بسماللهالرحمنالرحیم
این روزها در رسانه های آمریکائی تکاپوی زیادی برای زیرسئوال بردن سیاست های خاورمیانه ای بوش کوچک رئیس جمهور آمریکا مشاهده می شود. نشریه آمریکائی نیوزویک با اشاره به مشکلات آمریکا در عراق و افغانستان به بوش توصیه کرده است راه کارهائی برای نزدیک شدن به ایران جستجو کند تا از این طریق بتواند خود را از مشکلاتی که در عراق و افغانستان گریبانگیرش شده نجات دهد.
نیوزویک نوشت : آمریکا اکنون در جهان اسلام با یک مخمصه مواجه است و فقط یک کشور است که می تواند آمریکا را از این مخمصه نجات دهد و آن ایران است.
این نشریه به عنوان یک راهکار عملی به جرج بوش توصیه می کند همانطور که « نیکسون » رئیس جمهور اسبق آمریکا برای حل مناقشات واشنگتن و پکن در سال 1346 به چین سفر کرد او هم به ایران سفر کند و برای انجام این کار باید رویکرد خود را در قبال گفتگو با ایران تغییر دهد و برای گفتگو شرط و حدی نگذارد. نیوزویک افزود : « آمریکا درحال حاضر دو بال دیپلماسی خود را بسته می بیند از یک سو با ایران و سوریه که می تواند نقش مهمی در حل مناقشات منطقه داشته باشند وارد گفت وگو نمی شود و از سوی دیگر هر روز در عراق و افغانستان با مشکلات عدیده ای مواجه می گردد. » این نشریه آمریکایی تاکید کرد : « اکنون فقط یک راه پیش روی آمریکا وجود دارد و آن اینکه نگرانی های امنیتی ایران را درک کند زیرا ایران نیز مانند چین کشوری است با منافع ملی خاص خود » . نیوزویک نوشت : « اما بوش همواره در آخرین قدم دچار تعلل می شود او نگران است که ضعیف به نظر برسد و قویا معتقد است که رهبری قدرتمند یعنی اینکه هرگز اظهار تاسف نکنی و از مسیری که می پیمایی منحرف نشوی. »
در همین حال روزنامه نیویورک تایمز نوشت : « آمریکا استراتژی دوجانبه ای را در قبال ایران دنبال می کند; از یکسو کانال گفتگو با ایران را از طریق اتحادیه اروپا حفظ کرده است و از سوی دیگر در راستای اعمال تحریم های لازم الاجرای بین المللی علیه ایران در شورای امنیت تلاش میکند ».
خبرنگاران آمریکائی شرکت کننده در مصاحبه « نگروپونته » سرپرست اداره اطلاعات ملی آمریکا نیز میگویند : نگروپونته آمادگی دولت آمریکا را برای بررسی اشکال گوناگون روابط با ایران درصورتیکه ایران به نحوی با اتحادیه اروپا در مورد برنامه غنی سازی به توافق برسد اعلام کرده است.
این تکاپوی جدید و پرمعنی خاستگاه روشنی دارد که باید آنرا در مشکلاتی که بوش کوچک و دستیاران او در سیاست پرخاشگرانه و جنگ افروزانه شان در خاورمیانه دنبال می کنند جستجو کرد. اکنون دولتمردان آمریکائی در لبنان عراق و افغانستان تا کمر در باتلاق فرو رفتهاند.
شکست خفت بار رژیم صهیونیستی در جنگ 33 روزه با لبنان در واقع شکست آمریکا بود و سیاست ها و طرح آمریکا برای خاورمیانه را به محاق برد. سخن سید حسن نصرالله رهبر مقاومت لبنان که در برابر اظهارات متکبرانه کاندولیزا رایس وزیر خارجه آمریکا گفت نوزادی که آمریکائیها از تهاجم رژیم صهیونیستی به لبنان در نظر داشتند زاییده شود مرده به دنیا آمد یک واقعیت است زیرا توطئه طرح خاورمیانه جدید مورد نظر آمریکا که جنگ لبنان عمل جراحی زایمان آن بود با شکستی که مقاومت حزب الله بر ارتش رژیم صهیونیستی تحمیل کرد بطور کامل خنثی شد و آمریکا ناچار به عقب نشینی و پس گرفتن بسیاری از برنامه های استکباری خود برای منطقه گردید.
