تاریخ انتشار : ۱۱ تير ۱۳۸۸ - ۰۸:۲۹  ، 
شناسه خبر : ۹۹۷۶۸

ناصر میناچی در بیست‌ونهمین سالگرد درگذشت معلم شهید علی‌ ‌شریعتی با یادآوری اینکه بخشی از تفکرات و نظرات وی هنوز نیز مظلوم واقع شده است،‌ ‌می‌گوید :بخش هایی از اندیشه های شریعتی زیاد مورد نقد و بررسی قرار نگرفته است‌. ‌در آستانه ایام سالگرد شریعتی، با ناصر میناچی گفت‌وگویی را به انجام‌ ‌رساند که طی آن مباحثی در باب فصل سوم حسینیه ارشاد،شریعتی در نگاه‌ ‌دیگران،ارتباط حسینیه ارشاد با شریعتی و... خاطراتی از وی در حج و در نهایت از‌ ‌واپسین روزهای حیات شریعتی مطرح شد‌. ‌‌میناچی اظهار داشت: دیگر فعالیت ما بعد از وفات‌ ‌مرحوم شریعتی و آغاز فصل سوم حسینیه ارشاد، تشکیل جلساتی با حضور شاگردان ایشان‌‌ ‌بود .در این جلسات و سمینارهای مختلف سعی می شد با دعوت از سخنوران با ارزش که‌ ‌معتقد به راه شریعتی و آشنا به آثار ایشان بودند،آرا و تفکرات شریعتی مورد نقد و‌ ‌بازنگری قرار گیرد و سعی کردیم از اندیشه‌های پویا و بی‌طرف برای نقد اندیشه های‌ ‌شریعتی استفاده کنیم‌.
‌وی با بیان این که بخشی از تفکرات و نظرات شریعتی‌ ‌هنوز نیز مظلوم واقع شده است، خاطر نشان کرد:بخش‌هایی از اندیشه های شریعتی زیاد‌ ‌مورد نقد و بررسی قرار نگرفته است، به خصوص تفکرات عرفانی ایشان. لذا در همین بیست‌ ‌و نهمین سالگرد مرحوم شریعتی که امسال در حسینیه ارشاد برگزار می‌شود دختر ایشان‌‌ ‌سوسن شریعتی بیشتر به بخش کویریات خواهند پرداخت. یکی دیگر از کارهای این فصل تأسیس‌ ‌کتابخانه در سال ‌1358 و ‌1359 بود که از آرزوهای بزرگ و دیرینه مرحوم شریعتی بود‌‌ ‌و بنا به توصیه و وصیت ایشان یکی از بزرگترین کتابخانه‌ها را از نظر کیفیت و‌ ‌سرویس‌دهی تأسیس کردیم که در آینده نیز می‌خواهیم مساحت کتابخانه را به دوهزار متر‌ ‌افزایش دهیم‌. ‌وی در مورد نگاه امام خمینی نسبت به شریعتی‌ ‌،به نقل ازحجت‌الاسلام و المسلمین سید محمود دعایی نماینده فعلی مقام معظم رهبری در‌ ‌مؤسسه اطلاعات و نماینده وقت حضرت امام (ره) در این موسسه و یکی از یاران نزدیک‌ ‌ایشان گفت: یک روز امام(ره) به من(دعایی) فرمودند، من به سه دلیل از فوت شریعتی متأسف هستم. یکی این که ای کاش ایشان با آن قدرت بیان و احاطه‌ای که بر کلام‌ ‌و نفوذی که در جمع شنوندگان داشت، توجه خود را صرفا به نسل دانشگاهی معطوف نمی‌کرد‌ ‌و همه جامعه، اعم از روحانی و بازاری را در نظر می‌داشت و سعی می‌کرد همه اقشار‌‌ ‌از اندیشه‌ها و تفکراتش بهره‌مند شوند. تأسف دوم من این است که چرا عده‌ای با او در‌ ‌افتاده‌اند و ایشان را به خودشان و خودشان را با او مشغول کردند و نگذاشتند درست‌ ‌کار بکند و درست تبلیغ بکند. تأسف سوم من این است که ایشان زود از دنیا رفت و‌ ‌نتوانست بماند و ادامه بدهد و کار خودش را تصحیح بکند‌‌.
‌میناچی در ادامه نیز با اشاره به نظر مقام معظم‌ ‌رهبری در مورد شریعتی حسب مندرجات صفحه ‌12 روزنامه کیهان مورخ ‌29/3/1367‌‌ ‌شماره ‌1349 ،اظهار داشت‌‌: ‌به نظر من شریعتی بر خلاف آنچه همگان تصور‌ ‌می‌کنند، یک چهره همچنان مظلوم است و این به دلیل طرفداران و مخالفان اوست، یعنی از‌ ‌شگفتی‌های زمان و شاید از شگفتی‌های شریعتی است که هم طرفداران و هم مخالفانش نوعی‌ ‌همدستی با هم کرده‌اند تا این انسان دردمند و پرشور را ناشناخته نگه‌دارند و این‌ ‌ظلمی به اوست‌. ‌" ‌ناصر میناچی در ادامه با ذکر اقدامات بعد از شنیدن‌ ‌خبر فوت مرحوم شریعتی گفت: ما از آنجا به آقای سروش و یکی دیگر از دوستان‌‌ ‌تلفن کردیم و به اتفاق رفتیم به شهر ساوتهمتون، وقتی به منزل ایشان رسیدیم، خواهر‌ ‌آقای فکوهی گفتند شب گذشته طبقه بالا خوابیده بود و من و بچه‌ها پایین‌ ‌بودیم. صبح که رفتم برای صبحانه صدایش بکنم ناگهان مشاهده کردم که با صورت، به‌ ‌کف اتاق افتاده و پنجره اتاق باز است. بلافاصله حرکتش می‌دهند و به بیمارستان‌ ‌می‌برندش و پزشک پاکستانی کشیک، را دقیقا معاینه می‌کند، ولی بعد از اتمام‌ ‌معاینات می‌گوید اگر یک ربع زودتر آمده بودید، احتمال داشت زنده بماند. البته،‌‌‌ ‌نمی‌توانستیم قبول کنیم که درگذشت کاملا عادی بوده باشد‌‌. ‌وی افزود: به هر حال روز یکشنبه به سردخانه‌ ‌مراجعه کردیم که تعطیل بود و اجازه روِیت نمی‌دادند و از بس ما آنجا ناراحت بودیم‌‌ ‌و به شدت متأثر و گریان، بالاخره مسوول سردخانه دلش به حال ما سوخت و به ما راه داد‌ ‌و کشوی محفظه نگهداری جسد را باز کرد، لحظه‌ای دردناک و جانگداز بود، چهره‌ای آرام‌ ‌و مهربان، تنها سروش بود که ما را دلداری می‌داد.
