تاریخ انتشار : ۱۲ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۹:۴۰  ، 
کد خبر : ۱۰۰۳۱۶
«وطن امروز» از گزینه‌­های استراتژی جدید آمریکا در قبال ایران گزارش می‌دهد

«آژاکس 2»‌ طرحی برای یک کودتای مخملی

مقدمه: حضور گسترده مردم ایران در انتخابات 22 خرداد 1388 برای برگزیدن رئیس دهم جمهوری اسلامی، در نوع خود کم‌سابقه و اکنون موجب فخر جامعه ایرانی است اما به دلیل برخی مسائل و پاره‌ای اعتراض‌ها، همگان شاهد تلاش آن دسته از بیگانگان برای مصادره و تبدیل این حرکت عظیم به ضد کارکرد خود هستند که در یک قرن اخیر بیشترین دشمنی را با مردم ایران اعمال کرده‌اند. کشورهای آمریکا و انگلیس، با برنامه‌ریزی قبلی برای انتخابات جمهوری دهم و با قید تابستان داغ 1388 تهران، طرح کودتای مخملی را در قالب پروژه آژاکس2. در دو سطح عملیاتی و استراتژیکی برآورد و از روزهای قبل از برگزاری انتخابات، آغاز کرده‌اند، و اکنون دولت آمریکا با صحنه‌گردانی انگلیس در ایران، با تمام توان در حال دامن زدن به تنش و تشنج در کشور بوده و فازهای متعدد توطئه مزبور علیه مردم ایران را بر پایه اشتباهات برخی جناح‌های سیاسی و غفلت نهادهای رسمی کشور به اجرا در می‌آورد. برای نمونه، بنابر گزارش منتشر شده در روزهای اخیر از سوی مرکز سابان ایالات متحده، با بررسی سناریوهای مختلف علیه ایران، در کنار گزینه‌های مطرح دیپلماتیک و نظامی، موضوع تغییر حکومت در ایران را از طریق کودتای مخملی، با ایجاد اغتشاش و هدایت آن از سوی اپوزیسیون داخلی تا مرحله فروپاشی و سپس حمله نظامی و اشغال کشور، در شرایط فعلی مناسب‌ترین گزینه تشخیص داده است. مرکز سابان که از سوی میلیاردر صهیونیست؛ سابان، راه‌اندازی شده است وابسته به انستیتو بروکینگز است. انستیتو بروکینگز همان نقشی را در تصمیم‌سازی استراتژیک برای حزب دموکرات به ریاست جمهوری اوباما ایفا می‌کند که انستیتو امریکن اینترپرایز برای دولت جمهوریخواهان به رهبری بوش ایفا می‌کرد. مرکز تحقیقات پیشرفته ضدتروریسم، بر آننیست که برآورد آمریکا را از حیث تحقق کودتای مخملی و فروپاشی، امکان‌سنجی کرده و نفیاً یا اثباتاً تأیید یا رد کند. اما خود را ملزم می‌داند تا بر مبنای وظیفه حرفه‌ای خویش، بخش‌ها و ابعادی از پروژه مزبور را در فضای عمومی منعکس سازد. همچنین با توجه با ابعاد گسترده تروریسم سیاسی پروژه آژاکس 2، شفاف‌سازی و معرفی سناریوهای پروژه مزبور در مراحل گوناگون آن، برای تنویر افکار عمومی از سوی این مرکز در آینده صورت خواهد پذیرفت. آنچه در محوریابی ذیل‌الذکر گزارش 160 صفحه‌ای مرکز سابان مشهود است. «کارویژه» اغتشاش عمومی و گسترش و سپس استمرار آن تا مرحله فروپاشی است که خنثی کردن آن، هوشیاری عمومی را می‌طلبد.

 این گزارش از سوی شش تن از استراتژیست‌های وابسته به انستیتو بروکینگز تهیه شده است (کنت ام پولاک، دانیل ال بای من، مارتین ایندایک، سوزان مالونی، مایکل ای اُ هانلون و بوروس ریدل).
مقدمه: انتخاب گزینه‌های سیاست‌ آمریکا نسبت به ایران
 ایران همیشه برای آمریکا یک معضل و مشکل بوده است.
 تنفر ایران از آمریکا همواره برای ناظران بیرونی امری عجیب بوده است.
 اما آمریکا نمی‌تواند از اهمیت ایران چشم بپوشد.
 در عصر بوش، گرچه در ابتدا آمریکا سیاستی علیه ایران نداشت، اما سپس از طریق فشار، تهدید و تحریم، سعی کرد ایران را وادار به کنارگذاردن برنامه‌ هسته‌ای کرده و بدین روش ایجاد رابطه‌ دیپلماتیک کند.
 در انتهای عصر بوش، قدرت ایران در منطقه ارتقا یافت و از سوی دیگر آمریکا در منطقه تضعیف شد.
 مراکز مطالعات استراتژیک آمریکا، در ابتدای عصر اوباما، بناچار به مطالعات گسترده‌ای جهت یافتن راه‌حلی برای مسأله‌ ایران پرداختند، اما هرچه تلاش می‌کنند، نمی‌توانند از این حیرت و سردرگمی خارج شوند.
 اوباما، همزمان با استفاده از اهرم فشارهای بین‌المللی، در چارچوب استراتژی چماق و هویج، تلاش می‌کند به ایران نزدیک شده و با آن دست دوستی بدهد، اما معلوم نیست این سیاست موفق شود، لذا بهتر است انتخاب‌های جایگزین و فوری برای آن اندیشیده شود.
هدف خیلی سخت
 آیت الله خمینی با انقلاب اسلامی سال 1979( 1357)، نظام دوقطبی خیر و شر را تبیین کرد که در آن آمریکا قطب شر و ایران قهرمان قطب خیر در جهان است.
 احمدی‌نژاد به این ایدئولوژی باور دارد.
 رابطه با آمریکا، ریل سوم راه‌آهن حرکت ایران است.
 آیت‌الله خامنه‌ای نیز همچون آیت الله خمینی به آمریکا مشکوک است.
 پراگماتیست‌های ایران در 1986 - ایران کنترا - 1995، 1998 و 1999 با آمریکا ارتباط مخفی داشتند که خیلی زود کشف و خنثی شد.
 جبهه‌ سخت درون نظام – اصولگرایان - بیشتر به تقابل با آمریکا فکر می‌کنند.
 رفتار ایران برای آمریکا عجیب و غیرقابل پیش‌بینی است.
 در مسأله‌ عدم رابطه میان دو کشور، آمریکا نیز بی‌تقصیر نیست و به دلیل رفتار نامناسب آمریکا، دولتمردان ایران نیز آمریکا را غیرقابل پیش‌بینی و غیر‌قابل اعتماد می‌دانند.
 دولتمردان آمریکا از ایران ناامید شده‌اند، نه زمانی که به دنبال رابطه بودند به نتیجه‌ای رسیدند و نه در زمان مقابله و جنگ موفق به مهار ایران شده‌اند.
 فشارهای آمریکا به تهران، تاکنون هیچ تغییری در سیاست خارجی این کشور ایجاد نکرده است.
 در آمریکا همواره سیاست آن کشور در نسبت با ایران با ناکامی و شکست مواجه شده است.
 آمریکا با حمله به افغانستان و عراق، موقعیت خود را در منطقه تضعیف کرد و محبوبیت خود را از دست داد و این به سود ایران شده است.
 در نبرد حزب‌الله و اسرائیل و نبرد حماس و اسرائیل نیز شکست اصلی از آن آمریکا و پیروز صحنه ایران بود.
 آمریکا در اثر این تغییر صحنه شوکه شده و مجبور به اتخاذ روش‌های جدید برای بازیابی نقش خود در منطقه شد.
ساختن سیاست بهتری درباره ایران
 کتاب‌ها و مقالات در این زمینه کم نبوده، اما به‌جای تابش نور، بر حرارت مسأله می‌افزایند، لذا مسأله‌ رابطه با ایران را لاینحل می‌کنند.
