تاریخ انتشار : ۰۳ تير ۱۳۸۸ - ۱۱:۲۶  ، 
شناسه خبر : ۹۹۰۸۳
سؤالی که در گفتگو با کارشناسان مطرح می‌شود
لیلا کریمی مقدمه: تاریخ 27 ساله سینمای بعد از انقلاب نشانگر مجموعه ای از فیلمسازان و جریان سازان فرهنگی است که از درون نظام برخاسته اند و در تلاش هستند که به سمت یک سینمای با هویت گام بردارند. اما امروز ما شاهد سینمایی هستیم که نتوانسته به معنای اصلی کلمه به مقوله های ارزشی سالهای قبل از پیروزی انقلاب بپردازد. براستی این جریان ها دارای ظرفیت داستانی سینمایی نبوده است؟ معدود فیلمسازان و سینماگرانی بودند که کم و بیش آثاری با هویت و موضوع انقلاب خلق کرده باشند؛ چرا تاکنون مدیران و مسئولان فرهنگی نظام و به خصوص سینماگران به سینمای انقلاب و وقایع آن دوران نپرداخته اند. در این زمینه گفت و گویی با اهالی سینما و کارشناسان آن ترتیب داده ایم که می خوانید:

علیرضا رضا داد: تولید این طرح‌ها نیازمند بودجه و امکانات کافی است
ما به لحاظ ساختار مدیریتی در نهادهای سینمایی کشور، انجمن سینمای انقلاب و دفاع مقدس را داریم که در این حوزه مسئولیت پذیرفته است و تلاش می کند و در خود فارابی هم در بخش فرهنگی بخش سینمای انقلاب و دفاع مقدس کلیه طرحهای مربوط به انقلاب را بررسی می کند و البته با تغییراتی که درساختار اجرایی معاونت فرهنگی بنیاد ایجاد شده است در حال حاضر کمیته خاصی مشغول طراحی و پژوهش برای طرحهای مربوط به انقلاب هستند چرا که از بخش خصوصی و در حیات طبیعی سینمای کشور نمی توان فعلاً انتظار توجه تولید طرح های مربوط به انقلاب را داشت. تولید این طرح ها نیازمند بودجه و امکانات کافی است که اقتضائات اقتصادی فعلی سینمای ایران در مرحله پخش و نمایش پاسخگوی نیازهای تولید نیست. سینما توانایی و باصطلاح برادری خودش را در این زمینه ثابت کرده است اما باید به لزوم سرمایه کافی و سرمایه گذاری مکفی در این حوزه توجه ویژه کرد.
تا سال گذشته که بودجه ای برای تولید این گونه آثار در بودجه سینمای کشور پیش بینی نشده بود طرح چنین انتظاراتی از سینمایی که صرفا متکی به اقتصاد بخش خصوصی بود و کمک های دولت بخش کمی از سرمایه تولید را تامین می کرد انتظاری قابل اجرا نبود.
از سال گذشته در چهارچوب تولید آثار ارزشی و نمونه کمیته ویژه ای که به آن اشاره کردم مشغول تحقیق و طراحی شده و هم اکنون با مطالعه روی خاطرات مربوط به پیش از انقلاب مثل خاطرات آقای عزت شاهی و خاطرات شهید عراقی مقدمات تولید آثار مناسبی در حوزه انقلاب درحال فراهم شدن است.
البته به این هم باید توجه کنیم که با توجه به تنوع و تعداد اولویتهای فرهنگی کشور با بودجه محدود اختصاص داده شده به تولید آثار ارزشی و نمونه شاید بیشتر از یک فیلم در سال با محوریت موضوع انقلاب قابل ساخت نباشد.
به هر حال مشکل عمده سینما برای توجه به اولویت هایی از این دست فقدان منابع کافی است وگرنه سینما هم در بخش نیروی انسانی و هم در بخش رغبت و علاقه نشان داده است که آمادگی کافی برای ورود به عرصه تولید چنین فیلم هایی را دارد و کارنامه سینما نشانگر آن است که بی توجه به این موضوعات نبوده اگر چه انتظاری که خود سینما از خود داشته برآورده نشده است.
البته تولید فیلم مؤثر کار فکری هم می برد که نیاز به زمان دارد هسته مطالعاتی که 6 ماه است در بنیاد تشکیل شده است تلاش می کند به طرح های قابل قبولی برسد که با توجه به محدودیت منابع مالی بتوانیم کارهای موثری در این حوزه انجام بدهیم.
