تاریخ انتشار : ۰۳ تير ۱۳۸۸ - ۱۱:۱۷  ، 
شناسه خبر : ۹۹۴۸۳
دکتر لطف‌الله فروزنده مقدمه: گروه سیاسی- آرش خلیل خانه: انتخاباتی دیگر با همه فراز و نشیبها، رقابتها و حواشی آن پشت سر گذاشته شد و قضاوت عمومی درباره عملکرد دیدگاهها و تفکرات و نیز رویه و رویکرد احزاب و تشکلها بار دیگر در سر فصلی نو ازعرصه خدمات رسانی متبلور شد.تحلیل رفتار انتخاباتی جامعه، ترکیب راه یافتگان در انتخابات و نیز قضاوت درباره عملکرد و رفتار گروهها در پی آشکار شدن نتیجه انتخابات، ابزاری است که می تواند دید عمیق تر و بسیط تری را برای درک بهتر قضاوت عمومی در آزمون اخیر به دست دهد. دکتر لطف‌الله فروزنده، قائم مقام جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی، میهمان صفحه سیاست این هفته قدس با ما در این باره گفتگو کرده است.

* آقای دکتر فروزنده! در آغاز، مناسب به نظر می رسد از تحلیل مشارکت عمومی در انتخابات اخیر آغاز کنیم. شاید بسیاری از تحلیل گران چنین سطحی از مشارکت عمومی را پیش بینی نمی کردند. اما انتخابات با حضوری بیش از 60 درصد انجام شد و اصولگرایان بار دیگر پیروز میدان بودند. چنین حضوری را چگونه تحلیل می کنید؟
** واقعیت این است که مردم، جمهوری اسلامی ایران را باور دارند، آن را آگاهانه انتخاب کرده اند، لذا در صحنه های مختلف نیز آگاهانه وارد شده و از آن دفاع می کنند.
مصادیق این رویکرد فراوان است، اما یکی از صحنه هایی که از اهمیت ویژه برخوردار است و مردم می دانند دوست و دشمن به آن چشم دوخته اند انتخابات است.
علاوه بر این ما در سال جاری در بحث پرونده مهم هسته ای هم شاهد نوعی سکون و انتظار در بین رقباو دشمنان بودیم که تصمیم گیری درباره نحوه برخورد با ایران در موضوع هسته ای را برای ارزیابی رفتار و مشارکت عمومی در انتخابات متوقف کرده بودند.
در کنار این مسأله حضور دولتی جدید با رویکردهایی متفاوت و شیوه های متحول نیز عامل دیگری برای ترغیب مردم به حضور در انتخابات بود که پشتوانه ای از حمایت تشکلهای اصولگرا را به دنبال خود داشت.
در کنار این، اصلاح طلبان هم با سازماندهی جدیدی وارد رقابت شده بودند که بازخوردهایی را نیز در بیرون داشت.لذا تحلیل ما از ابتدا هم این بود که مردم مشارکتی گسترده خواهند داشت و این هدف و استراتژی اول تشکلهای اصولگرا بود.
این مشارکت نشان داد مردم در کنار ایرادها و اشکالهایی که به برخی عملکردها دارند، قدر استقلال و آزادی خود را می دانند و باور دارند که صاحب کشورند، ضمن این که معتقدم تجمیع هم در این امر مؤثر بوده است.
* به نکته خوبی رسیدیم. اجازه دهید قدری بازتر بحث را ادامه دهیم. در این ایام به هر حال گروههایی در داخل والبته خارج از کشور کوشیدند این گونه جلوه دهند که هدف تجمیع برای نظام، تسری مشارکت بالاتر مردم در انتخابات شوراها به خبرگان بوده است. نظر شما در این باره چیست. آیا چنین هدفی بود یا نفس تجمیع خود یک عامل مشوق برای حضور بود، ضمن این که نقش و تأثیر رفتار و مشی بی طرفانه دولت را در این باره چگونه باید تحلیل کرد؟
** واقعاً معتقدم نظام، تجمیع را به خاطر خبرگان انجام نداد. همه کسانی که دفاع می کردند، دو دلیل محکم داشتند، یکی این که تجمیع هزینه ها را کاهش می دهد (اعم از هزینه های مادی، سیاسی و اداری) و دوم اینکه: زحمت مردم را کمتر می کند و نیز انتخابات خبرگان از نوع آرایشی که پیدا کرد، حضور مردم، رابطه رهبری و آحاد ملت را نشان می دهد و مؤید پیوند عمیق در این دو است.
