محمد صرفی
مردم ونزوئلا چهارم دسامبر (13 آذرماه) بار دیگر «هوگوچاوز» را به عنوان رئیس جمهور این کشور برگزیدند. وی توانست با کسب بیش از 60درصد آرا بر رقیب خود «مانوئل روزالس» پیروز شود. در یک نگاه کلی روزالس 53 ساله از حزب سوسیال دموکرات را می توان نماد تفکر اقتصاد نئولیبرالیستی دانست. تفکری که به شکل سیستماتیک مورد حمایت دولت آمریکا به عنوان نوک پیکان جهان سرمایه داری است. روزالس و جریانات طرفدار وی کوشیدند با ایجاد فضایی دوقطبی در این انتخابات با زیرسؤال بردن تفکرات و برنامه های چاوز، وی را به استبداد، عوامفریبی و پوپولیسم متهم کنند. اما این پرونده تخریبی نه تنها کمکی به مخالفان چاوز نکرد بلکه باعث افزایش محبوبیت وی نیز شد. چرا که مخالفت با چاوز به معنای وابستگی به واشنگتن تلقی می شد. وضعیت اقتصادی ونزوئلا یکی دیگر از عوامل دخیل در پیروزی قاطع چاوز است. اقتصادی که به شدت با نفت پیوند خورده است.
ونزوئلا یکی از بزرگترین تولیدکنندگان و صادرکنندگان نفت خام در جهان است. صنعت نفت این کشور- سومین تولیدکننده اوپک- در سال 1976 ملی شد. ونزوئلا که با 77 میلیارد بشکه بزرگترین ذخیره نفتی را در نیمکره غربی دراختیار دارد، یکی از اصلی ترین صادرکنندگان نفت به آمریکا محسوب می شود. آمریکا 20درصد نفت وارداتی خود را- حدود یک و نیم میلیون بشکه در روز- از ونزوئلا تأمین می کند.
با این اوصاف دلایل حساسیت واشنگتن به اوضاع سیاسی ونزوئلا و دشمنی با چاوز قابل درک است. چاوزی که معتقد است: «جاده کاپیتالیسم به جهنم ختم می شود.»
کاخ سفید از هیچ فرصتی برای ضربه زدن به این دولت نگذشته است. از آن جمله می توان به تلاش همه جانبه برای ممانعت از ورود کاراکاس (پایتخت ونزوئلا) به شورای امنیت اشاره کرد. «جان بولتون» سفیر سابق واشنگتن در سازمان ملل، ماه گذشته در توجیه موضع مخالف آمریکا در قبال نامزدی ونزوئلا برای کسب یکی از کرسی های غیردائم شورای امنیت با شورشی خواندن دولت ونزوئلا، مناسبات بد دو کشور را عامل این وضعیت دانست.
بولتون در این مورد گفت: «ونزوئلا برای دستیابی توافق با آمریکا آماده نیست و احتمالا در روند حرکت شورای امنیت اختلال ایجاد خواهد کرد که این مسئله تهدیدآمیز است.»
بسیاری از اقدامات واشنگتن علیه کاراکاس جنبه روانی و تبلیغاتی داشته و دارد. به عنوان مثال در آستانه انتخابات اخیر واشنگتن با به کارگیری رسانه های تبلیغاتی کوشید، صحت و سلامت انتخابات را مورد تردید نشان دهد.
مطبوعات و رسانه های آمریکایی اعلام کردند دولت چاوز با خرید کمپانی های سازنده دستگاه های رأی گیری قصد تقلب در انتخابات را دارد. نتایج تحقیقات نشان داد این اتهام دروغ بوده و ارتباطی میان دولت ونزوئلا و کمپانی های مذکور نیست.
اما آشکارترین تلاش آمریکا برای رویارویی با چاوز به سال 2002 بازمی گردد. در این سال واشنگتن از طریق سفارت خود در کاراکاس کودتایی را علیه دولت چاوز ترتیب داد.
