در نظام سیاسی اسلام « دشمن شناسی » به صورت یک « اصل » و در حیطه عمل ومدیریت زمامداران و کارگزاران حکومتی جایگاه واهمیتی خاص دارد و هم در ابعاد و جلوه هایی که با دیپلماسی و سیاست خارجی و روابط بین الملل پیوند می خورد ، و هم در جنبه های مرتبط با امور نظامی و موضوع جنگ و صلح ، و نیز در ابعادی که با مسائل اقتصادی و تجارت خارجی و سیاست های مرتبط با انعقاد قراردادهای مربوطه پیوند می یابد ، بسیار حیاتی می باشد و وظایف و مسئولیت های ویژه ای را برای مدیران و زمامداران تعیین می نماید.
اهمیت و جایگاه حساس « دشمن شناسی » در نظام سیاسی و حکومتی اسلام ، در کنار خود ارزش و نقش و جایگاه خاص « بینش سیاسی » را مطرح می کند و این واقعیت را می نمایاند که اگر بخواهیم به دشمن شناسی در همه مراتب و ابعاد و در موضوعات گوناگون دست یابیم ، ابزار اصلی نیل به این هدف و مقصد به دست آوردن بینش سیاسی است.
تردیدی وجود ندارد که بینش سیاسی برای نیل به دشمن شناسی ، نقش محوری و بنیادین ایفا می کند ، زیرا دشمن شناسی هرگز به خودی خود و یکباره به دست نمی آید و مقدمات و لوازم و ابزاری را می طلبد که این ها همه در بینش سیاسی مستتر می باشند.
بینش سیاسی است که موقعیت تاریخی و جغرافیایی ، جایگاه سیاسی ، قدرت نظامی ، نوع دیپلماسی ، شگردها و ترفندها ، و شیوه های نفوذ و غافلگیری دشمن را کشف می کند و با این پیش زمینه ها و اطلاعات و آگاهی های دقیق و عمیق ، به شناسایی انگیزه ها و اهداف و برنامه ها و تلاش و کوشش برای یافتن راه وروش های مقابله و مهار آنها و جلوگیری از تعدی و زیان رسانی خصم می پردازد.
درآموزه های سیاسی اسلام به اصل « دشمن شناسی » با پشتوانه و ابزار مهمی چون « بینش سیاسی » توجه ای خاص مبذول شده است .
رسول گرامی اسلام (ص ) در مسئولیت مهم رسالت و در کنار آن امامت و رهبری سیاسی و اجتماعی جامعه ، ضمن آن که با تشکیل حکومت و تدبیر امور جاری و مختلف کشور و تنظیم سیاست خارجی و بین الملل ، به تمام مبانی و اصول و آموزه ها و قوانین سیاسی و حکومتی اسلام به طور کامل عمل می نمود ، اصل دشمن شناسی را نیز بسیار دقیق به مرحله اجرا درمی آورد و از ابزار لازم این کار بهره وافی می برد.
رسول خدا(ص ) براساس شناختی که از دشمنان به دست آورده بود به خوبی به اتخاذ مواضع سیاسی و رویکردهای نظامی می پرداخت و با پشتوانه نیرومند بینش ژرف سیاسی ، در شرایط مناسب که صیانت از اسلام و تمامیت ارضی و استقلال سرزمین و کشور اسلامی و منافع ملی ایجاب می کرد ، به « جنگ » یا « صلح » با دشمنان می پرداخت .
جنگ های پیامبرخدا (ص ) با کفار قریش ، صلح با کفار که نمونه آن صلح حدیبیه می باشد ، عفو و بخشش عمومی پس از فتح مکه ، و ارسال سفیران سیاسی به کشورهای مختلف ، از جمله عملکردهای بسیار ارزشمند و دقیق پیامبر اکرم (ص ) با دشمنان می باشد که شناخت عمیق او را از وضعیت و شرایط و موقعیت های گوناگون خصم نمایان می سازد.
پیامبر خدا(ص ) علاوه بر این که در سیره وروش عملی خویش دشمن شناسی بر مبنای بینش سیاسی را به عینیت می رساند ، همواره به رعایت این « اصل » توصیه می نمود و یکی از نشانه های خردورزی در مردم را ، شناخت دشمن معرفی می کرد . (1 )
امیر مومنان حضرت علی (ع ) نیز در مسئولیت امامت و رهبری و در حالی که زمامدار اسلامی ورئیس حکومت اسلامی محسوب می شد و همه امور جامعه و کشور را تدبیر می نمود ، در اوج بینش سیاسی همه مواضع و تحرکات و جا به جایی دشمنان را زیر نظر داشت و جریان ها و تفکرات نهفته در متن جبهه های مختلف باطل را شناسایی می نمود و براساس این ارزیابی شیوه های مواجهه و تعامل با آنها را برمی گزید و به مرحله عمل درمی آورد.
در اندیشه های سیاسی حضرت علی (ع ) رهنمودهای ژرفی می یابیم که به خوبی نشان می دهد این پیشوای جامع نگر الهی چسان « دشمن شناسی » را یک اصل ضروری و حائز اهمیت می دانند.
امیر مومنان (ع ) یکی از ابعاد دشمن شناسی را دست یابی نسبی به ترفندها و مکر و حیله های خصم می داند و در کلام ذیل این ضرورت را با معرفی خصیصه نیرنگ افکنی دشمن اینگونه مطرح می نماید:
« بزرگترین و قوی ترین دشمنان کسانی هستند که حیله ها و نیرنگ هایشان را مخفی تر می کنند . » (2 )
در این کلام عمیق ، بالاترین مرتبه و درجه بزرگی و قدرتمندی دشمن ، پنهان و نامرئی بودن مکر ونیرنگهای او معرفی می شود و به این ترتیب دشمن شناسی نیز آن گاه در عالی ترین حد و مرتبت خود به ظهور درمی آید که بینش های سیاسی از عمق و ژرفا و جامعیت برخوردار باشد تا به این وسیله کشف وشناسایی مکر و ترفندهای دشمنان بزرگ امکان پذیر شود.
رهنمود دیگر امیر مومنان حضرت علی (ع ) در موضوع دشمن شناسی اینگونه مطرح می گردد :
« دشمن را کوچک نشمرید ، هر چند از نظر ظاهر ضعیف باشد.» (3 )
این آموزه سیاسی ، به ماهیت و کنه و باطن دشمن نظر می گسترد و همه توانمندی ها و آفات و خطراتی که می آفریند و زیان های فراوانی که به وجود می آورد را با فکر و اندیشه و کیاست و هوشیاری و ترفندها و شگردهای او پیوند می زند و به همین دلیل مراقبت دقیق و همه جانبه ای را می طلبد.
از دیدگاه امیر مومنان (ع ) نباید به ظاهر دشمن نگریست و ناتوانی او را که نمایان است و در نقص و کمبودهای نیروی انسانی و تجهیزات نظامی ویا موقعیت های نامساعد جغرافیایی چهره ظاهر کرده است ، دلیل بر نبودن خطر و زیان و نداشتن موقعیت های نفوذ و تهاجم و محاصره محسوب داشت.
زیرا چه بسا دشمنانی که از نظر این امکانات و ابزار وسایل در نقصان و کمبود می باشند ، لکن از نظر اندیشه جنگی که با کیاست و برنامه ریزی و بهره وری از فرصت های اندک و کمیاب برای ضربه زدن و تهاجم بزرگ همراه است ، توانا و آماده باشند و به مرور جنگ و درگیری را به نفع خود به پایان ببرند. بنابراین برای نیل به دشمن شناسی باید عمیق بیندیشیم ، نه سطحی ، و جامع نظر گستریم ، نه یکسویه ، و همین شاخصه های مهم است که از « بینش سیاسی » که ابزار اصلی دشمن شناسی است مایه می گیرد.
در اندیشه سیاسی امیر مومنان حضرت علی (ع ) رهنمود عمیق دیگری درباره دشمن شناسی می یابیم ، حضرت می فرماید :
« آفت صاحب قدرت این است که دشمن را ضعیف به حساب آورد . » (4 )
« آفت » هرجا ظاهر شود زیان می رساند و خرابی و تباهی می آفریند. در طبیعت ، نقش و اثر زیان بار آفت ، مشهود و نمایان می باشد و همه مردم با تداعی واژه آفت در محیط فکر و ذهن خویش ، کشتزارها و مزارع و باغات را به یاد می آورند و در مقابل چشم خود مجسم می نمایند و در این تجسم ، حبوبات را می بینند که دچار آفت شده اند و میوه های الوان و گوناگون را مشاهده می کنند که به پوسیدگی درآمده اند. به همین ترتیب که آفات در گیاهان و مزارع و نعمت ها ظاهر می شود و زیان و تباهی می آفریند ، در صحنه های کار و تلاش و فعالیت به ویژه در عرصه های گوناگون مدیریت و از جمله مدیریت سیاسی حاضر و ظاهر می شود و در برنامه ریزی ها و طرح ها و سامان دهی ها و پیشبرد و بازدهی امور مختلف تاثیر منفی و زیانبار بر جای می نهد.
قدرت سیاسی ـ که در جلوه های جاه و مقام و ریاست و امکانات گوناگون در تشکیلات حکومتی ظاهر می شود و به صورت اهرم ها و ابزارهای نیرومند به صحنه می آید و به رفع موانع رشد و پیشرفت جامعه و از بین بردن مضایق و تنگناها می پردازد و به ویژه در ابعاد سیاست خارجی و در مواجهه و تعامل با دشمنان ، بسیار نیرومند و راهگشا و تعیین کننده می باشد ـ در صورتی که دچارآفات گردد و اصل و هویت خود را ازدست بدهد ، در جایگاه های خود به بهره وری های بهینه و شایسته نمی رسد و در نتیجه جامعه و کشور را در ابعاد سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی ، فرهنگی و نظامی با مشکلات و رنج های طاقت فرسا مواجه می سازد.
یکی از این آفت ها در مدیریت های سیاسی و حکومتی و در عرصه های دیپلماسی و روابط خارجی با کشورها از یکسو ، و در میادین نظامی و مواجهه مستقیم با دشمنان از سوی دیگر ، به صورت پندار ناصحیح درباره ناتوانی و تزلزل دشمن رخ می نمایاند. هر صاحب قدرتی ـ چه مدیر و کارگزار سیاسی و چه فرمانده نظامی ـ که دشمن مقابل را ضعیف و متزلزل تصور کند با دست خویش بر قدرت و توان خویش ضربه وارد کرده است و به تدریج همه زمینه ها را برای به ضعف گرائیدن خود و در نقطه مقابل قدرت و توان یافتن دشمن مهیا کرده است .
امیر مومنان (ع ) در دوران حکومت و زمامداری خویش و در امر نظارت بر شیوه مدیریت کارگزاران خود ، همواره آنان را به هوشیاری و بیداری در برابر تحرکات دشمنان فرا می خواند. آن حضرت در منشور حکومتی خود به مالک اشتر برای اداره کشور مصر چنین می نویسد :
« هرگز پیشنهاد صلح از طرف دشمن را که خشنودی خدا در آن است ، رد مکن ، که آسایش سپاهیان ، و آرامش فکری تو ، و امنیت کشور در صلح تامین می گردد. لکن ، بر حذر باش ، برحذر باش از دشمن پس از آشتی و صلح ، زیرا گاهی دشمن نزدیک می شود تا غافلگیر کند ، پس دوراندیش باش ، و خوش بینی خود را متهم کن . » (5 )
در این منشور حکومتی ، حضرت علی (ع ) ابتدا صلحی را که به دلیل رضایتمندی حضرت پروردگار ، دارای آثار مفید و سازنده می باشد و برای زمامدارو کارگزار حکومتی آرامش فکری ایجاد می کند تا در پرتو آن بهتر و بیشتر به تدبیر امور و رفع مشکلات توفیق حاصل نماید ، و برای لشکریان نیز آرامش به ارمغان می آورد ، و از همه مهمتر موجب امنیت کشور و حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور می شود ، لازم می داند و به مدیر ارشد سیاسی خود فرمان می دهد که با چنین صلحی با این آثار ارزشمند مخالفت مکن و آن را بپذیر ، لکن پس از انعقاد پیمان صلح و استقرار آرامش و روابط مسالمت آمیز با دشمن ، هرگز در دام ساده اندیشی و سطحی نگری اسیر و محصور مشو و نسبت به دشمن خوش بین مباش و هرگز مپندار که خصم به تغییر و تحول درونی رسیده و در باطن و با خلوص و یکرنگی ، دوست و خیرخواه گردیده است ، که دشمن در هر شرایطی دشمن است و باید بیدار بود و هشیار و به غفلت و جهالت نیفتاد ، که هر لحظه احتمال دارد او نیرنگی در سر بپروراند و دام توطئه ای بچیند و یکباره تهاجم ورزد. بنابراین اگر اصل « دشمن شناسی » آنگونه که شایسته است مورد توجه و نظر و عمل قرار گیرد ، در هیچ شرایطی کشور در معرض آسیب و زیان دشمنان واقع نمی شود و زمامداران و کارگزاران و فرماندهان ارشد نظامی در حلقه های دام و نیرنگ و ترفند دشمنان اسیر و گرفتار نمی شوند. این بیداری و هوشیاری و آمادگی و اثر بزرگ آن که دفع حیله های دشمن و مقابله صحیح و منطقی با خصم در عرصه های سیاسی واقتصادی و فرهنگی و نظامی می باشد ، در پرتو « بینش سیاسی » به دست می آید و از همین جا می توان به نقش شناخت و آگاهی و بصیرت در امور سیاسی واقف گردید و از این ابزار مهم و کارآمد به دشمن شناسی در ابعاد و جلوه های گوناگون آن نائل آمد.
بینش سیاسی به طور نسبی کیاست و شناختی می آفریند که زمامداران و کارگزاران حکومتی در پرتو آن به استراتژی و خط مشی کلی ، تاکتیک ها و روش ها ، ترفندها و حیله ها ، ومجاری نفوذ و تهاجم دشمنان آگاهی کسب می کنند و با این پشتوانه بزرگ و حائز اهمیت ، راه و روش های مواجهه و تعامل و تقابل با آنان را می یابند و بدون کوچکترین غفلت و سهل انگاری و حرکات تهی از معیارهای مبتنی بر خرد ورزی و به دور از هرگونه سطحی نگری و زود باوری و خوش بینی های غیر ضروری و افراطی و باطل ، ارکان اقتدار و عزت و سرافرازی دین و ملت و کشور را استوارمی دارند و استقلال و آزادی و تمامیت ارضی را صیانت و پاسداری می کنند و راههای رشد و پیشرفت و سعادت مردم جامعه را هموار می نمایند.