مردم در این انتخابات به خبرگان آگاهانه رأی دادند، بویژه آن که مردم در رأی دادن خود مخیر بودند که در هر انتخاباتی مایلند رأی بدهند و اجباری برای شرکت آنها در دو یا سه انتخابات نبود.
اما در مورد عملکرد دولت باید اذعان کرد که برخی از جریانها و گروههای دوم خردادی و نشریات آنها در قضاوت خود بسیار بی انصافی کرده اند و جالب اینکه برخی از این قضاوتها از ناحیه کسانی بوده که خود از متخلفان انتخاباتی بوده اند.
از طرفی پیروزی خانم جلودارزاده در انتخابات مجلس و راهیابی سه نفر از جریان دوم خرداد به شورای شهر تهران نشانه ای است که انتخابات سالمی برگزار شده و برگ افتخاری است در کارنامه دولت آقای دکتر احمدی نژاد.
مجموعه این مسایل بیانگر آن است که اعتماد مردم به اصولگرایان افزایش یافته و البته این نباید مایه غرور شود، زیرا مسؤولیت سنگین تری بر دوش آنها گذاشته است. در مجموع معتقدم مردم در این دوره یک رأی مثبت نیز به تجمیع انتخابات دادند.
* اصلاح طلبان مدعی هستند 40 درصد آرا را به دست آورده اند، اما اگر تهران را معدلی از کل کشور تلقی کنیم، سهم آنها از شورا بیش از 20 درصد نیست. همچنین به نظر می رسد آنها با نگاه به انتخابات ریاست جمهوری و درک این مسأله که مردم به چهره های افراطی و سیاسی آنها اقبالی ندارند، در این دوره با چهره هایی معتدل و شناخته شده وارد رقابت شدند. این شیوه تا چه حد در توفیق آنها برای فرستادن حداقلی از نیروها به شورا مؤثر بود و آیا با توجه به ترکیب فهرست، آنها بیش از این را مدنظر داشته اند؟
** جمع حداکثر آرای دو طیف اصولگرایان تا لحظه انجام این مصاحبه رقمی بالغ بر 300 هزار است، در حالی که در همین زمان حداکثر رأی بالاترین نامزد اصلاح طلبان 80 هزار است، یعنی آن گونه که شما گفتید 80 درصد آرا در سبد اصولگرایان و 20 درصد باقی مانده در اختیار اصلاح طلبان است، پس ادعای 40 درصد درست نیست.
در مورد خبرگان هم که موضوع قالب دیگری به خود می گیرد و اصولگرایان و فهرست جامعتین پیروز اصلی است.
نکته دیگر در تحلیل استراتژی مردم اینست که به طور قطع آنها به چهره های افراطی رأی نداده اند. در مورد گروههای دوم خردادی هم مردم نسبت رابطه افراد با چهره های افراطی و متعادل را مشخص کردند.
سوم این که مردم در انتخابات اخیر بر مبنای گزینش فهرستها رأی ندادند و رفتار افراد را ملاک قرار دادند.اگر آقای چمران، طلایی و شیبانی در صدر فهرست قرار دارند، به خاطر اصولگرایی آنها، ساده زیستی، کارآمدی، مردمی بودن و سلامت آنها بود. همچنین افراد انتخاب شده از فهرست اصلاح طلبان نیز از نظر ما چهره های کارآمدتر و متخصص تری بودند.
