تاریخ انتشار : ۰۳ تير ۱۳۸۸ - ۱۳:۰۹  ، 
شناسه خبر : ۹۹۱۹۹

غلامرضا قلندریان
پس از گذشت چند روز از مذاکرات فشرده هسته ای بین ایران و اتحادیه اروپا در برلین، جامعه جهانی در حالی با حساسیت این موضوع را پی می گیرد که قرار است مذاکرات فوق، این هفته از سرگرفته شود.
این در حالی است که با وجود شفافیت در ادامه روند دیپلماسی هسته ای از سوی ایران مبنی بر حفظ حقوق هسته ای مطابق مقررات بین المللی، آمریکا و غرب درصددند با در دست گرفتن ابتکار تبلیغاتی، بار دیگر امتیازهایی را که نتوانسته اند از راه تهدید و تحریم در این قضیه کسب کنند، از طریق دیپلماسی ماکیاولی به دست آورند.
جمهوری اسلامی ایران در راستای راهبرد سیاست خارجی و پیرامون مسأله هسته ای خود -که همچنان با رویکرد دوگانه و آپارتاید مآبانه مجموعه متکبر غربی روبه روست- توانسته است در مسیر اعتمادسازی و شفاف سازی، حمایت کشورهای اسلامی، غیرمتعهدها و دیگر کشورهای در حال توسعه را مبنی بر صلح آمیز بودن فعالیتهای هسته ای خود جلب نموده و به تفاهمی منطقی و حساب شده با جامعه جهانی دست یابد.
هفته نامه انگلیسی ساندی تایمز آورده است: تحلیلگران اطلاعاتی آمریکا در نشستی محرمانه در واشنگتن به این نتیجه رسیدند که آمریکا باید زندگی در کنار ایران هسته ای را یاد بگیرد.
از سوی دیگر، عمرو موسی دبیر کل اتحادیه عرب استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای را حق مسلم همه کشورهای عضو ان.پی.تی می داند.
از این مطلب می توان چنین برداشت نمود که آمریکا باید به حقوق ایران احترام بگذارد؛ ایرانی که مقید به فعالیت هسته ای در چارچوب آژانس بین المللی انرژی اتمی است.
این همان استراتژی پایداری است که بر مبنای اصولی سیاست خارجی کشورمان (عزت، حکمت و مصلحت) استوار بوده و با هوشمندی مسؤولان و اجماع داخلی، به تمایلات نامتعادل و غیرقانونی چند کشور اروپایی و آمریکا مبنی بر دست کشیدن ایران از حقوق هسته ای خود که تفاهم با غرب را در پی خواهد داشت «نه» می گوید.
به راستی، چه چیز باعث شده است تا قدرتهای سلطه و در رأس آنها آمریکا، حتی به صورت مقطعی و تاکتیکی از استراتژیهای آزمون خطای «ماشه»، «چماق و هویج» و ... فاصله بگیرند؟
در وهله اول، روشن است که راهبرد مفاهمه آمیز با جامعه جهانی که در واکنشهای دولتها و ملتهای اسلامی و غیراسلامی نسبت به صلح آمیز بودن برنامه هسته ای ایران به چشم می خورد، اجماعی را رقم زده که دیدگاه تنگ نظرانه غرب و آمریکا را تحت الشعاع امواج خروشان خود قرار می دهد.
ادعای تبلیغاتی غرب در مورد پذیرش مشروط تعلیق غنی سازی از سوی ایران و نشان دادن وجود ابهامهایی در موضعگیریهای مسؤولان ذی ربط ایرانی نشان می دهد که آنها به هیچ تفاهمی در گذار به راه حل دیپلماتیک و مذاکره پایبند نیستند و صرفاً برای اقناع افکارعمومی خود، موضوع تعلیق در مفهوم کلی آن را مطمح نظر دارند.
تهران به این مهم می اندیشد که از راه ادامه مذاکره با کشورهای 1+5 مسیر ناهموار دستیابی به راه حل نهایی به گونه ای طی شود که به رفع ابهامها از بسته پیشنهادی به ایران منجر گردد. بر این اساس و برای حل مشکلات موجود بر سر راه فعالیتهای صلح آمیز هسته ای ایران در مفهوم کلی نیازمند بررسی ابعاد مختلف آن از سوی طرفین مذاکره هستیم.
در حالی که مسأله تعلیق به یک مسأله بدون بازگشت و خط قرمز برای ایرانیان مبدل گشته، چگونه است که اروپاییها و برخی مسؤولان ایرانی به نقاط مشترک و تفاهمهایی اشاره می کنند که از هم اینک روشن است هیچ یک از آنها جامه عمل نخواهد پوشید.
تهران در راه اعتمادسازی هرچه بیشتر جامعه جهانی، به دنبال استیفای حقوق مسلم خویش در چارچوب مقررات ان.پی.تی است، منتهی آگاهی بخشی افکارعمومی داخلی نسبت به تحولات سیاسی و دیپلماتیک مرتبط با مسأله هسته ای به منظور تنویر افکارعمومی و ایجاد همبستگی ملی همزمان با ادامه مذاکرات، ضرورتی انکارناپذیر به شمار می آید.
برای تحقق این حقوق مسلم، مسؤولان نظام و بخصوص متولیان پرونده هسته ای کشورمان چاره ای جز راهبرد بازدارندگی با مفهوم چشم برابر چشم، مقاومت در برابر پافشاری و شفاف سازی و اعتماد در برابر تضمینهای عینی غرب و آمریکا، ندارند.