* آقای دکتر موج افشاگری بیش از حال و هوای پرهیاهوی انتخاباتی بر جامعه حکمفرما شده است. شما این مسئله را چگونه ارزیابی میکنید، آیا برای افشاگری باید قاعده و قوانین خاصی را در نظر گرفت یا مسئولان میتوانند به راحتی به این اقدام بپردازند؟
**اصولاً افشاگریها باید صحت داشته باشند و بیانگر واقعیات باشند. افشاگری باید مستند و مستدل باشد و البته محکمهپسند و در صورت صحیح بودن آن نیاز به های و هوی و هوچی گری نیست. مگر در شرایطی که قوه قضائیه فاسد باشد و عدالت خود را از دست داده باشد.
*این افشاگریها چه تأثیری بر جامعه یا بهتر بگویم بر مردم عادی دارد؟
**افشاگری برای آن دسته از افرادی که تازه در جریانهای سیاسی قرار میگیرند، شاید منشأ یکسری حرکات و رفتارهای حمایتی بشود. منظور شما عامه مردم هستند، اقشار دیگری هم در جامعه وجود دارند که طی سالها اخبار و مسائل روز را دنبال میکنند؛ برای آنهایی که چهار سال پیش شاهد افشاگری مشابه بودهاند و در پی این افشاگریها هیچ عمل مثبتی را ملاحظه نکردند.
* این قضیه چه تأثیری بر روی مردم خواهد گذاشت؟
**افشاگریهایی که این روزها مردم شاهد آن بودند، نه تنها منشأ تحول و حرکتی نشد بلکه بیاعتمادی هم به وجود آورد و یا حداقل این حس را به وجود میآورد که این افشاگری صرفاً برای بهرهبرداری سیاسی بوده است.
* شما چه نظری درباره این افشاگریها دارید؟
**به نظر میرسد به اندازه کافی در این چهار سال فرصت برای کاندیدای مورد نظر وجود داشت که به افشاگری بپردازد. اینکه پرونده قضایی تشکیل دهد و در صورت رسیدن به این باور که قوه قضائیه عدالت و اهمیت لازم را برای رسیدگی به این پرونده به کار نگرفته است، باز هم این فرصت در اختیارش بود تا به مقام عالی ناظر به سه قوه یعنی ولایت فقیه شکایت کند یا پرونده را در اختیار ایشان قرار دهد.
*اختیارات قوه مجریه در پیگیری موارد اینچنینی تا چه اندازهای است؟
**ببینید، فردی چهار سال پیش با شعار افشاگری روی کار آمد و چهار سال فرصت داشت تا با اطلاعاتی که ظاهراً در اختیار داشته برای این افراد پرونده قضایی تشکیل دهد. اختیارات قوه مجریه در پیگیری موارد ناظر به فساد اقتصادی کم نیست. در حالی که شاهدیم این اتفاقات رخ نداد و دقیقاً چهار سال بعد و زمان برگزاری انتخابات همان داستان و با همان افراد تکرار میشود.
* سؤالی که در حال حاضر بسیاری از مردم در ذهن دارند و در جامعه مطرح میکنند آن است که چرا تاکنون مفسدان اقتصادی معرفی نشدند، در چنین وضعیتی نقش مردم چیست؟
**در طول این چند سال نیز کسانی بودهاند؛ کسانی که مدام از رئیس جمهور فعلی تقاضای افشای اسامی مفسدان را داشتهاند. مفسدانی که به صورتی مستدل و مستند فسادشان قابل اثبات باشد اما هر بار رئیسجمهور محترم از افشای اسامی افراد با لطایف الحیلی شانه خالی میکرد. با بهانههای مختلف از قبیل اینکه عدهای نمیگذارند و با این پرسش مجدد روبهرو میشد که اسامی آنهایی را که نمیگذارند را افشا کند، اما هیچ اقدام مثبتی مشاهده نشد.
*چه رابطهای بین قدرت و ثروت وجود دارد؟ این سؤال همواره در اذهان مردم عادی به وجود میآید مسئولانی که قرار است به مردم خدمت کنند چرا باید از جمله مفسدان اقتصادی باشند؟
**اگر رابطه قدرت با ثروت را در نظر بگیریم متوجه میشویم که منشأ بسیاری از فسادهای اقتصادی در کشور همین بوده است. هستند کسانی که کابینه فعلی متنعم از این رابطه بوده و پستهای کلیدی دارند. به علاوه آیا تبارگماری و خویشاوندسالاری مظهری از فساد نیست؟ اگر هست پس این حق را میتوان به رقبا داد که به ارتباطات فامیلی از جمله باجناقی بسیاری از مسئولان در دولت فعلی اشاره کنند که البته نیاز به افشاگری هم ندارد و واقعیتی عیان است.