جمال شورجه: بعضی از مسئولین ما قرابت و گرایشی به این حوزه ندارند
پیش از انقلاب سینمایی نداشتیم. در اوایل انقلاب به دلیل مفسده ای که سینما در دوران ستم شاهی ایجاد کرده بود، مردم سینماها را به آتش کشیدند و سینماگران نسبت چندانی با انقلاب نداشتند و فیلمسازان ما منبعث از سینمای زمان طاغوت بودند. در حقیقت فیلمسازان انقلاب را به معنای واقعی آن درک و لمس نکردند و تعلق خاطری به این نوع از فیلمسازی ها نداشتند. نوعاً این گونه فیلمسازان، طیف روشن فکر نماهایی بودند که چندان قرابتی با انقلاب و اهداف آن نداشتند. بنابراین انتظار چندانی از سینماگران قبل از این دوران نمی توانیم داشته باشیم.
بعد از انقلاب پاره ای از سینماگران متولد شدند و از همان سال 59 درگیر ساخت فیلم های جنگی شدند. در این مقطع سینمای دفاع مقدس که مولود جنگ است، متولد می شود. علت اینکه چرا ما به آثار و فیلم هایی در زمینه انقلاب نپرداختیم، بخشی از این موضوع به سیاستگذاران فرهنگی برمی گردد. به عبارتی در سیاستگذاری ها جایگاه هر کدام از مقوله های اجتماعی، سیاسی، جنگ و انقلاب باید تبیین و تنظیم و طراحی می شد و به تبع آن آثار هنری تولید می شد. حرکت و جهش انقلاب تا حدودی فیلمسازی در این عرصه را به وجود آورد اما با شروع جنگ، فیلمسازان به موضوع دفاع مقدس روی آوردند و فیلمسازانی که بدنه سینما را تشکیل داده بودند به دلیل اینکه قرابتی با سینمای انقلاب نداشتند، در نتیجه فیلم هایی را هم تولید نکردند. بنابراین سینمای انقلاب ما محصور ماند چه از طرف نیروهای سینماگر انقلابی و چه از طرف قاطبین پیش از این دوران، چون با دیدگاه فیلم فارسی وارد عرصه سینمای انقلاب شده بودند. ما کاملا خلع و عدم وجود فیلم هایی در قالب انقلاب و وقایع آن را می بینیم.
در حقیقت یک بخش عمده ای از این موضوع به سینماگران و بخش دیگر آن به عدم سیاستگذاری ها در حوزه سینما برمی گردد.
این نوع سیاستگذاری ها می توانست در واقع فیلمسازان ما را به سوی سینمای آرمانی، انقلابی و با موضوعات و مضامین آن، هدایت کند که متأسفانه این موضوع اتفاق نیفتاده است. حتی اگر مصوبه ای هم شورای انقلاب فرهنگی در این زمینه صادر کند. به دلیل اینکه مسئولین ما قرابت یا گرایشی به این موضوع نداشتند، به خصوص مسئولان فرهنگی دهه 60 و 70، به مقوله های انقلابی و موضوعات آن اهمیت نمی دادند و یا اینکه نمی خواستند سینماگران را برای ساخت و تولید آثار دوران انقلاب تحت فشار قرار دهند. آنان اعتقاد داشتند نباید فیلمسازان تحت فشار قرار گیرند و باید سوژه های فیلم ها را آزادانه انتخاب کنند، این اشتباهی بود که از سوی مسئولین صورت گرفت. سیاستگذاری ها باید از سوی مسئولین اعمال شود. با اشاره به این دو مورد (سیاستگذاری ها و سینماگران قبل از انقلاب) خلأ لازم در زمینه ساخت و تولید این آثار ایجاد شد.
متأسفانه بعد از جنگ اوضاع سیاسی کشور به سمت و سویی رفت که جامعه هنری، سیاست زده شدند. خصوصاً یک دهه قبل از این دوران، پرداختن به موضوعات انقلابی را تحجر تلقی می کردند، در نتیجه آثار سینمایی انقلاب، دچار نقصان شد.
شهد و شاکله انقلاب را در بهمن 57 با پیروزی انقلاب دیدیم. این نهضت که از سال های 32 تا 42 و تبعید امام و حضور روحانیت در عرصه های سیاسی و... شکل گرفت این موارد همه جهت گیری های انقلاب را با مقوله های سیاست و حکومت نشان می داد. در واقع ما به ریشه های انقلاب نپرداختیم و نسل سوم ما این وقایع را درک نکرده است و سینماگران می توانستند از طریق فیلم های سینمایی این جریانات را تبیین کنند.
