شکست یا پیروزی
سخنگوی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در این گفتوگو با اشاره به نتیجه انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری به تعریف شکست و پیروزی پرداخت و اظهار داشت: شکست و پیروزی برای هر جریان در هر رقابت سیاسی با توجه به اهداف آن جریان تعریف میشود و همچنین با توجه به شرایط آن رقابت سیاسی سنجیده و ارزیابی میگردد. وی اضافه کرد: اگر جایگاه اصلاحطلبان را در نسبت با نتیجه سال 84 براساس هدف آنها بخواهیم بررسی کنیم بیشک اصلاحطلبان برای پیروزی آمده بودند تا بتوانند در سطح حاکمیت و در رأس مدیریت اجرایی کشور حضور داشته باشند و طبعاً چون این هدف محقق نشد، باید گفت که شکست خوردند. محسن آرمین ادامه داد: اما اگر این جایگاه را در نسبت با شرایط این رقابت سیاسی بررسی کنیم، اصلاحطلبان در مقایسه با شرایطی که بر انتخابات حاکم بود بیشک و به صراحت شکست نخوردند. در واقع فضای حاکم بر انتخابات سال 84، اساساً عادلانه نبود. وی افزود: وقتی شکست مطرح میشود و میتوان گفت که جریانی شکست خورده است که رقیب پیروز شده باشد. حال آن که اصلاحطلبان از رقیبی که نهایتا نامش از صندوقها بیرون آمد شکست نخوردند. جریان دیگر سیاسی هم که نام کاندیدایشان از صندوقها بیرون نیامد هم از پیروز انتخابات شکست نخوردند. بلکه همگی از شرایط و عوامل ایجاد شده شکست خوردند. آرمین ادامه داد: البته این سخنان به آن معنا نیست که غفلتها، ضعفها و نارساییهای اصلاحطلبان را نادیده بگیریم.
ضعفها و غفلتها
سخنگوی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی گفت: در یک نگاه منصفانه، اگر به مواردی که خارج از اراده و خواست اصلاحطلبان بود و به شرایط سیاسی کشور و به دخالتهای غیرقانونی نگاه کنیم باز هم باید از ضعفهای اصلاحطلبان سخن بگوییم. به هر تقدیر اصلاحطلبان نتوانستند به ائتلاف دست پیدا کنند. این که تقصیر چه کسی بود و مسئولیت این عدم دستیابی به ائتلاف برعهده چه جریانی است بحث جداگانهای است ولی به هر حال اصلاحطلبان به ائتلاف نرسیدند و این فینفسه نشان دهنده وجود نارسایی و کاستی در درون اصلاحطلبی بود. ای بسا اگر برخوردهای جزئی و خودمحورانه وجود نداشت و حداقل کمتر بود، نتیجه انتخابات به گونهای دیگر رقم میخورد. هرچند که باید بپذیریم که اراده فائقهای نیز وجود داشت که میخواست این انتخابات را به نتیجه خاصی برساند؛ اما باید گفت که این اراده فائقه در انتخابات دوم خرداد وجود داشت ولی آن روز شرایط به گونهای بود که امکان تحقق خواستههایش فراهم نشد و لذا در مورد انتخابات سال 84 باید بخشی از کاستیها را در درون اصلاحطلبی جستجو کرد. وی اضافه کرد: از طرفی انتخابات سال 84، درست پس از 8 سال اصلاحات صورت گرفت 8؛ سالیکه با فراز و نشیبهای فراوان، تنشها و بحرانهای فراوان و جنجالهای سیاسی فراوان همراه بود و به قاطعیت میتوان گفت که در اکثر موارد، نقشآفرین این تنشها، بخشهایی از حاکمیت ضداصلاحات بودند که سعی داشتند دولت و مجلس را به مسائل مختلف حاشیهای درگیر کنند تا در فضای عمومی جامعه، احساس امنیت و رضایت را از بین ببرند. نماینده سابق مجلس ادامه داد: این بخش متأسفانه موفق شد و توانست به هدف خود برسد و در واقع نوعی خستگی در جامعه ایجاد شد و در کنار آن برخی ضعفهای طبیعی و غیرطبیعی اصلاحطلبان نیز مزید بر علت شد و