کودتای مذکور را بیش از عملیاتی می توان رسانه ای دانست. درحالی که کمتر از 10درصد کارگران صنعت نفت دست به اعتصاب زده بودند، برخی رسانه های همسو با واشنگتن با همراهی رسانه های آمریکایی جوی را به نمایش گذاشتند که گویا اکثر مردم مخالف چاوز هستند و او و طرفدارانش اقلیتی محدودند که با شیوه های دیکتاتوری قدرت را به دست گرفته اند. دولت چاوز سرنگون شد اما کامیابی کاخ سفید دو روز (13-11 آوریل) بیشتر به طول نینجامید. تظاهرات سراسری و گسترده مردم در حمایت از چاوز، وی را بار دیگر به قدرت رساند. فاش شدن نقش آمریکا در این ماجرا، پایه های قدرت چاوز را مستحکم و مردم ونزوئلا را در حمایت از وی و مخالفت با کاخ سفید جدی تر کرد.
علی رغم آنکه آمریکا، چاوز را به دیکتاتورمآبی متهم می کند، اما وی حتی پس از این کودتا نیز مخالفان خود را از صحنه سیاست به طور کلی حذف نکرد و به آنها اجاز فعالیت را به عنوان «اقلیت» داد. یکی از این افراد روزالس فرماندار ایالت «زولیا»- بزرگترین ایالت تولیدکننده نفت ونزوئلا- است که در انتخابات اخیر از چاوز شکست خورد.اکثر جمعیت 26 میلیونی ونزوئلا را مردمی تشکیل می دهند که از امکانات رفاهی و شرایط زندگی مطلوب محرومند. این طبقه محروم چاوز را حامی خود در برابر طبقه کوچک اما ثروتمند کشور می دانند. آنان خاطره خوشی از حکومت سرمایه سالاران بر خویش ندارند. دوران حکومت «کاردوس آندرس پرز» (93- 1989) و سیاست های اقتصادی وی که مبتنی بر اصلاحات نولیبرالیستی و طراحی صندوق بین المللی پول بود حاصلی جز گرسنگی برای مردم ونزوئلا دربرنداشت. شرایط سیاه زندگی مردم را به قیام وادار کرد. در قیام «کاراکازو» سه هزار نفر قربانی شدند. «نوام چامسکی» در تشریح دخالت آمریکا در کشورهای خواهان استقلال آمریکای لاتین می گوید:
«ایالات متحده آمریکا برای مدتی طولانی دو سلاح عمده برای کنترل آمریکای لاتین دراختیار داشته است. یکی اقتصادی و دیگری نظامی. هر دو این سلاح ها به طور مداوم مورد استفاده واقع شده است. اما اکنون هر دو سلاح درحال تضعیف و متزلزل شدن هستند که مشکلات بسیار جدی برای برنامه ریزان آمریکایی پدید آورده است.
سلاح دخالت نظامی در این منطقه تضعیف شده است. آخرین تلاش واشنگتن در سال 2002 در ونزوئلا به این منتهی شد که سریعا عقب نشینی کند. سلاح اقتصادی کاخ سفید نیز برای این کشورها کاملا تضعیف شده است. این کشورها صندوق بین المللی پول (IMF) را بیرون می کنند. صندوق بین المللی پول یعنی همان وزارت خزانه داری آمریکا.
آرژانتین که یک زمانی وسیله تبلیغاتی این صندوق بود و دستورات آنها را مو به مو اجرا می کرد، به ورشکستگی هولناکی گرفتار آمد. تنها با سرپیچی از قوانین صندوق بین المللی پول بود که موفق شد خود را از مخمصه بیرون بکشاند که به قول رئیس جمهور کنونی این کشور خود را از شر صندوق بین المللی پول خلاص کردند و با کمک ونزوئلا، قروض خود را به این صندوق پرداخت می کند. ونزوئلا بازپرداخت قسمت اعظم قروض آرژانتین را تقبل کرده است. مشابه همین وقایع در برزیل هم در شرف وقوع است و همچنین در بولیوی.»
