تاریخ انتشار : ۱۰ تير ۱۳۸۸ - ۱۲:۴۷  ، 
شناسه خبر : ۹۹۲۶۰

یوسف محسن‌زاده
برگزارى نهمین اجلاس سران کشورهاى عضو سازمان اقتصادى اکو در باکو فرصتى ارزنده براى رهبران این منطقه راهبردى فراهم ساخت که نگاهى دوباره به امکانات و پتانسیل هاى سرشار منطقه داشته و از نو براى بهره بردارى از این امکانات در جهت ایجاد و تعمیق همکارى هاى فیمابین و به ویژه مبدل شدن به یک بارانداز بزرگ اقتصادى و معاملاتى در جهان، چاره اندیشى نمایند.
هر چند غالب گفت وگوها و مباحثات در باکو، عمدتاً در حول و حوش مسایل اقتصادى و داد و ستد و بازرگانى دایر بوده و اصولاً سازمان همکارى هاى اقتصادى (Economic cooperation organization) به منظور برجسته سازى و استفاده بهینه از ظرفیت هاى اقتصادى کشورهاى عضو تاسیس یافته و با پیوستن شمارى از کشورهاى آسیاى میانه در دهه نود میلادى به این سازمان، ابعاد بین المللى غیر قابل تصورى را پیدا کرد، اما با این حال، تا به حال ملاحظات متعددى مانع از آن شده که حتى همین فرصت هاى اقتصادى موجود که مى تواند علایق و همکارى هاى موجود فیمابین کشورهاى عضو را گسترش دهد. مورد غفلت واقع شدند و سایه اى سنگین و غلیظ از ملاحظات سیاسى، به عنوان سد و مانع قوى در برابر بروز و ظهور اراده واقعى و صادقانه براى همکارى و همدلى براى میان کشورهاى عضو پدیدار گشتند.این در حالى است که اکثر کشورهاى عضو، جزو کشورهاى اسلامى بوده و داراى مسایل و چالش هاى مشترک هستند و به علاوه در منطقه اى به سر مى برند که خطرها و تهدیدهاى آن، شامل همه مى شود و از این رو گزافه گویى نخواهد بود چنانچه این کشورها گام جلوترى در جهت ایجاد و تاسیس پایه هاى مستحکم همکارى هاى سیاسى و نظامى نیز بردارند.زیرا چنانچه توضیح داده شد، توانمندى هاى کشورهاى عضو فقط در استفاده از فرصت هاى اقتصادى نمود ندارد و حتى همین بخش نیز مورد بهره بردارى درست و صحیحى قرار نگرفته است و اکنون ضرورت دارد تا فعال سازى و احیاى این سازمان، جنبه هاى دیگرى نیز به آن اضافه شود تا یکدستى و قوام و یکپارچگى کشورهاى عضو، در شکل و شمایل یک سازمان سیاسى و اقتصادى، بروز داده شود.هر چند تا رسیدن به این نقطه راه زیاد و حتى دشوارى مانده است، اما باید بسترهاى مناسب و مورد قبول همه این کشورها تدارک دیده شود. از جمله این راهکارها، برگزارى زودتر اجلاس سران و همچنین تدارک گردهمایى هاى فرعى و اهمیت گذاشتن به تصمیمات اتخاذ شده و تلاش براى پیاده سازى آنها به نفع مصلحت بزرگتر انجام و هماهنگى منطقه اى مى باشد.شاید برخى از کشورهاى عضو در مورد فعال سازى این سازمان ملاحظاتى نداشته باشند و با این ایده مخالفتى نداشته باشند. ولى این تصور، شامل همه این کشورها نمى شود و باید دید که چه انگیزه هایى مانع از تحول یابى و تطور و ارتقاى کار این سازمان مهم منطقه اى مى شود. شناسایى این انگیزه ها، به مقاومت هاى چندین دهه براى ارتقاى کار این سازمان، پایان داد. مقاومت هایى که حاصلى جز متوقف کردن استعدادها و جلوگیرى از نمایش انسجام منطقه اى و بروز یافتن توانمندى ها و قابلیت ها در سطح کشورهاى عضو، نداشته و ندارد.