برخی زمینهها را فراهم کرد تا حریف را که کاملا عزم خود را جزم کرده تا او را زمینگیر کند و به بنبست بکشاند، موفق سازد. حریفی که به همه امکانات و ابزارهای سیاسی، امنیتی و نظامی دسترسی دارد. وی با اشاره به تأثیر برخی سرخوردگیهای به وجود آمده در طول 8 سال اصلاحات در نتیجه انتخابات سال 84 گفت: بخشهایی از جامعه از تنشها و بحرانهای ایجاد شده در طول دوره اصلاحات نگران شده بودند و برخی نیز فکر میکردند که مطالبات آنها باید در طول این 8 سال محقق شود و چون خواسته آنها چه واقعبینانه و چه غیرواقع بینانه محقق نشده بود، از اصلاحات سرخورده شدند. از طرفی برخی هم به شدت اسیر تبلیغات سازمان یافته و هماهنگ سراسری شدند. به این ترتیب نوعی بیتفاوتی و در نهایت نوعی اعتراض در فضای جامعه نسبت به اصلاحطلبان ایجاد شد. وی افزود: در انتخابات سال 84، میزان مشارکت مردمی، در مقایسه با گذشته به حد قابل توجهی کاهش یافت و همچنین تفرق اصلاحطلبان در کنار فضای ذهنی حاکم بر جامعه، آرا را پراکنده کرد و نتیجه آن شد که همه دیدیم. آرمین تصریح کرد: البته باید توجه داشت که با همه این مسائل، اگر آرای کاندیداهای اصلاحطلب یا نزدیک به اصلاحطلبان را با هم جمع کنیم، مجموعه آرای طیف مقابل با مجموعه آرای طیف اصلاحطلبان قابل قیاس نیست و این نشان از زنده بودن اصلاحات در ذهن و دل مردم دارد.
امکانات پیشرو
محسن آرمین همچنین درباره فضای حاکم بر انتخابات سال 84 گفت: برشمردن نقاط ضعف و نیز اشاره به عدم دستیابی اصلاحطلبان نباید باعث شود که فکر کنیم اصلاحطلبان میتوانستند به طور کامل پیروز این میدان باشند. وی افزود: اصلاحطلبان در دورههای مختلف انتخاباتی، همواره با محدودیتها مواجه بود و این انتخابات هم از این قاعده مستثنی نبود. ما برخلاف رقیب اقتدارگرایمان، نمیتوانستیم هر گزینهای را که مطلوب خودمان است، معرفی کنیم. بنابراین مجبور بودیم به گزینههای ممکن و محتمل اکتفا کنیم. آرمین با اشاره به کاندیداتوری دکتر معین اظهار داشت: دکتر معین که از سوی مجموعه اصلاحطلبان پیشرو، کاندیدا شده بود، در جامعه چهره شناخته شدهای نبود و این خود یک نقطه ضعف برای ما بود. دکتر معین از جهت سرشناسی، قابل مقایسه با آقای خاتمی نبود و ظرفیتهای خاتمی را برای جلب افکار عمومی هم نداشت هرچند که او با مجموعه ملاکهایی که ما برای انتخاب یک کاندیدا داشتیم، کاملا تطبیق میکرد.
دلایل شکست
سخنگوی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در ادامه این گفتوگو حساب مرحله اول انتخابات نهم را از مرحله دوم کاملا جدا دانست و اظهار داشت: مرحله اول به دلایلی که گفته شد، آرای پراکنده و شکسته شده را نصیب اصلاحطلبان کرد. وی اضافه کرد: وقتی آرا پراکنده باشد، یک میلیون یا دو میلیون تقلب میتواند همه چیز را زیر و رو کند. اما در انتخاباتی مثل انتخابات 2 خرداد 76، به خاطر اتفاقنظر و وحدت نظری که وجود داشت، اختلاف آرا آنقدر زیاد بود که همه اعمال نفوذها، عملا تأثیری نداشت. وی ادامه داد: مهمترین بخش انتخابات سال 84، همان مرحله اول بود. چرا که کاملا بر ما روشن بود که با توجه به موقعیتی که آقای هاشمی در فضای اجتماعی و سیاسی کشور پیدا کرده بود، هرکس با ایشان به دور دوم انتخابات وارد شود، پیروز خواهد بود و هاشمی رفسنجانی را شکست خواهد داد. لذا مرحله دوم چندان غیرقابل پیشبینی نبود.