از آنجا به منزل فکوهی‌ ‌برگشتیم و تلگرافهای متعددی به دوستان در آمریکا و آلمان مخابره کردیم. به فرزند‌ ‌عزیزش احسان هم یک تلگراف فرستادیم و اطلاع دادیم که متأسفانه پدر به رحمت ایزدی‌ ‌پیوسته، لازم است از آمریکا به وزارت کشور انگلستان تلگرافی اعلام کنید دایر بر‌ ‌اینکه پدرم در انگلستان فوت شده است و این امر احتمالا، قتل سیاسی است. ضرورتا‌ ‌جنازه را دست نزنید تا من برسم . از آن طرف دانشجویان از نقاط مختلف اروپا آمدند و‌ ‌حرکت عظیمی در انگلستان ایجاد کردند. لذا پزشکان بیمارستان ناچار شدند که یک دور‌ ‌دیگر کالبدشکافی کنند که این بار هم عارضه قلبی تشخیص دادند‌‌. ‌وی ادامه داد: از نظر بررسی و تحقیق درباره ‌‌ ‌مسمومات خونی نیز اقدام شد، لکن به ما خبر دادند که تنها جایی که می‌تواند این امر‌ ‌را تشخیص دهد ایالت هوستون آمریکاست که دیگر انجام آن در چنان شرایطی امکانپذیر‌ ‌نبود. در این بحبوحه فکوهی هم می‌گفت چون من باید به ایران مراجعت کنم،‌‌‌ ‌چنانچه مأموران امنیتی سر برسند و جنازه را مطالبه کنند، مسلما امتناع من موجب‌ ‌دردسر خواهد شد و ناگزیر می‌شوم جنازه را تحویل دهم. به هر ترتیبی که امکان داشت،‌ ‌ایشان را راضی کردیم که از خود سلب مسوولیت کند و موضوع را به گردن ما بیاندازد‌. ‌وی ادامه داد: این موقعیت مواجه شد با دو، سه روز‌ ‌تعطیلات رسمی سفارت سوریه. ناگزیر با مرحوم امام موسی صدر که در سوریه بود تماس‌ ‌گرفتیم و ایشان هم با حافظ اسد ریاست جمهوری ملاقات و صحبت کرد، تا بالاخره دستور‌ ‌صدور ویزا،‌ برای ظرفیت یک فروند هواپیمای دربست صادر و به سفارت مخابره شد. من‌ ‌ماندم لندن ولی خانواده رفتند.
امام موسی صدر هم یک زمین خیلی مناسب که‌‌ ‌الان کنار حیاط صحن حضرت زینب مستقر است، با گرفتن اجازه از دولت سوریه مراسم تدفین انجام شد. در آنجا غوغایی برپا شد. آقای امام موسی‌‌ ‌صدر به اتفاق مرحوم چمران و آقای یاسر عرفات در امر تدفین شرکت کردند و مراسم‌ ‌بسیار باشکوهی برگزار شد و سپس مراسم ختمی هم در خود شهر لبنان برپا گردید که یاسر‌ ‌عرفات سخنرانی کرد ولی دولت ایران شدیدا معترض شد و از سفیر لبنان توضیح خواست‌. ‌میناچی در پایان تاکید کرد: چون وصیت مرحوم دکتر،‌ ‌این بود که پشت تالار حسینیه دفن شود به همین دلیل هم چون آقای امام موسی صدر این‌ ‌مطلب را می‌دانست فکر می‌کرد اگر زمان اقتضاء کند و اجازه بدهند می‌تواند پیکر آن‌ ‌مرحوم را به ایران برگردانده به وصیت وی عمل شود در عین حال از آنجا که خود مرحوم‌ ‌دکتر، خیلی به زینبیه و بارگاه حضرت زینب عشق می‌ورزید و اغلب نوشته‌ها و‌ ‌فریادهایش به نام زینب، پیام‌آور رسالت حسین بود، به توصیه مرحوم استاد شریعتی‌ ‌پدر دکتر،‌ زینبیه هم جای مساعدی بود که دفن شود، لذا موقتا با زینبیه موافقت شد،‌ ‌ولی ‌آنچه که وصیت کتبی معلوم می‌دارد، دفن در پشت تالار حسینیه است. در هر‌‌ ‌حال به صورت امانت در آنجا باقی است و محلی است برای دیدار زایران حضرت زینب.‌