تاریخ انتشار : ۱۲ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۹:۲۷  ، 
کد خبر : ۱۰۰۲۹۳

اتحادیه آفریقا؛ خلاقیت یا الگوبرداری (بخش اول)

نوشته: مهدی رستگار اصل اشاره: ایجاد اتحادیه آفریقا در سال 2002، مناظراتی را بین اندیشمندان و کارشناسان برانگیخت، به طوری که بعضی از اندیشمندان آن را الگوبرداری و کپی اتحادیه اروپا دانستند و بر این نکته تاکید داشتند که تاسیس این اتحادیه با توجه به حرکت تقلیدی از اروپا با مشکلاتی روبرو خواهد بود. نویسنده بر این اعتقاد است که این نهاد، ساختار و تاریخی ویژه خود را دارا است و هم در خاستگاه و هم در سازمان‌ها و اجزای مختلف هر دو اتحادیه، تفاوت‌هایی محسوس به چشم می‌خورد که آنها را با یکدیگر متمایز می‌سازد. در این مقاله ضمن بررسی نحوه ایجاد و سابقه تاریخی دو اتحادیه و نقاط اشتراک و افتراق آن، به بررسی ساختارهای دو اتحادیه، اهداف و اصول و مکانیزم‌های اجرایی آنان پرداخته شده است: مقدمه: واژه‌ها و ترکیباتی از نوع «دهکده جهانی»، «گات»، «جهانی شدن»، و... که در سال‌های اخیر به عرصة ادبیات سیاسی گام نهاده و هر کدام تحولات شگرفی پدید آورده و نظریه پردازان و تحلیلگران سیاسی را به تکاپو و تلاش برای رد یا پذیرش آنها وادار کرده‌اند، همگی حاکی از عزم جامعه بین‌المللی به سوی همگرایی و گریز از انزوا و تکروی کشورها در روابط بین‌الملل در ابعاد مختلف سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و... است. نویسنده در اینجا در پی اثبات درستی هیچ نظریه‌ای نیست؛ همان طور که سعی در زدن مهر «باطل» بر هیچ کدام هم ندارد. اما سوگیری جریان فکری حاکم بر نظام بین‌الملل در این برهه، نکتة مهمی است که نمی‌توان و نباید از آن غفلت ورزید. در سال‌های دهه‌های هشتاد و نود، شاهد رقابت جهانی در قالب دو بلوک شرق و غرب بودیم؛ اما امروزه و پس از فروپاشی بلوک شرق و با قدرت گرفتن اروپا، شاهد بروز نوعی دیگر از همگرایی در جامعه بین‌الملل هستیم. بروز عینی این همگرایی تشکیل اتحادیة اروپا در مغرب زمین و اتحادیة آفریقا در قارة عقب‌مانده و به عبارتی بهتر، عقب نگه داشته شدة آفریقاست. این دو اتحادیه نمادی از همگرایی در جهان کنونی است و دارای امتیازات و ویژگی‌هایی خاص خود است. برخی، این دو اتحادیه را یک روح در دو نماد می‌دانند؛ یعنی اتحادیة آفریقا را نمونه و روگرفتی از اتحادیة اروپا می‌دانند و گروهی دیگر بر این عقیده‌اند که اتحادیة آفریقا با توجه به ویژگی‌های خود نتیجه خلاقیت و نبوغ آفریقایی است. هر چند قارة پهناور آفریقا سال‌های زیادی را زیر شلاق استعمار اروپاییان به سر برده و عقب‌ماندگی امروز این قاره نتیجه سال‌ها استثمار و بهره‌کشی از منابع و اندیشه‌های آن است و آنچه از واردات به این سرزمین پهناور بوده، بیشتر از مبدأ کشورهای اروپایی صورت می‌گرفته، این امر باعث نمی‌شود اندیشة تشکیل اتحادیة آفریقا نیز اندیشه‌ای وارداتی باشد. به هر حال این مقاله سعی بر آن دارد با مقایسة تمامی بخش‌ها و نهادها و اجزای تشکیل دهنده و شرح وظایف آنها، یکی از دو نظریة پیش گفته اثبات شود. در مرحلة نخست، هر دو اتحادیه به اجمال معرفی و در مرحلة دوم بخش‌های مختلف هر دو اتحادیه مقایسه می‌شود.