نقش عملکرد اقتصادی دولت در انتخابات
محسن آرمین انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری را در بسیاری از موارد به ویژه به لحاظ شعارها و برنامههای کاندیداهای مختلف، منحصر به فرد دانست و گفت: با نگاهی به این شعارها میتوان پی برد که این شعارها تا چه حد از یک خاستگاه کارشناسانه و محققانه برخوردارند و تا چه حد جنبه پوپولیستی دارند و برای جمع کردن آرا سر داده میشوند و میتوان فهمید که تا چه حد این شعارها با مشی کاندیداها تطابق داشته و تا چه حد ظاهرسازی و تبلیغات هستند. وی افزود: متاسفانه جامعه ما پس از 8 سال اصلاحات، احساس میکرد که مطالبات اقتصادیاش برآورده نشده. راههای تحقق مطالبات و تلاشهایی که اصلاحطلبان در این مسیر داشتهاند یک موضوع است و احساسی که جامعه در خصوص رفع مشکلات اقتصادی خود دارد موضوع دیگری است. ممکن است شما تحلیل کنید که برای حل مشکلات اقتصادی، باید کارهای اساسی و درازمدت صورت گیرد و ما به زمان طولانی نیاز داریم. ممکن است شما فکر کنید که برای حل مسائل نیاز به جراحی در عرصه اقتصادی داریم اما دلیلی ندارد که جامعه هم مثل شما تحلیل کند. بلکه جامعه ممکن است به گونهای دیگر فکر کند و احساس کند که مطالباتش محقق نشده است. آرمین در ادامه اظهار داشت: نقش تبلیغات و مجموعه تریبونهای تبلیغاتی ضداصلاحات را نباید دست کم گرفت. در طول هشت سال اصلاحات همه چیز در این بخش که دارای همه امکانات هم بود، در خدمت اثبات ناکارآمدی و ناتوانی دولت اصلاحات در تحقق خواستههای اقتصادی جامعه بود. وی تصریح کرد: بزرگترین طرح اقتصادی در تاریخ این کشور، در دوره اصلاحات صورت گرفت. اما دستگاه تبلیغاتی کشور یعنی از کنار آن مثل یک حادثه ساده و پیش پا افتاده رد میشد. به عنوان مثال بحث خودکفایی گندم یا مجموعه عسلویه و همچنین مجموعه سدهای عظیمی که افتتاح شدند، در کنار میزان بالای سرمایههای خارجی که در این 8 سال جذب شد که در تولید و اشتغال تأثیر مثبت داشت، به همراه 2 برابر شدن ظرفیت اشتغال کشور، همگی نشانهها و گواههایی بر این مدعا هستند. آرمین گفت: اما متأسفانه هیچیک از این توفیقهای واقعی، به عنوان یک موفقیت و پیروزی برای دولت خاتمی و در واقع برای مجموعه نظام تلقی نشد بلکه برعکس همواره بر نقاط ضعف و کاستیها دست گذاشتند. وی افزود: پروژه عسلویه به تنهایی 27 میلیارد دلار سرمایه خارجی را جذب کرده بود و دهها هزار شغل ایجاد کرده بود و این غیر از شغلهای جانبی بود که به مجموعه عسلویه وابسته بودند. این پروژه و آثار آن در جذب سرمایه خارجی چیزی بود که در طول تاریخ گذشته سابقه نداشت. از آغاز انقلاب تا دوره اصلاحات، مجموعه سرمایهگذاریهای جذب شده در این کشور به یک میلیارد دلار هم نمیرسید اما پروژه عسلویه به تنهایی ظرفیت جذب 27 میلیارد دلار را داشت که بیست و چند میلیارد آن در 8 سال اصلاحات جذب شد و چند میلیارد دیگر مانده بود تا موافقتها جلب شود و قراردادها نوشته شود. در عسلویه بیابانی به جنگل آهن تبدیل شده و توانسته بود حجم انبوهی از سرمایه را جذب کند و شغلهای فراوانی را ایجاد کند. آن وقت شما میبینید که مسئله حاکمیت در مقابل همین پروژه (عسلویه) این است که چرا مثلا شرکت پتروپارس که یکی از شرکای ایرانی در عسلویه است، تعهدات خود را در انجام فاز یک و دو با چند ماه تأخیر انجام داده است. در حالی که پروژههای بسیاری در این کشور سالها طول میکشند ولی کسی اعتراض نمیکند. پروژهای مثل تونل زیرگذر رسالت، چندین سال طول میکشد و تازه امسال افتتاح میشود. وی ادامه داد: در بحث گندم، پس از چهل سال، برای اولین بار در تاریخ کشور ما، خودکفایی رخ داده است و آن هم در دولت اصلاحات بوده است. هر کشور دیگری که میتوانست به این پیروزی برسد، جشن ملی میگرفت. چرا که در اساسیترین کالای موردنیاز مردم که کالای استراتژیک است توانسته خودکفا شود. با این وجود، دولت اصلاحات توانست کشور را از وابستگی در یک کالای استراتژیک به خارج از کشور نجات دهد اما هیچ خبری نشد، گویا اصولاً مردم نباید احساس پیروزی کنند و حس کنند که به توفیقی رسیدهاند و مشکلی از مشکلات کشور حل شده است. آرمین اظهار داشت: بیشک با چنین خط مشی تبلیغاتی، طبیعی است که جامعه حس کند که به لحاظ اقتصادی، مطالباتش تحقق نیافته و مسیر پیشرو اصلا مسیری نیست که بتواند مطالبات را تحقق بخشد، لذا طبیعی است که خواستههای اقتصادی پررنگ شود و در این فضا شعارهای پوپولیستی مثل آوردن پول نفت بر سر سفرههای مردم بتواند جمعیتهای حاشیهای و پیرامونی را جذب کرده و آرا را در مرحله دوم به سمت و سوی خاص سوق دهد.
