تاریخ انتشار : ۳۰ خرداد ۱۳۸۸ - ۱۲:۵۶  ، 
شناسه خبر : ۹۹۲۵۰

میراحمدرضا مشرف
گروه سیاسی: نشست سران ناتو در ریگا در شرایطی به پایان رسید که همانگونه که انتظار می رفت افغانستان یکی از مهمترین موضوعات این اجلاس بود به طوری که سران ناتو ناچار شدند در نشستهای اختصاصی این موضوع را مورد بررسی قرار دهند. در واقع به باور بسیاری از سیاستمداران و کارشناسان سیاسی و حتی مقامات نظامی ناتو، این اجلاس نه تنها برای آینده افغانستان، بلکه برای آینده سازمان پیمان آتلانتیک شمالی هم سرنوشت ساز به شمار می آمد.
اکنون با توجه به پایان اجلاس و روشن شدن نتایج آن، این پرسش مطرح می شود که آیا می توان تصمیمات اتخاذ شده در این اجلاس را متناسب با اهمیت موضوع - چه در ارتباط با آینده افغانستان و چه در ارتباط با آینده ناتو- دانست و به تعبیری دیگر نسبت به آینده افغانستان و موفقیت ناتو در آن امیدوار بود؟
در پاسخ به این پرسش باید گفت که در اجلاس ریگا تصمیمات جدیدی در مورد افغانستان اتخاذ شد که از مهمترین آنها می توان به توافق اعضا در مورد حمایت از عملیات نظامی ناتو در این کشور، اعزام نیروی بیشتر به افغانستان و دادن تحرک افزونتر به نیروهای کشورهای اروپایی همچون آلمان و ایتالیا که تا پیش از این در مناطق محدود و بیشتر خارج از مناطق جنگی حضور داشتند، اشاره کرد. علاوه بر اینها افزایش بودجه و تأمین اعتبار عملیات نظامی ناتو در افغانستان یکی دیگر از دستاوردهای این اجلاس بود که البته در کنار آن پیشنهاد فرانسه درباره تشکیل گروه تماس برای مسأله افغانستان و استقبال سایر اعضا و به ویژه واشنگتن از آن نیز در نوع خود قابل توجه بود.
اما با وجود همه این توافقات به نظر می رسد دستاوردهای اجلاس ریگا کمتر از حد انتظار بوده و نتوانسته توقعات برخی اعضا را برآورده کند. تونی بلر، نخست وزیر انگلیس پس از پایان نشست گفت با وجود پیشرفتهای مهمی که به وجود آمده است، هنوز کمبودهایی در مأموریت ناتو در افغانستان وجود دارد. جرج بوش نیز از تردید کشورهای ناتو در پذیرش مشکلات افغانستان انتقاد کرد.تحلیلگر شبکه بی بی سی هم در اشاره به نشست ریگا بر این نکته اذعان نمود که در شرایطی که صحبت از یکپارچگی اعضای ناتو و به پایان رسانیدن مأموریتشان در افغانستان بسیار مطرح شده اما تاکنون تعهد عملی اعضا بسیار کمتر بوده است.
این اظهارنظرها از آنجا مطرح می شود که پیش از این انتظاراتی در مورد ایجاد وحدت نظر در ناتو بر سر مسأله افغانستان وجود داشت و اجلاس ریگا نیز زمینه ساز چنین وحدتی قلمداد می شد.
اما با وجود همه این انتظارات با پایان یافتن اجلاس مشخص شد که اختلاف نظرها همچنان پابرجاست.
در این راستا آلمان و فرانسه با توسعه حضور نیروهای خود در تمامی مناطق افغانستان موافقت کردند، اما مشروط به این که صرفاً در شرایط بحرانی به چنین اقدامی مبادرت کنند.