 چینش مطالعات این است که تحدید (محدودسازی) ایران صورت گیرد یا مذاکره! هیچ حد وسطی دیده نمی‌شود، راست‌ها به تقابل و چپ‌ها به مذاکره می‌اندیشند.
 تمرکز بر مسأله‌ هسته‌ای ایران موجب شده است دید کلان‌نگر منتفی شده و همه‌جانبه‌گری وجود نداشته باشد.
 هدف اصلی این گزارش، ارائه مهم‌ترین گزینه‌های سیاست آمریکا برای ساختن یک استراتژی جدید علیه ایران است.
 در مجموع 9 گزینه در مورد ایران شکل گرفته است؛ این 9 گزینه در چهار دسته تفکیک شده‌اند.
 بخش نخست این گزارش در مورد دو گزینه‌ دیپلماتیک است.
 بخش دوم این گزارش در مورد سه گزینه‌ نظامی است.
 بخش سوم این گزارش در مورد سه گزینه‌ تغییر حکومت است که حمایت از انقلاب‌های مردمی یا شورش‌های قومی یا مساعدت در کودتای نظامی را دربر دارد.
 بخش چهارم این گزارش نیز در مورد بازدارندگی ایران از طریق تحدید است.
9 گزینه‌ بد
 این 9 رویکرد، هزینه‌ها و مخاطرات خاص خود را دارند. این به خاطر کمبود تحقیقات و مطالب نیست، بلکه به خاطر سختی موضع ایران است. شاید روزی یک کیسینجر یا جورج کنان جدیدی ظهور کند که راه‌حل متفاوت و ساده‌تری پیشنهاد دهد.
 بهترین استراتژی آمریکا بدون شک این خواهد بود که چند گزینه از 9 رویکرد مزبور را به صورت یکپارچه به‌کار گیرد.
ابتدا استراتژی سپس تاکتیک
 از آنجا که همواره آمریکا در جزئیات تاکتیکی علیه ایران گم‌ شده و از کلان‌نگری دور افتاده است، این گزارش تنها به استراتژی‌ها می‌پردازد.
صحنه‌سازی
 نگارش استراتژی در مورد ایران بسیار سخت است و باید نقش ایران را در صحنه تبیین کرد.
دیدگاه تهران
 سیستم سیاسی ایران، یکی از پیچیده‌ترین و غیرشفاف‌ترین انواع نظام سیاسی در جهان است.
 رهبران ایران در رابطه با آمریکا تصمیم‌های تاکتیکی گرفته‌اند نه استراتژیکی.
 باید دانست که واژه‌ بازار یک کلمه‌ ایرانی است و بازار همواره باز است.
 رفرمیست‌ها به دنبال رابطه و اصولگرایان کمتر مایل به رابطه با آمریکا هستند.
 آیت‌الله خامنه‌ای به آمریکا مشکوک است و به اصولگراها نزدیک‌تر است، اما واقعیت‌های اقتصادی را قبول دارد.
 سیاست ایران مبتنی بر قوانین اینرسی حرکتی عمل می‌کند، لذا شانس آمریکا برای موفقیت بسیار کم است.
صحنه‌ بین‌الملل
گاهی به نظر می‌رسد، مناسبات ایران و آمریکا در یک خلأ شکل می‌گیرد، حال آنکه این‌گونه نیست و کشورهای زیادی مانند روسیه، چین، اتحادیه اروپایی و کشورهای همسایه ایران در این موضوع دخیل هستند.
ساعت در حال تیک‌تاک
 زمان به سرعت در حال گذر است و عصر اوباما آخرین فرصت آمریکاست.
 ایران تا 2010 یا حداکثر 2015 به سلاح هسته‌ای دست می‌یابد، در آن‌صورت گزینه‌ نظامی بسیار دشوار می‌شود.
 اما همچنان گزینه‌ تغییر حکومت باقی می‌ماند.
 لذا اوباما آخرین فرصت برای طرح یک استراتژی جدید است که آیا آمریکا می‌تواند با یک ایران هسته‌ای همزیستی داشته باشد؟!
بخش یک- تحذیر تهران
گزینه‌های دیپلماتیک
 مسیر اوباما بسیار سخت و دشوار است.
 جنگ هشت‌ ساله در افغانستان و شش ساله در عراق، آمریکا را از ورود به یک میدان نبرد جدید برحذر می‌دارد.
پرسش‌های سه‌گانه‌
1- آیا تهدیدها و تحریم‌های اقتصادی و دیپلماتیک می‌تواند منجر به تغییر سیاست‌های ایران در نسبت با جامعه‌ غربی شود؟ چه نوع تحریم‌هایی بیشترین امکان موفقیت را دارد؟ و چگونه آمریکا می‌تواند دیگر قدرت‌های بزرگ را قانع کند که با آمریکا علیه ایران همکاری کنند؟
2- آیا مشوق‌ها - هویج‌ها - با چماق یا بدون چماق می‌تواند تهران را به تغییر رفتار مجاب کند؟ ذات این هویج‌ها باید چه باشد؟ و چگونه آمریکا می‌تواند این مشوق‌ها را به ایران بدهد که ضعف او تلقی نشده و اصولگرایان را گستاخ نکند.
3- واشنگتن از کجا بداند که ایران درباره‌ مناسبات دیپلماتیک جدی است یا اینکه با طولانی کردن مذاکرات در حال خریدن زمان است برای هسته‌ای شدن؟
- پاسخ‌ها به این سه پرسش، منجر به دو رویکرد متضاد شده است:
1- نسخه‌ بازسازی شده‌ استراتژی چماق و هویج بوش.
2- روش حذف چماق و فربه کردن هویج، زیرا تهدید همواره موجب تقویت ایران می‌شود. هضم ایران در اقتصاد جهان می‌تواند نمونه‌ای از آن باشد.
فصل یک - پیشنهادی که ایران نباید رد کند
اقناع
 بوش پسر از سیاست چماق و هویج استفاده کرد که موثر نبود.
 این سیاست اگر بهینه شود، می‌تواند در دولت اوباما موثر واقع شود.
 اوباما پس از انتخاب خود، بلافاصله این سیاست را اعلام کرد که دارای چندوجه است.
 مهم‌ترین مانع این سیاست، باقی‌مانده‌های اقدامات بوش در اعمال این سیاست است.
 ضعف اقدام بوش در این بود که سیاست چماق و هویج را توأم با تغییر حکومت جلو می‌برد.
 جمهوری اسلامی باید سیاست‌های داخلی خود را تغییر دهد.
 سیاست متقاعدسازی به تعهد و مشارکت بین‌المللی در خصوص تحریم‌های قوی بر ضد ایران نیاز دارد تا بتواند ایران را تنبیه کند، اما بسیاری از کشورها، ایران را به عنوان تهدید نمی‌شناسند و مخالفت می‌کنند. ایران به ستیزه‌جویی علیه فشار خارجی عادت دارد که این موجب سخت‌تر شدن کارها می‌شود.
هدف
 هدف این سیاست، قانع کردن دولت ایران برای تغییر رفتار خود در مسائل حساس و مهم برای آمریکاست.
 این سیاست با پیام نوروزی اوباما آغاز شد که: «ما از جمهوری اسلامی ایران» می‌خواهیم در جایگاه درستی در ارتباطات بین‌الملل خود قرار گیرد.» در واقع او رژیم ایران را قبول کرد در صورتی که به خواسته‌های آمریکا و جوامع بین‌المللی احترام بگذارد.
 اگر آمریکا سیاست خود را بر برنامه‌ اتمی ایران متمرکز کند، همراهی بین‌المللی بیشتری می‌یابد، اما این همه‌ رفتار ایران را تغییر نمی‌دهد. این کافی نیست که ایران برنامه‌ هسته‌ای خود را منتفی کند.
