سرویس ترجمه: پس از آنکه رابرت گیتس وزیر دفاع جدید آمریکا به شکست آمریکا در عراق اعتراف کرد، در دومین اعتراف بزرگ خود در خصوص زرادخانه بزرگ اسراییل خطاب به کمیته سنای آمریکا اعلام نمود: اسراییل دارای زرادخانه های هسته ای و سلاحهای اتمی بسیار زیادی است.
اگر چه گیتس اولین و تنها مقام غربی نیست که از پروژه های هسته ای اسراییل حرف زده است، ولی تاکنون کمتر سابقه داشته که یک مقام کاخ سفید این طور آشکار از سلاحهای اتمی اسراییل حرف بزند. اما معاون نخست وزیر رژیم صهیونیستی، «شیمون پرز» در تازه ترین موضعگیری اش گفته است که دولت تل آویو تعهدی در قبال اعلام برنامه ها و سلاحهای هسته ای خود ندارد.
اما آنچه که فراتر از اعتراف گیتس در خصوص زرادخانه های هسته ای رژیم صهیونیستی مشاهده می شود، هزینه بسیار سنگین و کمرشکن 5 میلیون اسراییلی روی دوش 300 میلیون آمریکایی است؛ 5 میلیون اسراییلی که از کشورهای اروپایی و آمریکا، به خاورمیانه کوچ داده شده اند. تاکنون 300 میلیون مالیات دهنده آمریکایی 108 میلیارد دلار در این زمینه هزینه کردهاند.
واشنگتن ریپورت آن میدل ایست در گزارشی که به نقل از یک گروه تحقیقی ناظر بر کنگره نوشته است، نشان دهنده جدی تر شدن این جریان در آمریکاست که سرنوشت مردم این کشور به تعداد اندکی از صهیونیستها گره خورده که کاملاً خلاف منابع ملی آمریکا ارزیابی میباشد.
در این گزارش آمده است: از آنجا که هنوز بخش زیادی از کمکهای آمریکا به اسراییل افشا نشده است، - به طوری که بخشی از این کمکها در بودجه نهادهای دولتی آمریکا (بیشتر وزارت دفاع) نهفته است- که قابل ارزیابی نیست، مانند کمکهای اخیر که به اسراییل اجازه داد تا به پولهای خرج نشده آمریکا دسترسی مستقیم پیدا کند. با وجود این میزان کل کمکهای مستقیم به اسراییل حدود 961/107 میلیارد دلار برآورد شده است.
لذا، تأکید بر این نکته مهم است که تحلیلهای زیر تنها شامل کمکهای مستقیم آمریکا به اسراییل است، نه هزینه ای که اسراییل برای آمریکا و مالیات دهندگان آمریکایی دارد. این تفاوت بسیار مهم است؛ زیرا تملک غیر مستقیم با هزینه های مداوم آن برای مالیات دهندگان آمریکایی و حمایت کورکورانه واشنگتن از اسراییل در بسیاری مواقع، بسیار بیشتر از کمکهای مستقیم است. مقداری از این هزینه ها غیر مستقیم یا مداوم، هزینه تحریم اقتصادی ایران، عراق، لیبی و سوریه است.
چه بسا عمده ترین هزینه های غیر مستقیم، به دلیل تجاوز و اشغال عراق در سال 2003 باشد که هنوز هم جهان عرب آن را حرکتی در جهت حمایت از منافع اسراییل می داند. امری که علاوه بر گرفتن جان بیشتر از سه هزار آمریکایی و تعداد زیادی از عراقی ها، باعث کاهش سرمایه گذاری اعراب در آمریکا و نیز کاهش خرید کالاها و خدمات آمریکا از سوی کشورهای عربی شد. در میان کمکهای واقعی به اسراییل که جزو هزینه های مستقیم مالیات دهندگان به شمار نمی رود، هزینه نقدی در قالب کمکهای اقتصادی و نظامی و تضمین وامها قرار دارد. آمریکا کمکهای اقتصادی و نظامی خود را نقدی و مستقیم انجام می دهد و هیچ پیگیری ای بر نحوه استفاده از این وجوه وجود ندارد.
علاوه بر این، آمریکا می تواند 3/36 درصد کمکهای نظامی را در خود اسراییل هزینه کند که آشکارا می توان آن را به صنعت دفاع اسراییل اختصاص داده و در هزینه پیمانکاران دفاعی آمریکا اعمال کرد. دیگر کشورهایی که از آمریکا کمک نظامی دریافت می کنند، معمولاً صد درصد آن را دوباره در آمریکا خرج می کنند. یکی دیگر از هزینه های اعطایی به اسراییل، وامهای تضمین شده آمریکا به این کشور است. در حالی که آنها هنوز هیچ پولی را به آمریکا بازنگردانده اند و به دیون آنها با عنوان «بدهی های احتمالی» اشاره میشود.