در مورد افزایش نیروها نیز این کشورها همچنان از اعزام نیروی بیشتر خودداری کردند و آنجلا مرکل صدراعظم آلمان اعلام کرد که کشورش هیچ گاه به طور دایم به شمار 2900 نفری نیروهای خود در افغانستان نخواهد افزود و نیروهای آلمان تنها در هنگام بروز شرایط اضطراری در جنوب افغانستان مستقر می شوند. در مقابل، دولت کانادا نسبت به بار عظیم عملیات نظامی که بر دوش این کشور نهاده شده، اعتراض کرد و وزیر خارجه این کشور هشدار داد که اگر به نیروهای کانادایی کمک نشود، حمایتهای عمومی از ناتو کمرنگ خواهد شد.
ایجاد تغییراتی در کاربری نیروهای ناتو نکته مهم دیگری بود که در اجلاس ریگا بدان اشاره شد. سران ناتو به این نتیجه رسیدند که باید عملیات کمک مدنی به مردم افغانستان را تقویت کنند و در برنامه های بازسازی و توسعه، فعالیت بیشتری از سوی نیروهای این سازمان انجام گیرد.
در واقع این موضوع تأیید نگرش طیف اروپایی ناتو بود که بر ارجحیت عملیات بازسازی و توسعه نسبت به عملیات نظامی تأکید داشتند، یعنی مسأله ای که هنوز هم اولویت دوم طیف آمریکایی این سازمان به شمار می رود و تقاضای آنها برای افزایش نیروهای ناتو در مناطق جنگی مؤید همین دیدگاه است.
روزنامه آمریکایی وال استریت ژورنال چندی پیش از اجلاس ریگا در مقاله ای با یادآوری شباهت افغانستان و نورماندی نوشته بود که باز هم این نیروهای کانادایی، آمریکایی و بریتانیایی هستند که در جنگ شرکت می کنند، آنگلو ساکسون ها پیکار می کنند، در حالی که بقیه به فکر محبوبیت خود به عنوان «مددکار اجتماعی مسلح» هستند.در هر حال به نظر می رسد اختلاف نظر میان طیف اروپایی و آمریکایی همچنان پابرجا باشد و تأکید صرف بر اهمیت عملیات بازسازی و توسعه، آن هم بدون ارایه یک راهکار و استراتژی مشخص، نتواند چاره ساز باشد. البته پیگیری پیشنهاد فرانسه مبنی بر تشکیل گروه تماس با حضور کشورهای درگیر در جنگ و همسایگان افغانستان می تواند در ایجاد هماهنگی و بهبود این شرایط مؤثر واقع شود و از همه مهمتر تعادل از بین رفته میان فعالیتهای نظامی از یکسو و فرایند بازسازی و توسعه افغانستان از سوی دیگر را برقرار نماید.
و سرانجام اینکه نادیده گرفتن نقش پاکستان در تحولات افغانستان یکی دیگر از اشتباهها و ناکارامدیهای استراتژیک ناتو به شمار می آید.در حاشیه اجلاس ریگا در میان ناباوری مقامات غربی، وزیر خارجه پاکستان نیروهای ناتو را در آستانه شکست می خواند و به این کشورها توصیه می کند که به جای اعزام نیروی بیشتر، زمینه مشارکت طالبان در یک دولت ائتلافی را فراهم نمایند.این اظهارات را می توان به نحوی حمایت علنی اسلام آباد از طالبان تلقی کرد.چندی پیش نیز «ریچارد جونز» فرمانده ارشد ناتو در کنگره آمریکا به صراحت گفته بود که مرکز رهبری طالبان در شهر کویته پاکستان قرار دارد.
اما با وجود همه این مسائل، برخورد جدی با اسلام آباد موضوعی است که اکنون از سوی ناتو مورد چشمپوشی قرار گرفته است. اگر نیروهای ناتو تاکنون نتوانسته اند برآورد دقیقی از شمار نیروهای طالبان و توانایی نظامی آنها ارایه دهند و یا پس از هر عملیات گسترده از سرکوب کامل این گروه مطمئن شوند، به همین دلیل است که این نیروها از خارج از افغانستان تقویت شده و در شرایط بحرانی نیز جایگاهی امن برای پناه بردن به آن دارند. بدیهی است در صورت ادامه این روند، چشم انداز موفقیت ناتو در افغانستان بسیار ضعیف خواهد بود.