میزان توجه اصلاحطلبان به افکار عمومی
نماینده مردم تهران در مجلس ششم شورای اسلامی در ادامه با اذعان به این که اصلاحطلبان در طول 8 سال دولت اصلاحطلب، نسبت به افکار عمومی کمتوجه بودند و در توجیه افکار عمومی همتی نمیکردند، گفت: اما نباید تصور کرد که اگر این غفلت هم وجود نداشت، تفاوت چندانی در شکل پایان دولت اصلاحات صورت میگرفت. وی در توضیح این مطلب ادامه داد: دیروز (در دولت خاتمی) چیزی به نام صندوق ذخیره ارزی داشتیم که یک حرکت کاملا علمی و با توجه به منافع ملی بود و طبق آن قرار بود پول نفت را از بودجه بیرون بکشیم و به عنوان ذخیره کنار بگذاریم، خارج از بودجه و در طرحهای عمرانی از آن استفاده کنیم و برای راهاندازی بخش خصوصی از آن کمک بگیریم. اما امروز (در دولت نهم) چیزی به نام صندوق مهر رضا داریم که به قصد تولید و افتتاح پروژههای ملی راهاندازی نشده بلکه هدف از آن اعطای وامهای ازدواج یا دو، سه میلیون چه شغلی میخواهد ایجاد کند. بیشک نهایت امر این است که این دو، سه میلیون پیش قسط یک خودروی سورای خواهد شد تا با آن فرد به مسافرکشی بپردازد و این یعنی ایجاد شغل کاذب نه ایجاد اشتغال. آرمین اظهار داشت: خاتمی اگر مثل دولت نهم به شهرستانها سفر میکرد، حداکثر برای جمعیت همان شهرستان میتوانست حرف بزند ولی امروز سخنان رئیس جمهور دولت اقتدارگرا، در دور افتادهترین شهرهای کشور، به صورت مستقیم از تلویزیون پخش میشود. و سوال این است که چند بار سفرهای خاتمی به صورت مستقیم از تلویزیون پخش شد؟! اینها را نباید دست کم گرفت. افکار عمومی با این اقدامات شکل میگیرد. در طول 8 سال خاتمی، همه پایگاههای رسانهای اصلاحطلبان و همه رسانههای این جریان مورد هجمه بود و در ارتباط مستقیم اصلاحطلبان نیز با مردم در جلسات سخنرانی، اخلال ایجاد میکردند تا مانع گفتگوی چهره به چهره اصلاحطلبان با مردم شوند. از آن طرف نقش منابر و ائمه جمعه و جماعات را نیز در این میان نباید نادیده گرفت. آرمین افزود: بالاخره طبق تعریف خاتمی، اصلاحات یک مشی سیاستورزی خردمندانه و مسالمتجویانه بود که بر چارچوبهای قانون اساسی مبتنی بود. با این حساب اگر آن بخش از حاکمیت که 90 درصد قدرت را برعهده داشته و دارد، نخواهد که ارادهای شکل بگیرد و قوت یابد، نخواهد شد و آن اراده با مشکل مواجه خواهد شد. البته بدون شک نباید غافل بود که اگر اصلاحطلبان یک مجموعه یکپارچه بودند و یک ایده واحد داشتند و برنامهای مشترک را پی میگرفتند، طبعاً همین حاکمیت را با اراده خود به عقب میراندند و جلوی دستاندازی و تطاول را میگرفتند.
