* علت پیشتازی اروپا در مقابله با پرونده هستهای و تهیه پیشنویس قطعنامه شورای امنیت توسط انگلیس و فرانسه با همراهی آلمان چیست؟
** در واقع اروپا از آمریکا جدا نیست خصوصا انگلیس که جدای از اروپای قارهای است. ارتباط آمریکا و انگلیس همواره ارتباط پسرعموها بوده است، چرا که هنوز هم در آمریکا نیروی غالب انگلوساکسون است.
آمریکا و انگلیس در عراق با یکدیگر همراه هستند و در همه مسائل بزرگ بینالمللی در کنار هم بودهاند.
نگرانیهای اروپا هم نگرانیهای سیاسی است نه نگرانیهای حقوقی چرا که در قبال بحثهای حقوقی ما تخلفی نداشتهایم غیر از مواردی که گفته شده که چند سال فعالیتها شفاف نبوده است اما عمده ماجرا نگرانیهای سیاسی درباره مواضع ایران پیرامون اسرائیل است.
علت اینکه پرونده ما به شورای امنیت رفته هم همین نگرانیهای سیاسی است. اینکه از حقانیت ایران در بحثهای حقوقی دفاع شود هیچ تردیدی نیست اما مساله از بحثهای حقوقی خارج شده است.
در اینجا ما تنها هستیم حتی کشورهای عربی هم با ما نیستند در حالی که بحث اسرائیل بیشتر به آنها مربوط میشود تا ما. اما به هر حال ما را از آنها جدا کردهاند و رویکردشان را برای مقابله جدی با ما قرار دادهاند.
* در شرایط فعلی آیا از سرگیری مذاکره با اروپا میتواند راهکار مناسبی برای برون رفت از چالش هستهای باشد؟
** طبیعی است که دو راهکار بیشتر وجود ندارد دیپلماسی مذاکره و انجام عملیات خصمانه. طبیعی است که انجام عملیات خصمانه تواناییهایی برای موارد نظامی و یا مقابله با سختگیریهای اقتصادی میخواهد. راهحل دیگر مذاکره است که به گذشت طرفین احتیاج دارد.
اگرپوزیسیونهای جمهوری اسلامی غیرقابل انعطاف باشد مذاکرات سودی نخواهد داشت و در مذاکره موفق نمیشویم مگر اینکه از لحاظ اقتصادی دست بالا داشته باشیم. درباره نمونه این مذاکرات ناموفق میتوان به مذاکرات درباره رژیم حقوقی دریای خزر اشاره کرد که بعد از 15 سال ناکام مانده است.
* با خارج شدن پرونده هستهای از دست اروپا و حاکم شدن مناسبات قدرت تصور میشود اروپا توان خود را در حل مناقشات بینالمللی از دست داده است. نظر شما چیست؟
** من چنین تصوری ندارم، اروپا از گذشته قویتر شده است. علاوه بر آن، چهار قدرت جدید هم وجود دارند.
اول روسیه که کم کم از بحرانهای پس از فروپاشی بیرون میآید و دوم چین که به صورت غول بزرگ اقتصادی در حال خودنمایی کردن است.
سوم و چهارم هم هند و برزیل هستند. هرچند که در این میان ژاپن هم وجود دارد اما علیرغم قدرت اقتصادیاش در درگیریهای سیاسی خود را وارد نمیکند. اروپا ضعیف نشده است بلکه اروپا خودش در مقابل ما قرار گرفته است. خصوصا بعد از صحبتهایی که درباره هولوکاست شده است. مخالفت اروپا در مقابل ما اگر بیشتر از آمریکا نباشد کمتر از آمریکا نیست.
* شما در تحلیل خود آمریکا و اروپا را در یک کلیت قرار دادید. نقش چین و روسیه را چگونه ارزیابی میکنید؟
** چین و روسیه ارتباطات فرهنگیای که اروپا و آمریکا با هم دارند را با آمریکا ندارند. بخصوص چین، چرا که روسیه همواره به عنوان نابرادری در کنار اروپا بوده است.
چین و روسیه اگرچه استقلال عملی از خود نشان میدهند اما مناسبات اقتصادی هم بسیار تاثیرگذار است. تبادل اقتصادی دو کشور ایران و چین در سال گذشته 10 میلیارد دلار بوده است در حالی که چین با آمریکا 350 میلیارد دلار یعنی 35 برابر مبادلات اقتصادی داشته است. دنیا هم دنیای منافع است. پس باید دید با وجود این مناسبات اقتصادی کشور ما تا چه اندازه استقلال عمل خود را حفظ میکند.
* به عنوان حرف آخر شما چه راهکاری را پیشنهاد میکنید؟
** راهحل این است که سوءتفاهمی را که برای دنیا فراهم شده و تصور میکنند که ایران خواستار مخاصمه بینالمللی است و صلح را در خاورمیانه به مخاطره میاندازد باید برای دنیا تفهیم شود که ایران به دنبال این مسائل نیست و اگر صحبتهایی میشود به خاطر بعضی رنجیدگیها است که در مقابل زورآزمایی قدرتهای بزرگ وجود دارد.
در این میان برخی صحبتهایی که میشود نگرانیها را تشدید میکند و باید از اینگونه سخنان اجتناب شود.