چارچوب زمانی
به صورت بالقوه سیاست اقناعی در چندماه به نتیجه می‌رسد. به صورت نظری آمریکا و هم‌پیمانانش سریعاً به بسته‌ پیشنهادی از گزاره‌های مشوق و گزاره‌های بازدارنده دست‌ خواهند یافت و این سرعت عمل در مورد پاسخگویی ایران نیز صادق خواهد بود. با این همه، مذاکرات سیاسی داخلی و دیپلماتیک خارجی و ماهیت این سیاست برای به نتیجه رسیدن به سال‌ها وقت نیاز خواهد داشت. برای مثال ایرانی‌ها استنتاج می‌کنند که با قبول درخواست جامعه‌ بین‌الملل به صورت یک طرفه برنامه‌ اتمی خود را خاموش می‌کنند، و با این کار منابع بسیار باارزش خود را هدر می‌دهند. سختی گزینه‌ چماق و هویج این است که زمان شکست آن مشخص نیست.
نگاهی کلان به این سیاست
 مفهوم بنیادین گزینه‌ چماق و هویج این است که همزمان باید برای تغییر برنامه‌ هسته‌ای ایران جایزه داد و اگر نپذیرفت مجازات سنگین علیه او اعمال کرد. این اولتیماتوم به ایران می‌گوید، اگر بپذیرد تشویق و اگر نپذیرد مجازات می‌شود.
 این گزینه را آمریکا نمی‌تواند به تنهایی انجام دهد و حتماً نیازمند همکاری‌های بین‌المللی است. اهرم اصلی این سیاست، باید شورای امنیت سازمان ملل باشد.
 ایران همچنان سرگرم غنی‌سازی اورانیوم است و به تهدیدهای آمریکا بی‌توجهی می‌کند.
 آنچه آمریکا به عنوان مشوق به ایران می‌دهد باید حکم هویج بزرگ‌تر را داشته باشد.
1- تکنولوژی هسته‌ای و رآکتورهای آب سبک: پرسش این است که باید اجازه داد ایران در خاک خود غنی‌سازی کند؟!
2- اقتصادی: ورود ایران به WTO، آزاد کردن دارایی‌های این کشور در آمریکا و همچنین رفع تحریم‌ها.
3- ضمانت‌های امنیتی: آمریکا چگونه می‌تواند با وجود این همه نیرو در اطراف ایران اعلام کند که برای ایران تهدید نیست؟!
امتیازهای سیاسی
 ایرانیان از هر جناح و سلیقه، معتقدند که کشورشان باید نقش رهبری در منطقه داشته باشد و این مسأله پیشینه‌ای تاریخی دارد.
 تا مذاکره انجام نشود، مشخص نمی شود که ایران چه امتیازی می‌خواهد، اما آمریکا تحت هیچ شرایطی نباید بپذیرد که ایران کشور برتر منطقه باشد.
تعامل
 تحقق استراتژی چماق و هویج، بدون مذاکره میان آمریکا و ایران امکان پذیر نیست.
 قبل از اینکه بسته‌ مشوق‌ها به ایران اعلام شود، باید دانست ایران چه می‌خواهد.
 آمریکا باید ضمانت مجازات‌های خود را علیه ایران اعلام کند.
 آمریکا ایران را در شرایطی می‌پذیرد که سه مسأله رفع شده باشد:
1- برنامه‌ هسته‌ای منتفی شود.
2- حمایت از حزب‌الله و حماس منتفی شود.
3- تغییر نقشه‌ وضع موجود منطقه از سوی ایران کنار گذاشته شود.
- تعامل ابتدا تاکتیک است و اگر ایران رفتار خود را تغییر بدهد، آن‌گاه تبدیل به استراتژی خواهد شد.
آماده سازی شرایط برای فرود آمدن چکش
- یک مؤلفه‌ سیاست چماق و هویج این خواهد بود که اگر ایران نپذیرد، با وخامت تحریم‌ها و برخوردها روبه‌رو می‌شود. این برخوردها باید سخت‌تر و شدیدتر باشد.
تحریم‌های نفت و گاز
 یکی از مخرب‌ترین برخوردها، تضعیف اقتصاد نفتی ایران است، زیرا اقتصاد ایران بشدت به نفت و گاز وابسته است.
 قیمت نفت نوسان شدیدی دارد و تحریم نفت و گاز ایران موجب بالا رفتن ناگهانی قیمت نفت در جهان می‌شود.
محرک‌های مشخص شده
 باید نسبت تحریم‌ها به تفکیک هر محرک و هر ماشه‌ای جداگانه مشخص شود و مکانیزم ماشه بنا به مصداق‌های تاکتیکی معین شود.
مقصد، نه وسیله
 باید آمریکا و متحدانش روی نتیجه‌ سیاست چماق و هویج تمرکز کنند، نه روی وسیله و روش آن.
شنل و شمشیر
 رهبران آمریکا نباید همچون اوباما به طور علنی سیاست چماق و هویج را در انظار عمومی مطرح کنند چون در مورد گورخرهاست و موجب رنجش طرف ایرانی می‌شود. اوباما اشتباه کرد که در سخنرانی خود همچون بوش آن را علنی بیان کرد.
 آمریکا نباید اجازه دهد روند سیاست چماق و هویج طولانی شود.
الزامات
 الزامات سیاست چماق و هویج، بیشتر دیپلماتیک و سیاسی و ریسک‌های اقتصادی و نظامی آن کمتر است.
 آمریکا باید به کشورهایی چون روسیه و چین و دیگران امتیاز بدهد تا آنها از سیاست چماق و هویج علیه ایران حمایت کنند.
محا سن
 شواهدی وجود دارد که این سیاست می‌تواند موفق باشد. درسال 83-1382 برخی مسؤولان سیاسی ایران آن را پذیرفتند. مذاکرات « تروئیکای اروپا» با ایران در آن زمان دستاوردهایی داشت.
 با توجه به بحران اقتصادی موجود در غرب، این سیاست، هزینه‌های آمریکا را پایین می‌آورد و ضمناً مراوده‌ تجاری با ایران به اقتصاد آمریکا کمک می‌کند.
 اگر آمریکا به ایران در سیاست چماق و هویج امتیازی داد که ایران نپذیرفت، در آن صورت نتیجه‌ طبیعی، موضوع «تحدید» ایران خواهد بود.
معایب
 آمریکا مجبور است با سایر کشورها در مورد ایران معامله کند.
 ایرانیان عموماً پاسخ صریح آری یا نه نمی‌دهند و با این کار زمان می‌خرند.
 ایران با طولانی کردن پاسخ، موجب کم اثر شدن گزینه‌های بعدی یعنی حمله‌ نظامی و تغییر حکومت می‌شود.
 آمریکا مجبور می‌شود با اعمال سیاست چماق و هویج، از حربه دموکراسی و حقوق بشر در ایران دست بردارد و این اجتناب ناپذیر است.
 سیاست چماق و هویج به دلیل پیچیدگی درونی سیاست در ایران می‌تواند شکست بخورد، زیرا در
30 سال گذشته، ایران با تعریف متفاوت منافع ملی توانسته‌ است سیاست‌های خارجی علیه خود را ناکام بگذارد.
فصل 2- وسوسه کردن تهران
گزینه‌ تعامل
 اشکال بوش در اجرای سیاست چماق و هویج در این بود که چماق را کنار نمی‌گذارد.
 تهدید موجب می‌شود که ایرانیان از حیث ملی‌گرایی منسجم شوند.
هدف
 تغییر رفتار ایران از طریق تعامل و تشویق.
 اما چون ضمانت اقدام ندارد، نیاز به مدت زیادی برای اثر بخشی دارد.
 در این گزینه، هیچ تضمینی برای ممانعت از دستیابی هسته‌ای ایران یا عدم حمایت از گروه‌های فلسطینی و لبنانی از سوی ایران وجود ندارد.
 اما این رویکرد موفقیت گسترده‌ای در دراز مدت دارد و تغییر حکومت را نیز دربر خواهد داشت.
 از نتایج مفید آن، ایجاد رابطه و تعامل با ایران، تاثیرگذاری و تغییر رفتار آن است.
 چنین رابطه‌ای‌ میان آمریکا با ایران، مانند رابطه‌ کنونی انگلیس با ایران است.
 همچنین الگوی این رابطه، همان رابطه‌ آمریکا با چین است که به مرور موجب لیبرالیزه شدن اقتصاد آن کشور و پیدایش یک طبقه‌ متوسط در چین شده است.
چار چوب زمانی
 تعامل در دراز مدت می‌تواند موثر باشد.
 حضور نظامی آمریکا در اطراف ایران برای این کشور تهدید است، هر چند آمریکا از موضع تعامل با ایران مواجه شود.
 دشمنی آمریکا با ایران و ایران با آمریکا، یک گزاره‌ بنیادین در سیاست ایران است.
 هیچ محدوده‌ زمانی‌ای برای تحقق این استراتژی وجود ندارد و نمی‌توان با هیچ مکانیزمی آن را تسریع کرد.
دید کلان به این سیاست
 تعامل، جزئی از یک رویکرد استراتژیک است و دیپلماسی یعنی همین تعامل.
 در این سناریو، تعامل یک کنش استراتژیک است نه تاکتیکی.
اولویت تعامل
 اگر تعامل اولویت پیدا کند، سیاست‌های آمریکا باید به یک جابه‌جایی عظیم از گزینه‌های سیاسی، اقتصادی و نظامی به تعامل بینجامد.
 گزینه‌ تعامل، موجب لیبرالیزه شدن فضای داخلی ایران می‌شود.
 تعامل با دو رویکرد الف) گام به گام ب) معامله‌ بزرگ، حجیم و گسترده، می‌تواند صورت پذیرد.
اقناع
 مشوق برپایه اقناع طرف ایرانی به تغییر رفتار وی باید ارائه شود.
 مشوق‌ها باید شامل سه حوزه‌ هسته‌ای، استراتژیک و اقتصادی باشد که اکنون تنها تمرکز بر حوزه‌ برنامه‌ هسته‌ای ایران است.
 مشوق‌ها باید متوجه حامیان تغییر باشد، مثلاً مشوق‌های اقتصادی باید طیف ثروتمندان طبقه‌ متوسط به بالا را در نظر بگیرد.
زمان‌بندی
 تحقق گزینه‌ تعامل نیازمند سال‌های طولانی است و آمریکا نمی‌تواند توقع واکنش فوری از ایران داشته باشد.
شریک نا مطمئن
 روی کار آمدن احمدی‌نژاد و اصولگرایان، موجب نفی لیبرا لیزاسیون فضای عمومی کشور شده است.
 فضای عمومی ایران اکنون توأم با اعتماد به نفس و غرور است که موجب ماجراجویی آنها می‌شود.
 آیت‌الله خامنه‌ای معتقد است که حق را باید گرفت و اگراز دشمن تمکین شود، او دیگر کوتاه نمی‌آید.
 دوران ریاست جمهوری احمدی‌نژاد تمدید شده است. در ادامه‌ برنامه‌ تعامل، باید یا احمدی‌نژاد را دور زد یا او را به درون میدان برنامه کشاند.
 عصر رفرمیست‌های ایران نشان داد که رقابت میان جناح‌ها جدی است.
 در طول20 سال، رفسنجانی سعی کرد رابطه‌ ایران با آمریکا را بهبود ببخشد. اما تاکتیک‌های پشت پرده‌ او خیلی موثر نبوده است.
معایب
 سیاست داخلی ایران به قدری پیچیده است که معلوم نیست سیاست تعامل جواب دهد.
 اصولگرایان، رویکرد آمریکا به تعامل را حاصل ضعف آمریکا می‌انگارند.
 چون چارچوب زمانی مشخصی برای سیاست تعامل مدنظر نیست، در نتیجه ممکن است ایران به همه‌ خواسته‌های خود برسد، اما آمریکا به هیچ یک از خواسته‌هایش نرسد.
 تا کنون هیچ پیام محکمی از سوی رهبرعالی ایران برای مذاکره با آمریکا شنیده نشده است.
 اسرائیل در معادلات تعامل همچون یک کارت وحشی و برگه‌ غیر قابل مهار عمل می‌کند.
بخش 2- راهکار نظامی
خلع سلاح تهران

- گزینه‌های دیپلماتیک، یک نقص اساسی دارند و آن این است که به همکاری ایران نیازمند است.
- در واقع هیچ یک از گزینه‌های دیپلماتیک، تضمینی برای موفقیت ندارند.
- بخشی از آمریکایی‌ها معتقدند ایران قابل اعتماد نیست. آنان حتی روسیه و چین را نیز قابل اعتماد نمی‌دانند، لذا می‌گویند به دلیل عدم باور این کشورها، محدودیت‌های سیاسی و تحریم‌های اقتصادی همواره شکست می‌خورد.
- به این دلایل، هر گزینه‌ای که نیاز به همکاری ایران یا کشورهای متحد آمریکا علیه ایران را داشته باشد، منتفی است.
- تنها عامل زور است که به طور یکجانبه از سوی آمریکا امکان به کارگیری دارد و نیاز به همکاری ایران یا متحدان ندارد.
- اگر ایران به سلاح هسته‌ای مجهز شود، در آن صورت گزینه‌ نظامی آمریکا علیه آن کشور نیز دشوار خواهد شد.
- مشکلاتی که ارتش آمریکا در عراق و افغانستان پیدا کرده است، امکان موفقیت نظامی علیه ایران را با تردید مواجه ساخته است.
- با این شرایط، بخش دوم این گزارش، به بررسی گزینه‌ نظامی پرداخته است.
- اوباما نیز گزینه‌ نظامی را رد نکرده است.
- این نگرانی وجود دارد که اسرائیل به طور یک جانبه به تهاجم علیه ایران اقدام کند.
- گزینه‌ این خواهد بود که همچون عراق و افغانستان، اقدام نظامی به اشغال ایران و تغییر حکومت منجر شود.
- سناریوی حمله‌ هوایی به تأسیسات هسته‌ای ایران بالاترین ضریب امکان تحقق را دارد.
- برخی از آمریکایی‌ها معتقدند هزینه‌ حمله به ایران بسیار زیاد است و این موضوع موجب تردید در اقدام نظامی علیه ایران شده، اما امیدوارند که اسرائیل چنین اقدامی را به جای آنها انجام دهد.
فصل یک - یک راه را تا انتها رفتن
تهاجم
- اکنون آمریکا تمایل به انتخاب راهکار نظامی علیه ایران ندارد. پس از هزینه‌های جنگ در افغانستان و عراق و عدم وجود چشم‌انداز روشن، اغلب آمریکایی‌ها مایل نیستند در نقطه‌ای دیگر از خاورمیانه درگیر جنگ شوند.
- به دلیل پراکنده شدن نیروها، آمریکا باید برای تهاجم به ایران، نیروهای ذخیره را فراخوان کند.
- پس از 30 سال وجود مشکلات میان آمریکا و ایران، هیچ استراتژی‌ای همچون تهاجم نظامی، نمی‌تواند قاطعانه مشکلات مزبور را مرتفع کند.
- شکست‌های آمریکا در عراق و افغانستان نشان داد پرسش اساسی‌ای که آمریکا باید پاسخ دهد این است که در صورت تهاجم به ایران، آیا می‌تواند در ایران یک دولت آمریکایی با ثبات و امن پدید آورد؟!
- مشکلات عراق و افغانستان درس‌های زیادی به آمریکا داده است، اما هنوز ایده‌ای که درس‌های مزبور را به ایران، یعنی کشوری با سه برابر جمعیت و چند برابر وسعت نسبت به عراق، تعمیم دهد، وجود ندارد.
هدف
- هدف گزینه‌ تهاجم به ایران، این است که حکومت ایران را از طریق زور و حمله‌ نظامی ساقط نموده، قدرت نظامی آن را خرد کرده و اجازه داده نشود که کنترل خود را بر جامعه اعمال کند و برنامه‌ هسته‌ای آن نابود شود.
- آمریکا باید بتواند پس از حمله، یک حکومت با ثبات و آمریکایی در آن پدید آورد.
- مانند افغانستان و عراق، بازسازی ایران پس از اشغال بسیار دشوار و پر هزینه خواهد بود.
چارچوب زمانی
- در تئوری، آمریکا هرگاه اراده کند، می‌تواند به ایران حمله کند، لذا از نظر زمانی بسیار سهل الوصول است اما در واقعیت، این امر آسان نیست و موانع زیادی دارد.
- گرچه تهاجم نظامی از گزینه‌ تعامل یا گزینه‌ تغییر حکومت، سریع‌تر امکان پذیر است، اما زمان آن می‌تواند تا سال‌ها طول بکشد که شامل اولتیماتوم به ایران، اخذ مجوز قانونی از سازمان ملل، اقدامات لجستیکی انتقال نیرو به منطقه و سپس اقدام نظامی می‌شود.
- گزینه‌ نظامی نیازمند گرفتن بهانه از ایران برای حمله به آن کشور است. البته اگر اراده بر حمله به ایران وجود داشته باشد، آمریکا می‌تواند ایران را تحریک کند تا پاسخی بدهد که همان بهانه‌ مورد نیاز باشد.
- بازسازی پس از جنگ در ایران، طولانی‌ترین و خونین‌ترین بازسازی خواهد بود.
نگاهی کلان به این سیاست
- مسأله‌ اصلی، درگیری‌های پس از جنگ و اشغال است.
- چون ممکن است کشورهای همسایه، اجازه‌ استفاده از خاک خود را برای حمله به ایران ندهند، لذا باید سپاه تفنگداران دریایی، بندری را در ایران تصرف کنند و از آنجا عملیات لجستیکی برای هجوم به درون ایران صورت گیرد.
الزامات
- تحریک: ایران باید یک اقدام تحریک آمیز به مثابه واقعه‌ 11 سپتامبر 2001 صورت دهد.
- دیپلماتیک: اگر ایران اقدام تحریک‌آمیز نکند، امکان اجماع بین‌المللی ناممکن است.
- نظامی: عملیات نظامی باید سنگین باشد، اما الزام کلیدی، مسائل پس از اشغال است. آمریکا برای اشغال عراق 200 هزار نیرو وارد کرد. ایران، کشوری با سرزمینی پهناور، کوهستانی و بیابانی است که در جنگ چریکی بسیار توانایی دارد و می‌تواند مخاطره آمیز باشد. الزامات لجستیکی تهاجم به ایران بسیار سخت‌تر از عراق است. در تهاجم به ایران، نیروی ویژه و سربازان آمریکایی فارسی زبان الزامی است که آمریکا در این خصوص بسیار ضعیف است.
- اشغال: برای عملیات علیه منازعات کم‌شدت و ضد شورش دوره‌ اشغال، نیروی‌های متخصصی در حد 2درصد جمعیت ایران – یعنی حدود 4/1 میلیون نفر- برای ایجاد امنیت و ثبات در آن کشور نیاز است.
- سیاسی: حمایت اکثریت مردم آمریکا در این تهاجم الزامی است، زیرا تهاجم به ایران سخت‌تر از عراق خواهد بود. کشور آمریکا باید تحمل تلفات زیاد را داشته باشد زیرا تنفر مردم ایران از آمریکا به استمرار جنگ چریکی خواهد انجامید.
محاسن
- حمله‌ نظامی، همه‌ مشکلات آمریکا درباره‌ ایران از جمله پرونده‌ هسته‌ای را یک‌باره حل می‌کند.
- همه‌ اقدامات تحت کنترل آمریکا خواهد بود و نیازمند همکاری بین‌المللی نیست.
- این گزینه، از مهم‌ترین و مطمئن‌ترین منبع قدرت آمریکا، یعنی ارتش آن کشور بهره می‌برد.
معایب
- تهاجم نظامی به ایران بسیار پرهزینه خواهد بود، هم در حمله و هم در اشغال.
- هزینه‌ تلفات، صدها یا شاید هزاران آمریکایی در تهاجم.
- واکنش نظامی تهران که حجم و استعداد آن قابل برآورد نیست، بویژه در حوزه‌ عملیات چریکی، یا بستن تنگه‌ هرمز.
- مردم ایران آرام نیستند و امکان بروز منازعات قومی در ایران می‌تواند به همسایگان آن کشور کشیده شود و در نتیجه نا امنی آن، وضعیت صدور انرژی از منطقه را مختل خواهد کرد.
- اعتبار آمریکا در اثر حمله‌ به ایران مخدوش می‌شود و در قضایای کره شمالی و دارفور و... قدرت چانه‌زنی آمریکا کاهش می‌یابد.
- نقش آمریکا در ایجاد نظم جهانی مخدوش شده و از آمریکا یک چهره‌ مهاجم ارائه می‌شود.
فصل 2- گزینه اوسیراک
- با توجه به هزینه‌ زیاد تهاجم نظامی تمام عیار به ایران، سناریوی دوم، موضوع حمله‌ هوایی محدود به تأسیسات اتمی مانند حمله به تأسیسات اتمی اوسیراک عراق از سوی اسرائیل را در بر می‌گیرد.
- در تشدید افقی منازعه، می‌توان پس از بمباران تأسیسات هسته‌ای به بمباران سیستم فرماندهی و کنترل و سایر پایگاه‌های نظامی ایران پرداخت.
- تهاجم هوایی به برنامه‌ هسته‌ای ایران می‌تواند موجب تعویق برنامه‌ هسته‌ای ایران شود.
هدف
- هدف تهاجم هوایی این است که در حد ممکن برنامه‌ هسته‌ای ایران را نابود سازد. اگر کار موفق شود، می‌تواند به مدت 10 سال آن را به عقب اندازد. در طول این 10سال، احتمالاً کسانی در ایران به قدرت می‌رسند که دوست آمریکا بوده و برنامه‌ هسته‌ای را کنار می‌گذارند.
چارچوب زمانی
- زمان شروع آن به عهده‌ آمریکاست، اما واکنش ایران غیر قابل پیش‌بینی است.
نگاه کلی به این سیاست
- این حملات هوایی بین چند روز تا چند هفته ادامه پیدا می‌کند.
- حملات هوایی نیازمند اطلاعات دقیق است.
- ایران روش‌های حمله‌ هوایی آمریکا و اسرائیل در عراق و بالکان و... را می‌شناسد، لذا تدابیر هوشمندانه‌ای از جمله انتقال تأسیسات به زیرزمین را اتخاذ کرده و آنها را پراکنده کرده است.
رویارویی با واکنش ایران
- شاید ایران پاسخ ندهد و با مظلوم نمایی، خود را قربانی نشان دهد.
- شاید ایران پاسخ دهد و مثلاً تنگه‌ هرمز را ببندد.
- شاید ایران اهداف آمریکا و اسرائیل را با موشک بالستیک مورد هجوم قرار دهد.
- شاید ایران واکنش چریکی به اهداف آمریکایی نشان دهد.
اقدامات پس از حمله‌ هوایی
- پس از تهاجم هوایی آمریکا به تأسیسات هسته‌ای ایران، مردم ایران منسجم‌تر شده و به فکر دستیابی به سلاح هسته‌ای می‌افتند و از معاهده‌ NPT خارج می‌شوند.
- لذا باید هر چند سال یک‌بار به تأسیسات هسته‌ای ایران حمله کرد.
الزامات
- نظامی: توانایی این اقدام وجود دارد و هزینه‌ نظامی آن زیاد نیست. پرسش این است که آیا کشورهای منطقه حاضر به همکاری هستند یا اینکه آمریکا باید به تنهایی آن را انجام دهد.