نقش جریانهای تندرو و رادیکال اصلاحطلب در نتیجه انتخابات نهم
آرمین یکی از انتقادهای جدی خود را به جریانهای اصلاحطلبی، نداشتن یک برنامه راهبردی مشخص و عدم اجماع و توافق بر اولویتبندیها دانست و گفت: برخی از دوستان ما به لحاظ تبلیغاتی و سیاسی اصلاً نتوانستند اصلیها و فرعیها را از هم تفکیک کنند. وی با اشاره به اقداماتی که از سوی برخی چهرههای اصلاحطلب در جهت تخریب جایگاه و چهره هاشمی رفسنجانی صورت گرفت، اظهار داشت: از همان ابتدای اصلاحطلبی و آغاز پیروزی دوم خرداد 76، کاملاً معلوم بود که کانونهای تهدید علیه اصلاحطلبی در چه محافل و مراکزی از قدرت و حاکمیت نهفته است، اما متاسفانه برخی از دوستان ما آدرس را اشتباهی دادند. البته همان زمان هم این انتقادها وارد میشد و بخشهایی از جریان اصلاحطلب به این دسته از اصلاحطلبان تندرو انتقاد میکردند و از مطبوعات آنها گله میکردند ولی متاسفانه گوش شنوایی وجود نداشت. آرمین ادامه داد: به نظر میرسدکه این تقدیر تاریخی ماست که هرگاه مقداری فضا باز شده و جنبشی به وجود آمده تا بخشی از خواستههای مردم محقق شود، ما باید شاهد پیدایش حرکتهای افراطی و تفریطی باشیم. حرکتهای محافظهکارانه راستروانه که حاضر به تحولی جدی نیستند و حرکتهای چپ روانه و یا بینشهای محدود که هر دو در اصلاحات به ما ضربه زد و در مشروطه، نهضت ملی و اوایل انقلاب اسلامی هم سابقه داشت.
اصولگرایی پس از انتخابات نهم
سخنگوی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، با ترسیم مختصات گروههای سیاسی مختلف کشور پس از انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری، جبهه ضداصلاحات یا جناح محافظهکار و راست را در طول یکسال اخیر دچار تحولات شگرف خواند و گفت: جبهه ضد اصلاحات همواره از 2 بخش تشکیل شده که یکی بخش راست سنتی و یا محافظهکار است و این همان جریانی است که در مقابل جریان چپ اسلامی در دهه 60 فعالیت میکرد و دوم بخش متحد این جریان است که جریان افراطی و رادیکال جناح راست محسوب میشود و فاقد یک هویت سیاسی بوده و بنده ناف آن به قدرت و تشکیلات آن و برخی نهادهای نظامی وصل است. وی اضافه کرد: این جریان رادیکال راست از سالهای پیش از 2 خرداد، همواره نقش عملیاتی و پیاده نظام را برای راست سنتی داشت و در طول دوران اصلاحات نیز همین نقش را ایفا میکرد. اما به تدریج طرحی به اجرا درآمد برای برکشیدن و بالا بردن این جریان افراطی و لذا تلاشهای همه جانبهای با امکانات مالی، لجستیکی، تدارکاتی، سیاسی و تبلیغاتی صورت گرفت تا این مجموعه به یک تشکیلات و حزب تمام عیار با پایگاه اجتماعی خاص تبدیل شود. در همین راستا نیز نهادسازی برای این جریان در حوزههای مختلف انجام شد و با کمک تشکیلات سراسری حزب پادگانی در سراسر کشور، ساختن تئوریسینها و ایدئولوگهای فکری و سیاسی، برگزاری دورههای سراسری مختلف تحت عناوین مختلف در سراسر کشور برای تربیت آماده سازی تئوریک و سیاسی این نیروها تلاشها تکمیل شد. همچنین این جریان در حوزه فرهنگی و هنری از کلیه رسانهها از جمله مطبوعات، مجلات، کتاب، فیلم، سینما، سایت و اینترنت بهرهمند شد تا بتواند به وظیفه خود به خوبی عمل کند. آن بخش از فعالیتهای فرهنگی و تبلیغاتی هم که توسط همه این امکانات، ناقص میماند توسط رسانه ملی صداوسیما جبران میشد و این نیرو را در جریان ضداصلاحات تقویت میکرد تا جایی که دیگر این جریان حس کرد که نباید در جبهه اصولگرایی نقش زیردست و مغلوب را داشته باشد. آرمین در ادامه گفت: انتخابات شوراهای دوم، اولین تجربه مستقل سیاسی این جریان بود که تحت شرایط ویژه صورت گرفت و با این تجربه سیاسی، نوعی اعتماد به نفس را در او ایجاد کرد که میتواند به صورت مستقل و با وجود نیروی انسانی اندکی که دارد، ولی به دلیل برخورداری از تشکیلات منسجم و حمایت منسجم به پیروزی دست یابد. وی افزود: در انتخابات مجلس هفتم برای اولین بار شاهد بودیم که در جبهه ضداصلاحات، این جریان راست سنتی نبود که تعیین کننده لیستهای انتخاباتی بود بلکه بخش افراطی و رادیکال بود که مدعی بود پرچم مخالفت را باید به دست گیرد و این بود که دیدیم نام چهرههای برجسته جناح راست در لیست انتخاباتی مجلس هفتم با شعار نوگرایی و جوانگرایی حذف شد و برای اولین بار این جریان در مجلس شورای اسلامی، حضوری جدی یافت و توانست خود را