تاریخ انتشار : ۱۱ تير ۱۳۸۸ - ۰۸:۵۳  ، 
شناسه خبر : ۹۹۷۴۶

امان‌الله قرایی مقدم
عوامل متعددی بر جهت گیری رای دهندگان هنگام حضور پای صندوق های رای موثر است. عمده این مسائل تاثیرگذار را می توان در سه نوع واکنش بله (Yes)، نه (No) و ممتنع (I don,t now) طبقه‌بندی کرد. گروه «Yes» همیشه در انتخابات، مطلوب خویش را از پیش انتخاب کرده و در طول دوران تبلیغات تغییری در رای خود نمی دهند، روز موعود پای سر صندوق حاضر می شود و رای را به فرد از پیش انتخاب شده اش می دهند.گروه «No» جزو آن دسته از کسانی هستند که در میان کاندیداها، به دنبال مخالفت کردن با فردی خاص هستند و هنگام انتخاب نهایی بر سر صندوق، رای خود را به رقیب فردی که مخالف او هستند، اختصاص می‌دهند.
گروه «I don,t now» افرادی هستند که تا آخرین روزها و حتی پیش از شروع رای گیری، گارد خاصی نسبت به هیچ یک از کاندیداها ندارند و تنها در پی انتخاب فردی هستند که بتواند بیشترین منافع ممکن آنها را تامین کند.
گروه سوم که ممتنع ها نام دارند، بیشترین میزان رای دهندگان هر جامعه ای را تشکیل می دهند. از این رو، تمام روان شناسان اجتماعی، دست اندرکاران رسانه ها و فعالان عرصه تبلیغات انتخاباتی و ... بیشترین تلاش خود را برای جذب و جلب نظر و رای این گروه، معطوف می کنند. کاندیداها نیز با وسایل تبلیغاتی، تراکت ها، پوسترها به عناوین مختلف تبلیغی و حتی گاهی با وعده های دور از انتظار، سعی می کنند آرا این گروه ممتنع را به سوی خود جلب کنند. افراد تشکیل دهنده گروه «I don,t now» از عوامل متعددی در ترسیم نگرش خود نسبت به انتخابات بهره می برند و در این راستا موضوعات بسیاری را بررسی می کنند. رای این گروه، بیش از هر چیز به سطح تحصیلات، برخورداری از سواد و درجه وابستگی ایشان به گروه های خاص که می تواند پایه در نظام سیاسی داشته باشد، مرتبط است.
معمولا برای همراه کردن این افراد با کاندیدای موردنظر، به علت وسعت و دامنه افراد دربرگیرنده گروه، از وعده های گنگ و مفاهیم کلی استفاده می شود؛ زیرا هر کسی می تواند از مفاهیمی همچون عدالت، آزادی، برابری و ... استنباطی مطلوب خود را داشته باشد. از این منظر است که دیده می شود کسانی مانند هیتلر، موسولینی و ... نیز برای جلب افکار عمومی، خود چهره ای طرفدار اقشار فرودست از خود نشان می دادند.البته فاکتورهایی از جمله محل سکونت، تربیت خانوادگی و پرسپکتیو ذهنی افراد، هنگام رای دادن بی‌تاثیر نیست.
اما امروز نقش وسایل ارتباطی جمعی به گونه ای پررنگ شده که می تواند بر انتخاب افراد نیز تاثیر قابل ملاحظه ای بگذارد.رسانه ها حتی می توانند این نقش دهی بر افکارهای دهندگان را با جابه جایی حقایق عملی کنند.
در کشوری مانند ایران و ویژگی هایش هر فرد یا مجموعه ای که بیشترین امکان را برای بهره برداری از ابزار رسانه ای داشته باشد، به راحتی می تواند در نقطه بالایی هرم معیارهای انتخابی جامعه بایستد. مردم جامعه به علت گزینش و انتخاب امر «سهولت» در درک مسائل، چیزی را یا زود می پذیرند یا به شدت رد می کنند، که این نشانگر فرآیندی احساسی در تصمیم‌گیری‌هاست. هر چند آرای، مردم در زمینه انتخابات بدون اتکا به گزینه‌های انتخاب شده، روندی عقلانی تر داشته است، با این وجود هنوز این رفتار تحت تاثیر کاریزما و افراد فرهمند است. این مسئله هنگامی عیان تر می شود که وسایل ارتباطی ـ رسانه ای در دست نهاد دولت باشد و جامعه مجبور شود همچنان با پای لنگان راه انتخابات را بپیماید.
البته نمی توان تمامی عوامل موثر بر جامعه احساسی را منحصر به موارد بالا دانست. گاهی افکار عمومی یا عقاید گروه نامجاور، می تواند به رغم تبلیغات و فعالیت زیاد، بر انتخاب فرد دیگر، کارساز باشد. نتیجه این نوع آرا نیز احساسی است زیرا اکثریت به علت مخالفت با تبلیغات گروه نامجاور به فرد موردنظر رای داده اند نه به دلیل شعارهای عقلانی. دموکراتیک و آزاداندیش شدن یک جامعه، سال ها به طول می انجامد و بدیهی است در نقطه های آغازین تجربه دموکراسی، مشغول مزه مزه کردن آن است.
و دراین صورت است که با انتخاب مسئولان عقلانی از سوی جامعه، عقلانیت در رفتار و انتخاب نمود لازم را می‌یابد.