تاریخ انتشار : ۳۱ خرداد ۱۳۸۸ - ۰۹:۱۹  ، 
شناسه خبر : ۹۹۶۱۵
صالح اسکندری مقدمه: على‌رغم تمام پیشرفت‌هایى که علوم اسلامى در حوزه‌هاى مختلف داشته است اما هنوز به دلایل مختلف، نکات تامل برانگیز زیادى در فلسفه و اندیشه سیاسى اسلام وجود دارد که توسط اندیشمندان و مفسران اسلامى مورد تحلیل، تدقیق و واکاوى قرار نگرفته است. یکى از این مسائل، “نعمت شکر” است که عمده مداقه‌‌ها پیرامون آن در حوزه‌هاى عبادى و اخلاقى محدود شده و جنبه‌هاى سیاسى این موضوع چندان مورد توجه متفکران اسلامى نبوده است. صرف نظر از اندیشه اومانیستى و سکولاریستى غرب که روابط سیاسى و اجتماعى جوامع مختلف را در یک ارگانیسم مکانیکى و شاید کمى پیشرفته‌تر بیولوژیکى خلاصه مى‌کند، متفکران اسلامى هم چندان سعى نکرده‌اند تاثیرات وصفى و قهرى رفتارها و کردارهاى فردى را به معادلات سیاسى و اجتماعى جامعه مورد بررسى قرار دهند. بیانات اخیر رهبر معظم انقلاب اسلامى در دیدار مسئولان و تاکید ایشان بر مسئله “شکر” به عنوان یکى از بزرگترین وظایف کارگزاران نظام جمهورى اسلامى فرصتى را پیش آورد که در این مقال در حد یک طرح بحث به این موضوع بپردازیم.

شکر چیست؟ مقام معظم رهبرى براى شکر چهار پایه اصلى معرفى کردند که عبارتند از:
اول: شناخت نعمت و توجه به آن
دوم: نعمت را از خدا دانستن
سوم: از خدا سپاسگزار بودن
چهارم: به کار گرفتن نعمت و استفاده از آن
اما خود شکر یک نعمت است که موجب “ذکر” مى‌گردد و انسان را متوجه خدا مى‌کند. از طرفى به انسان صبر مى‌دهد. “اللهم انى اسئلک صبرالشاکرین لک” یکى از دستاوردهاى شکر نیز قدرت پایدارى و ایستادگى در میدان‌هاى دشوار است. یکى از خواص شکر مغرور نشدن است و در نهایت وعده صادق الهى مبتنى بر افزایش نعمت “و اذ تاذن ربکم لئن شکرتم لازیدنکم و لئن کفرتم ان عذابى لشدید” (1) خداوند وعده داد و اعلام فرمود که شما اگر شکر نعمت به جاى آرید، بر نعمت شما مى‌افزاییم و اگر کفران کنید به عذاب شدید گرفتار مى‌کنیم.
امیرالمومنین (ع) نیز در یکى از حکمت‌هاى خود مى‌فرمایند: کسى را که چهار چیز دادند از چهار چیز محروم نباشد: با دعا از اجابت کردن، با توبه از پذیرفته شدن، با استغفار از آمرزش گناه و با شکرگزارى از فزونى نعمت‌ها (2).
نکته قابل تاملى که درباره این وعده خداوند وجود دارد این است که فزونى نعمت در قبال شکر و عذاب شدید براى کفران یک قانون الهى است و به تعبیر مقام معظم رهبرى “برو برگرد ندارد. هیچ نقطه استثنایى هم در تاریخ ندارد. اگر یک موردى را شما تصور کنید که پس چطور در فلان جا خدا عذاب شدید خودش را نشان نداد، این کوتاهى تحلیل است و اگر پاى تحلیل به میان بیاید، معلوم خواهد شد که هیچ استثناء ندارد” (3).
اما بنا به کدام تحلیل جامعه شناختى مى‌توان ادعا کرد که شکر کارگزاران یک نظام مى‌تواند در سرنوشت سیاسی، اقتصادى و اجتماعى یک جامعه تاثیرگذار باشد.
بدون تردید تفسیرها و تحلیل‌هاى پوزتیویستى قادر نیستند درباره ماهیت، موجودیت و صداقت این قانون الهى قضاوت کنند. پاسخ این سئوال را تنها مى‌توان در گفتمان اصیل اسلامى جستجو کرد. در این گفتمان تمام روابط مادى در طول ذات یگانه‌اى تعریف مى‌شود که قوانین او بر تمام امور جارى و سارى است. جامعه‌شناسى اسلامى تنها با درک این قوانین میسر است و چارچوب رفتارها و کردارهاى سیاسى تنها در محدوده قوانین الهى قابل تعریف است.
در واقع علاوه بر محاسبات مادی، یک مکانیزم ماورایى نیز به رفتارهاى فردى و اجتماعى حاکم است که درک قوانین این مکانیزم مى‌تواند فرد و جامعه را در نیل به اهداف مادى و معنوى خود یارى رساند و نقش کلیدى در اقلاع و هبوط فرد و جامعه بازى کند.
نعمت شکر یکى از این قوانین الهى است که مى‌تواند در ساحت اجتماعى باعث فزونى و استمرار یک نعمت شود. کفران همان نعمت باعث از دست دادن آن مى‌شود و انسان را به عذابى شدید گرفتار مى‌کند.
جمهورى اسلامى که تبلور حکومت اسلامى پس از تجربه نبوى و حضرت امیر (ع) در صدر اسلام است، یک نعمت است.
شکر این نعمت وتمامى مولفه‌هاى آن در درجه اول به تمام مسئولین و در مرحله بعد بر همه مردم واجب است و تبعات کفران این نعمت دامن تمام مردم را مى‌گیرد.
“مردم کوفه، وقتى نعمت امیرالمومنین (ع) را فهمیدند که ححاج بالاى سرشان آمد، مردم مدینه نعمت وجود امیرالمومنین(ع) و امام حسن(ع)را آن روز فهمیدند که مسلم بن عقبه بالاى سرشان آمد و قتل عامشان کرد، زن‌هایشان را مورد تجاوز قرار داد، بعد هم گفت همه‌تان باید اقرار کنید که برده یزید هستید و هر کس اقرار نکرد گردنش را زد. آن مردم، آن وقت فهمیدند که حکومت امیرالمومنین(ع) و حکومت احترام به آزادى و کرامت مردم در دوران قبل چقدر ارزش داشته است” (4).
البته نباید فراموش کرد که نعمت شکر تنها به قشر خاصى از جامعه اسلامى تعلق ندارد و همه شهروندان جامعه اسلامى از آن برخوردارند. اما مسئولان نظام اسلامى بنا بر مرتبه ولایى خود در این زمینه وظیفه بیشترى دارند و نوع رفتار آنان در معادلات اجتماعى تاثیرگذارتر است. اگرچه کسى را توانایى آن نیست که نعم الهى را شمارش کند “و ان تعدوا نعمت الله لا تحصوها” ولى از میان هزاران نعمتى که خداوند متعال به مردم ایران و نظام جمهورى اسلامى عطا فرموده برخى را مقام معظم رهبرى مورد اشاره قرار دادند تا مورد توجه بیشتر مسئولان قرار گیرند.
1- عزت و استقلال ملی
2- شکوفایى استعدادها
3- امید و اعتماد به نفس مردم
4- طبیعت و سرمایه‌هاى زیرزمینى کشور
5- دولت عدالت که با شعارهاى اصولى سرکار آمده است.و...