تاریخ انتشار : ۱۰ تير ۱۳۸۸ - ۱۳:۴۸  ، 
شناسه خبر : ۹۹۱۱۴

امیر محبیان
سان تزو استراتژیست چینى حدود چهارصد سال پیش از میلاد مسیح (ع) گفته است: “یکصد بار پیروز شدن در یکصد جنگ حد اعلاى مهارت نیست، حد اعلاى مهارت مقهور کردن دشمن بدون جنگیدن است. لذا آنچه که در جنگ بیشتر اهمیت دارد، حمله به استراتژى دشمن است.”
جبهه دوم خرداد در یک فرآیند هشت‌ساله مقهور حمله رقیب اصولگرا به استراتژى خود شد و اکنون به ظاهر همان فرآیند براى اصولگرایان در حال تکرارشدن است.
اصولگرایان به جامعه ثابت کردند که رقباى دوم خردادى آنها در اجراى شعارهاى خود کارآمد نیستند و اینک دوم خردادى‌ها در پى آنند که به جامعه بگویند:
1- اصولگرایان برخلاف ادعاها وحدت ندارند.
2- براى خدمت سبقت نمى‌جویند بلکه در گرداب جنگ قدرت غوطه‌ورند.
3- براى عملى‌کردن شعارهایشان نیز کارآمدى ندارند.
آنها همان‌گونه که اصولگرایان از انتخابات شوراهاى دور دوم به عنوان یک “نشانه” براى اثبات سخنشان بهره گرفتند، مى‌کوشند انتخابات شوراهاى دور سوم را به نمودارى روشن براى اثبات ادعاى خود تبدیل کنند.
متاسفانه، برخلاف خوش‌بینى‌هاى دوستان اصولگرا باید اذعان کنم که آنها (دوم خردادى ها) تاکنون موفقیتهایى داشته‌اند.
ارائه لیست‌هاى متعدد و رجزخوانى‌هاى خام و بعضا کودکانه بدون توجه به مشکلات فرا رو روندى نیست که نتوانیم دست اختلاف‌افکن رقبا را در آن مشاهده نکنیم هرچند که خام‌اندیشى‌ها مددکار رقبا شده است.
فراموش نکنیم هرچند به واقع مدل غالب بر انتخابات شوراهاى دور سوم مشابه شوراهاى دور دوم یا دور برگردان به سوى قدرت براى دوم خردادى‌ها نیست، زیرا انتخابات شوراهاى دور دوم در دوران افول دوم خرداد بود و انتخابات دور سوم در دوران صعود اصولگرایان است ولى به هیچ‌وجه نمى‌توان آسوده نشست و پیروزى در این رقابت را قطعى انگاشت. زیرا:
1- گاهى نباختن در رقابت به معناى غلبه یافتن است (که دوم خردادى‌ها اکنون در این شرایط قرار دارند) و گاهى غلبه نیافتن مترادف شکست (وضعیتى که اصولگرایان در آن قرار دارند.)
کار اصولگرایان در روند شوراها دشوار است زیرا حتى یک ورودى دوم خردادى‌ها به جمع برگزیدگان قادر است سکوى لازم براى ایفاى نقشى جدى‌تر در انتخابات دور بعد شوراها را براى آنها فراهم آورده و موضع برتر اقلیت منتقد را به آنها اعطا کند.
2- واقعیت آن است که اصولگرایان هیچ‌گاه برترى استراتژیک بر دوم خردادى‌ها نیافته‌اند و تمامى برترى‌ها، برترى تاکتیکى بوده است، زیرا در برترى استراتژیک، رقیب از قابلیت انتقام‌گیرى یا برگشت به قدرت تهى مى‌شود ولى نظام مردم‌سالارى - به خوبی- سطح پیروزى‌ها را به پیروزى تاکتیکى تقلیل مى‌دهد، پس گمان اینکه “دوم خردادى‌ها” دیگر برنمى‌گردند، مى‌تواند در زمره اشتغالات ذهنى موهوم دسته‌بندى شود.
پس اگر راه آسان نیست و رقیب در آستانه به شادمانى ایستاده و به اختلافات دلشاد است، این‌گونه در برابر هم ایستادن‌ها، آن هم در جمع اصولگرایان ارزشگرا چه معنایى دارد؟
3- در هر پیروزى سه عنصر مهم وجود دارد، سازماندهى برتر، عزم بیشتر و حمایت گسترده‌تر توده‌ها (مقبولیت.)
اصولگرایان اگر یکپارچه‌ گردند همه این عوامل پیروزى را فراهم دارند و اگر به تفرقه گرایند، این عناصر را از دست داده و پیروزى‌ها در برابر چشمانشان به خاطره تبدیل خواهد شد.