یکی از مشکلات فعلی ما در زمینه تولید این فیلم ها، کمبود و فقر فیلمنامه است. نویسندگان هم یکی از بازوها و امکاناتی هستند که می توانستند در این زمینه فعالیت کنند، البته نویسنده های ما دغدغه نگارش این موضوعات را ندارند مگر اینکه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، بنیاد سینمایی فارابی، صدا و سیما، سازمان تبلیغات اسلامی، سینماگران را به سوی سینمایی آرمانی هدایت کنند که این کار را می توانند از طریق بخش فرهنگی و سرمایه گذاری ها در فیلم ها، حمایت از فیلم سازان و... صورت دهند. در حالی که این بخش خیلی فعال نیست. مسئولین می توانند نویسندگان و فیلمسازان را تشویق و ترغیب برای تولید آثار پیش از انقلاب کنند. صدا و سیمای جمهوری اسلامی یکی از وظایف و تکالیف آن، بازآفرینی مقاطع پیش از انقلاب است. متأسفانه نظام ما از این راهکارها در این زمینه استفاده نمی کند.
در واقع با مرور تاریخ دوران دهه 60 سینما، در می یابیم که مدیریت در این زمان چندان علاقه ای به این موضوع نداشتند که سیاستگذاری در این مورد بکنند و سینما را از طریق حمایت سینماگران و نویسندگان، هدایت کنند.
من فکر می کنم الان با گذشتن یک یا دو دهه، دولت و مجلس و قوای سه گانه با هم همگرا هستند و مدیریت فرهنگی کلان ما باید بتواند یک همچنین قوانینی و بودجه ای را در زمینه تولید آثار سینمای انقلاب تخصیص دهد. باید این موضوع به صورت دغدغه برای مسئولین فرهنگی ما درآید وگر نه هیچ حرکتی را نمی توانیم از سوی سینماگران ببینیم. عده ای از سینماگران ما فقط به فکر گیشه هستند وظیفه عصر حاضر صدا و سیما، وزارت ارشاد و فرهنگ اسلامی این است که فیلم هایی در مورد انقلاب و ارزش های آن تولید کنند و خصوصاً بعد از انقلاب افرادی هستند که دل مشغولی شان انقلاب است، تا برای نسلی که انقلاب را درک نکرده، فیلم بسازد.
ستار هدایت خواه(عضو کمیسیون فرهنگی مجلس): غفلت به خاطر رواج تساهل و تسامح
عدم اهتمام جدی مسئولان فرهنگی در تربیت نیروهای انسانی در حوزه فیلم های انقلابی علی رغم اهدافی که واقعه انقلاب داشت و نوع برخورد امام به عنوان رهبری و راهنمایی مقامات عالی رتبه نظام در خصوص فرهنگ و سینما، انتظار می رفت که مدیران فرهنگی توجه جدی به سینمای بعد از انقلاب و با اهداف آن داشته باشند اما به دلایل مختلفی این مهم به وقوع نپیوست:
یکی از دلایل آن، عدم اهتمام جدی مسئولان مربوطه به تربیت نیروهای انسانی در این زمینه برمی گردد که واقعیت این است ما تا پیش از انقلاب نیروهایی در این زمینه در حوزه انقلاب به صورت کارآمد تربیت نکردیم. بنا به ضرورت شرایطی که بعضی از سازمانها برای تربیت نیروهای انقلابی در حوزه سینما تأسیس شدند.
مثل حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی ولی علی رغم اینکه تلاش این حوزه که بیایند زمینه را برای نیروی انسانی و ارزشی قرار دهد و نهایتا تحقق سینمای متناسب با انقلاب را فراهم کند؛ می بینیم سینما از فضای سینمای موجودی که حاکم بر شرق و غرب است، تاثیر می گیرد و در این فضا هضم می شود.
پس در نتیجه از مسیر اصلی خود منحرف می شود بنابراین برمی گردد به عدم اهتمام جدی در تربیت نیروی انسانی کارآمد در عرصه هنری.
