...امروز بهترین چیزى که ممکن است ما بتوانیم براى تصحیح اخلاق و رفتار و منش خودمان - یعنى مسؤولان کشور - ملاک قرار دهیم، مردمسالارى دینى است؛ همین چیزى که بارها گفتهایم و تکرار شده است. نباید اشتباه شود؛ این مردمسالارى به ریشههاى دمکراسىِ غربى مطلقاً ارتباط ندارد. این یک چیز دیگر است. اوّلاً مردمسالارى دینى دو چیز نیست؛ اینطور نیست که ما دمکراسى را از غرب بگیریم و به دین سنجاق کنیم تا بتوانیم یک مجموعه کامل داشته باشیم؛ نه. خودِ این مردمسالارى هم متعلّق به دین است. مردمسالارى هم دو سر دارد که من در یک جلسه دیگر هم به بعضى از مسؤولان این نکته را گفتم. یک سرِ مردمسالارى عبارت است از اینکه تشکّل نظام به وسیله اراده و رأى مردم صورت گیرد؛ یعنى مردم نظام را انتخاب مىکنند، دولت را انتخاب مىکنند، نمایندگان را انتخاب مىکنند، مسؤولان اساسى را بهواسطه یا بىواسطه انتخاب مىکنند؛ این همان چیزى است که غرب ادّعاى آن را مىکند و البته در آنجا این ادّعا واقعیت هم ندارد.
بعضى کسان لجشان مىگیرد از اینکه ما بارها تکرار مىکنیم که ادّعاى دمکراسى در غرب، ادّعاى درستى نیست. خیال مىکنند که یک حرفِ تعصّبآمیز است؛ در حالى که نه، این حرف، حرف ما نیست؛ تعصّبآمیز هم نیست؛ ناشى از ناآگاهى هم نیست؛ متّکى به نظرات و حرفها و دقّتها و مثالآوردنهاى برجستگان ادبیات غربى است. آنها خودشان این را مىگویند. بله؛ در تبلیغات عمومى، آنجایى که با افکار عمومى سر و کار دارند، اعتراف نمىکنند. آنجا مىگویند آراء مردم وجود دارد و هرچه هست، متّکى به رأى و خواست مردم است؛ اما واقعیت قضیه این نیست. خودشان هم در سطوح و مراحلى به این معنا اعتراف مىکنند؛ در نوشتههایشان هم هست و ما هم از این قبیل اعترافها را فراوان دیدهایم؛ امروز هم که شما در کشور ایالات متحده امریکا نمونهاش را مىبینید؛ این به اصطلاح مردمسالارى است! ما آن را نمىگوییم. آن بخش انتخاب مردم، یکى از دو بخش مردمسالارى دینى است که البته آن هست. مردم بایستى بخواهند، بشناسند، تصمیم بگیرند و انتخاب کنند تا تکلیف شرعى درباره آنها منجز شود. بدون شناختن و دانستن و خواستن، تکلیفى نخواهند داشت.
ما در قبال مردم وظایف جدّى و حقیقى داریم
سرِ دیگر قضیه مردمسالارى این است که حالا بعد از آنکه من و شما را انتخاب کردند، ما در قبال آنها وظایف جدّى و حقیقى داریم. بعضى دوستان این روایات را از نهجالبلاغه و غیر نهجالبلاغه جمع کردند که البته مجال نیست که من همه آنها را بخوانم؛ دو سه نمونهاش را مىخوانم. «و ایّاک والمنّ على رعیتک باحسانک او التّزیّد فیما کان من فعلک او ان تعدهم فتتبع موعدک بخلفک فانّ المنّ یبطل الاحسان و التّزیّد یذهب بنور الحقّ والخلف یوجب المقت عنداللَّه و النّاس».(15) مىفرماید: نه سر مردم منّت بگذارید که ما این کارها را براى شما کردیم یا مىخواهیم بکنیم؛ نه آنچه را که براى مردم انجام دادید، دربارهاش مبالغه کنید؛ - مثلاً کار کوچکى انجام دادید، آن را بزرگ کنید - و نه اینکه وعده بدهید و عمل نکنید. بعد فرمود: اگر منّت بگذارید، احسانتان باطل خواهد شد. مبالغه، نور حق را خواهد برد؛ یعنى همان مقدار راستى هم که وجود دارد، آن را در چشم مردم بىفروغ خواهد کرد. اگر خلف وعده کنید، «یوجب المقت اللَّه و النّاس»؛(16) در نظر مردم و در نظر خدا این مقت و گناه است. «قال اللَّه تعالى: کبر مقتا عنداللَّه ان تقولوا ما لاتفعلون».(17) هرچند اینها کلام امیرالمؤمنین علیهالصّلاةوالسّلام خطاب به مالک اشتر است، اما خطاب به ما هم هست.
