تاریخ انتشار : ۰۱ تير ۱۳۸۸ - ۱۰:۴۰  ، 
شناسه خبر : ۹۹۲۱۵

على نورایى یگانه
مجلس خبرگان رهبرى پیوند دهنده ، مظهر و تبلور جمهوریت و اسلامیت نظام جمهورى اسلامى ایران است. در این میان مجلس خبرگان رهبرى ،‌ نقش بسیار مهم در تقویت و ایجاد زمینه مشارکت هر چه بیشتر مردم در عرصه قدرت ، ایفا مى نماید. در واقع ، مجلس خبرگان ، پل ارتباطى بین رهبرى و مردم است و تبلور حضور آگاهانه مردم و اعلام وفادارى آنان به رهبرى نظام و عاملى براى شناسایى بهترین فرد داراى شرایط رهبرى و معرفى وى به مردم به شمار مى آید.
حضرت امام درباره جایگاه این مجلس بیانات متعددى دارند ‌؛ به عنوان نمونه مى فرمایند : «مجلسى خبرگان یک مجلسى است که باید شما و ملت بدانند که این مجلس پشتوانه کشور است براى حفظ امنیت کشور و حفظ استقلال کشور و حفظ آزادى براى کشور» و از همین رو ، در وصیت نامه الهى - سیاسى خود هشدار دادند که «مسامحه در انتخاب خبرگان آسیب زیادى بر اسلام و کشور جمهورى اسلامى وارد خواهد کرد . احتمال این مطلب براى مردم تکلیف الهى ایجاد مى کند.»
مقام معظم رهبرى نیز درباره اهمیت این مجلس مى‌فرمایند :« مجلس خبرگان پایگاه و جایگاه بسیار رفیع و با عظمتى دارد ،‌ در حساس ترین و خطرناک ترین لحظات زندگى ملت و نظام ما این مجلس است که باید به داد ملت برسد ، این منتخبان ملتند که باید درآن لحظه خطیر دین خودشان را به ملت ایفا کنند.»
گفتنى است که کمیسیون هاى شش گانه مجلس خبرگان ، در طول سال ، داراى جلسه هاى متعدد و مستمرى هستند.
شناسایى فقیه جامع الشرایط برتر به عنوان رهبرى یک جامعه ،‌ که داراى شوون گوناگونى در سیاست ، فرهنگ ، اقصاد ، جنگ، صلح و بحران‌هاى منطقه اى و جهانى مبتنى بر آموزه هاى اسلامى است، امرى کاملا تخصصى و پیچیده است.
رجوع به افراد خبره و کارشناس ، سیره و اصلى عقلانى ، عقلایى و رایج در میان مردم است و همه انسان ها بدون در نظر گرفتن دین ، نژاد و ملیت ، در انجام امورى که تخصص ندارند ، به متخصصین آن امر رجوع مى کنند. از سوى دیگر ، رجوع به خبره و کارشناس نه تنها امرى عقلانى است ؛ بلکه مورد تایید و تاکید آموزه هاى اسلامى نیز مى باشد ، چنانکه آیه‌ شریفه فاسئلوا اهل الذکر ان کنتم لا تعلمون « ؛ اگر نمى دانید ، از آگاهان بپرسید» به صراحت بیان مى کند که در امورى که تخصص و آگاهى ندارید ،‌به آگاهان و افراد خبره رجوع کنید.
رجوع به خبرگان ، ضرورت عملى دارد و در حقیقت تا زمانى که معرفى خبرگان و متخصصان امر نباشد ، توده مردم به افضلیت فرد پى نخواهند برد. حتى در مورد امام خمینى نیز چنین بود ؛ یعنى اگر چه در زمان تشکیل حکومت ، مردم به صورت مستقیم به ایشان رجوع کرده ، ولایت ایشان را پذیرفتند و از لحاظ حقوقى انتخاب مستقیم انجام گرفت ، اما در واقع ،‌ این عمل، بر اساس شناخت قبلى مردم از امام ، به واسطه علما و فرهیختگان جامعه صورت گرفت؛ همان گونه که در مساله مرجعیت ، که حساسیت و پیچیدگى هاى آن ، به مراتب از رهبرى کم تر است ، تا زمانى که اعلمیت فقیهى میان علما و فقها مطرح نباشد ، میان مردم شیوع نخواهد یافت.
بر اساس اصل یکصد و یازدهم قانون اساسى : «هر گاه رهبر از انجام وظایف قانونى خود ناتوان شود ، یا فاقد یکى از شرایط مذکور در اصل پنجم یکصد و نهم گردد ، یا معلوم شود از آغاز ، فاقد بعضى از شرایط بوده است ، از مقام خود بر کنار خواهد شد. تشخیص این امر ،‌ بر عهده خبرگان مذکور در اصل یکصد و هشتم مى باشد.»
در واقع مجلس خبرگان از یک سو بر عدالت ، فقاهت ،‌ شجاعت و تدبیر «رهبرى امروز» اشراف دارد و از طرف دیگر هوشیارانه ، در اندیشه «رهبری» فردا مى باشد و بدیهى است چنین کارکردى نقش بسیار مهمى در سلامت ، تقویت و افزایش کارآمدى نهاد ولایت فقیه به عنوان مهمترین رکن نظام اسلامى خواهد داشت.
واقعیت این است مجلس خبرگان ، رکن اصلى نظام جمهورى اسلامى و استمرار بخش اصل مترقى ولایت فقیه که نقش بسیار حساس و تعیین کننده اى در این زمینه بر عهده دارد ، مى باشد.