چاوز در عرصه اقتصادی، توانسته است با اتخاذ رویکردی مبتنی بر توزیع درآمدهای نفتی میان طبقات محروم و فقیر جامعه بر محبوبیت خود بیفزاید. روزنامه آمریکایی «کریستین ساینس مانیتور» در این زمینه می نویسد: «واقعیت این است که برنامه های چاوز باعث کسب محبوبیت وی و حمایت اکثریت رای دهندگان این کشور از وی شده است. اقدامات مستمر چاوز برای ایجاد درمانگاه های رایگان، مبارزه با بی سوادی، بهبود وضعیت بهداشت و ارایه تسهیلات غذایی به جامعه باعث موفقیت مأموریت های اقتصادی و اجتماعی رئیس جمهور ونزوئلا شده است.»
یکی از برنامه های دولت چاوز برای مبارزه با فقر «مادران محلات» نام دارد. این برنامه که با دستور مستقیم ریاست جمهوری آغاز شد زنان محروم را دربرمی گیرد. این برنامه که با همکاری «کمیته های محلات» انجام می پذیرد، زنان خانه دار و دارای فرزند و زنان سرپرست خانواده و شاغلی که درآمدشان کمتر از حداقل درآمد کشوری است را تحت پوشش قرار می دهد. واجدان شرایط با دریافت بین 60 تا 80 درصد حداقل درآمد در کشور، به طور کلی تاکنون چیزی نزدیک به 200 میلیون دلار دریافت کرده اند. طرح «مادران محلات» حدود 200 هزار زن ونزوئلایی را تحت پوشش خود قرار داده است.
از دیگر برنامه های دولت می توان به طرح «رابینسون 1 و 2» اشاره کرد که هدف آن ریشه کنی بی سوادی و ارتقای سطح سواد عمومی جامعه است. مخالفان چاوز ادعا دارند این طرح ها پوپولیستی بوده و چاوز از آنها برای حفظ قدرت خود استفاده می کند.
چاوز در پاسخ به این موضوع می گوید: «این وظیفه ماست که تحت قانون اساسی به محروم ترین مردم کشورمان کمک کنیم. گسترش اینگونه برنامه ها به طرح های ملی مان صدمه نخواهد رساند، بلکه ما را بسیار خرسند و خوشحال خواهد کرد که این هزینه ها به ریشه کن کردن فقر کمک خواهد کرد.»
روزنامه اسپانیایی «ال پریودیکو» با انتقاد از عملکرد قدرت های جهانی در آمریکای لاتین، محبوبیت و پیروزی چاوز را نتیجه بحران در این منطقه می داند و می نویسد:
«ساده لوحانه است اگر پیروزی انتخاباتی هوگو چاوز را فقط در رابطه با عوامفریبی پوپولیستی او بدانیم. غلط تر از آن، این است که در نتیجه انتخابات تردید کنیم. هیچ کس شفافیت انتخابات را زیرسؤال نمی برد. ونزوئلایی ها آزادانه انتخاب کردند. موفقیت چاوز یک هوی و هوس تاریخی نبود بلکه پیامد بحران شدید اجتماعی در آمریکای لاتین بود که زمینه مناسبی برای پوپولیسم است. البته این امکان که چاوز برای درازمدت در قدرت بماند نگران کننده است. اینکه مسئله به اینجا منجر گردید، نتیجه سیاست مصیبت بار گذشته است. اما همه کسانی که امروز ناراحت هستند، در آن زمان سخنی نگفتند.»
دولت چاوز اقدامات خود را درون مرزهای ونزوئلا محدود نکرده است و سعی دارد با گسترش روابط خود با کشورهای منطقه نوعی همگرایی را ایجاد کند. این کشور با ارسال 80هزار بشکه نفت به یاری صنایع بحران زده کوبا شتافت. کوبا هم با فرستادن 15 هزار پزشک به طرح بزرگ بهداشتی ونزوئلا به نام «باریو آدنترو» (در درون محلات) کمک کرد. ونزوئلا در 26 طرح متقابل در زمینه های انرژی، نظامی، کشاورزی و غیره... با برزیل مشارکت کرده و درصدد است با دو پروژه «تلویزیون جنوب» و «نفت جنوب»، انحصار اطلاعات و انرژی را از دست کمپانی های چندملیتی و قدرتمند خارجی در آمریکای لاتین خارج کند. این کشور می کوشد با ایجاد اتحاد کمپانی های نفتی دولتی کشورهای آرژانتین، برزیل، بولیوی و اکوادور مسئله کمبود انرژی را در منطقه برطرف سازد.
چاوز در سال 2004 در کنفرانس «گروه 15» کشورهای آمریکای لاتین پیشنهاد تأسیس یک تلویزیون قاره ای را داد. هدف این طرح مبارزه با انحصار رسانه ای و ارزش ها و مدل زندگی و مصرفی آمریکایی است که به شدت از سوی رسانه های پرقدرت این کشور تبلیغ می شود. مدلی که از واقعیت های زندگی مردم ونزوئلا و آمریکای لاتین به دور است و آشکارا به ابزاری برای تسلط بدل شده است.
ونزوئلا با همراهی کوبا با تأسیس پیمان استراتژیک «آلبا» (آلترناتیو بولیواری برای آمریکا) کوشید در برابر نفوذ آمریکا در منطقه قدعلم کند. «آلبا» با تکیه بر امتیازات تعاونی به شکل واضحی در برابر «آلکا» (منطقه مبادله آزاد آمریکا) شکل گرفت. «آلبا» طرحی است که هدف ظاهری آن ایجاد ارتباط میان آمریکای شمالی و جنوبی است اما آمریکا با داشتن 70درصد تولید ناخالص داخلی مجموعه منطقه عملا از آن برای رسیدن به مقاصد سیاسی و اقتصادی خود بهره می برد.
تقویت دیگر پیمان های منطقه ای مانند طرح بازار مشترک مخروط جنوبی موسوم به «مرکوسور» شامل کشورهای برزیل، آرژانتین، اروگوئه، پاراگوئه، ونزوئلا و بولیوی از دیگر راهبردهای چاوز در عرصه سیاست خارجی به شمار می رود.
هر چند تا ایجاد یک اتحاد استراتژیک و اصولی در آمریکای لاتین راه دراز و سختی درپیش است اما اقدامات چاوز در این زمینه ترس و خشم غرب به خصوص آمریکا را برانگیخته است تا جایی که «دونالدرامسفلد» وزیر دفاع سابق آمریکا، وی را به هیتلر تشبیه کرده و برای زیرسؤال بردن مشروعیت دولت ونزوئلا می گوید: «رهبر آلمان نازی هم از مسیر دموکراتیک به قدرت رسیده بود.»
روزنامه فرانسوی «فیگارو» نیز در این مورد می نویسد: «آیا باید از هوگو چاوز ترسید؟ او خیلی دلش می خواهد که همه جا روح انقلابی را بیدار کند. او به طالع خود معتقد و مایل است در پیروزی انتخاباتی احزاب چپ در آمریکای لاتین، تأثیر و اقتدار اخلاقی خود را نشان دهد. خوشبختانه آرزوهای او و هوادارانش واقعیت نیست. چاوز درخشش خود را مدیون تنش های خاور نزدیک است که قیمت نفت را بالا می برد. اما او آینده ساز نیست. یک روز مردم ونزوئلا به این واقعیت پی می برند. در آن روز همسایگانش از دست یک مزاحم راحت خواهند شد.»
به نظر می رسد برخلاف غرب که برای سقوط چاوز لحظه شماری می کند، مردم ونزوئلا باچاوز آینده ای روشن تر را برای خود متصورند. چاوز نیز با عملیاتی کردن برنامه های خود نشان داده است در این راه کاملا مصمم است هر چند رسانه ها وی را متهم به پوپولیسم کنند.