برای ریاست جمهوری آماده کند. آرمین اضافه کرد: در انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری، این نیروی مستقل دیگر احتیاجی به شریک سابق خود نداشت بلکه مدعی بود که حتی باید نقش شریک سابق خود را نیز خود تعریف کند و از این رو بود که از انتخابات مجلس هفتم، شاهد بروز تضادهای جدی میان جریان تازه به میدان آمده با جریان راست بودیم و اختلافها در انتخابات ریاست جمهوری به وضوح سرباز کرد و کاندیدای جریان راست سنتی، لاریجانی شد ولی احمدینژاد به عنوان کاندیدای جریان راست افراطی معرفی گردید. این تضادها تا به جایی بود که حتی گاه دو جریان دست به افشاگری علیه هم میزدند. آرمین هشدار داد: امروز دیگر این تنها اصلاحطلبان نیستند که باید از صحنه قدرت خارج شوند و تنها هاشمی رفسنجانی نیست که باید از قدرت کنار برود؛ بلکه جریان راست سنتی هم باید در قدرت نقشی نداشته باشد و نقش درجه 2 و 3 بگیرد و کاملا به فرموده عمل کند. وی ادامه داد: طبعاً این وضعیت، مطلوب جریان محافظهکار یا راست سنتی نیست. آرمین تأکید کرد: در انتخابات خبرگان آینده نیز جریان محافظهکار حس میکند که مثل انتخابات ریاست جمهوری قرار است سرش بیکلاه بماند و در واقع انتخاب و نظارت بر عالیترین مقام کشور، نیز باید در اختیار جریان اقتدارگرا باشد. لذا ما شاهد تحرکات و تلاشهایی در جریان راست سنتی هستیم که به تدریج در حال نزدیک شدن به چهرههایی مثل هاشمی است، در حالی که در مقعطی کاملاً از هاشمی فاصله گرفته بود و به شدت مخالف سیاسی هاشمی رفسنجانی بود. وی ادامه داد: امروز جریانهای سنتی ما که بیشتر در حوزههای علمیه و قم هستند کاملا احساس خطر دارند و از بروز حاکمیت جریانی که بیش از آن که دین و شریعت برایش مهم باشد، قدرت برایش مهم است، نگرانند.
اصلاحات پس از انتخابات نهم
محسن آرمین جریانهای اصلاحطلب را نیز در طول یکسال گذشته از انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری، مشمول تحول دانست و گفت: هرچند که این تحول به گستردگی و حجم تحولات جناح راست نبود ولی در هر حال تغییراتی در درون جبهه اصلاحات ایجاد کرد. در واقع از اواخر مجلس ششم و اوایل انتخابات مجلس هفتم به این سو، شاهد نوعی افتراق میان گروههای دوم خردادی هستیم. بسیاری از اختلافات که در طول دوره 8 ساله دولت خاتمی سعی میشد کنترل شود و سرباز نکند، به تدریج و از اواخر مجلس ششم، سرباز کرد و حرکتهایی مثل تحصن نمایندگان مجلس را شکل داد؛ تحصنی که نشان داد که همه اصلاحطلبان ایده و دیدگاههای واحدی ندارند و به یک خط مشی واحد معتقد نیستند. دیدیم که در آن ماجرا، از مجموع فراکسیون اصلاحطلب مجلس، تنها 80، 90 نفر در تحصن حاضر شدند. وی ادامه داد: این روند در انتخابات مجلس هفتم هم خود را نشان داد. بخشی از اصلاحطلب حاضر نشدند در انتخابات حضور یابند. آرمین اضافه کرد: به میزانی که این اختلافات بیشتر میشد، گلهها و انتقادها هم بیشتر میشد و علیرغم همه تلاشهایی که شکل میگرفت تا این گلایهها سرباز نکند ولی به هر حال این روند ادامه یافت. آنچنان که در انتخابات ریاست جمهوری نهم، اصلاحطلبان نتوانستند به وحدت برسند. سخنگوی سازمان مجاهدین انقلاب افزود: اگر تفاوت عملکرد در انتخابات مجلس هفتم سعی میشد نوعی اختلاف در تاکتیک تعریف شود ولی در انتخابات نشان داده شد که اختلافات فراتر از اینهاست و این مجموعه قادر نیست در مورد یک رئیس جمهور به ائتلاف برسد و خط مشی واحد انتخاباتی داشته باشد. وی ادامه داد: شما آثار این اختلافات را در انتقادها و حملات مکرر آقای کروبی و برخی چهرههای حزب اعتماد ملی علیه جریان اصلاحطلبان پیشرو به خوبی میبینید. در انتخابات ریاست جمهوری، اختلافات به حدی شد که کسانی که از دکتر معین حمایت میکردند، نام خود را اصلاح طلبان پیشرو گذاشتند که نشان از نوعی تفکیک و جدایی داشت. آرمین در ادامه گفت: اکنون نیز این اختلافات را میتوان در حملات مکرر با مناسبت و بیمناسبت و گاه و بیگاه آقای کروبی و برخی چهرههای حزب اعتماد ملی علیه جریان اصلاحطلب پیشرو دید و این نشان میدهد که اختلاف وجود دارد؛ هرچند که طرف مقابل واکنش چندانی نشان نداده و بنا هم نداریم که واکنشی نشان دهد ولی به هر حال این انتقادات نشان میدهد که اختلاف دیدگاهها جدی است و برای رفع آنها به فرایندی از گفتوگوهای جدی نیاز است.
اصلاحطلبان و انتخابات آتی
محسن آرمین در ادامه با اشاره به ضرورت شکلگیری ائتلاف علیرغم همه اختلافات برای شرکت در انتخابات خبرگان و شوراهای آتی در درون اصلاحطلبان گفت: ما در مورد خبرگان معتقدیم این ائتلاف شکل خواهد گرفت و مشکلی وجود ندارد اما در مورد انتخابات شوراها باید توجه داشته باشیم که حتی در انتخابات شوراهای اول و دوم هم اصلاحطلبان به لیست واحد سراسری نرسیدند. حتی لیست تهران اصلاحطلبان هم به گروهها واگذار شده بود و تنها درصدی مشترک داشت. لذا نباید انتظار داشت که برای شوراهای سوم، لیست واحد سراسری از سوی اصلاحطلبان ارائه شود. وی در عین حال تأکید کرد: با همه این اختلافات و مسائل باید توجه داشت که در انتخابات آتی هم با رقیبی مواجهیم که از تمامی امکانات قدرت برخوردار است و تمامی رسانههای کشور را در اختیار دارد و همچنین با یک تشکیلات سراسری و حمایت برخی نیروها و حمایت دولت قصد دارد در این انتخابات هم پیروز شود ولی ما به هر دلیل قصد داریم در این شرایط وارد شویم. از این رو باید توجه داشت که اگر اصلاحطلبان تمام توان خود را روی هم بریزند احتمال دارد که بتوانند وارد یک رقابت جدی با این رقیب قدرتمندی شوند. وی هشدار داد: در این شرایط اگر حزبی فکر کند که به صورت مستقل میتواند وارد انتخابات شده و فراتر از یک زینت المجالس و گرمکننده تنور انتخاباتی و فراتر از یک رقیب نمایشی، میتواند به رقابت انتخاباتی بپردازد، باید بداند که نهایت ساده لوحی را مرتکب شده و بیشک اصلاحطلبها آن قدر رشد سیاسی دارند که این واقعیت را درک کنند و ما مطمئنیم که همه گروههای اصلاحطلب به ائتلاف فکر میکنند و اگر بر زبان هم نمیآورند براساس یکسری ملاحظات سیاسی است.
تلاش دولت و مجلس برای تحول در قوانین
محسن آرمین در ادامه این گفتوگو با اشاره به تلاش دولت نهم و مجلس هفتم برای تغییرات جدی در نحوه برگزاری انتخابات و نیز شرایط بررسی صلاحیت کاندیداهای انتخابات مختلف در کشور، موضوعاتی چون تجمیع انتخابات و لایحه نظام جامع انتخابات را یادآور شد و گفت: این اقدامات عجولانه در به هم ریختن وضع موجود که موارد اشاره شده تنها تعداد معدودی از آنهاست، به ماهیت و نوع نگاه جریان اقتدارگرا برای اداره کشور برمیگردد. یک فکر و دیدگاه واحد پشت سر این حرکتها نهفته است که معتقد است که میتوان با یک جمع منسجم اما محدود که تمامی ابزارهای اعمال قدرت را در دست دارد میتوان کشور را اداره کرد و احتیاجی هم به هیچکس نیست. مشارکت مردم را هم نهایتاً میتوان در قالب یک انتخابات به ضرب تبلیغات جلب کرد. وی اضافه کرد: وقتی میشود این قدر آسان و یکهسالارانه حکومت کرد، چه احتیاجی دارد که دردسر دموکراسی را بپذیریم. لذا تمام این تحرکات ریشهاش در این دیدگاه است. این جریان اعتقادی به دموکراسی و مشارکت مردمی ندارد و در میان حکومتهای موجود هم ایدهآلش حکومتی مثل حکومت کره شمالی است و از هر اقدامی استفاده میکند تا به آن برسد. ابزارهای قانونی هم دارد. زیاد سخت نیست که قانونی بنویسی و انتخابات را به انتصابات تبدیل کنی و انتصابات را انتخابات جلوه دهی. وقتی میشود چنین کرد دیگر چه احتیاجی به کودتا هست. کودتای پارلمانی و قانونی بهترین شکل است که ظاهر قانونی هم دارد اما در واقع آنچه در آن مهم نیست دموکراسی و قانون است.
ارزیابی عملکرد اقتصادی دولت نهم
سخنگوی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در خصوص عملکرد تیم اقتصادی دولت نهم اظهار داشت: الگوی اقتصادی که دولت دنبال میکند یک الگوی کاملا پوپولیستی است. هیچ یک فعالیتها و تصمیمات اقتصادی یکساله دولت بر یک نگاه کارشناسانه و علمی و معطوف به منافع ملی استوار نیست و همگی بر حفظ وضع موجود جامعه و ایجاد احساس رضایتمندی حداقلی و مقطعی تأکید دارد و به این نکته توجه ندارد که در درازمدت چه اتفاقی خواهد افتاد. وی اضافه کرد: تقریبا بیش از 90 درصد تصمیمات دولت در حوزه اقتصادی متمرکز بر اقداماتی است که ماهیتاً جنبه مسکّن دارد یعنی درد را از بین میبرد و به عامل درد و نارساییهای اقتصادی کاری ندارد و به زیرساختهای اقتصادی بیتوجه است. آرمین ادامه داد: تفکر دولت این است که پول نفت را تبدیل به ریال کنیم و حقوق مردم را بالا ببریم، وام بدهیم، وام ازدواج، پول نفت را بدهیم و میوه وارد کنیم و مثلا انگور ونزوئلایی به بازار بیاوریم، آلبالو از فرانسه وارد کنیم تا جامعه حس کند که همه چیز مهیاست. افزایش قیمت نفت هم که بهترین فرصت برای چنین سیاستی را فراهم کرده و دیگر مشکل ارز وجود ندارد؛ پس میشود چنین سیاستی را اجرا کرد. اما این که این اقدامات چه تأثیری در اقتصادی برجای میگذارد، برای دولت مهم نیست.
وی افزود: سیاستهای دولت نهم در حوزههای دیگر هم به تقویت این روش و نگاه کمک کرده است. سیاست خارجی دولت جدید، زمینههای مساعدی را که در طول 8 سال اصلاحات برای جلب همکاریهای خارجی در اجرای پروژههای عمرانی و تولیدی در داخل کشور فراهم شده بود و بستر مناسبی را برای جذب سرمایههای خارجی فراهم کرده بود، از بین برده است. اکنون مهمترین پروژههای تولیدی و عمرانی کشور متوقف شده است؛ پروژههایی که بنا بود با مشارکت طرفهای خارجی انجام شود. تمامی قراردادهایی که به موجب آنها قرار بود منابع زیادی از سرمایههای خارجی را وارد کشور کند، در آستانه امضا متوقف شده است. وی اظهار داشت: دولت تنها به دنبال جلب رضایت مقطعی مردم است. اما همین اقدامات مقطعی دولت هم فاقد مبنای کارشناسانه متناسب است لذا شاهد تصمیمات عجولانهای هستیم که قبل از اجرا پس گرفته میشود و تنها تأثیرات منفی آن بر اقتصاد کشور باقی میماند. وی توضیح داد: به عنوان مثال میتوان به طرح افزایش دستمزد کارگران اشاره کرد که برای جلب رضایت کارگران بود اما پیش از اجرا با گذشت یکی، دو ماه بسیاری از کارخانجات به این نتیجه رسیدند که با این روش ورشکسته میشوند و موج اخراج کارگران شروع شد. به این ترتیب این طرح با اعتراضات شدید کارگران و کارفرمایان، پیش از اجرا پس گرفته شد و تنها چیزی که روی دست جامعه ماند، حدود 300 هزار بیکار بود که به مجموعه بیکاران کشور اضافه شد.