عامل دیگر غلبه اقتصادی و گیشه ای بر حوزه های هنری و سینمایی ما است. دست اندرکاران سینمایی در واقع به دنبال نتایج اقتصادی بودند و به نوعی سینما رو به ابتذال و تباهی گرایش پیدا می کند. مورد دیگر را باید در غلبه دیدگاه و نظام جشنواره ای دید که هرساله فیلم هایی برای حضور در جشنواره ها تولید و ساخته می شود. با نگاه جشنواره ای تا حدودی سعی شده که از ارزشهای انقلابی غفلت کنیم. یکی از دلایل دیگر؛ عدم نگاه عمیق فرهنگی و تبلیغی بر روی حوزه سینمایی در کشور ما بوده است. غفلت بزرگی که در این زمینه سینما با موضوع انقلاب صورت گرفته؛ برمی گردد به اعمال حاکمیت سلیقه مدیران فرهنگی و دست اندرکاران آن در حوزه سینمای انقلاب که در دوره هایی نگاه های سیاسی و سلایق خاصی در حوزه فرهنگی کشور اعمال شد و به شدت ارزشهای انقلابی مورد غفلت قرار گرفت. با رواج فرهنگ تساهل و تسامح شاهد پیگیری و تقسیم بندی، ارزشهای انقلابی در این حوزه هستیم. نوعی مصونیت در نگاه دست اندرکاران مدیران فرهنگی در اداره سینمای کشور وجود داشت که باعث شد، آنان بر اثر تأثیر از فضای حاکم جهان، از معیارها و ا رزشها غفلت کنند. گاهی وقت ها متأثر از این نگاه ها، در حوزه فیلم های مختلف چون دفاع مقدس؛ این فیلم ها مورد بی مهری قرار می گیرند و سینماگران متأثر از این فضا به سمت آثار منفی روی می آورند امروز ما باید به سوی سینمایی با موضوع انقلاب حرکت کنیم که متأثر از خدمت اسلامی، اهداف و ارزشهای دینی انقلاب ما باشد.
با توجه به شعارهای ارزشی و انقلابی که در دولت نهم شاهد آن بودیم، این انتظار می رود که مسئولین فرهنگی به تربیت نیروهای انسانی در حوزه فیلم های انقلابی بپردازند و آنان را به سمت و سوی این گونه فیلم ها سوق دهند. اگر ما باور داریم که الآن در حال جنگ رسانه ای هستیم و دشمنان ما از ابزار سینما در راه تأمین اهداف خودشان و مقابله با موج گرایش به دین از ارزشهای انقلابی استفاده می کنند، ما ناگزیریم از این ابزار استفاده کافی را در این نبرد فرهنگی ببریم. به همین جهت توجه جدی به سینما و هنر تأثیر سینما در این عرصه توسط دولت نهم و مدیران فرهنگی جامعه ضروری است.
حبیب‌الله بهمنی: این نسل نیازمند اطلاعاتی در مورد انقلاب است
انجمن سینمای دفاع مقدس در واقع هم به سینمای انقلاب و هم دفاع مقدس می پردازد؛ ولی این انجمن تمرکز بیشتری بر روی فیلم های دفاع مقدس مبذول داشته است. این مسئله در این محدوده خلاصه نمی شود؛ در سیاست گذاری سینمایی ما اعلام می شود که باید سینمای ارزشی و... داشته باشم اما در اجرا، یک سازمان مناسبی که بتواند این نگاه ها را اجرایی کند، شکل نگرفته است؛ معلوم نیست اشکال کار کجاست.
یکی از راههایی که می توانیم فرهنگ انقلاب را ماندگار کنیم، بازسازی انگیزه های انقلابی، که باید از طریق تلویزیون و سینما شکل بگیرد. به هر حال جریانهایی که از نظر اقتصادی و سیاسی اجتماعی حاکم بود و منجر به انقلاب شد، نسل جدید از این ها خبری ندارد.
این نسل نیازمند اطلاعاتی در مورد انقلاب است و بهترین شکل عرضه آن از طریق رسانه های فراگیر سینما و تلویزیون باید صورت گیرد. متأسفانه نمی گویم در این زمینه کاری صورت نگرفته اما کم کاری هایی دیده می شود.
بخشی از این موضوع به مدیریت فرهنگی و بخش دیگرش به هنرمندان برمی گردد؛ مدیریت فرهنگی می تواند به عنوان آغازگر یک جریان، نیازهایی را مطرح کند و به جامعه هنری منتقل کند و همین هنرمندان با پیگیری این نیازها می توانند یک جریان فرهنگی به وجود آورند. این یک راه است و راه دیگر اینکه خود هنرمندان باید دغدغه فیلم سازی در عرصه انقلاب را داشته باشند. به هر حال بخشی از هنرمندان، این خلع را احساس می کنند اما این فرصت ایجاد نشده است. در حقیقت این به جایگاه فرهنگ در کشور برمی گردد. از هنرمندانی که دغدغه انقلاب و انگیزه های تولید این گونه فیلم ها را دارند، به صورت کامل مورد حمایت قرار نمی گیرند. این موضوع مستقیما به تحلیل مدیران حمایت کننده از فیلمسازان برمی گردد؛ یعنی فکر می کنند کسانیکه دغدغه موضوعات دوران انقلاب را دارند، هنرمندانی نیستند که توانایی و قدرت تکنیکی لازم این گونه مقولات را داشته باشند.