معرفی اجمالی اتحادیه‌های اروپا و آفریقا
تشکیل هر دو اتحادیه به سال‌های قبل برمی‌گردد و هیچ کدام به طور ناگهانی ایجاد نشده‌اند؛ یعنی ریشه در اواسط سدة پیشین دارد و مقدمات آن را معاهده و قراردادهایی پدید آورده که موجبات استمرار حیات آن را نیز فراهم کرده‌اند.
اتحادیۀ اروپا
اصل اروپای متحد به پس از جنگ جهانی دوم برمی‌گردد. دو جنگ جهانی پی در پی توان سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی قاره را فرسوده بود و کشورهای اروپایی به دنبال نوعی همگرایی برای در امان ماندن از جنگی دیگر و بازسازی ویرانه‌های جنگ‌های قبلی بودند. پیشگامان این حرکت فرانسه وآلمان بودند؛ هر چند کشورهای دیگری همچون کشورهای بنولوکس و ایتالیا نیز در آن نقش داشتند. اولین نمود این اتحادیه، معاهدة تشکیل جامعة اروپایی زغال و فولاد در 18 آوریل 1951م. بود و کشورهای فرانسه، جمهوری فدرال آلمان، بلژیک، لوگزامبورگ، هلند و ایتالیا بنیانگذار آن بودند تا از این رهگذر مبادلات مواد اولیه ریخته‌گری به منظور سرعت بخشیدن به پویایی اقتصاد فراهم آید. روز 27 مه 1952م. تولد معاهدة تشکیل جامعة اروپایی دفاع بود که به علت تصویب نشدن در مجلس فرانسه به شکست انجامید.
در 25 مارس 1957م. شش کشور اروپایی پیش گفته معاهدة رم را امضا کردند که عرصه‌های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی را شامل می‌شد و هدفش در بعد اقتصادی تشکیل «بازار مشترک» بود که امکان چرخة آزادانه اشخاص، کالاها و سرمایه‌ها را فراهم می‌ساخت. در سال 1965م، معاهده‌ای بخش اجرایی هر سه جامعة اروپایی را در هم ادغام کرد. در 7 آوریل 1992م، معاهدة ماستریخ به امضا رسید که مرحلة نوینی در فرآیند اتحاد کشورهای اروپایی به شمار می‌آید. براساس این معاهده، سیاست اروپایی دارای سه رکن: جوامع اروپایی، همکاری در زمینة سیاست خارجی و امنیت مشترک و حتی دفاع مشترک، همکاری پلیسی و قضایی در زمینة کیفری شد. این معاهده تابعیت اروپایی و تردد آزادانه در کشورهای جامعه و حق انتخاب شدن و انتخاب کردن را برای افراد مقیم آنجا فراهم، و دربارة ایجاد پول واحد اروپایی تحت نظارت بانک مرکزی اروپا تصمیم‌گیری کرد.
اما معاهده آمستردام که در 2 اکتبر 1997م.امضـــا شـد، بر اصول مبتــنی بر آزادی، مردمســالاری و احتــرام به حقوق بشر تأکید و برقراری آزادی، امنیت و عدالت را پشنهاد کرد. دو معاهدة دیگر در سال‌های 2000م. در نیس (که نتوانست به طور کامل به اهداف خود برسد) و معاهدة قانون اساسی 2004 در رم نیز منعقد شد که معاهدة اخیر به دوشکل (پارلمانی یا همه پرسی) باید در تمامی کشورهای عضو اتحادیة اروپا به امضا برسد (هر چند در برخی کشورها مثل هلند و فرانسه رد شد.)
