغییرات تاکتیکی در عراق هستیم یا فشارهای اخیر دولت بوش به دولت نوری المالکی برای عهده دار شدن امور امنیتی عراق و کسب موفقیت های مشترکی در این زمینه با همکاری های نیروهای آمریکایی همه و همه بیانگر تصمیم آمریکا برای خروج سریع از عراق است. در حال حاضر دولت آمریکا در برابر چندین گزینه در زمینه بحران عراق قرار گرفته است.»
ابوعید در ادامه می‌آورد: «گزینه اول آن است که آمریکا وضعیت نیروهای خود را همانطوری که هست تا آغاز سال 2009 در عراق نگه دارد گزینه دوم افزایش عملیات نظامی در عراق و اعزام نیروهای جدید به این کشور است گزینه سوم عقب نشینی فوری از عراق است اما گزینه چهارم که از چشم بسیاری دور افتاده است آن است که آمریکا مجبور به عقب نشینی از عراق شود. این کار تنها توسط جریان مقاومت مردمی در عراق و افزایش تلفات و خسارت های انسانی و نظامی آمریکا در این کشور انجام خواهد گرفت. اکثر تحلیلگران احتمال گزینه چهارم را در حساب و کتابهای خود وارد نکرده اند اما اخیرا با توجه به بسیاری از واقعیت های جاری در عراق و کل منطقه مشخص شده است که دولت آمریکا در گریز از تحقق گزینه چهارم است.
گزینه‌ی چهارم یعنی شکست آمریکا و خروج این کشور به زور فشار جریان مقاومت مردمی عراق که این امر در حال محقق شدن است.»
تحلیلگر البیان می‌نویسد: «در آخرین نظرسنجی که توسط دانشگاه مریلند آمریکا در عراق انجام شد مشخص شده است که 70 درصد از مردم عراق عقب نشنی زودهنگام و سریع نیروهای آمریکایی از کشور خود را تایید می کنند و 78 درصد از مردم عراق معتقد بودند که مسئول اصلی تمامی خشونت ها و فعالیت های تروریستی در عراق آمریکاست. نتایج این نظرسنجی نشان می دهد که پس از سه سال و نیم از آغاز جنگ عراق بسیاری از حقایق برای مردم این کشور آشکار شد و ادعاها و دروغ های آمریکا در زمینه برقراری دموکراسی و مبارزه با تروریسم برای ملت عراق کاملا کشف شده است و دیگر دولت آمریکا نمی تواند با استفاده از این سیاست به حاکمیت خود بر عراق ادامه دهد. سالها پیش زمانی که نیروهای آمریکا وارد منطقه یا کشوری می شدند و آن منطقه را به اشغال نظامی خود در می آوردند هیچ کسی به خود جرات نمی داد که درباره پایان حاکمیت آمریکا در آن کشور یا منطقه سخن براند اما امروز وضعیت بسیار متفاوت شده است، امروز دیگر آمریکا از این قدرت برتر برخوردار نیست.»
در پایان این تحلیل آمده است: «تک روی آمریکا در بسیاری از سیاست گذاری هایش منجر به آن شده است که حاکمیت و قدرت این کشور در بسیاری از نقاط جهان محدود و محصور شود به طوری که می بینیم وجود نیروهای آمریکایی در افغانستان ونیز فعالیت آنها با توجه به گسترش فعالیت های طالبان بسیار محدود شده است. از آن سو کره شمالی به رغم تمامی تهدیدهای آمریکا جدیدترین آزمایش هسته یی خود را انجام داده است اروپا نیز سر مخالفت با آمریکا در بسیاری از قضایای بین المللی را باز کرده است. واقعیت آن است که جهان از حالت تک قطبی بودن به سوی چند قطبی شدن در حال حرکت است که قدرت های بسیاری چون روسیه چین یا فرانسه با تشکیل محورهای شراکتی جدید در آینده نه چندان دور قطب مقابل آمریکا را تشکیل خواهند داد.»