منع امتیازهاى ویژه در نظام مردمسالارى دینى
نکته دوم از همین قبیل وظایف، مربوط به مردمسالارى دینى است: «انصف اللَّه و انصف النّاس من نفسک و من خاصة اهلک و من لک فیه هوى من رعیتک»؛(18) یعنى درباره خودت، درباره دوستان و خویشاوندان و رفقاى خودت، رعایت انصاف را در قبال مردم و خدا بکن؛ یعنى اختصاص و امتیاز به آنها نده؛ یعنى همین چیزى که دوستان عزیز فرنگىمآب ما به آن «رانتخوارى» مىگویند؛ یعنى امتیاز ویژه. امکانات استفاده از یک شرکت و یک منبع مالى را در اختیار جمع خاصى قرار دادن، به مناسبت اینکه اینها دوست یا خویشاوند یا رفیق ما هستند. این کار جزو کارهاى ضدّمردمسالارى است. هر کس که این کارها را بکند، همان فسادى ایجاد خواهد شد که الان آقاى رئیس جمهور به آن اشاره کردند. بله، باید با این فسادها مبارزه شود. برادران و خواهران عزیز! تا این فسادها در مجموعه کارگزاران کشور وجود داشته باشد، توانایى کار وجود نخواهد داشت و پیشرفت امکان ندارد؛ هر کار هم بکنید، امکان نخواهد داشت. اینها شکافها و درهها و حفرههایى است که وقتى به وجود آمد، هرچه شما دستاورد داشته باشید و در آن بریزید، آنها را پُر نمىکند؛ دستاورد هم از بین مىرود. لذا اوّل باید اینها را علاج کرد. این فرمایش امیرالمؤمنین علیهالصّلاةوالسّلام است: «من لک فیه هوى من رعیتک»؛ به رفقا و نزدیکان و آدمهایى که دوستشان دارى، نباید امتیاز ویژه بدهى؛ همه باید یکسان امتیاز ببرند. امتیازى که هست، باید در اختیار همه قرار گیرد. اگر بناست قرعهکشى شود، اگر بناست سقف باشد، در عین حال نباید براى کسى امتیازى وجود داشته باشد.
توجّه به گسترش عدالت و جلب خشنودى تودههاى مردم
سوم: این هم یک نشانه دیگر مردمسالارى است؛ «و لیکن احبّ الامور الیک اوسطها فى الحقّ و اعمها فى العدل و اجمعها لرضى الرعیّة»؛(19) دنبال کارهایى باش که از افراط و تفریط دور باشد و عدالت را در سطح وسیعترى شامل حال مردم کند؛ یعنى سطح تماسش با مردم و منافع آنها هرچه وسیعتر باشد و رضایت و خشنودى عامّه و تودههاى مردم را بیشتر جلب کند. دنبال این نباش که رضایت گروههاى خاص - یعنى صاحبان ثروت و قدرت - را به دست آورى. من و شما مخاطب این خطابیم. الان شما اگر وزیرید، اگر نمایندهاید، اگر از مسؤولان مربوط به نیروهاى مسلّحید، اگر مربوط به رهبرى هستید، اگر مربوط به قوّه قضایّیه هستید، هرجا هستید، باید توجّه داشته باشید کارى که انجام مىدهید، در جهت میل صاحبان ثروت و قدرت نباشد؛ که اینها در این فرمایش امیرالمؤمنین علیهالصّلاةوالسّلام به «خاصّة» تعبیر شده است. بعد مىفرماید: «فانّ سخط العامة یجحف برضى الخاصة»؛(20) اگر دل صاحبان ثروت و قدرت را به دست آوردید و مردم را ناراضى کردید، نارضایتى مردم این گروههاى خشنودشده خواص - یعنى صاحبان ثروت و قدرت - را مثل سیلابى خواهد برد. «و انّ سخط الخاصة یغتفر مع رضى العامة»؛(21) اما اگر رعایت میل دل صاحبان ثروت و قدرت را نکردید، از شما ناراضى مىشوند؛ بگذار ناراضى شوند. وقتى مردم از شما راضىاند و براى آنها کار کردید، بگذار اینها ناراضى باشند. «یغتفر»؛ این نارضایى بخشوده است.