دیگر این که شعارهای آنها نیز به نوعی تعدیل شده بود و از یاد نبریم که با تمام ظرفیت خود به میدان آمدند و حتی دیدیم که آقای خاتمی هم به میدان آمد و فراخوان داد وگفت هر چه مردم پای صندوقها بیایند، ما برنده خواهیم شد.
* با وجود این، در انتخابات دیدیم کسانی رأی آوردند که در فهرستهای مختلف بودند، پس مردم بر مبنای فهرستها رأی دادند از این رو به نظر می رسد منظور شما ارزیابی مردم از رفتار افراد در درون فهرستها بود؟
** بله! دقیقاً همین گونه است. مردم به جریانها رأی دادند و در داخل فهرستها عملکرد افراد را ملاک قرار دادند.
* پس مردم به رفتار و عملکرد افراد درون تشکلها و گروههای سیاسی توجه دارند و درباره آن قضاوت می کنند. آیا این را باید یک مرحله از توسعه تحزب در کشور بدانیم؟
** به هر حال دو جریان مشهور در کشور وجود دارد که رویکردهای آنها معلوم است. اما این دوره یک اتفاق رخ داد.
در گذشته یعنی در دوره قبل شوراها دیدیم که مردم به یک فهرست واحد به صورت کامل از صدر تا ذیل رأی دادند و افراد به تبع فهرست به شوراها راه یافتند. اما در این دوره چهره ها درون فهرستها نیز ارزیابی و ترکیبی از نیروها برگزیده شدند و این یک گام ملت به جلو بود و برای گروهها و تشکلهای سیاسی نیز پیام داشت.
این که برای مردم هم برنامه ها مهم است و هم مجریان برنامه ها.
اما نکته دیگری که از تحلیل انتخابات اخیر حاصل می شود این است که مردم برای رفتارهای حزبی ریشه دار و اصیل اهمیت قائلند، در نتیجه موجها و جریانهای فصلی وانتخاباتی نتوانستند موفق شوند.
* در کنار این رخدادها که بدان اشاره شد، انتخابات اخیر گویای آن بود که مردم به عملکرد احزاب و گروهها نیز توجه دارند و این عملکردها نیز بر گزینش و موقعیت نامزدهای آنها تأثیر دارد. آن گونه که شما هم اشاره کردید، در این دوره مردم به دیدگاههای افراطی رأی ندادند. در انتخابات خبرگان هم شاهد بودیم، با وجود موج سازیهای سیاسی در حاشیه اسامی مانند هاشمی رفسنجانی و مصباح یزدی، مردم هر دو آقایان را با رأی بالا برگزیدند. در شوراها نیز اصلاح طلبان با نوعی مصلحت اندیشی در تنظیم رفتار خود موفقیتی نسبی به دست آوردند و در میان اصولگرایان هم طیفی که عملکردی معتدل داشت و مسیری منطقی را برای ائتلاف طی کرد، موفق اصلی بود. آموزه این رویکرد در انتخابات برای گروههای سیاسی چیست؟
** در مورد خبرگان، اصولگرایان از ابتدا معتقد بودند که این نهاد حوزه ای تخصصی مربوط به علما است و قداست دارد، اما اصلاح طلبان فکر می کردند ما شعار انتخاباتی می دهیم.
در نهایت مردم در این باره قضاوت کردند و بیش از 90 درصد فهرست جامعتین در سراسر کشور رأی آورد که دارای یک پیام است.
مباحثی که در وادی سیاست درباره آقایان هاشمی و مصباح یزدی مطرح بود در خبرگان به هیچ وجه مطرح نیست، زیرا آنجا بحث علمایی و تخصصی است و مردم هم با رأی خود به گروههای سیاسی، توجه دارند که این رکن پشتوانه نظام را با مسایل سیاسی آمیخته نکنند.
اما در حوزه شوراها باید بگویم، ما به عنوان جمعیت ایثارگران از آغاز شکل گیری، تلاش برای ائتلاف فقط به پیروزی فکر نمی کردیم و مهمتر از آن برای ما کارآمدی بود، مهم این است که وقتی به صحنه آمدیم، هم در برابر امانت در پیشگاه خدا مسؤول و جوابگو هستیم و هم این که مردم از ما کارآمدی مطالبه خواهند کرد. پس گزینش مردم یک الگو برای همه ما ارایه داد. اکنون مهم این است که ما نظرمان را به مردم نزدیک کنیم. دلیل حمایت ما از آقای چمران یا دیگران به خاطر هم حزبی بودن نبوده و معیار اصلی ما اصولگرایی و کارآمدی بود و مطمئن بودیم مورد قبول مردم هستند.
* یکی از اعضای شورای مرکزی حزب مشارکت ترکیب راه یافتگان به شوراها را مؤید این داشته که مردم با مشی دولت نهم و عملکرد سیاستهای آن مخالفند. نظر شما در این باره چیست؟
** واقعیت این است که حامیان واقعی آقای احمدی نژاد در انتخابات پیروز شدند و باید یادآور شوم که همه گروههای اصولگرا خود را حامی دولت می دانند و برای موفقیت آن دغدغه دارند.
اگر ما موفقیتی به دست آورده ایم، باید توجه داشته باشیم که مردم اصولگرایان را جدا از هم نمی دانند، مردم ما دولت نهم، شورای شهر دوم، مجلس هفتم و شهردار را در سبد جریان اصولگرا می دانند و موفقیت امروز به خاطر تلاش همه آنها بود.
به ویژه در حوزه دولت رفتارهای آقای احمدی نژاد در سیاست خارجی، سفرهای استانی، سرعت در پروژه های عمرانی، اصلاحات در نظام اداری و تبدیل گفتمان طلب کاری مسؤولان از ملت به گفتمان خدمتگزاری و روحیه عدالت محوری آثار بسیار مثبتی داشت و باعث پیروزی اصولگرایان شد.
پس دوم خردادی ها فکر نکنند که دولت احمدی نژاد تضعیف شد، زیرا ما همه در جهت تقویت این دولت حرکت خواهیم کرد. البته ما می پذیریم که اختلافی درون خانوادگی رخ داد و ما تلاش کردیم به برخی از دوستان یادآوری کنیم که وحدت، مشی بهتری است، اما بعضی از دوستان که قضیه آنها از آقای احمدی نژاد کاملاً جداست، باورشان بر این بود که به تنهایی هم می شود پیروز شد، ولی انتخابات خلاف این را ثابت کرد و نشان داد با وحدت است که می توانیم کار کنیم و انشاءالله عبرت بگیریم.
توصیه می کنم که گروههای دوم خردادی بر این باور نباشند که انتخابات حاضر سرآغاز یک دعوا و درگیری و چالش سیاسی در خانواده اصولگرایان است، زیرا ما بسیار امیدواریم که این آزمون سرآغاز وحدت و انسجام بیشتر از گذشته خواهد بود که برکات آن را امیدواریم در آینده، مردم ملاحظه کنند.
* در مجموع تعامل شورای سوم و دولت را چگونه پیش بینی می کنید.
** اکثریت شورا از آن اصولگرایان است. پس ما در سیاستگذاری و برنامه ریزی مشکلی نخواهیم داشت و فکر می کنیم انسجام در شورا اگر بیشتر نشود، کمتر از دوره فعلی نخواهد بود.
چهره های دوم خردادی راه یافته نیز معقول هستند و به نفع آنها هم نیست که برخورد سیاسی کنند.
دولت هم به نظر ما حامی شورا خواهد بود. بویژه اگر موفق شویم وحدت حداکثری را بین اصولگرایان برقرار کنیم، به نظر ما تحولی در برنامه های شهر ایجاد می شود و بعضاً دلخوری ها از بین می رود.
جهت گیری شورا و دولت خدمت است و اگر اختلافی در روشها باشد هم فکر می کنم در شرایط جدید نزدیکی در روشها نیز رخ دهد.