عراق اکنون به یک باتلاق واقعی برای آمریکا تبدیل شده است . همه مردم عراق آمریکا را دشمن شماره یک خود معرفی می کنند و ناامنی ها را نتیجه اشغال کشورشان توسط آمریکا میدانند. مهمتر آنکه حتی افرادی که آمریکا آنها را به عنوان مهره های خود در مسئولیت هائی گماشته و آنها را در ظاهر به قدرت رسانده آنها نیز همه گرفتاریها و مشکلات عراق را زیر سر آمریکا میدانند.
فقر ناامنی گرفتاریهای مختلف اجتماعی انحرافات فرهنگی تجاوز به حقوق و ناموس مردم کشته شدن روزانه ده ها نفر افراد غیرنظامی بی اختیار بودن مسئولان امنیتی و اجرائی و مطلق العنان بودن نظامیان آمریکائی و انگلیسی در سرتاسر عراق مردم این کشور را به ستوه آورده و هر روز به شکلی فریاد اعتراض برمیآورند و خواستار خروج بیگانگان از کشور خود هستند.
در افغانستان نیز اوضاع به همین منوال است . بعد از 5 سال که از اشغال این کشور توسط نظامیان آمریکائی و انگلیسی میگذرد هنوز ناامنی فقر بی نظمی تولید مواد مخدر و رواج فساد نه تنهاکاهش نیافته بلکه هر روز بیشتر می شود. دولتمردان افغان عناصر بی اختیاری هستند که سفیر آمریکا بر آنها حکم میراند و هر طور بخواهد مردم را تحقیر می کند. هیچ خانواده افغانی نیست که یک عضو آن توسط نظامیان آمریکائی کشته نشده باشد و هیچ شهر یا استانی وجود ندارد که از آسیب آمریکائی ها در امان باشد.
اوضاع آشفته افغانستان بار دیگر راه را برای ورود طالبان به صحنه حاکمیت باز کرده و مردم احساس می کنند اشغال کشورشان توسط آمریکا غیر از بدبختی و جنگ و ناامنی های پیاپی چیز دیگری برای آنها با خود نیاورده است . به همین جهت اکنون آمریکا نزد مردم افغان بیش از هر زمان دیگری منفور است.
این واقعیت ها نشان میدهند که آمریکا هیچ جائی در میان ملت های خاورمیانه ندارد و هر روز با مشکلات بیشتری در این منطقه مواجه میشود.
در مصاف با جمهوری اسلامی ایران در عرصه فعالیت های انرژی هسته ای نیز آمریکا با شکاف روزافزونی در میان کشورهای 2 +5 مواجه است و طبیعی است که چاره ای جز تلاش برای نجات دادن خود از این مهلکه نداشته باشد.
تکاپوی رسانه های آمریکائی برای زیر سئوال بردن بوش کوچک چنین دلایل روشنی دارد. آمریکا فقط در خاورمیانه نیست که با چنین مشکلاتی مواجه است . در آمریکای لاتین آفریقا و حتی اروپا نیز دولت آمریکا دچار چالش های جدی است . تحقیری که رئیس جمهور آمریکا در مجمع عمومی سازمان ملل متحد توسط تعدادی از سران کشورهای شرکت کننده در اجلاس این مجمع شد بی سابقه بود. اینها نشان دهنده مقطع حساسی از تاریخ است که قرار است ملت ها شاهد افول شیطان بزرگ باشند. از این موقعیت ممتاز باید استفاده کرد و ملت ها و دولت های آزادیخواه را برای سرعت بخشیدن به زوال شیطان بزرگ باید بسیج نمود. این کاری است شدنی همانگونه که ملت ایران و ملت لبنان با مقاومت ها و پیروزیهایشان آنرا به اثبات رساندهاند.