تاریخ انتشار : ۰۱ تير ۱۳۸۸ - ۱۳:۴۷  ، 
شناسه خبر : ۹۹۳۲۲

 مصطفی ایزدی
پاپ بندیکت شانزدهم در جریان یک سخنرانی برای هموطنان خود،بر حسب آن چه خبرگزاری‌ها خبر داده‌اند نسبت‌های ناروایی به اسلام اصیل داده و خشم مسلمانان را برانگیخته است.سخنان پاپ با آن چه در قرآن و سنت حضرت نبوی و در تاریخ صدر اسلام وجود دارد،مغایر است،اشکال وارد به پاپ غیر از بی‌پایه‌بودن اظهارات‌ او،انتخاب زمان بسیار حساس برای بیان این اظهارنظر است. چرا که در این سال‌ها از طرفی یکسری اقدامات خشونت آمیز توسط مسلمانان متعصب و نابخرد و بدور از آموزه‌های قرآنی انجام می‌پذیرد که دل مسلمانان آزاداندیش و حقیقت‌گرا را به درد آورده است و از طرف دیگر،دولتمردان آمریکا و انگلیس مجموعه‌ای از جنگ و تجاوز به نام مسیحیت وبا پشتوانه عیسویان متعصب و به دور از اندیشه‌های عیسی مسیح‌(ع) را بر مسلمانان تحمیل کرده‌اند و همچنان ادامه دارد.در این میان سخنان پاپ رهبر بخشی از مسیحیان بسیار سوال انگیز و مشکوک می‌نماید. نگاه انتقاد آمیز به سخنان پاپ در سراسر جهان اسلام به وجود آمده است و تقریبا تمامی نگاه‌ها این است که پشت این سخنان توطئه‌ای نهفته است.توطئه هم این است که این حرف‌ها زمینه برخورد ادیان که به نظر می‌رسد کاخ نشینان واشنگتن بسیار علاقمند به آن هستند،را فراهم می‌کند.
در واقع دو دین مهم و طرفدار یعنی اسلام و مسیحیت بر اثر شیطنت‌های پیدا و پنهان و آگاه و ناآگاه،در شرایطی قرار خواهند گرفت که امنیت جهان و پیروان ادیان الهی را به خطر خواهد انداخت وبعید نیست در صورت تداوم به جنگ‌ها فرهنگ‌ها منجر شود. مسلم است که اگر در میان این دو دین جهانی توجه به شیطنت‌ها نشود وحساسیت ویژه‌ای بروز پیدا نکند، توطئه‌ای که قدرتمندان در پی آن هستند به وقوع می‌پیوندد. همان گونه که مسلمانان آگاه به شرایط تاریخی و آگاه به مبانی دین اسلام،حساب خود را از تروریست‌های اسلامی همچون بن‌لادن و طالبان و تندروهای عراقی جدا کرده واز آنان متنفرند،به یقین مسیحیان روشنفکر و علمای راستین این دین بزرگ،با پیروی از حضرت عیسی راه خود را از دولتمردان قدرت طلب که مسیحیت را ابزار پیشبرد اهداف غیرانسانی خود قرار داده‌اند،جدا می‌دانند. عملکرد این متعصبین و نیز حامیان آن‌ها اگر چه در لباس رهبری کاتولیک‌ها باشند،اظهار تنفر می‌نمایند.چنین امری یعنی جدا کردن جنگ سالاران مسیحی از توده‌های آرام و صبور پیرو حضرت مسیح باید بین مسلمانان صاحب نفوذ نیز مورد توجه قرار گیرد تا در دام چیده شده توسط زورگویان جهان و تئوریسین‌های آنان گرفتار نشویم.
متاسفانه در این چند روزه بسیار دیده شد که بعضی‌ها به جای انتقاد و اعتراض به شخص پاپ،رویدادهای غم‌انگیز تاریخی را وسیله کوبیدن پیروان حضرت مسیح قرار داده و آن چه که در دوران بی‌فرهنگی،از ناحیه قدرت‌های مسیحی زورگو بر مسلمانان وارد شده دستمایه ایجاد شکاف بین اسلام و مسیحیت قرار داده‌اند که این امر صددرصد بر خلاف توصیه بزرگانی است که از ایجاد شکاف بین مسلمانان و مسیحیان نگرانند.‌ به عبارت دیگر،اگر به این فرض حتمی که سخنان پاپ با وجود زمینه توطئه برای ایجاد شکاف بین پیروان ادیان بزرگ و در راستای اهداف قلدران بین‌المللی بیان شده است فکر کنیم.در عکس‌العمل‌ به این سخنان باید به گونه‌ای رفتار کنیم که خودمان پیاده نظام برخورد ادیان نشویم. در بعضی از روزنامه‌های متعلق به محافظه‌کاران و حتی رسانه ملی بعضا دیده شده که با ذکر نمونه‌های تاریخی،به جای رد سخنان بی‌پایه پاپ،به استهزاء کل مسیحیان و دین مسیحیت پرداخته‌اند.
بازگو کردن این که مسیحیان در بوسنی، در جنگ جهانی چه کردند و غرب در گذشته چه بود و چه شد و از آن طرف،عثمانی‌ها چه کردند وتیمورگورکانی چه کرد،نه تنها برای پاپ و بوش و بلر آموزنده و بازدارنده نیست،بلکه برانگیختن بیش از پیش متعصبین دو دین است و نتیجه چنین تحلیل‌هایی عملیاتی شدن همان توطئه‌ای است که نگرانش هستیم.آیا درخواست اخراج سفیر واتیکان از کشورهای اسلامی واخراج سفیران کشورهای اسلامی از واتیکان،از کدورت‌ها می‌کاهد و بر وحدت می‌افزاید؟باز کردن زاویه اختلافات وکدورت‌ها همان است که ستمگران دنیا در پی آنند،لذا باید به طور جدی از ایجاد آن جلوگیری کنیم. مگر مسلمانان جهان،ستمگرانی را که در قرون گذشته با تمسک به نشانه‌های اسلامی،از جمله قرآن وحدیث، خون انسان‌های بی‌گناهی را می‌ریختند، مسلمان واقعی می‌دانند؟آیا مسیحیان دنیا،به سران ستمگر دولت‌های مسیحی که خون مردان و زنان زیادی را تلف می‌کردند، به عنوان سخنگویان حضرت مسیح نگاه می‌کنند؟ قطعا این گونه نیست و حساب مسلمانان و مسیحیان،از جنگ افروزان و زر و زورمداران که حکومت‌ها را در دست داشته و دارندجدا است و این بار باید آگاهانه نگاه کنیم که در دام توطئه بازیگران جهانی که دغدغه دین ندارند و به دنبال منافع مادی و سیاسی خود هستند گرفتار نشویم.