زمانی که جورج بوش و دوستانش درصدد حمله به عراق بودند، اعلام کردند هدف این جنگ به نابودی سلاحهای کشتار جمعی در عراق خلاصه نمیشود بلکه هدف دیگر این جنگ سرنگونی صدام و تشکیل حکومت و نظام جدید در عراق است اما امروز پس از گذشت سه سال از پایان این جنگ ویرانگر شواهد و قرائن نشان میدهند که تمام تلاشهای کاخ سفید برای تحقق این هدف با شکست حتمیمواجه شده است. ملینا کوبان، تحلیلگر روزنامه کریستین ساینس مانیتور با ارایه تحلیلی تحت عنوان بوش بازنده شرطبندی سیاسی در عراق مینویسد: حقیقت آن است که طرح بوش برای تشکیل یک دولت جدید در عراق امروز با شکست مواجه شده است و رییس جمهور آمریکا حتی فرصت تجدید نظر در سیاستهای خود در این کشور را نیز ندارد. جالب آن است که بوش حتی زمانی که انتخابات اخیر در عراق را به عنوان یک پیروزی سیاسی قلمداد میکرد به خوبی میدانست این حکومت که پس از هفتههای طولانی گفتوگو و جدل تشکیل شد، نمیتوانست اهداف وی و هم پیمانش را محقق سازد و در حقیقت این حکومت عراق حتی نمیتوانست خدمات رسانی اصلی و اساسی در عراق مانند تامین امنیت عمومیبرای شهروندان این کشور را تامین کند.
تحلیلگر ساینس مانیتور با استناد به اظهارات بسیاری از تحلیلگران و محققان آمریکایی که در عراق حضور داشتهاند و موقعیت سربازان آمریکایی را از نزدیک در عراق بررسی کردهاند، مینویسد: نیل روزن، یکی از محققان و تحلیلگران روزنامه واشنگتن پست که کاملا به زبان عربی نیز مسلط است، در آغاز جنگ عراق در سال 2003 ماهها در این کشور مستقر شد و اخیرا نیز برای تکمیل تحقیقات خود به عراق رفته است. وی در تحقیق خود مینویسد: سربازان آمریکایی امروز در میان هرج و مرج عمومیکه سراسر عراق را فرار گرفته است به شبه نظامیانی مانند دیگر شبه نظامیان مستقر در عراق تبدیل شدهاند و موقعیت نیروهای آمریکایی در این کشور به گونهای است که میتوان این سوال را مطرح ساخت کهایا اصرار برای باقی ماندن نیروهای آمریکایی و ائتلاف در عراق واقعا فایدهای برای این کشور دارد و اگر کمیمنطقی مسایل را بررسی کنیم آیا میتوانیم این انتظار را داشته باشیم کهاین نیروهای خارجی بتوانند ولو به میزان کم در بهبود اوضاع عراق تاثیرگذار باشند؟ در حقیقت بر اساس پروندههای جنجال برانگیزی که نیروهای اشغالگر در یک قرن گذشته از خود بر جای گذاشتهاند و نیز بر اساس پروندههای جنجال برانگیزتری که نیروهای اشغالگر در عراق طی سه گذشته از خود بر جای گذاشتهاند، پاسخ بهاین سوال کاملا روشن است و نیروهای آمریکایی به همراه نیروهای ائتلاف نمیتواند ولو به مقدار ناچیزی در بهبود اوضاع عراق سهیم شوند و استقرار آنها در این کشور واقعا بیمعنا است.
واقعیت آن است که روند رو به افزایش خشونتها در عراق از یک سو، افزایش حس نفرت و کینه مردم عراق از یک جهت و مسلمانان و غیر مسلمانان جهان از جهت دیگر نشان میدهد که آمریکا دیگر هیچ فرصتی برای بازنگری درسیاستهای اشغالگرانه خود در عراق ندارد و واشنگتن باید خیلی سریع و قبل از آنکه امور جاری در عراق بدتر شود، نیروهای خود از این کشور را خارج سازد، زیرا نباید فراموش کرد که احتمال بدتر شدن اوضاع برای نیروهای آمریکا و موقعیت این کشور در منطقه و جهان وجود دارد.
