صالح اسکندری
این روزها در آستانه انتخابات مجلس خبرگان، بحثهاى مختلفى درباره فلسفه سیاسى نظام اسلامى و تز مترقى ولایت فقیه در محافل علمى و رسانهاى کشور مطرح مىشود. شاید یکى از اختصاصات این انتخابات حساس، التفات هرچه بیشتر افکار عمومى به مبانى فکرى و نظرى سیاست اسلامى باشد. از زمان شیخ مفید (ره) باب سیاسات اسلامى در قالب ابتدایى “وظایف حسبیه” تا به امروز که تز مترقى ولایت فقیه حضرت امام خمینی(ره) نمود عینى یافته همواره یکى از دغدغههاى اصلى علماى اسلام بوده است، اما باید پذیرفت که تا فهم اجتماعى جامع و مانع این موضوع فاصله وجود دارد.
البته بنابر شواهد و قرائن تاریخى نمىتوان در جامعه پذیرى سیاسى دکترین اصیل سیاسات اسلامى در اجتماع ایرانى تردید کرد. از قدیمالایام مرجع اعتماد عموم مردم، روحانیت بوده و حتى سلاطین جور نیز مشروعیت خود را با اذن از علما و فقها به دست مىآوردند و هرجا که از این ایستار پذیرفته شده تخطى کردند، عملا تیشه به ریشه خود زدند.
در روند و سیر تکاملى اندیشه سیاسى اسلام، نهضت مشروطه نقطه عطفى بىبدیل است که واکاوى این واقعه تاریخى بسیارى از جوانب مبانى نظرى سیاسات اسلامى را براى افکار عمومى روشن مىسازد و بسیارى از ابهامات را برطرف مىکند. این دوره مملو از احتجاجات صحیح و سقیم است که بایستى براى افکار عمومى صحیح را از سقیم تمیز داد تا به واسطه فهم عمومى این تخالف، وجوه نظرى فلسفه سیاسى اسلام هرچه بیشتر براى مردم تبیین گردد.
این مجال نه فرصتى براى تمیز صواب از ناصواب مشروطه است و نه نگارنده قادر به بیان جامع مبانى فکرى سیاسات اسلامی، اما صرفا به حسب فتح باب به نکته ظریف تاریخى اشاره مىشود.
مرحوم آیتالله میرزا محمدحسین نائینى (ره) صاحب “تنبیه الامه و تنزیه المله” در کتاب خود با اشاره به رویایى که خود دیدهاند مىنویسند: “چند شب قبل از این در عالم رویا خدمت مرحوم آیتالله آقاى حاجى میرزاحسین تهرانی- قدسسره- نجل مرحوم حاجى میرزا خلیل- طاب رمسه- مشرف و پس از التفات به رحلت ایشان و گرفتن طرفین رداى مبارکشان براى استفاده، و امتناع ایشان از جواب مسائل راجعه به عالم موت و نشئه برزخ و آخرت و تمکین از جواب مسائل دیگر، سئوالاتى عرض شد و از لسان مبارک ولى عصر- ارواحنا فداه- نقل جواب فرمودند. بعد از ختم آنها عرض کردم: اهتمامات شما را در خصوص مشروطیت چه فرمودند؟ حاصل عبارت جواب این بود؛ حضرت فرمودند: مشروطه اسمش تازه است مطلب که قدیمى است، مثالى که متضمن به تشبیه باب که شرحش در نظرم نماند، ذکر فرموده، بعد به این عبارت گفتند: حضرت فرمودند: مشروطه مثل آن است که کنیز سیاهى را که دستش آلوده باشد به شستن دست وادارش نمایند انتهی”(1.)
مرحوم نائینى ذیل بیان این رویا بر این نکته تاکید مىکنند که سیاهى کنیز اشاره است به غصبیت اصل تصدی، و آلودگى دست اشاره به همان غصب زائد و مشروطیت چون مزیل آن است، لهذا به شستن ید غاصبانه متصدى تشبیهش فرمودهاند.
اما به نظر مىرسد آنچه که بیشتر از این معنا افاده مىشود سیاهى کنیز است که با شستن و نشستن، این جوهره پاک نخواهد شد. مشروطه، جمهورى و دموکراسى هیچکدام مشروعیتى براى حکومت نیستند. حکومت از آن خداست که البته در مقابل استبداد، مشروطه در بهترین حالت “اکل میته” است. صرفنظر از اینکه همین مشروطه در واقعیت برخلاف تمام تصورات علما از کار درآمد و تازه فریادهاى شیخ فضلالله نورى (ره) برایشان معنا شد.
اما امروز در حکومت اسلامى اتقان مشروعیت بر دال برتر ولایت فقیه است به حسب حاق حقیق، این حکومت از آن خداست و هر حکومتى که از آن غیرخدا باشد، طاغوت است. اگر در این کشور مردمسالارى هم وجود دارد در درجه اول این مردمسالارى مقتبس از اسلام است و در درجه دوم تنها به واسطه ولایت است که افاده معناى الهى مىکند.
مردم مىدانند که ولایت فقیه در این مملکت یک برکت الهى است و این برکت به آسانى به دست نیامده است. ولایت فقیه حاصل مجاهدت فقها و علماى بسیارى در تاریخ است که بسیارى از آنها براى جامعهپذیرى این موضوع بر سر دار رفتند. اگر این مفهوم در اتم و اکمل معنا براى مردم تبیین گردد، اهمیت دو چندان انتخابات خبرگان بر همگان روشن خواهد شد. لذا بر همه دلسوزان نظام اسلامى واجب است که در این فرصت انتخابات تلاش کنند تا مفهوم ولایت فقیه را براى افکار عمومى هرچه بیشتر بنمایانند.