تاریخ انتشار : ۱۸ تير ۱۳۸۸ - ۱۰:۳۲  ، 
کد خبر : ۱۰۰۱۱۵
خوشه‌هایى از شاخسار اخلاق اسلامى

رفتارهاى استثمارگرانه

حجت‌الاسلام و المسلمین سیدرضا تقوی / رئیس شورای سیاستگذاری ائمه جمعه اشاره: در این مقاله به یکى از رفتارهاى ظالمانه با عنوان “استثمار” پرداخته مى‌شود. این ویژگى و رفتار، یکى از رذیلانه‌ترین رفتارهاى انسان است و از ویژگى‌هاى بارز ظالمان و ستمگران مى‌باشد. در مقاله پیش رو مفصلا به تشریح، نقد و بررسى این رفتار پرداخته شده و در مقابل آن روش برخورد و مقابله با آن نیز آورده شده است.

یکى از رفتارهاى ظالمانه که آثار فرهنگى و اخلاقى فراوانى را به دنبال دارد “استثمار” است. امروز در فرهنگ ادبیات جهان، واژه استثمار به معناى بهره‌کشى است. قدرتمندانى که انسان‌ها را تحت سیطره خود به کار مى‌گمارند و حاصل سعى و تلاش آنها را عمدتا مى‌گیرند، بدون اینکه دستمزد واقعى را بپردازند، در حقیقت استثمار مى‌کنند.
استثمار در شکل‌هاى مختلف ظهور و بروز پیدا مى‌کند و قدرت‌هاى سلطه‌گر، براى بهره‌کشى بیشتر، تبلیغات گمراه‌کننده پرجاذبه و روش‌هاى متنوعى را به کار مى‌‌گیرند تا برنامه‌هاى استعمارى و استثمارى خود را در میان ملت‌ها به خوبى پیاده نمایند.
آیین آسمانى اسلام، استثمار را در همه اشکال و با هر شیوه و روشى مردود و گناه مى‌داند زیرا رفتارهاى استثماری، علاوه بر اینکه با اصولى چون عدالت و انصاف در تضاد مى‌باشد، با کرامت و شخصیت انسان نیز تضاد دارد. به عبارت دیگر، در رفتار استثمارى تنها ظلم این نیست که استثمارگر نتیجه دسترنج تلاشگران را به یغما مى‌برد و دستمزد متناسب را نمى‌پردازد، بلکه ظلم بزرگتر و نابخشودنى استثمارگران این است که کرامت انسان را مى‌شکنند و با ستمى که از این جهت به انسان و انسانیت روا مى‌دارند زمینه‌هاى نابسامانى و سقوط را براى افراد جامعه فراهم مى‌سازند زیرا به تعبیر مولاى متقیان حضرت علی(ع) کسى که شخصیتش شکست و خوار شد به خوبى و خیرش امیدى نداشته باش.
“من هانت علیه نفسه فلا ترج خیره”(1)
مطالعات روان‌شناسانه، این مطلب را به اثبات رسانده است که بیشتر ناهنجارى‌ها و نابسامانى‌هاى اجتماعى از جانب کسانى دامن زده مى‌شود که کرامت و شخصیت آنان به شیوه‌هاى مختلف مورد هجمه قرار گرفته و تحقیر شده‌اند و لذا چنین افراد تحقیر شده، هر لحظه انتظار مى‌رود تا مشکلى را براى خود و دیگران به وجود بیاورند چنانکه حضرت امام هادی(ع) فرمود:
“من هانت علیه نفسه فلا تامن شره
هر کس شخصیت و انسانیت او خوار گردد از شر او در امان مباش.”(2)
قرآن کریم سرگذشت فرعون، موسى و قوم بنى‌اسرائیل را در چندین سوره و به مناسبت‌هاى مختلف بیان کرده است. این داستان سرشار از نکته‌هاى سیاسی، اجتماعى و لطافت‌هاى تربیتى و انقلابى است. در فرازى از این داستان پرشور به نکته‌اى بس مهم اشاره مى‌کند که در هر زمان و براى مردم هر سرزمین، به عنوان یک اصل تربیتى باید مورد توجه قرار گیرد. خداوند متعال براى پیامبر اسلام(ص) بیان مى‌فرماید که: فرعون براى اینکه بنى‌اسرائیل را به پیروى از خود وادارد نخست آنها را خفیف و ذلیل کرد و سپس به اطاعت و پیروى از او گردن نهادند.
“فاستخف قومه فاطاعوه”(3)
موفقیت‌هاى زندگى و شکوفایى و رشد استعدادها در بستر کرامت انسانى شکل مى‌گیرند و لذا به هیچ قیمتى نباید زیر بار رفتارهایى رفت که حرمت و کرامت انسان شکسته مى‌شود. امیرمومنان علی(ع) در وصیت خود به فرزندش امام مجتبى (ع) فرمود:
“شخصیت خود را از آلوده شدن به هر پستی، گرامى‌ بدار هر چند تو را به مقصودت برساند زیرا تو در مقابل آنچه که از شخصیت خود از دست مى‌دهى هرگز به دست نخواهى آورد”(4)
بر اساس آموزه‌هاى تربیتى اسلام، مسلمان حق ندارد عزت و شخصیت خود را خدشه‌دار کند. زیرا حرمت انسان مومن از حرمت کعبه برتر است،(5) او هم باید از گوهر گرانبهاى عزت خویش پاسدارى نماید و هم از هرگونه رفتارى که موجب شکستن عزت دیگران مى‌باشد پرهیز کند. همان طور که امام صادق(ع) فرموده است:
“خداوند متعال، هرچیزى از امور مومن را به خودش واگذار کرده است مگر به پست و ذلت کشاندن خویش را، که در این مورد اختیار چنین کارى را ندارد.”(6)
روایتى از پیامبر اعظم (ص) به ما رسیده است که اوج تنفر و انزجار ذلت‌پذیرى را در مکتب اسلام به نمایش مى‌گذارد، آن حضرت مى‌فرماید:
“هر کس از مسلمانان، آزادانه و از روى میل، ذلت و زبونى را بپذیرد از ما خاندان نیست.”(7)
خسارت‌بارترین کارکرد استثمار، نادیده انگاشتن کرامت انسانى انسان است که استثمارگر مى‌کوشد تا با سرکوب روحیه عزت خواهى انسان و به ذلت کشاندن او، به اهداف شیطانى خود دست یابد. در کلامى از پیامبر اعظم (ص) آمده است که آن حضرت فرمود:
“یکى از ستم‌هایى که قارون استثمارگر و وابستگان او نسبت به کارکنان و خدمتگزاران دستگاه قارونى روا مى‌داشتند نگاه‌هاى مغرورانه و رفتارهاى متکبرانه بود که روح و روان آنان را رنج مى‌داد.”
“و کان الرجل لا ینظر الى وجه خادمه تکبرا”(8)
از نظر پیامبر (ص) استثمار و رفتار ظالمانه با کارگران به شدت محکوم است. زیرا استثمار، ثواب کارهاى نیک را از بین مى‌برد و بهشت را بر استثمارگر حرام مى‌گرداند، چنانکه آن حضرت فرمود:
“هر کس به کارگرى در پرداخت دستمزدش ستم کند خداوند ثواب کارهاى نیک او را محو مى‌کند و بوى بهشت را که از فاصله پانصد سال راه به مشام مى‌رسد بر چنین فردى حرام مى‌سازد.”(9)
پیامد رفتار ظالمانه استثمارگر، این خواهد بود که او از لطف و رحمت الهى محروم گردد و در صف دشمنان خداى سبحان قرار گیرد. در این مورد پیامبر (ص) فرمود:
“هر کس که در پرداخت اجرت کارگرى به او ستم نماید از رحمت خداوند دور خواهد بود.”(10)
در کلام دیگرى حضرت رضا(ع) روایتى از جد بزرگوارش پیامبر خدا(ص) بیان مى‌دارد که آن حضرت فرمود:
“خداوند متعال همه گناهان گنهکاران را مى بخشد مگر کسى که مهریه همسرش را نپردازد یا دستمزد کارگرى را غصب نماید و یا انسان آزادى را بفروشد.”(11)
استثمار و بهره‌کشى از انسان، همیشه در حوزه سیاست، اقتصاد و یا کار و کارگرى اتفاق نمى‌افتد، این پدیده شوم ممکن است در سایر عرصه‌هاى زندگى مانند خانواده و فرهنگ نیز ظهور پیدا کند به عنوان مثال مى‌توان حدیث فوق را یک بار دیگر از نظر گذراند که علاوه بر آنچه تا به حال پیرامون آن سخن گفتیم، رفتار استثمارگرانه را در محیط عاطفى و تربیتى خانواده نیز شاهد بود.
کسى که زنى را با شرایطى مشخص و قابل قبول، به همسرى برگزیده و به حقوق متقابل بین زن و شوهر گردن نهاده، باید به تعهد خویش پاى‌بند و وفادار باشد. زیرا بهره‌مندی، همیشه دوجانبه است، بدین معنا که هر کس بهر‌ه‌اى مى‌گیرد باید در مقابل بهره‌اى نیز بپردازد چون حق و تکلیف با یکدیگر ارتباط مستقیم دارند.
هرکجا حقى باشد در مقابل تکلیفى وجود دارد و موضوع زن و شوهرى نیز از این قاعده عمومى مستثنى نیست. شوهرى که از همراهى همسرش بهره‌مند مى‌شود باید همسرش هم از او بهره‌مندى متقابل را داشته باشد. زن خود را در اختیار شوهر قرار مى‌دهد و مرد نیز باید بخشى از بهاى این همراهى را که “مهریه” باشد بپردازد و اگر مرد از این حق سر باز زند و مهریه همسرش را نپردازد در ردیف استثمارگران قرار مى‌گیرد و به تعبیر پیامبر(ص) یکى از بزرگترین گناهان کبیره را انجام داده است:
“سه گناه از بزرگترین گناهان کبیره است: کسى که ناروا چارپایى را بکشد، کسى که از مهریه همسرش کم بگذارد و کسى که در پرداخت دستمزد کارگرى به او ستم نماید.”(12)
امام صادق(ع) نیز از سه گناه یاد شده، با تعبیر پلیدترین گناهان یاد مى‌کند و با این بیان، نهایت زشتى استثمار را به نمایش مى‌گذارد و یا کسى که در مورد مهریه، به همسرش ظلم کند در پیشگاه خداوند، فردى زناکار محسوب مى‌شود و در روز قیامت، مجازات خواهد شد چنانکه پیامبر (ص) فرمود:
“هر کس که در امور مربوط به مهریه همسرش ستم کند در پیشگاه خداوند، زناکار محسوب مى‌شود و خداوند متعال روز قیامت او را مورد خطاب قرار مى‌دهد و مى‌فرماید: بنده من! کنیزم را بر اساس مقررات و پیمانى که خود قرار دادم به همسرى تو درآوردم ولى تو به این مقرراتپشت پا زدى و وفا نکردى و در نهایت به او ظلم کردی!” پیامبر (ص) در ادامه سخنان خود فرمود: “خداوند براى جبران این ستم دستور مى‌دهد تا از کارهاى نیک این ستمگر گرفته شود و به اندازه حقى که زن دارد به وى داده شود و اگر در کارنامه اعمال او، کار نیک و حسناتى نباشد فرمان داده مى‌شود که این ظالم را به آتش افکنند زیرا از عهد و پیمانى که انسان مى‌بندد به عنوان حق سئوال مى‌‌‌شود.” (13)
راه‌هاى پیشگیرى از استثمار
براى اینکه رفتار زشت استثمارى در جامعه به حداقل برسد و انسان‌ها در فضاى عادلانه‌ترى زندگى خود را اداره کنند، باید شرایط و مقرراتى را به عنوان قانون تدوین کرد تا در پرتو آن، حقوق همگان رعایت گردد.
در تعالیم اسلامی، براى جلوگیرى از هرگونه استثمار، مقررات و توصیه‌هاى پیشگیرانه‌اى ارائه شده است که اگر به آن دستورالعمل‌ها توجه شود، تا حدود زیادى رفتارهاى استثمارى از بین خواهد رفت و ما دیگر شاهد بهره‌کشى ظالمانه در جامعه نخواهیم بود. برخى از این توصیه‌ها مربوط به کارفرمایان و برخى دیگر مربوط به کارگران و تعدادى از آنها ارتباط به هر دو طرف پیدا مى‌کند و لذا کارگر و کارفرما، موجر و مستاجر، اجیر و ماجور، بهره‌گیر و بهره‌دهنده و... باید هرکدام به این مقررات پاى‌بند باشند تا دامن جامعه به ظلم استثمار آلوده نگردد. در اینجا به پاره‌اى از این مقررات اشاره مى‌کنیم:
تعیین مزد کارگر
پیش از اینکه کارفرما، کارگرى را به خدمت بگیرد باید ساعات و زمان کار و مقدار دستمزد کارگر را مشخص نماید، در صورتى که دو طرف، نسبت به موارد یاد شده، به توافق برسند، کارگر، کار خود را آغاز مى‌کند، در غیر این صورت نباید کارگر را به خدمت گرفت. امام صادق(ع) از پیامبر خدا(ص) نقل کرده که آن حضرت از چنین رفتارى نهى فرموده است:
“پیامبر خدا(ص) از به کار گرفتن کارگر، پیش از آنکه دستمزد او تعیین گردد، نهى فرموده است.”(14)
کارفرماى با ایمانت ملتزم به معیارهاى اسلامى و انسانی، هرگز حاضر نیست دامن پاک خود را به پلیدى و استثمار آلوده گرداند و لذا براى پرهیز از این آفت، پیش از شروع کار، نسبت به تعیین اجرت کارگر اقدام مى‌کند، همان طور که امام صادق(ع) فرمود:
“هر کس به خدا و روز قیامت ایمان دارد کارگرى را به کارى مشغول نمى‌سازد مگر آنکه میزان مزدش را به او اعلام کند که چقدر است.”(15)
“سلیمان بن جعفر جعفری” مى‌گوید: براى کاری، خدمت حضرت رضا(ع) رسیدم و چون کارم تمام شد، خواستم به منزل خود بازگردم که آن حضرت فرمود، از رفتن به منزل منصرف شود و با من باش و امشب را نزد ما بمان. با آن جناب به جانب منزل رفتیم. ایشان با یکى از یاران خود به نام “معتب” وارد منزل شد. جمعى از غلامان و کارگران آن حضرت مشغول گلکارى و بنایى اصطبل براى حیوانات بودند و در میان آنها غلام سیاهى بود که جزو غلامان امام(ع) نبود. چون حضرت رضا(ع) چشمش به این کارگر غریبه افتاد فرمود: این مرد کیست؟ در پاسخ گفتند: او در این کار به ما کمک مى‌کند و چیزى هم به او مى‌پردازیم. حضرت فرمود: آیا مزدش را تعیین کرده‌اید؟ در پاسخ گفتند: خیر، هر مقدار که به او بدهیم راضى است. در حالى که امام(ع) ، به شدت عصبانى بود، من عرض کردم: فدایت شوم چرا خودتان را نارحت مى‌کنید؟ فرمود: من پیش از این، به طور مکرر آنان را از اینکه کارگرى را به کار گمارند نهى کرده‌ام مگر آنکه مزدش را تعیین کنند. سپس حضرت رضا(ع) مرا مورد خطاب قرار داد و فرمود:
“سلیمان! بدان که هر کسى براى تو کارى انجام مى‌دهد، بدون اینکه دستمزدش را تعیین کنى و در پایان براى آن کار، سه برابر هم به او مزد بدهى گمان مى‌کند که تو مزدش را کم داده‌ای، ولى اگر در آغاز، مقدار مزدش را مشخص کنى و سپس همان را بپردازی، از اینکه بر تعهد خود وفادار بوده‌اى از تو سپاسگزار خواهد بود و اگر اندکى بیشتر از مقدار تعیین شده بپردازى مى‌بیند که تو بیشتر به او داده‌ای.”(16)
عجله در پرداخت مزد کارگر
از دیگر مقررات حوزه کار و کارگرى که پیشوایان دین بر آن تاکید ورزیده‌اند “عجله در پرداخت مزد کارگر” است و کارفرما باید هرچه سریعتر در پایان کار دستمزد کارگر را بپردازد. کارگرى که کار خود را به پایان رسانده و از این طریق بهره‌اى را نصیب کارفرما ساخته است طبعا او نیز انتظار دارد به همراه بهره‌مندى کارفرما، بهره کارگرى خود را بگیرد و به وسیله آن چرخ‌هاى زندگى‌اش را به حرکت درآورد.
عجله در پرداخت مزد کارگر، آثار فراوان فرهنگى و اجتماعى را به همراه دارد که توجه به هر کدام از آنها مى‌تواند فلسفه تاکید پیشوایان دین را روشن نماید، به عنوان مثال، عجله در پرداخت دستمزد، در رضایتمندى کارگر نقش موثرى ایفا خواهد کرد و او را براى آینده‌اى مطمئن‌تر و با نشاط‌تر تقویت مى‌نماید. بر “وجدان کاری” کارگر اثرگذار خواهد بود و سطح کیفیت تولید را افزایش خواهد داد. همچنین وفادارى کارفرما را به تعهد خویش اثبات مى‌کند و این خصلت که از ارکان فعالیت‌هاى اقتصادى به شمار مى‌آید، در محیط تولید و تجارت سرمایه گرانبهایى است که نقش اساسى دارد.
پیامبر (ص) در موارد متعدد و با تعابیر گوناگون بر این نکته تاکید ورزیده است که پیش از اینکه عرق کارگر خشک شود اجرت او را بپردازید:
“مزد کارگر را پیش از اینکه عرقش خشک شود بپردازید.” (17)
“مزد کارگر را تا وقتى که در غم عرق خستگى هست پرداخت کنید.” (18)
در کلامى از پیامبر اعظم (ص) نقل شده است که فرمود:
“خداوند در روز قیامت به سه کس نظر نمى‌کند: انسان آزادى که شخص آزادى را بفروشد و انسان آزادى که خودش را بفروشد و مردى که پرداخت دستمزد کارگر را آنقدر به تاخیر اندازد که رطوبت عرق ناشى از کار او خشک شود.” (19)
یکى از یاران و نزدیکان امام صادق(ع) “شعیب عقرقوفی” است. او مى‌گوید: گروهى از کارگران را براى کار در باغى که مربوط به امام صادق(ع) بود اجیر کردم و آنها مى‌بایست تا عصر کار مى‌کردند و چون زمان کارشان به پایان رسید حضرت صادق(ع) به یکى دیگر از نزدیکان خود به نام “معتب” که مسئول پرداخت دستمزدها بود فرمود:
“مزد کارگران را پرداخت کن پیش از آنکه عرقشان خشک گردد.” (20)
پاى‌بندى به تعهدات و پیمان‌ها
از نگاه اسلام، وفاى به عهد و پیمان، نوعى مسئولیت شناسى است که از عالى‌ترین فضائل انسانى به حساب مى‌آید. قرآن کریم یکى از ویژگى‌هاى مومنان را که در فلاح و رستگارى آنان نقش دارد پاى‌بندى به پیمان‌ها مى‌داند و مى‌فرماید:
“البته که مومنان به رستگارى رسیدند... مومنان کسانى هستند که امانت‌هاى مردم را نگه دارند و عهد و پیمان خود را با دیگران محترم مى‌‌‌‌‌‌‌شمرند.” (21)
خداوند از انسان مى‌خواهد که در مناسبات اجتماعى به پیمانى که با دیگران دارد وفادار باشد زیرا پاى‌بندى به تعهدات و میثاق‌ها یک وظیفه شرعی، قانونى و اخلاقى است و در روز قیامت از انسان، نسبت به پیمان‌ها بازخواست مى‌شود؛
“به پیمان خود وفا کنید زیرا در روز قیامت از وفاى به پیمان سئوال مى‌شود.” (22)
پیامبر اعظم (ص) نادیده انگاشتن میثاق‌ها و بى‌تعهدى در برابر پیمان‌ها را مساوى با بى دینى مى‌داند و در کلامى کوتاه مى‌فرماید:
“کسى که به تعهدات خود عمل نکند دین ندارد.” (23)
با توجه به مطالب یاد شده، هرگاه کارگر و کارفرما، بر اساس تعهد و پیمانى که به یکدیگر مى‌سپارند به آن وفادار باشند و در برابر میثاقى که امضا کرده‌اند پاى‌بندى خویش را حفظ کنند زمینه‌هاى استثمار تا حدود زیادى از بین خواهد رفت‌، چون هرکدام از دو طرف، به ضوابط عادلانه حاکم بر محیط کار، تن در دهند فرصتى براى حضور روحیه استثمار و بهره‌کشى به وجود نخواهد آمد.
یکى از روزها پیامبر(ص) شخصى را نزد علی(ع) فرستاد که بالاى منبر برو و مردم را فراخوان و به آنان بگو:
“اى مردم! هر کس دستمزد کارگرى را (طبق تعهد و قرارداد) کمتر بدهد باید خود را براى جهنم آماده کند.” (24)
در مورد دیگرى پیامبر اعظم (ص) از قول خداوند متعال فرمود:
“خداوند متعال فرموده‌ است: من در روز قیامت مدعى سه گروه هستم: مردى که به نام من به کسى امان بدهد سپس عهد و پیمانش را بشکند و مردى که انسان آزادى را بفروشد و بهاى آن را صرف مخارج زندگى خود کند و مردى که کارگرى را بر اساس قراردادى به خدمت بگیرد و از کار او کاملا بهره‌مند شود ولى مزدش را ندهد.” (25)
پیمان شکنى و بدقولى یکى از آفات محیط‌هاى تولید، تجارت و خدمت است و با زیر پا گذاشتن این ارزش اسلامى و انسانی، فضاى کار و تلاش را به آفت بى‌اعتمادى آلوده مى‌کند که باید به شدت از آن پرهیز کرد. پیامبر (ص) فرمود:‌
“واى بر صنف تاجران امت من! آنان که در نفى و اثبات معاملات تجارى قسم یاد مى‌کنند و واى به حال آن دسته از صنعتگران امت من! که امروز و فردا مى‌کنند و به تعهد و وعده خود پاى‌بند نیستند.” (26)
ارزشمندى کار و کارآفرین
از تلاش‌هاى پسندیده که در محیط کار مى‌تواند تا حدود زیادى جلوى استثمار را بگیرد این است که “کار” را یک ارزش و کارگر را “ارزش‌آفرین” بدانیم و متناسب با آ‌ن برخورد داشته باشیم.
در تفکر اسلامى هر تلاش و کار مفیدى که با اهداف انسانى انجام مى‌گیرد و در جهت تامین نیازها و تمهید رشد و کمال، نقش ایفا مى‌کند “ارزش” محسوب مى‌شود. “کار” نه تنها سازنده اجتماع است بلکه سازنده عامل و کارگر نیز مى‌باشد زیرا انسان در صحنه عمل ساخته و پرداخته مى‌گردد و فلز وجود شخص را همانند صیقلى‌، شفاف‌تر مى‌سازد.‌
آبادانى‌ها و آبادى‌ها باید در سایه کار مفید و جهت‌دار تحقق پیدا نماید چنانکه خداوند سبحان در قرآن کریم مى‌فرماید:
“خداوند شما را از زمین به وجود آورد و از شما مى‌خواهد تا آن را آبادان سازید.” (27)
مقام و منزلت کار در اسلام تا آنجا اوج مى‌گیرد که پیامبر(ص) میدان کار را میدان جهاد و کارگر را مجاهدى مى‌داند که براى رضایت خداوند در صحنه کارزار به پیکار برخاسته است و مى‌فرماید:
“تلاش‌کننده‌اى که در تامین نیازمندى‌هاى خانواده‌اش بکوشد همانند مجاهدى است که در راه خدا جهاد کند.” (28)
چنین سخنى که کارگر، از لحاظ منزلت همانند “مجاهد فى‌ سبیل‌الله” باشد مخصوص به پیامبر اکرم(ص) نیست، این نوع تعابیر تشبیهی، از سایر پیشوایان معصوم(ع) نیز نقل شده است و در مواردى منزلت کارگر را برتر از جهادگر در راه خدا معرفى نموده‌اند همان طور که حضرت رضا(ع) فرمود:
“آن کس که تلاشى افزونتر مى‌کند تا خانواده و عائله‌اش را اداره نماید، در پیشگاه خداوند متعال پاداشى بزرگتر از پاداش جهادگر در راه خدا دارد.” (29)
پیامبر اعظم (ص) کارگران را در ردیف پیامبران الهى قرار مى‌دهد و مى‌فرماید:
“هر کس از دسترنج خود نیازمندى‌هاى زندگى‌اش را تامین کند روز رستاخیز در ردیف پیامبران خواهد بود و پاداش پیامبران را خواهد گرفت.” (30)
آنان که در جستجوى رزق و روزى حلال هستند تا از این طریق، زندگى خود را با عزت و استقلال اداره کنند خداوند در روز قیامت، این امتیاز ویژه را به آنها خواهد داد که درهاى بهشت به رویشان باز خواهد شد تا از هر درى که بخواهند به بهشت خداوند وارد شوند، در این مورد پیامبر (ص) فرمود:
“هر کسى که از دسترنج حلال خود بخورد، درهاى بهشت به روى او گشوده خواهد شد تا از هر درى که بخواهد به بهشت وارد شود.” (31)
در تعالیم اسلامى کار از چنان ارزشى برخوردار است که پیامبر این آیین، دست خشن و درشت کارگر را مى‌بوسد تا با این رفتار پرمعنا به جامعه بیاموزد که باید براى کار و کارگر ارزش قائل شد.
آنگاه که پیامبر خدا(ص) از جنگ تبوک باز مى‌گشت، یکى از اصحاب آن حضرت به نام “سعد انصاری” به استقبال از وى آمد، پیامبر(ص) با او مصافحه کرد و چون دست در دست او گذاشت و درشتى پوست دست او را لمس کرد فرمود: چه چیزى این دستان تو را خشن و درشت ساخته است؟ گفت: اى رسول خدا! دست به طناب و بیل مى‌زنم و کار مى‌کنم و هزینه خانواده‌ام را فراهم مى‌آورم. پیامبر خدا دست او را بوسید و فرمود: این دستى است که هرگز آتش دوزخ آن را نمى‌سوزاند.” (32)
به همان اندازه که در نگاه اسلام، کار و کارگر عزیز و محترم است، بى‌کارى و تن‌پرورى که حکایت از بى‌تعهدى انسان مى‌کند منفور و مذموم است. در تاریخ زندگى پیامبر (ص) آمده است که آن حضرت در دیدارها و ملاقات‌هایش با مردم، از موضع محبت و دلسوزى برخورد مى‌کرد و گاهى از آنها مى‌پرسید که به چه کارى اشتغال دارند و اگر در پاسخ مى‌گفتند بیکار هستیم به شدت ناراحت مى‌شد.
هرگاه پیامبر (ص) مردى را مشاهده مى‌کرد و سلامت و توانمندى او توجه آن حضرت را به خود جلب مى‌کرد مى‌پرسید: آیا کارى دارد؟ اگر مى‌گفتند: نه، مى‌فرمود: از چشمم افتاد.(33)
انسان تنبل، نه تنها سربار زندگى است و با تنبلى و تن‌پرورى حقوق دیگران را زیر پا مى‌گذارد بلکه به تعبیر حضرت علی(ع) حقوق خداى متعال را نیز ادا نمى‌کند.
“از تنبلى بپرهیزید، زیرا کسى که تنبلى را پیشه خود ساخته است حق خدا را ادا نمى‌کند.”(34)
تنبلى آفات فراوانى را با خود به همراه دارد، آفاتى که زندگى فردى و اجتماعى را تحت تاثیر قرار مى‌دهد و عامل موثرى براى بسیارى از ناهنجارى‌ها خواهد بود و به تعبیر امام باقر(ع) تنبلى به دین و دنیاى انسان لطمه وارد مى‌کند؛
“الکسل یضر بالدین و الدنیا” (35)
کارگر و پاسداشت کار
همچنان که کارفرما باید براى کار ارزش قائل شود و از هرگونه رفتار استثمارى نسبت به کارگر بپرهیزد، کارگر نیز باید همین نگرش را نسبت به کارى که انجام مى‌دهد داشته باشد زیرا “کار” چه از نگاه کارفرما و چه از نگاه کارگر باید عزیز و گرامى باشد و لذا براى پاسداشت از “منزلت کار”، کارگر باید به ضوابط و شرایطى متعهد و ملتزم شود تا حرمت کار حفظ گردد که براى نمونه به چند مورد اشاره مى‌کنیم:
1- هر کارگرى که مسئولیت انجام کارى را مى‌پذیرد باید نسبت به آن، آگاهى و مهارت لازم را داشته باشد تا از زمان و سرمایه اى که به عنوان امانت در اختیار او قرار مى‌گیرد بهره‌مندى مناسب حاصل شود زیرا کارگرى که توانایى و اهلیت لازم را براى انجام کار دارا نباشد منابع را به نابودى مى‌کشاند و در روند کار فساد به وجود مى‌آورد. چنانکه پیامبر(ص) فرمود:
“ کسى که بدون دانش و مهارت، دست به کار بزند فسادش بیشتر از صلاحش مى‌باشد.” (36)
“تفاوتى نمى‌بینیم که کار را به دست خائن بسپارم یا به دست ناوارد.” (37)
ندهد هوشمند روشن راى
به فرو مایه کارهاى خطیر
بوریا باف اگرچه بافنده است
نبرندش به کارگاه حریر (38)
امام صادق(ع) یکى از عوامل نابودى اسلام و مسلمانان را در این مى‌داند که امکانات و سرمایه‌هاى جامعه در اختیار کسانى قرار بگیرد که در به کارگیرى و بهره‌مندى از آنها مهارت و دانش لازم را نداشته باشند؛