در نظام مردمسالارى، مسؤول، پاسخگوست
مردمسالارى فقط این نیست که انسان تبلیغات و جنجال کند و بالأخره عدّهاى را به پاى صندوقها بکشاند و رأیى را از مردم بگیرد، بعد هم خداحافظ؛ هیچ کارى به کار مردم نداشته باشد! بعد از آنکه این نیمه اوّل تحقّق پیدا کرد، نوبت نیمه دوم است؛ نوبت پاسخگویى است. درباره همین گروههاى خاص، باز امیرالمؤمنین علیهالصّلاةوالسّلام در این بیان مطالبى دارد: «لا تقولنّ انّى مؤمّر آمر فاطاع»؛(22) این جمله باز در همین نامه مالک اشتر است. فرمود: نگو به من مأموریت داده شده، به من مسؤولیت داده شده و من صاحب فلان مسؤولیت شدهام - «آمر فاطاع»؛ بنده مسؤولم، دستور مىدهم و شما باید اطاعت کنید؛ اینطور حرف نزن - «فانّ ذلک ادغال فى القلب»؛(23) این دلِ تو را خراب و نابود مىکند؛ واقعش نیز همین است. بعد چند خصوصیت دیگر را ذکر مىکند: «و تقرّب من الفتن»؛(24) این، برگشت خشمآلودِ مردم را به تو نزدیک مىکند. وقتى اینطور حرف بزنى، مردم از خودخواهى و مَن مَن گفتن تو و خود را محور همه چیز دانستن و مسؤولیتى براى خود قائل نبودن، براى همیشه ناخشنود مىشوند.
اوّلین قدم، اصلاح درونى خود ماست
عزیزان! روز ماه رمضان است؛ روزها و ساعات متبرّکى است. همه باید از این ساعات و روزها استفاده کنند. استفاده حقیقى من و شما از این ساعات و از این روزها و شبها این است که از خدا بخواهیم و خودمان هم مجاهدت کنیم تا بتوانیم مانند یک کارگزار اسلامىِ واقعى، یک مسؤول حقیقىِ مؤمن و اسلامى، در هر بخشى که هستیم، عمل کنیم. باید اینطور شود و چارهاى هم نیست؛ یعنى اصلاً نمىشود تحمّل و قبول کرد که ما اجازه دهیم این فسادها در بین ما رواج پیدا کند؛ نه، آن کارها باید بشود و همه هم مسؤولند. باید تلاش شود، این مجاهدتها باید بشود، این اصلاحها باید صورت گیرد. اوّلین قدم اصلاح - که اصلاحات گفته مىشود - اصلاح درونىِ خود ماست؛ یعنى این مجموعه مسؤولان نظام بایستى خودشان را از این روشها و منشها و خُلقیّات و رفتارهاى غیر اسلامى خلاص کنند و نجات دهند. اگر این کار صورت گرفت، آنگاه پیشرفت کارها ممکن خواهد شد.
در این ماه رمضان از خداى متعال توفیق بخواهید و دعا کنید تا بتوانیم این مرحله را نیز بگذرانیم. انشاءاللَّه مرحله بعد تشکیل کشور اسلامى است که اگر این کشور به وجود آمد، به فضل پروردگار همان الگویى خواهد شد که دشمنها هرگز نمىخواستند چنین الگویى به وجود آید. خداوند انشاءاللَّه همه شما را موفّق بدارد.