1- در جریان تهاجم 33 روزه ارتش اسرائیل به لبنان و مقاومت بىباکانه و بىنظیر حزبالله در برابر تهاجم گسترده اسرائیل که با حمایت کامل ایالات متحده صورت پذیرفته بود، کاندولیزارایس مشاور امور خارجه دولت جرج بوش در سفرى به تلآویو ضمن تاکید بر تداوم تهاجم گسترده اسرائیل به لبنان، این نبرد را نقطه عطفى در اجراى طرح خاورمیانه بزرگ ذکر کرد در همان مقطع تمامى کارشناسان و صاحبنظران امور بینالملل براین امر اذعان داشتند که این رویداد در واقع نبرد میان تمام ایران و تمام آمریکا مىباشد. اما مقاومت حزبالله تهاجم اسرائیل را بىثمر گذاشت و این رژیم بار دیگر طعم شکست را چشید و ایالات متحده تمامى آرزوها و طرحهاى خود را بر باد رفته دید. اتفاقى که لرزههاى آن در انتخابات اخیر کنگره، سنا و فرماندارىهاى ایالات متحده نیز اثر گذاشت. ایالات متحده در این مقطع حساس تاریخى نیاز داشت تا بار دیگر بخت خود را آزمایش کند.
2- پى یر جمیل وزیر صنایع لبنان که متعلق به خاندان معروف و با نفوذ مارونى لبنان بود، ترور شد. این ترور زمانى صورت گرفت که جریان پیروز در جریان مقاومت 33 روزه در تدارک مانور گسترده مدنى براى وادار کردن دولت وابسته به ایالات متحده در تمکین خواستهاى ملى لبنانىها بود. این ترور باعث شد تا جریان 14 مارس که به شدت مخالف حزبالله مىباشند، احساس کنند فضائى براى خروج از بنبست پیش روى خود، مهیا دیدهاند.
3- جان بولتون نماینده نومحافظه کاران ایالات متحده در سازمان ملل بلافاصله پس از ترور جمیل؛ انگشت اتهام را به سوى ایران و سوریه گرفت؛ اقدامى که از سوى جریان 14 مارس دنبال شد و نه تنها در سخنرانىها سخن از نقش جمهورى اسلامى ایران به میان آمد که تصاویر رئیس جمهورى اسلامى ایران به عنوان عامل ترور در مراسم تشییع پیکر جمیل در دستان تعدادى از مردم دیده شد. اتهامى که پیگیرى آن یادآور حادثه 11 سپتامبر و متهم کردن جهان اسلام به طراحى و اجراى آن واقع مىباشد.
4- جمهورى اسلامى ایران به واقعیتى غیر قابل کتمان و انکار تبدیل شده است. اتهاماتى اینگونه بیش از آنکه دامان جمهورى اسلامى ایران را به دست داشتن در خشونت ورزى و ستیزهجویى و افراط گرایى آلوده کند بر نقش و میزان نفوذ این کشور در خاورمیانه تاکید دارد. در هر نقطه خاورمیانه هر اتفاق و رخدادى صورت پذیرد؛ اقتدار نظام جمهورى اسلامى ایران و گستره نفوذ و تعمیق پیام انقلاباسلامى مردم ایران به واسطه اتهامات نادرستى که به این کشور منتسب مىشود عیان شده و رخ مىنمایاند. امروزه هیچ ترتیب و معادلهاى بدون در نظر گرفتن مصالح و منافع ملى ایران قابلیت اجرا ندارد و این واقعیت باید مورد توجه دستگاه دیپلماسى کارگزاران سیاست خارجى قرار گیرد.
5- وقایع لبنان نیز به طور کامل منطقه را دستخوش حوادث مىکند و چنانچه کشورهایى از قاره اروپا و آمریکا به واسطه وجود برخى منافع، جواز حضور و دخالت وسیع و بىمهابا و فعال در لبنان را براى خود محفوظ بدارند؛ قطعا این حق براى جمهورى اسلامى ایران به عنوان تنها کشور با ثبات و مقتدر خاورمیانه قابل تامل مىباشد تا در قبال حوادث کشورهاى منطقه و از جمله لبنان و درخواست بخش عظیمى از مردم و مسئولان این کشور بىتفاوت نبوده و صرفا به نظارهگرى منتظر تبدیل نشود. قدرت تدبیر و حکمتاندیشى دستگاه دیپلماسى کشور ایجاب مىکند با لحاظ تمام قوانین و معاهدات بینالمللی، شجاعانه و آگاهانه وارد مناقشاتى شود که هر رخداد آن تاثیر مستقیمى بر بخشى از مردم منطقه داشته و به طور غیرمستقیم نیز بر منافع ملى جمهورى اسلامى ایران تاثیرگذار مىباشد.