اتحادیۀ آفریقا
برای شناخت سابقة سازمان وحدت آفریقا به عنوان سنگ بنیادین تشکیل اتحادیة آفریقا، باید به اواخر سدة نوزدهم برگردیم. در واپسین دهه‌های سدة نوزدهم، اندیشة پان آفریکانیسم با ایجاد تشکل‌های سیاسی برای مبارزه با استثمار و بردگی سیاهان شکل گرفت و اولین تلاش‌ها در کنفرانس پان آفریکانیسم لندن در سال 1900م. و سپس در کنفرانس بین‌المللی سیاه در سال 1912م. برای اتحاد سیاهان آمریکا و آفریقا شکل منسجم‌تری به خود گرفت. همایش‌های پان آفریکانیسم در حد فاصل سال‌های 1919 تا 1945م. در تثبیت و رشد نهضت رهاسازی سیاهان از استثمار و استعمار نقش بسزایی داشتند. هر چند در حدفاصل اجلاس باندونگ (1955م.) تا اجلاس لاگوس (1962م.) هیچ همایشی برگزار نشد، گروه‌های مهمی همچون گروه برازاویل متشکل از دوازده کشور زیر صحرا در سال 1960م، گروه کازابلانکا مرکب از سه کشور از شمال آفریقا و سه کشور زیر صحرا در سال 1961م. و گروه مونرویا مرکب از گروه برازاویل و لیبی به رهبری لئوپولد سدار سنگور در سال 1961م. شکل گرفتند که همگی کم و بیش در استحکام اندیشة پان آفریکانیسم و پایه‌های آن نقش مهمی ایفا کردند. هرچند مواضع تند گروه کازابلانکا و میانه‌روی گروه مونرویا موجب اختلافاتی شد، در نهایت با اتحاد این دو گروه زمینه‌های تأسیس سازمان وحدت آفریقا فراهم آمد و این مهم در سال 1963م. در نشست سران در آدیس‌آبابا تحقق یافت و سند تأسیس سازمان براساس تفکر پان آفریکانیسم از سوی سی تن از سران یا نمایندگان تام‌الاختیار آنان امضا شد.
طرح ویلیام توب من رئیس جمهور لیبریا، مبنی بر نه اتحاد سیاسی که بر ایجاد جامعه کشورهای مستقل آفریقایی از دیگر طرح‌های همزمان بود؛ ولی این طرح از سوی کشورهای شرکت‌کننده در نشست کازابلانکا تحریم شد.
تأسیس سازمان وحدت آفریقا حذف جامعة مستقل انگلیسی‌ زبان را به دنبال داشت؛ اما جامعة مستقل فرانسه زبان همچنان به کار خود ادامه می‌داد و کشورهای فرانسه زبان ضمن گسترش جامعة مستقل خود به عضویت سازمان وحدت آفریقا نیز در می‌آمدند. سازمان وحدت آفریقا به مرور راه تکامل را پیش گرفت تا اینکه در سال 1994 م. با فروپاشی نظام نژادپرست و عضویت آفریقای جنوبی، هر پنجاه و سه کشور آفریقایی به عضویت این سازمان درآمدند و در سال 2000 م. نام سازمان وحدت آفریقا به اتحادیة آفریقا تغییر یافت. (در حال حاضر فقط کشور مغرب از عضویت در اتحادیة آفریقا هم، مانند عضویت در سازمان وحدت آفریقا، انصراف داده؛ زیرا جبهة آزادی‌بخش پولیساریو که به دنبال جدایی‌طلبی است به عضویت آن‌ها درآمده است.
برخی علل تغییر سازمان وحدت آفریقا
به اتحادیۀ آفریقا
1ـ گذر از مرحلة استقلال‌طلبی و آزادسازی کشورها از یوغ استعمار (به عنوان یکی از اهداف پایه‌گذاری سازمان وحدت آفریقا) و گام نهادن به مرحلة جدید توسعه و پیشرفت و در نتیجه نیاز به تشکیلاتی با اهداف جدید و توانایی‌هایی بالا و افق دیدی به مراتب گسترده‌تر؛
2ـ احساس ناکارآیی بیشتر سازمان وحدت آفریقا با توجه به تحولات جهانی و دگرگونی‌های ایجاد شده در نظام بین‌الملل و احساس نیاز به ساختاری قوی و کارآمدتر برای حضوری پررنگ‌تر در عرصة بین‌المللی؛
3ـ احساس نیاز به داشتن آفریقای متحد و قوی و ضرورت برقراری مشارکت بین دولت‌ها و تمامی عناصر تشکیل‌دهندة جامعة مدنی، به ویژه زنان، جوانان و بخش خصوصی به منظور تقویت همبستگی بین دولت‌ها؛
4ـ طرح مسائل جدید، از جمله گسترش حقوق بشر و حقوق شهروندی، مردم‌سالاری و حکومت مطلوب؛
5ـ ضرورت تسریع در روند اجرایی معاهدة تشکیل دهندة جامعة اقتصادی آفریقا به منظور حمایت از توسعة اجتماعی ـ اقتصادی آفریقا و مقابلة مؤثر با چالش جهانی شدن و خروج از انزوا.          ادامه دارد...

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات