علی معصومی(وزوایی)
اگر بخواهیم انسان ها را به لحاظ نوع میراثی که از خود به یادگار می گذراند دسته بندی کنیم باید بگوییم برخی اساسا میراث ملموس و قابل توجهی ندارند. از میان میراث داران نیز برخی میراث شر و برخی میراث شریف دارند برخی نیز فقط میراث مادی و این دنیایی دارند. میراث دنیایی همانند برف است و به سرعت ناپدید می شود واثری در جامعه باقی نمی گذارد. بنابر این فقط میراث غیرمادی است که می ماند و می تواند در جامعه تاثیربگذارد. آن ها که میراث شر و شیطانی دارند به تناسب کوچکی و بزرگی و وسعت میراث شر خود تاثیرات منفی از خود باقی می گذارند و آن هایی هم که میراث شریف و عزیز برجای می نهند به تناسب گستره میراث عزیز شریفشان در جامعه آثار خیر مستمر پدید می آورند. معاویه ها یزیدها رضاخان ها و....چنان میراث شر و کثیفی از خود باقی می گذارند که به دلیل الگو شدن برای شریران و ستمگران در طول تاریخ آثار میراث شر آن ها از رخ جوامع پاک نمی شود و همواره کسانی یافت می شوند که در رفتار خود از آن شریران الگوبرداری کنند و در آلودن عصر خود بکوشند. در مقابل افراد ی همچون اولیا انبیا و پیروان واقعی آنان نیز با یادگار نهادن میراث عزیز و شریف خود در طول تاریخ بشر معلم شرافت و عزت می شوند و همواره بشر را به پاکی مبارزه با ستمگری و اصلاح جامعه و کاهش آلام جامعه فرا می خوانند. در قرنی که ما زندگی می کنیم شهید بزرگوار آیت الله سیدحسن مدرس از کسانی است که میراث بسیار عزیر و شریفی از خود به یادگار نهاد.
امام خمینی در باره میراث گرانبهای شهید مدرس چنین میفرماید:
شما می دانید و ماهم می دانیم مدرس یک ملای دیندار بود چندین دوره زمامداری مجلس را داشت و از هرکس برای او استفاده مهیاتر بود بعد از مردن چه چیز به جای خودگذاشت جز شرافت و بزرگی؟ ما می گوییم مدرس ها باید بر راس هیئت تقنینیه و قوای مجریه و قضایی واقع شود تا کشور از این حال فلاکت بیرون بیاید(1)
اکنون ببنیم از نظر امام خمینی میراث عزیز و شریف شهید مدرس چیست یعنی همان میراثی که به تعبیر امام خمینی سبب شده است شهید مدرس تاآخر تاریخ زنده بماند(2)
یکی از محوری ترین ویژگی های شهید مدرس که سبب شد میراث شریف و عزیزی از خود به یادگار بگذارد مبارزه باستم و ستمگر و آن هم در قالب تعالیم دین و تحت لوای دین است. بنابر این از نظر امام خمینی میراث شریف وعزیز بر جای نهادن رابطه بسیار محکم و جدایی ناپذیر با ستم ستیزی دارد و اگر کسی در عمل و یا حداقل در کلام و بیان ستم ستیز نباشد نمی تواند میراث شریف وعزیزی را از خود به یادگار بگذارد. به عبارت کلی تر انسان باید حق گرا و باطل ستیز باشد تا بتواند میراث عزیز و شریف از خود به یادگار بگذارد زیرا ستم ستیزی بخش جدایی ناپذیری از باطلستیزی است.
امام خمینی در باره ستم ستیزی و قلدرکوبی و گردن کلفت زنی شهید مدرس سخنان فراوان دارد که فقط به نمونه هایی از این سخنان اشاره می کنیم . امام خمینی میفرماید:
ما خودمان دیدیم تنها آدمی که در مقابل رضاخان قلدر ایستاد این است این شخص است یک روحانی که لباسش از سایر اشخاص کمتر بود و کرباس به تن می کرد آن وقت وقتی که شعر گفته بودند برای تنبان کرباس مدرس آن فاسد شعر گفته بود او در مقابل قدرت بزرگ رضاخان ایستاد و آن که هجوم کرده بود به مجلس که مجلس را چه بکند و زنده باد زنده باد رضاخان می گفتند ایستاد و گفت که مرده باد او و زنده باد من.
یک چنین مرد قدرتمندی بود برای اینکه الهی بود برای خدا می خواست کار بکند نمی ترسید. خداوند ان شاالله او را رحمت کند.(3)
مرحوم مدرس یک کسی بود که در مقابل همه می ایستاد و مع الاسف اینها می گویند روحانیون نقشی نداشتند. یک روحانی در یک مجلسی رضاخان می خواست که جمهوری درست کند و مدرس مخالفت می کرد می دانست که این می خواهد حقه بزند و مردم را بچاپد فقط مدرس ایستاد و جلوی او را گرفت.(4)
شما ملاحظه کرده اید تاریخ مرحوم مدرس رادیده اید که یک سید خشکیده لاغر عرض می کنم ـ لباس کرباسی (که یکی از فحشهایی که آن شاعر به او داده بود همین بود که تنبان کرباسی پوشیده ) یک همچو آدمی در مقابل آن قلدری که هرکس آن وقت را ادراک کرده می داند که زمان رضاشاه غیر زمان محمدرضا شاه بود آن وقت یک قلدری بود که شاید تاریخ ما کم مطلع بود در مقابل او همچو ایستاد در مجلس در خارج ـ فلان که یک وقت گفته بود: سیدچه از جان من میخواهی؟ گفته بود که: میخواهم تا تو نباشی می خواهم تو نباشی این آدم که ـ میآمد ـ (من درس ایشان یک روز رفتم) می آمد در مدرسه سپهسالار که مدرسه شهید مطهری است حالا درس می گفت من یک روز رفتم درس ایشان مثل اینکه هیچ کاری ندارد فقط طلبه ای دارد درس می گوید اینطور قدرت روحی داشت. در صورتی که آن وقت در کوران آن مسائل سیاسی ـ و چیز ـ بود که باید حالا بروند مجلس و آن بساط را درست کند از آنجا پیش ما رفت مجلس آن وقت هم که می رفت مجلس یک نفری بود که همه از او حساب می بردند. من مجلس آن وقت را هم دیده ام. کانه مجلس منتظر بود که مدرس بیاید با اینکه با او بد بودند ولی مجلس کانه احساس نقص می کرد وقتی مدرس نبود وقتی مدرس می آمد مثل اینکه یک چیز تازه ای واقع شده . این برای چه بود برای اینکه یک آدمی بود که نه به مقام اعتنا می کرد و نه به دارایی و امثال ذلک هیچ اعتنا نمی کرد نه مقامی او را جذبش می کرد.(5)
مبارزه با استعمار و استکبار و دفاع جانانه و بی هراس از استقلال کشور ویژگی دیگر شهید مدرس است که سبب شده میراث شریف ایشان در تاریخ تلالو دیگری بیابد. اگر کسی روحیه استعمار و استکبار ستیزی را که ظلم ستیزی در سطح کلان جهانی محسوب می شود داشته باشد نه تنها میراث شریف و عزیزی برای جامعه خود باقی می گذارد بلکه میراث او نیز در سطح کلان و جهانی مطرح و تاثیرگذار خواهد شد. امام خمینی در باره حساسیت شهید مدرس نسبت به استقلال میهن و مبارزه بی هراس ایشان علیه استعمارگران، چنین میفرماید؛
در زمانی که مرحوم مدرس هم در آن مجلس بودند یک قضیه ای واقع می شد آنها یک مسئله ای را می خواستند از ایران یک وقت آمدند اگر ایران یک سستی می کرد یک کشتی از انگلستان می آمد در نزدیکهای دریاهای ما همین اسباب این می شد که اینها عقب نشینی می کردند. از این ور روسیه یک وقتی یک اولتیماتومی داده بود و ارتشش هم شروع کرده بود به آمدن و در خود آنها هم این را گفتند یک چیزی رااز مجلس می خواستند هیچ کس جرات نمی کرد صحبت کند مرحوم مدرس رفت گفت حالا که ما باید از بین برویم ـ چرا با دست آنها از بین می رویم ـ چرا با دست خودمان از بین برویم بگذار آنها از بین ببرند. این را دیگران هم قبول کردند و رای برخلاف دادند و هیچی هم نشد.(6)
حساسیت شدید نسبت به حفاظت از بیت المال مسلمین و مبارزه با فساد اقتصادی و استکبار مالی ستمگران و زورگویان از دیگر ویژگی های بارز شهید مدرس است که امام خمینی در موارد متعدد از این ویژگی شهید مدرس سخن به میان آورده است . شهید مدرس با قلدرهایی که بیت المال را غارت می کردند و با استفاده از موقعیت سیاسی و نظامی هر روز دست چپاول خود را درازتر می نمودند بدون هیچ ملاحظه ای بر خورد می کرد و به طور آشکار ضمن آنکه دزدی های آنان را در جلو رویشان بازگو می کرد اعلام می نمود که در فرصت های مناسب به هر طریقی که ممکن است اموال غارت شده را به کمک مردم بازپس خواهد گرفت . امام خمینی در این باره میگوید:
یک وقتی در یک سفر رفته بود یک سفری که مورد خطر شاید بود مرحوم مدرس رحمه الله ـ که آن روز مخالف با رضاشاه بود و جانش را هم سر همان مخالفت داد گفته بود که من دعا کردم به شما درا ین سفر که سالم برگردید خیلی خوشحال شده بود که مدرس به او دعا کرده گفت: دعا کردید؟ خب، ایشان گفته بود: آخر نکته دارد این است که اگر تو در این سفر مرده بودی همه اموال ما از بین رفته بود من می خواهم زنده باشی تا اموالمان را پیدا کنیم.
بنابراین، شهید مدرس هم معتقد به حفظ بیت المال از نگاه سو قدرتمندان و گردن کلفت های حکومتی سیاسی نظامی و... بود هم اینکه معتقد بود که باید اموال غارت شده را از غارت گران گرفت؛ زیرا از نظر شهید مدرس تصاحب زورمدارانه بیت المال و تحصیل ثروت از طریق نفوذ سیاسی و نظامی و برخورداری از ویژه خواری های مرسوم مالکیت نمی آورد و مساله محترم بودن اصل مالکیت، ربطی به این مسائل ندارد.
ساده زیستی بی اعتنایی به دنیا و مادیات و ایمان عمیق به خدا از دیگر ویژگی هایی بود که وجود شریف شهید مدرس و میراث ماندگار وی را درخشان کرده است. امام خمینی در این باره میفرماید:
من بودم آنجا که یک کسی یک چیزی نوشته بود زمان قدرت رضاشاه زمانی که آن وقت باز شاه نبود آن وقت یک قلدر نفهمی بود که هیچ چیز را ابقا نمی کرد یک کسی آمد گفت من یک چیزی نوشتم برای عدلیه شما بدهید ببرند پیش حضرت اشرف (یک همچو تعبیرهایی) که ببینند. گفت: رضاخان که باز نمی داند اصلش عدلیه را با «الف» مینویسند یا با «ع» مینویسند، من بدهم این را او ببیند؟ نه اینکه این را در غیاب می گفت در حضورشان هم می گفت اینجوری بود وضعش. این چه بود؟ برای اینکه وارسته بود، وابسته به هواهای نفس نبود، «اتخذ الهه هواه» نبود. این هوای نفسانی خودش را اله خودش قرار نداده بود این اله خودش را خدا قرار داده بود این برای مقام و برای جاه و برای وضعیت کذا نمی رفت عمل بکند او برای خدا عمل می کرد کسی که برای خدا عمل می کند وضع زندگیش هم آن است دیگر از آن وضع بدتر که دیگر نمی شود برایش. برای چه دیگر چه بکند از هیچ کس هم نمی ترسید. وقتی که رضاشاه ریخت به مجلس که چیز می کردند فریاد می زدند آن قلدرهای اطرافش که زنده باد کذا و زنده باد کذا مدرس رفت ایستاد و گفت که: مرده باد کذا زنده باد خودم. خوب در مقابل او شما نمی دانید حالا در مقابل او ایستادن یعنی چه و او ایستاد. این برای این بود که از هواهای نفسانی آزاد بود وارسته بود وابسته نبود.8
میراث شریف و عزیز شهید مدرس که از ماندگارترین و اساسی ترین عناصر معنوی و اسلامی است، نیاز مبرم همه دوره ها و همه عصرها می باشد و چیزی نیست که رنگ کهنگی به خود بگیرد، به ویژه در این عصر که نام مقدس اسلام در تارک نظام سیاسی ما میدرخشد، اهل سیاست و دولت و حکومت، بیش از هر زمان دیگری باید به این میراث توجه نشان بدهند.