*اما این مسئله شایستهگرایی را زیرسؤال میبرد و باز مواجه میشویم با بیاعتماد و دلسردی مردم، اینطور نیست؟
**دقیقاً، این مسئله شایستهگرایی را از بین میبرد و به هر حال نباید جو بیاعتمادی و شعارزدگی و بهرهبرداریهای سیاسی از پدیدههای قضایی را دامن زد. باید به سمتوسویی حرکت کرد که جایگاه قوای مختلف و تفکیک قوا را ارج نهاد و برای تقویت جایگاههای مختلف و قوههای مختلف زمینهسازی کرد.
* به نظر میرسد، مردم در بسیاری از مواقع قوهمجریه را یعنی رئیسجمهور و کابینهاش را تنها مسئول مملکت میدانند. این مسئله چه تأثیری بر رفتارهای سیاسی و اجتماعی مردم دارد؟
**همانطور که گفتم باید جایگاههای مختلف 3 قوه را تقویت و معرفی کرد. اگر قوهقضائیه به تعبیر عدهای فاقد اعتبارات و اقتدار است، فاقد اهمیت و عدالت است. باید مستند و مستدل به مقام عالی ولایت مسائل ارجاع گردد و ایشان در این صورت مسبب مسئولیت میشوند. در صورتی که شواهدی دال بر بیکفایتی قوهقضائیه به مقام عظمای ولایت ارجاع شود، دیگر مسئله را نباید در فضای عمومی مطرح کرد.
به هر حال ما که نمیتوانیم کاسه داغتر از آش باشیم. اگر اطلاعات به رهبری داده شده است و مراحل قانونی قضیه طی شده است و هیچ اقدامی حسب ظاهر از سوی مقام عظما ولایت صورت نگرفته باشد آن گاه طرح مکرر اینگونه موارد آیا به معنای ادخال در وظیفه سایر و زیرسؤال بردن جایگاه رهبری نیست؟ آیا در صورت ارجاع اطلاعات به رهبری این اجازه را از رهبری گرفتهاید که به افشای اینگونه مواردی که مرحله قضایی خود را طی نکرده بپردازید؟
*در صورت طی نکردن مراحل قانونی و عرفی، افشاگری در چنین وضعیتی چه تعریفی دارد؟
**اگر قرار باشد بدون توجه به قوانین و حکم نهایی صادره از قوهقضائیه، مسائلی منتسب به افراد شود آنگاه به راحتی هرچیزی قابل انتساب به دیگران خواهد بود. به نظر میرسد هر اتهامی را نمیتوان به دیگران وارد کرد و در این بین باید مراقب بود که دچار توهم هم نشد.
*منظورتان را درباره توهم واضحتر بیان کنید؟
**امامعلی(ع) هم والی و هم قاضی مسلمان بود. اگر خطایی میدید بلافاصله برخورد قاطعانه میکرد. حسب قاضی بودنش حکم هم صادر کرده بود. قوهمجریه ما فقط یک مقام اجرایی است و نه قضایی. این اصل تفکیک قواست و اقتضا میکند که حکم از سوی قوهقضائیه صادر و قوهمجربیه اجرا کند و این در حالی است که در زمان امامعلی(ع) قاضی مشخص نصب شده بود و در یک مورد خود همین قاضی منصوب حضرت علی(ع) را فرا میخواند و علی(ع) را محکوم میکند و آن گاه علی(ع) تن به این حکم میدهد.
باید کشور را عقلانی اداره کرد و کشور را حسب تقسیمکار و واگذاری اختیارات و مسئولیتها به اهل خود وانهاد و اداره کرد. خدا هم به تنهایی جهان را اداره نمیکند. خداوند هم انصار و اعوان و ملائک دارد. از این طریق تمیشت امور میکند، ما انسانها که جای خود داریم.
*رخ دادن اینگونه رویدادها در عصر مدرن باز هم عجیب به نظر میرسد؟
**در عصر مدرن هم قانونگذاری، هم اجرا، نظارت و حکم قضایی صادر میشود. به هر حال اگر مشکلی هم وجود دارد باید در مجرای اصلی آن بیندازیم، دنبال کنیم تا حل شود. چه کسی میتواند ادعای خدایی کند.
* تکلیف دلسردی بعضی از هموطنان در پی این افشاگریها چه میشود؟
**باید مسائل را تجزیه و تحلیل کرد و به واقعیت دست یافت. نباید به حرفها متکی بود و تصمیم گرفت. مطالعه و استدلال لازم است.