تحلیلگر روزنامه سانس مانیتور با اشاره به اظهارات محقق روزنامه واشنگتن پست در عراق مینویسد: درست است که عقب نشینی آمریکا از عراق میتواند پیامدهای سیاسی بعضا منفی را در عراق، منطقه یا جهان داشته باشد اما به هر حال پیامدهای بد باقی ماندن نیروهای آمریکایی در عراق بیشتر است. برای اثبات این مطلب که باقی ماندن بیشتر آمریکا در عراق اشتباه محض است، کافی است به نتایج استقرار سه ساله آمریکا در عراق اشاره کنیم به طوری که طی این سه سال گروههای شبه نظامیدر سراسر عراق تشکیل شدند و این کشور به مردابی از فساد و منطقه امنی برای تمرکز تروریستهای خارجی تبیدل شد. اما آثار و نتایج منفی استقرار آمریکا در عراق در سطح جهانی اعم از افزایش نفرت روز افزون جهان از آمریکا بود به طوری کهاین کشور احترام خود در میان ملتهای جهان را از دست داد و از طرفی دشمنان خارجی واشنگتن چون القاعده و طالبان به دلیل تمرکز آمریکا بر عراق توانستند مجددا قدرت بگیرند.
در حقیقت با گذشت هر روز از وجود نیروهای آمریکایی در عراق بر میزان افزایش تاثیرات و پیامدهای منفی این موضوع افزوده میشود و احتمال وقوع حوادثی مانند قتل عام حدیثه یا جنایتهای جنگی در سطح عامتر از سوی سربازان آمریکایی بیشتر میشود و از سویی احتمال افزایش عملیاتهای ضد آمریکایی در جهان چون حمله موشکی به مقر نیروهای آمریکایی در بیروت نیز افزایش خواهد یافت، به همین دلیل است که امروز ملت آمریکا و جهان یکصدا خواهان خروج هرچه سریعتر نیروهای آمریکایی از عراق هستند. حال اگر کاخ سفید بخواهد دستور خروج نیروهای آمریکایی از عراق را صادر کند، دولت آمریکا به چه صورتی این دستور را عملی خواهد کرد؟ در واقع دولت آمریکا با اقدامییک جانبه گرایانه و بدون هر گونه گفتوگو یا مشورتی در زمینه نحوه عقب نشینی خود اقدام به عملی کردن این دستور خواهد کرد.
در حقیقت واشنگتن در این زمینه همان سیاستی را اتخاذ خواهد کرد که اسراییل در سال 2000 با عقب راندن نیروهای خود از جنوب لبنان و اخیرا از نوار غزه به آن دست زد. اما عقب نشینی نیروهای اسراییلی بسیار آسان تر از آمریکا انجام گرفته است زیرا نیروهای نظامیمنسجم میتوانند کیلومترها عقب نشینی کنندتا از مرز منطقهای خارج و به محل استقرار خود باز گردند اما عقب نشینی نیروهای آمریکایی از عراق نیازمند تلاشهای گسترده لجستیکی خواهد بود، در واقع به همان میزانی که ارسال این نیروها به عراق با سختیهای بسیار مواجه بود خروج این نیروها نیز با همان سختی و شاید بیشتر مواجه خواهد شد. تحلیلگر روزنامه ساینس مانیتور در پایان این تحلیل مینویسد: بدیهی است که هر گونه عقب نشینی آمریکا از عراق نیازمند همکاری منظم کشورهای منطقه از جملهایران است و اظهارات اخیر بوش مبنی بر اینکه آمریکا استعداد ازسرگیری گفتوگوها با ایران را دارد اظهاراتی بسیار بجایی بوده است.
به هر حال عقب نشینی نیروهای آمریکا و نیروهای ائتلاف در عراق نیازمند همکاری بسیاری از کشورهای جهان و در راس آنها سازمان ملل است. بوش زمانی که در مارس 2003 حمله به عراق را آغاز کرد، دست به یک قمار سیاسی زد اما امروز بسیار روشن است که وی این قمار یا شرط بندی سیاسی را باخته است. پس بهتر است که حد پایانی را برای خسارتهای روز افزون آمریکا قرار دهد و تمام هم و غم خود را بر از سرگیری روابط مجدد آمریکا با کشورهای جهان و اصلاح دیدگاه جهانی نسبت به آمریکا قرار دهد زیرا چنین اقدامیبسیار بهتر از آن است که دست بسته در عراق باقی بمانیم و منتظر آن باشیم که اوضاع در این کشور از چیزی که هست بحرانیتر شود.