معمولا مدیران فرهنگی ترجیح می دهند، هنرمندانی که از طریق فنی و تکنیکی امتحان خودشان را پس داده اند در این نوع فیلمسازی ها استفاده کنند. حتی گاهی به صورت سفارشی هم راجع به موضوعات انقلابی به این فیلمسازان کار ارائه می دهند. اما اگر آنان بخواهند به اعتقادات خودشان پاسخ دهند، هیچگاه این کار سفارش شده را قبول نمی کند. بسیاری از هنرمندانی که انگیزه دارند ولی توانایی ندارند، مطرود می شوند. جریانی که می تواند از درون بچه های انقلاب بعد از 27 سال شکل بگیرد، هنوز به صورت جامع و کامل شکل نگرفته است. البته تولید و ساخت فیلم های دفاع مقدس در دستور کار قرار گرفته اما در مورد فیلم های انقلابی به این صورت نبوده است.
گاهی جریانات از درون مردم و هنرمندان و زمانی توسط مدیران فرهنگی شکل می گیرد اصل انقلاب درون جامعه و هنرمندان جاری است؛ اما فکر می کنم فیلمسازانی که هم و غمشان تولید آثار انقلابی است، به اندازه کافی مورد حمایت قرار نمی گیرند.
حمایت به معنی اینکه، مدیران فرهنگی چه در بخش آموزشی و چه ارشادی بایستی نیروهایی با انگیزه انقلابی تربیت و آموزش دهند؛ تا در این جریانات، انگیزه های انقلاب هم، در عرصه فیلم و سینما پا بگیرد.
وقتی فیلمسازی در حیطه انقلاب را، به عهده خود هنرمندان می گذارند؛ کار به اینجا می رسد. سیاستگذاران و مسئولین فرهنگی بایستی با یک برنامه حساب شده، این نیروها را به وجود آورند. الان دستگاه های بسیاری از لحاظ آموزشی داریم که از نظام جمهوری اسلامی بودجه می گیرند، مثل دانشکده هنر، دانشکده سینما و تأتر، دانشگاه سوره و... افراد زیادی را آموزش می دهند؛ اما شما می بینید محصولاتی که از این دانشگاه ها بیرون می آید، چیست. نسبت تولید آثار و محصولات فرهنگی که از جریان آموزش ما به عرصه فیلم و تلویزیون منتقل می شود، نتوانسته بعد از 27 سال فرهنگ انقلاب و انگیزه های آن را نشر دهد.
بنابراین عنوان می کنند بخش فرهنگی کشور دارای امکانات، نیرو، بودجه و... است اما هدفمندی و برنامه ای متأسفانه ندارند. این بزرگترین ایراد سازمان فرهنگی کشور است و در درجه اول شامل شورای عالی انقلاب فرهنگی است. این شورا باید تأثیرگذار باشد ولی متأسفانه از بیانیه، حرف و سخنرانی فراتر نمی رود.
همچنین هنرمندی که می خواهد فیلم انقلابی بسازد باید توانایی لازم را، همراه با ممارست و تجربه داشته باشد. و نیز اقلیتی از نویسندگان کشور که به اصطلاح دغدغه نگارش فیلمنامه انقلابی را دارند، از پشتیبانی لازم در زمینه مالی برخوردار نیستند.
هیچ وقت سازمانهای ارشاد و... پیش قدم نشده اند که از نویسندگان دعوت کنند و مورد حمایت قرار گیرند. بنابراین باید از نویسندگان متبحری در زمینه نگارش آثار انقلابی استفاده گردد.
فکر می کنم یک بحث کلان فرهنگی در این قضیه وجود دارد. در واقع نگاه های مدیران و سیاستگذاران ما چه در قانونگذاری و چه در مجریه؛ دیدگاه جامع و کلانی به مقوله فرهنگ نیست بخشی از مشکلات کشور، نگاه کلان به موضوع فرهنگ است علی رغم اینکه انقلاب ما فرهنگی محسوب می شود و نگاهی جهانی به مقوله فرهنگ داریم، می بینیم بودجه ای که در این زمینه تخصیص داده شده، برای داخل کشور هم کافی نیست.
همچنان در شعار و ادعا نگاهایمان جهانی است اما دیدگاه مدیران فرهنگی ما، در تصویب این نگاه و نظرات، با یکدیگر هماهنگ نیستند و یا اینکه حمایت نمی شوند. در نهایت همان تعداد آثاری هم که قرار است تولید شود، بهره برداری نمی شود و تمامی پتانسیل ها در عرصه عمل از دست می رود.
شاید بعضی از مسئولان ما، افتخارشان این است که بودجه ها را دوباره دست نخورده به خزانه برگردانده اند اما هزینه فرهنگی نکردن به معنای از بین بردن موقعیت های فرهنگی است و در آینده تأثیراتی منفی سیاسی و اقتصادی و... به شکل پنهان بروز پیدا می کند. در واقع با استفاده نکردن صحیح از بودجه فرهنگی، به نوعی تأثیرگذاری بر روی جامعه را برعهده ماهواره ها و... قرار داده ایم.
فرج‌الله سلحشور: سینما دست‌پرورده انقلاب نیست
سینمای ایران از زمان طاغوت به ما رسیده است و عکس العملی که مردم در انقلاب نشان دادند، نشانگر این بود که مردم علاقه ای به سینمای قبلی نداشتند و عوامل درجه دوم و سوم از سینمای قبل از انقلاب در سینما ماندند. این حقیقت را باید بپذیریم که سینما دست پرورده انقلاب نبوده و دستاوردی بود که از غرب گرفته شده بود و دین ستیزی که در غرب توسط سینما ترویج می شد در ایران زمان طاغوت هم همین اتفاق می افتاد، در بعد از انقلاب ما سعی کردیم سینما را بازسازی کنیم ولی متأسفانه نیروهایی که به بدنه سینما تزریق کردیم، نتوانستند تحول موردنظر انقلاب را در سینما ایجاد کنند. به علت اینکه نیروهای ما تازه کار و بی تجربه بودند. در حقیقت سینمای زمان طاغوت توانست نیروهای تازه نفس سینمای انقلاب را در خودشان هضم کنند و توانستند دیدگاه سینماگران تازه کار ما را به طرف سینمای زمان طاغوت سوق دهند. به همین لحاظ بعد از گذشت 30سال ما هنوز صاحب سینمایی به نام انقلاب نیستیم. چرا تا حالا به آثاری در زمینه انقلاب نپرداختیم، دلیلش روشن است؛ چون سینما انقلابی نیست چون با انقلاب ایران میانه ای ندارند و افرادی که به این نوع ژانر علاقه دارند، متأسفانه در جریان سینما حل شده اند و با وضعیت آن کنار آمده اند. اگر در یک ظرف آلوده ای آب داشته باشیم اگر آب زلال اضافه کنیم؛ آب قابل استفاده نیست، بلکه به حجم آب اضافه شده. ما به سینمای قبل از انقلاب، نیرو اضافه کردیم و در حقیقت به آن سینما فقط حجم دادیم؛ روح این سینما، همان سینمای قبلی زمان طاغوت است. من در زمینه مذهبی و جنگ فیلم هایی درست کرده ام. سینمای جنگ هم در حقیقت با روح انقلاب گره خورده است. سعی کرده ام خودم را از مجرای آلوده فعلی سینما کنار بکشم. باید در کنار این سینمای موجود، یک سینمای موعود را بنیان گذاری کنیم. اشتباه سینماگران ما این بود که در دل این سینما، می خواستیم یک سینمای انقلابی به وجود آوریم.
حرکت هایی در زمینه فیلم های انقلابی در بدو امر توسط حوزه هنری صورت گرفت. فیلم هایی مثل توبه نصوح، بایکوت و توحید... همگی آثار با ارزش انقلابی بودند همچنین مستندهایی که توسط شهید آوینی در زمینه انقلاب ساخته شده است. همه موفقیت های گذشته در زمینه تولید فیلم های انقلابی به خاطر این بود که از بدنه سینمای موجود کناره گیری کرده بودند.
اگر بخواهیم سینمای انقلابی و جدیدی را بنیان گذاری کنیم باید در کنار این سینما یک سینمای ارزشی که ریشه در مذهب و باورهای انقلاب دارد را ایجاد کنیم. این سینما می تواند به آثار انقلاب و دستاوردهای آن بپردازد. سینمای موجود درحد انقلاب و لایق آن نیست.