“از عوامل نابودى اسلام و مسلمانان این است که ثروت‌ها و سرمایه ها در اختیار کسانى قرار گیرد که در بهره گیرى از آنها حق را نمى‌شناسند و با آن امکانات اقتصادى کار مفیدى را انجام نمى‌دهند.”(39)
2- براى پاسداشت از منزلت کار، باید کارگر با دقت هرچه بیشتر، کار به شکل صحیح و قابل قبول انجام بدهد و اگر او در مسیر انجام کار مراقبت لازم را نکرد و به محصول کار، خسارت وارد آمد ضامن است و باید خسارت به کارفرما بپردازد در این مورد امام صادق(ع) فرمود:
“هر کس براى کارى اجیر شود سپس آن را فاسد کند و یا به کلى از بین ببرد ضامن است.” (40)
امام صادق(ع) در ادامه گفتار خود به موضوعى اشاره کرد که در زمان حضرت علی(ع) اتفاق افتاده بود و آن حضرت حکم شرعى آن را بیان فرمود، ماجرا از این قرار بود:
باربرى را نزد امیرمومنان على‌(ع) آوردند که او اجیر شده بود تا ظرف بزرگى را که در آن روغن بود از نقطه‌اى به نقطه دیگر ببرد ولى در این جابجایى آن را شکسته بود. امام(ع) آن کارگر را ضامن دانستند و نظر امام(ع) این بود که اجیر ضامن است.” (41)
اسماعیل بن ابى الصباح مى‌گوید: “از حضرت صادق(ع) در مورد حکم پیراهن که به لباسشویى داده بودم تا آن را براى من بشوید ولى او پیراهن را پاره کرده است پرسیدم، ایشان فرمود:
“از او خسارت بگیرد زیرا تو آن را داده بودى که براى تو اصلاح کند نه اینکه آن را از بین ببرد.” (42)
3- در فرهنگ تربیتى اسلام به همان اندازه که از بى‌دقتى و سرسرى گرفتن کارها ابراز تنفر مى‌شود از تدبیر و سنجش در کار که محبوب خداوند است جانبدارى مى‌گردد.
به پیامبر اعظم (ص) خبر دادند که “سعد بن معاذ” از دنیا رفته است. آن حضرت به لحاظ موقعیت والا و احترام بالایى که براى این یار نزدیک خود قائل بود شخصا در مراسم کفن و دفن او شرکت کرد. وقتى که بدن دوست خود را در داخل قبر نهاد، قبر را با دقت و استحکام هرچه بیشتر مسدود نمود و سپس فرمود: مى‌دانم که این گور و آنچه در درون دارد فرسوده خواهد شد، ولیکن خداوند آن بنده‌اى را دوست دارد که چون کارى انجام دهد آن را با دقت و استوارى به پایان برد.” (43)
پیامبر(ص) در وصى خود به یکى از یارانش به نام “ابن مسعود” دقت در کار را به گونه‌اى دیگر توصیه مى‌کند و مى‌فرماید:
“اى ابن مسعود! آنگاه که براى کارى خود را آماده مى‌کنى آن کار را با دانش و اندیشه انجام بده و بپرهیز از اینکه کارى را بدون دقت و آگاهى انجام بدهی.” (44)
همان طور که سهل‌انگارى در انجام کارها، اتلاف منابع را دنبال دارد و کیفت تولید را پایین مى‌آورد و به حقوق مصرف کنندگان صدمه وارد مى‌کند و در نهایت به ارزش و منزلت کار آسیب جدى مى‌رساند، در مقابل اتقان و استحکام کار موجب مى‌شود تا سطح کیفیت تولید ارتقا پیدا نموده و رضایت بهره‌گیران از محصول کار افزایش یابد و حرمت و سلامت کار از هر جهت حفظ گردد و دور از انتظار نیست که چنین افرادی، محبوب خداوند متعال باشند. چنانکه پیامبر(ص) فرمود:
“ان الله تعالى یحب اذا عمل احدکم عملا ان یتقنه”.
(خداوند متعال دوست مى‌دارد هنگامى که یکى از شما مسلمانان، کارى را انجام مى‌دهد با دقت و اتقان لازم محصول کارش را ارائه دهد.)(45)

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات