حامد رشیدی
برکنارى جان بولتون، نماینده ایالات متحده آمریکا در سازمان ملل متحد از سمت خود حاوى پیامها و نکات مهمى است که باید نسبت به آنها توجه شود. جان بولتون یکى از اعضاى اصلى نومحافظهکاران است. در کارنامه ناموفق جان بولتون مىتوان به موارد متعددى اشاره کرد:
1- حادثه 11 سپتامبر
“بولتون” به همراه دیگر نومحافظهکاران جنگطلب، نقش بلاانکارى در طرحریزى حادثه 11 سپتامبر داشت. وى از طرف ایروینگ کریستل وظیفه داشت تا به علت روابط نزدیک خود با تلآویو هماهنگىهاى لازم میان سیا و موساد را انجام دهد. عدم حضور هزاران یهودى در زمان اصابت دو هواپیما به برجهاى دوقلو به علت هماهنگى پشت پردهاى بود که میان سیا و موساد صورت گرفته بود. جان بولتون در سال 2001 مسئول این همکارى شوم بود. از سوى دیگر “بولتون” پس از حادثه 11 سپتامبر سعى کرد در راستاى تطابق عینى سیاست خارجى اسرائیل و کاخ سفید وارد عمل شود. البته او در این راه بسیار ناموفق عمل کرد. سکته مغزى “آریل شارون” و جایگزینى اولمرت و انشعابات حزبى بهوجود آمده در اسرائیل از یک سو و ایجاد تشنج و سردرگمى در جبهه جمهوریخواهان آمریکا از سوى دیگر باعث شد تا بسیارى از طرحهاى بولتون در این راستا ناتمام بماند.
2- جنگ افغانستان و عراق
پس از حادثه 11 سپتامبر 2001، نومحافظهکاران تصمیم گرفتند تا یک نفر از تئوریسینهاى شوراى دوازده نفره را در عرصه اجرایى وارد کار نمایند. از اینرو “ریچارد پرل” و “پل ولفویتس”با کنارهگیرى از سمتهاى خود، فضا را براى حضور کامل “جان بولتون” در عرصه سیاست خارجى آمریکا مهیا ساختند.
بولتون به سبب روحیات و تفکرات خصمانه و رئالیستى خود در قبال نظام بینالملل و نیز به علت رابطه خود با مقامات صهیونیست از سوى تئوریسینهاى نومحافظهکار در معادلات آشکار آمریکا حضور یافت.
بولتون در طراحى جنگ افغانستان و عراق و توجیه تئوریک این دو جنگ نقش اساسى داشت. او در زمینههاى فکرى و اجرایى همکارى گستردهاى با رامسفلد، چنى و رایس داشت. همچنین نقش بولتون در برکنارى کالین پاول در دوران دوم ریاست جمهورى بوش کاملا بلاانکار بود. بولتون و رامسفلد معتقد بودند که پاول در راستاى پیروى مطلق از سیاستهاى القایى نومحافظهکاران عملکرد مطلوبى ندارد.
پس از شکست اخیر جمهوریخواهان در انتخابات کنگره سنا، برکنارى رامسفلد و بولتون به خواسته اصلى ملت آمریکا، دموکراتها و جمهوریخواهان سنتى تبدیل شد. بسیارى از شهروندان آمریکایى معتقدند که بولتون و رامسفلد دو مسبب اصلى جنگ عراق و شکست کاخ سفید در سیاست خارجى آمریکا هستند.
3- حضور در سازمان ملل
هرچند که جان بولتون مدت کمى (حدود یک سال) در شوراى امنیت سازمان ملل متحد و به نمایندگى از دولت آمریکا حضور یافت، ولى نوع انتخاب او به صورت موقت بود. اقدامات خصمانه بولتون در جلسات متعدد شوراى امنیت که معمولا با محوریت حمایت از جنایات اسرائیل و تلاش براى انزواى کشورهاى اسلامى و خصوصا جمهورى اسلامى ایران صورت پذیرفت، باعث شد تا ضربات سهمگینى به دستگاه سیاست خارجى آمریکا وارد شود.
در جریان تصویب قطعنامههاى شوراى امنیت، جان بولتون با نمایندگان دیگر کشورها رفتارى بسیار خصمانه داشت. حتى نمایندگان کشورهاى اروپایى همراه با سیاستهاى واشنگتن نیز بارها به سبب برخوردهاى متکبرانه “جان بولتون” گلایههاى زیادى را به بوش پسر کرده بودند.
در خصوص مسئله هستهاى ایران و جنگ 33روزه حزبالله لبنان و رژیم اشغالگر قدس، بولتون تلاش کرد تا در قالب خصمانهترین راه ممکن اجماع کشورهاى جهان را علیه اسلامگرایان عینیت بخشد ولى در نهایت ناکام ماند و با بازخوردى منفى مواجه شد. چنین مسائلى باعث شد تا مخالفت با ادامه حضور بولتون در میان جمهوریخواهان سنتى نیز تشدید شود. وى اعتبار کاخ سفید در نظام بینالملل را به طور کامل مخدوش ساخته است. انتخابات اخیر آمریکا جرقهاى نهایى بود که بر یک انبار باروت نواخته شد و جبهه نومحافظهکاران و افرادى مانند رامسفلد و بولتون را به ورطه سقوط کشاند.