دکتر محمدحسین رفیعی
بسیاری از تحلیلگران کشورهای غربی و وطنی طرفدار جهانیسازی، تحولات تکنولوژیکی در دو دههء گذشته را در مورد ارتباطات، کامپیوترهای شخصی، اینترنت و... عامل اصلی جهانیسازی میدانند. ضمن این که عامل سیاسی این کار را فروپاشی شوروی ذکر میکنند.در این که تکنولوژیهای جدید فوقالذکر در خدمت جهانیسازی نظام سرمایهداری قرار گرفته است، شکی نیست. همچنان که در گذشته اختراع ماشین بخار (کشتی و راهآهن)، ماشینهای احتراقی (اتومبیل)، موتورهای جت (هواپیما، ماهواره و...) اختراع تلگراف، اختراع رادیو، تلویزیون و ترانزیستور و دهها اختراع و اکتشاف جدید در خدمت نظام سرمایهداری قرار گرفته است، ولی منشأ این جهانیسازی در حرص و آز و جهانخواری بورژوازی است که سیری ندارد، نه در اختراعات و اکتشافات جدید. آنچه باید با آن مقابله کرد حرص و آز سرمایهداری است نه اختراعات و اکتشافات جدید. البته این درست است که زمینههای مادی جهانیسازی، رشد و ادغام سرمایههای جهانی و اختراعات جدید است و زمینهساز سیاسی آن فروپاشی شوروی است.
عواقب جهانیسازی
1-قطبی شدن نیروهای اجتماعی در کشورهای جنوب;تشدید فقر و اختلاف طبقاتی در کشورهایی که به روند جهانیسازی میپیوندند. البته در این راستا قشر محدودی که در پیوند نزدیک با بورژوازی جهانی هستند، فربه خواهند شد. این حرف آمریکا که «رشد اقتصادی به توسعهء انسانی میانجامد» منسوخ شده است. مدارک و آمار و ارقام زیادی عکس این را ثابت میکند.
2- وابستگی و سرسپردگی رهبران این کشورها به سرمایهداری جهانی;این وابستگی و سرسپردگی که در شروع خود ناشی از ضعف بینش فکری است در تحول خود به سر سپردگی اقتصادی و وابستگی جهت حفظ قدرت حاکمیت این رهبران هم تسری پیدا خواهد کرد و عملاً اداره و حاکمیت این کشورها به دست صاحبان ابر شرکتهای بزرگی خواهد افتاد که الان رهبران آنها التماس ورود به این کشورها را دارند.
3-رشد نهضتهای استقلالطلبانه و عدالتخواهانه در کشورهایی که به این روند میپیوندند;این نهضتها تحت شعارهای ناسیونالیسم و سوسیال-دموکراتیسم در کشورهایی که در فرهنگ مردم مذهبی چون اسلام وجود ندارد و در کشورهای اسلامی، عکسالعملها تحت لوای اسلام عدالتخواه، بروز و ظهور خواهد کرد. در واقـع در قـرن آینـده (قـرن21) بـاید منتظر عکسالعملهای شدید و قوی فرهنگهای بومی در مقابل جهانیسازی بود و بدون شک در کشورهای اسلامی، اسلام در این عکسالعملها جایگاه ویژهء خود را خواهد داشت که باید به آن توجه جدی شود.11)
خاورمیانه و جهانی شدن اقتصاد
جهانیسازی در خاورمیانه ویژگی خود را دارد موانع جهانیسازی در 20 سال گذشته و مقاومتی که کم و بیش در کشورهای این منطقه صورت گرفته تابع شرایط ویژهء این منطقه بوده است. این شرایط و چالش عبارتند از:
1- عوامل بازدارندۀ جهانیشدن وسیع و گسترده در خاورمیانه
الف.اختلاف اعراب و اسراییل و عدم استقرار صلح تمام عیار; ب.انقلاب ایران
2- انرژی؛ منطقهء خاورمیانه علیالخصوص حوزهء خلیجفارس، معادل هزار میلیارد بشکه ذخیرهء نفت سهلالحصول و گاز طبیعی دارد که تا حدود 50 سال دیگر نیاز کشورهای غربی را برآورده میکند. با تمهیداتی که غرب به رهبری آمریکا از 1979، یعنی پس از انقلاب ایران، به کار گرفته است، نفت خام از هویت یک کالای اقتصادی خارج و به یک کالای «سیاسی-استراتژیک» تغییر ماهیت داده است.
3- بازار منطقهای؛ در منطقۀ نزدیک به خاورمیانه، یک بازار مصرف 5/1 میلیارد نفری وجود دارد که این بازار که عمدتاً در جهان عقبمانده و توسعهنیافته قرار دارد در منافع جهانیشدن غرب بسیار با اهمیت و پولساز است.در میانهء این بازار کشورهای نفت خیز وجود دارند که مجبورند درآمد حاصل از فروش نفت و گاز خود را در مقابل محصولات جهانیشدن هزینه کنند و ارزش افزودهء مناسبی به کالاهای ساخت غرب پرداخت کنند.
4- نـیـروهای مولد صنعتی منطقه؛ در روند جهانیسازی و تقسیم کار جهانی و اولویتهای منطقهء خاورمیانه در 20سال گذشته که جهانیسازی در بعضی از مناطق جهان شتاب داشته است نیروهای مولد صنعتی این منطقه همتراز با کشورهای آن مناطق (ترکیه، مالزی، چین، هند، مکزیک، برزیل و...)رشد نکردهاند و این در روند ساماندهی اقتصاد جهانی مشکل ایجاد خواهد کرد. هر چند در بعضی از کشورهای حاشیهء خلیج فارس این روند شروع شده است ولی در حد توان بالقوهء منطقه به لحاظ بازار مصرف، ذخایر انرژی و شرایط ژئوپلتیکی و جـغرافیایی آن نیست. حرص و طمع و آز سرمایهداری جهانی امروز فراتر از به غارت بردن نفت خام منطقه است. این منطقه با توجه به اولویتهایش باید برای سراسر جهان کالاهایی تولید کند تا نظام سرمایهداری، در چارچوب جهانیسازی از آن بیش از پیش منتفع شود.
آن چه مایۀ امیدواری است درس از تاریخ گذشته است. نظام سرمایهداری از بدو شکلگیری خود در 300 سال گذشته همیشه سعی کرده است که کل جهان را به تسلط خود درآورد. در این سه قرن ملتها را استعمار و استثمار کرده است ولی مقاومت روح و روان آنها را نتوانسته در هم بشکند. در تمام دوران سه قرن گذشته تاریخ کشورها و ملتها مشحون از مقاومت، اجنبی ستیزی، استعمارزدایی و امپریالیسمزدایی است و در آینده نیز چنین خواهد بود.در ماهیت سرمایهداری جهانی و در فطرت انسانهای آزادیخواه و عدالتطلب تغییری حاصل نشده است. سنتهای الهی قوانین لایتغیری هستند که همیشه عمل میکنند و کتب تاریخی جهان پر است از تکرار مقاومتهای ظلم ستیز مردم دنیا.