- دیپلماتیک: آمریکا باید بیشترین حمایت را بویژه از سوی همسایگان ایران جلب کند، همچنین این حمله، موجب مخدوش شدن وجهه‌ آمریکا در منطقه نشود. آمریکا نیازمند رفتار تحریک‌آمیز ایران است و برای این‌کار می‌تواند به اقدامات تغییر حکومت بپردازد تا ایران واکنش نشان داده و رفتار تحریک‌آمیز ارائه کند و به آمریکا بهانه بدهد.
- قانونی: این گزینه وجاهت قانونی ندارد و قطعنامه‌های شورای امنیت نیز مجوز حمله را صادر نکرده است.
محاسن
- از لحاظ تجهیزاتی، توانایی نظامی اجرای آن وجود دارد.
- امکان نابودی برنامه هسته‌ای ‌ایران وجود دارد.
- تلفات آمریکا در این گزینه بسیار ناچیز خواهد بود.
- این گزینه کمتر نیازمند حمایت دیگر کشورهاست.
- این گزینه موجب تعویق چند ساله‌ برنامه‌ هسته‌ای ایران می‌شود.
معایب
- اراده ایران برای دستیابی به سلاح هسته‌ای زیاد می‌شود.
- حکومت ایران قوی‌تر شده و انسجام آن به دلیل حمایت مردم بیشتر می‌شود.
- احتمالاً تعویق برنامه‌ هسته‌ای تنها در حد یک یا دو سال باشد.
- ممکن است حزب‌الله لبنان پاسخ سنگینی دهد.
- ممکن است خلبانان آمریکایی که سقوط می‌کنند به عنوان گروگان مورد معامله‌ ایران قرار گیرند.
- احتمال دارد سیاست ایران نسبت به اکنون رادیکالیزه‌تر شود.
- ایران در افغانستان و عراق به دخالت می‌پردازد.
- امکان تکرار گزینه‌ حمله‌ هوایی را محدود می‌کند.
- تنفر جهانی درباره آمریکا را گسترش می‌دهد.
فصل 3- واگذاری کار به «نتانیاهو»
تشویق اسرائیل به حمله‌ نظامی
- در 30 سال اخیر آمریکا و ایران مشکلات فراوانی داشته‌اند، اما ایران هیچ‌گاه رو در رو با آمریکا درگیری نظامی نداشته و اقدام به عملیات تروریستی علیه آمریکا نکرده است. اما اسرائیل همواره ایران را یک خطر جدی علیه خود می‌داند. اسرائیل همواره در این فکر بوده است که به تأسیسات هسته‌ای ایران حمله کند.
هدف
- نابودی تأسیسات هسته‌ای ایران.
- ممکن است آمریکا، اسرائیل را تشویق و حتی کمک کند تا این حمله انجام شود.
چارچوب زمانی
- اگر آمریکا، اسرائیل را تشویق به حمله کند، این اقدام سریع‌تر از زمانی که خودش قصد حمله داشته باشد انجام می‌شود.
- واکنش ایران به اسرائیل یا آمریکا مشخص نیست لذا چار چوب زمانی این اقدام کاملا مشخص نیست .
نگرش کلی به این سیاست
- هواپیماهای اسرائیل باید از خاک فلسطین به پرواز در آمده و از آسمان اردن و عراق بگذرند.
- اسرائیل مجهز به بمب افکن‌های استراتژیک شبیه B1، B2 وB52 نیست.
- اسرائیل برای حمله به ایران در چند موج باید اقدام کند، در حالی که تنها در یک موج می‌تواند عملیات کند.
- فاصله‌ اهداف در ایران از خاک اسرائیل [فلسطین اشغالی] زیاد است و کار هواپیمای F15 و F16 اسرائیل برای رسیدن به آن اهداف بسیار دشوار است.
- این سناریو، به هر شکلی موجب می‌شود که پای آمریکا به درگیری کشیده شود.
گزینه‌های آمریکا
- آمریکا به اسرائیل چراغ سبز نشان دهد و در برنامه ریزی حمله همکاری کند.
- آمریکا هیچ چراغی به اسرائیل ندهد و اسرائیل خود به انتخاب خود عمل کند. ندادن چراغ نیز همچون چراغ سبز ارزیابی می‌شود.
الزامات
-گزارش.I.I.S.S حاکی است که اسرائیل ششمین قدرت هسته‌ای جهان است و این عامل بازدارنده‌ مهمی است که می‌تواند مانع واکنش ایران شود.
- آمریکا می‌تواند به جای اسرائیل واکنش نشان دهد یا اسرائیل را به عضویت ناتو در آورد.
محاسن
- اسرائیل با سرعت بیشتری نسبت به آمریکا می‌تواند اقدام کند.
- اسرائیل مسؤول حمله شناخته می‌شود نه آمریکا.
معایب
- در هر صورت ممکن است پای آمریکا به میان آمده و مقصر شناخته شود.
- میزان تخریب حمله‌ اسرائیل کمتر از آمریکا خواهد بود و این به معنی عدم موفقیت چنین تهاجمی است.
بخش 3- فرو ریختن تهران
تغییر حکومت
- بسیاری از سران آمریکا نه گزینه ‌ دیپلماتیک را می‌پذیرند و نه گزینه‌ نظامی را و معتقدند کل نظام جمهوری اسلامی، به دلیل اینکه با منافع آمریکا در تعارض است باید واژگون شود.
- جنبش رفرمیستی- اصلاح طلبان- تنها راه تغییر حکومت نیست، بلکه از راه‌هایی چون شعله‌ور کردن مسائل قومیتی و یا کودتا نیز می‌توان به تغییر حکومت دست زد.
فصل یک - انقلاب مخملی
- مناسب‌ترین راه برای تغییر حکومت، حمایت گسترده از انقلاب مخملی در ایران است.
- این گزینه‌ سیاسی بهترین راه حل مشکلات آمریکا با ایران است که کمترین هزینه را در بر دارد.
هدف
- هدف اصلی این گزینه، براندازی حکومت ایران و ایجاد حکومتی است که بیشترین همراهی را با منافع آمریکا داشته باشد.
- تعامل با اپوزیسیون داخلی جمهوری اسلامی، برگ برنده‌ای در دست آمریکاست که از طریق آن به ایران فشار وارد ساخته و رفتار حکومت ایران را تغییر دهد.
چار چوب زمانی
انقلاب مخملی نیازمند وجود رهبران محلی در صحنه است و لذا چارچوب زمانی آن منوط به شرایط حادث شده و پیدایش این رهبران محلی، در آن شرایط خاص است که ممکن است در چند هفته یا چند سال پدید آید.
نگرش کلی به این سیاست
- اینکه چگونه می‌توان جرقه‌ای زد تا انقلاب مخملی صورت بگیرد، هنوز مبهم است، زیرا انقلاب‌های مخملی بسیار پیچیده‌اند.
- گفته می‌شود که مخالفان جمهوری اسلامی، علاقه‌مند به آمریکا هستند، لذا می‌توانند انقلابی را رقم زنند که به منافع آمریکا کمک کند.
- ممکن است برخی رهبران پراگماتیست درون جمهوری اسلامی، متوجه اصلاح درونی سیستم شوند و اتفاقی مشابه پروسترویکا و گلاسنوست شوروی در ایران پدید آید که طی آن ابعاد رفرم با مبانی آن حکومت در تعارض قرار گیرد و موجب فروپاشی و تحقق انقلاب مخملی شود.
- همچنین ممکن است آشوب‌های خیابانی مانند عصر چائوشسکو در رومانی و فردیناد مارکوس در فیلیپین بود، جمهوری اسلامی را متزلزل ساخته و فرو بپاشد.
- آمریکا باید چند نقش متفاوت را در تحقق انقلاب مخملی در ایران ایفا کند، از جمله واگذاری کمک‌های مالی و حمایت از رهبران محلی انقلاب مخملی.
ریموند تانتر از کمیته سیاست ایران می‌گوید که ما باید از دانشجویان و سایر گروه‌ها، برای انقلاب مخملی حمایت مخفی کنیم؛ اینان ‌پول، فکس، اینترنت و حمایت نیاز دارند.
- آمریکا از طریق رسانه‌هایی که تحت حمایت او هستند مانند VOA و رادیو فردا، باید افراد منتقد کمتر شناخته شده را به جامعه‌ ایران معرفی کند.
- لایحه‌ حمایت از ایران آزاد که در سال 2006 تصویب شد به حمایت مالی و سیاسی از انجمن‌های جامعه مدنی و حقوق بشری مطبوعات ضد حکومت می‌پردازد.
- دولت آمریکا برنامه‌هایی تصویب کرده که از طرح‌های تغییر حکومت در ایران حمایت می‌کند.
الزامات
- آمریکا باید اپوزیسیون ایرانی را پیدا و حمایت کند.
- آمریکا باید از رهبران محلی اپوزیسیون حمایت کند.
- باید دستگاه‌های امنیتی ایران که توانمندی خود را اثبات کرده‌اند، در مقابله با انقلاب مخملی یا نخواهند یا نتوانند برخورد کنند.
- از الزامات جدی انقلاب مخملی، نیازمندی به اطلاعات بی‌نظیر و دقیق و همچنین پول قابل توجه است.
رهبران
- یافتن رهبران محلی مناسب که شریک‌های بومی خوبی برای آمریکا در ایجاد آشوب و اغتشاش باشند.
- طیف‌شناسی عناصر اپوزیسیون که می‌توانند انقلاب مخملی را برای آمریکا تولید کنند:
1- اصلاح طلبان: شواهد نشان می‌دهد که رفرمیست‌ها در صدد ایجاد یک حکومت سکولار در ایران هستند.
2- روشنفکران: این روشنفکران در دوره‌ پرزیدنت خاتمی مشروعیت دینی نظام ایران را زیر سوال می‌بردند و اکنون نیز می‌برند، اما با سانسور روبه‌رو شده‌اند.
3- سازمان‌های دانشجویی،کارگری و جامعه مدنی: دانشجویان و کارگران پیاده نظام انقلاب مخملی هستند که در واقعه9 جولای 1999( 18 تیر 1378) در حمایت از خاتمی به صحنه آمدند. دفتر تحکیم وحدت، اکنون خود بر سر اتخاذ استراتژی، درگیر کشمکش‌های درونی است.
4- رضا پهلوی: وی به عنوان فرزند شاه سابق، خود را کاتالیزوری می‌شناسد که سلطنت مشروطه را در تقابل با جمهوری اسلامی دنبال می‌کند، اما هواداری در ایران ندارد.
- بسیاری از رهبران اپوزیسیون بر ضد یکدیگر عمل می‌کنند. اکبر گنجی از ژورنالیست‌های اپوزیسیون می‌گوید که اپوزیسیون سازمان یافته نیست و ما رهبر نداریم.
- تا کنون رهبر کاریزماتیکی برای اپوزیسیون ایران پیدا نشده است.
پول
- برنامه‌ریزی برای حمایت از انقلاب مخملی در ایران خیلی بیش از آنکه تا کنون واشنگتن کمک کرده است، برای ارتباطات و هزینه‌های سفرها و...، پول نیاز دارد.
- آمریکا باید واقعیت فساد مالی در اپوزیسیون و هدر رفت بخشی از این پول‌ها را بپذیرد.
اطلاعات عالی
- مداخله در امور داخلی یک کشور دیگر ، برای موفقیت نیازمند اطلاعات دقیق است.
- آمریکا باید از رهبرانی در انقلاب مخملی حمایت کند که توانمند باشند و از سوی دستگاه امنیتی ایران خریداری نشوند.
- متاسفانه ما (آمریکا) در ایران سفارتخانه نداریم و امکان سازماندهی رهبران و اپوزیسیون را نداشته و ائتلاف‌های درون ایران را متوجه نمی‌شویم.
- جامعه‌ اطلاعاتی آمریکا (شامل 16 سازمان اطلاعاتی) باید برای کسب اطلاعات از درون ایران به جست‌وجوی خود شتاب دهد.
مداخله‌ نظامی
- برای تحقق یک انقلاب مخملی، حکومت ایران باید اراده‌ خود را برای برخورد و سرکوب نظامی آن از دست بدهد.
- بعید به نظر می‌رسد که حکومت ایران توانایی برخورد قهرآمیز با انقلاب مخملی را نداشته باشد.
- اگر تجمعاتی در ایران صورت گیرد و ارتش و سپاه پاسداران و بسیج و پلیس، آنگونه تضعیف نشده باشند که کنار بنشینند، در آن صورت آمریکا باید برای مداخله‌ نظامی و دفاع از تجمع کننده‌ها آماده شود.
محاسن
- رژیم چنج (تغییر حکومت) کمترین هزینه و بیشترین فایده را دارد.
- اگر انقلاب مخملی موفق شود، آمریکا یکی از دشمنان اصلی خود را از سر راه برداشته و هزینه‌ آن بسیار ارزان‌تر از یک تهاجم تمام عیار بوده است.
- حتی اگر تحقق انقلاب مخملی امکان‌پذیر نباشد، اما حمایت از کسانی که به چنین اقدامی دست می‌زنند از سوی آمریکا، می‌تواند موجب تضعیف حکومت ایران و تغییر رفتار آن شود.
- قوی‌تر کردن نفوذ اطلاعاتی آمریکا در ایران، در مجموع به نفع آمریکاست، حتی اگر به تحقق کامل انقلاب مخملی نینجامد.
- با انتخاب گزینه‌ تغییر حکومت در ایران، آمریکا تعهد خود را به ایده‌آل‌های آمریکایی از جمله دموکراسی نشان می‌دهد و از این سرزنش که در خاورمیانه در جست وجوی دموکراسی نیست، رهایی می‌یابد.
معایب
- ایران برای ممانعت از انقلاب مخملی، به خوبی سنگرسازی کرده است. «سوزان ملانی» معتقد است جمهوری اسلامی همه نوع فاجعه‌ای غیر از طاعون را سپری کرده است: جنگ، ایزوله شدن، بی‌ثباتی، حملات تروریستی، انتقال رهبری، خشکسالی، زلزله‌های عجیب، و... لذا حکومت بسیار مستحکمی است.
- نتایج رژیم چنج و تغییر حکومت مشخص نیست، از کجا معلوم که حکومت جایگزین، به نفع آمریکا کار کند. امیدواری در این است که میزان تنفر کمتر از دوره‌ جمهوری اسلامی باشد.
- حمایت آمریکا، موجب نفرت بیشتر ایرانیان شده و از آن به «بوسه‌ مرگ» یاد می‌شود. دکتر عباس میلانی می‌گوید که حتی اصلاح طلبان نیز از آمریکا می‌خواهند که کمتر به آنها پول بدهد، زیرا در چشم مردم بد می‌شوند.
- نظام جمهوری اسلامی در برابر انقلاب مخملی حاضر است به خاطر ایدئولوژی خود مقاومت کند.
فصل 2- الهام بخشیدن به شورش
حمایت از اقلیت‌ها و گروه‌های اپوزیسیون
- این گزینه‌ قائل به شورش از طریق اقلیت‌های قومی و گروه‌های اپوزیسیون است.
- آمریکا می‌تواند به گروه‌های اپوزیسیون خارج از ایران کمک مالی و نظامی کند تا به شورشگران حرفه‌ای تبدیل شوند. برای نمونه می‌تواند به گروه مجاهدین خلق کمک کند و آنها را از تحریم خارج ساخته و علیه ایران تجهیز کند.
هدف
- حمایت از شورش دو هدف متفاوت می‌تواند داشته باشد.
- هدف نخست براندازی حکومت است.
- هدف دوم ایجاد فشار روی حکومت، بویژه به عنوان اهرم فشار در هنگام مذاکره‌ آمریکا با ایران است.
- چون آمریکا احتمال براندازی را از طریق شورش قومیت‌ها و گروه‌های اپوزیسیون ضعیف می‌داند در نتیجه هدف اصلی حمایت آن کشور، به خاطر داشتن برگ برنده هنگام مذاکره است.
چارچوب زمانی: شورش برای موفقیت خود نیازمند زمان است: جذب، سازماندهی، لجستیک، تجهیز، عملیات مسلحانه و... در یک دوره‌ بلند مدت محقق می‌شود.
نگاهی کلان به این سیاست
- مفهوم بنیادین این سیاست آن است که آمریکا گروه‌های اپوزیسیون را شناسایی کرده و از آنها با سلاح، پول، آموزش و سازماندهی حمایت کند. مطبوعات و رسانه‌های آمریکا می‌توانند عقاید این گروه‌ها را تبلیغ و رهبران آن را از طریق رسانه‌های خود تبدیل به ستاره کنند.
- آمریکا کمک می‌کند تا این گروه‌ها در کشور همسایه‌ ایران به ایجاد پایگاه دست بزنند و کشور میزبان را قانع به همکاری می‌کند و آنها را یاری می‌دهد تا زیر ساخت‌های خود را برای عملیات علیه ایران توسعه دهد.
- پرسش کلیدی که آمریکا باید پاسخ دهد این است که چقدر باید به این گروه‌ها کمک نظامی کند!
- سازمان CIA می‌تواند تجهیز و آموزش این گروه‌ها را عهده دار شود، همان‌گونه که در چند دهه‌ اخیر در سرتاسر جهان عمل کرده است.
- اما واشنگتن باید تصمیم بگیرد که آیا حمایت مستقیم نظامی هم از این گروه‌ها صورت بدهد یا نه! این انتخاب مبتنی بر سه سناریو زیر انجام می‌شود:
1- حمایت عمومی که احتمال موفقیت این گروه‌ها را تسریع و تقویت کند، مانند حمایت آمریکا از نیروهای ائتلاف شمال در افغانستان.
2- جلوگیری از کشته شدن شورشگران مسلح، مانند واقعه‌ خلیج خوک‌ها در کوبا.
3- سناریوی حمایت از کشورهای همسایه‌ ایران که به گروه‌های شورشی پناه داده‌اند زیرا ممکن است ایران به کشورهای همسایه برای اخراج آن گروه‌ها فشار آورد، مانند پناه بردن ویت کنگ‌های ویتنام جنوبی به ویتنام شمالی.
الزامات
دو الزام: الف- پیدا کردن گروه چریکی، ب- مشخص کردن کشور همسایه به عنوان پناهگاه.
- حمایت ازشورش هزینه دارد اما از هزینه‌های یک جنگ منظم برای اشغال بسیار کمتر است.
یافتن گروه پراکسی
- مهم‌ترین گروه اپوزیسیون که مورد توجه آمریکاست، سازمان مجاهدین خلق است. ریموند تانتر، مدرس دانشگاه جورج تاون و از حامیان این سازمان معتقد است، گروه رجوی بهترین گزینه برای تغییر حکومت به شکل مسلحانه و همچنین بهترین عامل برای جمع‌آوری اطلاعات از درون ایران است. مهم‌ترین موفقیت اطلاعاتی این گروه، کسب وگردآوری اخبار هسته‌ای ایران و انتقال آن به آمریکا بود. این گروه در سال 1981 در یک عملیات بمب‌گذاری، 72 مقام عالی رتبه‌ ایرانی را کشت.
یافتن کشور پناهگاه: آمریکا باید کشورهای همسایه را برای آموزش و سازماندهی و تجهیز این گروه‌ها هماهنگ کند.
محاسن
- این گزینه به سادگی قابل حمایت از خارج از ایران است.
- این گزینه، بسیار کم‌هزینه است.
- در این مورد، آمریکا بسیار با تجربه است و در جهان نمونه‌های مشابه متعددی داشته است.
- چون حمایت‌ها مخفی است، کمتر موجب خدشه دار شدن موضع آمریکا می‌شود.
معایب
- احتمال موفقیت زیاد را نمی‌توان برای شورش پیش‌بینی کرد، زیرا رژیم چنج بیشتر از طریق انقلاب مخملی صورت می‌پذیرد و کمتر از طریق شورش محقق می‌شود.
- یک شورش قومی موفق به اهداف محدودتری منتج می‌شود، مانند جدایی یک منطقه از ایران.
- واکنش ایران به دلیل قوت نیروهای عملیات نامتقارن آن می‌تواند خطرناک باشد.
- تنها گروه غیر قومی که سازمان یافته است، گروه مجاهدین خلق است که حمایت مردمی ندارد.
فصل 3- کودتا
حمایت از تحرکات نظامی علیه ایران
- از شواهد و قرائن اینگونه برمی‌آید که تحریک مردم ایران برای انجام یک انقلاب، کار مشکلی خواهد بود. اینجاست که بعضی از آمریکایی‌ها مسئله‌ کودتای نظامی را مورد بررسی قرار داده‌اند. نیروهای نظامی هر کشور همیشه این پتانسیل را دارند تا دولت را معزول کنند.
- با علم به احتمال کودتای نظامی، مهندسی نیروهای نظامی در ایران به گونه ای صورت گرفته که شانس این اقدام را به حداقل می‌رساند. دو نیروی نظامی کامل در ایران وجود دارد: ارتش و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که هر دو برای برآوردن منویات رژیم با هم رقابت دارند و برای مراقبت از یکدیگر و ایجاد تعادل مورد استفاده قرار می‌گیرند.
- به علاوه ایران دارای دستگاه اطلاعاتی و امنیتی فراگیری است که مراقب هرگونه خیانت یا تماس خارجی نیروهای نظامی خویش است.
هدف: هدف نهایی این سیاست حمایت از کودتای نظامی علیه تهران است تا در پی آن دولتی که هماهنگی بیشتری با منافع آمریکا در خاورمیانه و آسیای مرکزی دارد، جایگزین دولت جمهوری اسلامی شود.
چارچوب زمانی
- زمان‌بندی کودتا به دو دلیل مشکل است. اول، اینکه غیر ممکن است تا معلوم شود چقدر زمان لازم است تا با هدایت‌کنندگان اصلی کودتا تماس حاصل شود. دلیل اصلی هم عدم حضور رسمی و دیپلماتیک ایالات متحده در ایران است.
- اگر این مشکل مرتفع شود، سنجش اینکه کودتا در چه زمانی اتفاق بیفتد کار مشکلی نخواهد بود.
نگرشی به این سیاست
- برپایی کودتا زمانی سخت‌تر به نظر می‌رسد که با کشوری پارانویید در مورد دخالت‌های خارجی مانند ایران روبه‌رو باشید. ایالات متحده در وهله‌ اول باید با نیروهای نظامی ایران تماس برقرار کند که این با حساسیت بالایی که در ایران نسبت به آمریکا وجود دارد خیلی سخت است. آمریکا باید به کشورهای ثالث که به نیابت از آمریکا در صحنه حضور دارند اطمینان کند. این مسئله پیچیدگی کار را دو چندان می‌کند.
- سرعت عمل، کنترل نیروهای تحت امر و سرکوب مخالفان از دیگر اجزای این طرح هستند.
- یک نمونه‌ تاریخی برجسته از کودتاهای خارجی در ایران عملیات آژاکس در سال 1953 است که منجر به سرنگونی دولت مصدق شد.
- امروز برای مهندسی کودتا، ایالات متحده می‌تواند نقش چندگانه‌ای را ایفا کند.
- یک مسأله مهم این است که واشنگتن ‌باید نسبت به مداخله‌ نظامی برای کمک به کودتاگران قبل از شروع کودتا، به تصمیم برسد. هر چند آماده‌سازی نیروها برای این کار در اطراف ایران ممکن است ایران را حساس کند و منجر به افشای طرح کودتا شود. از طرفی حمایت نظامی می‌تواند مشروعیت طراحان کودتا را خدشه‌دار کند. از همه مهم‌تر، مداخله‌ مستقیم نظامی در صورت شکست کودتا منجر به جنگ میان ایالات متحده و ایران خواهد شد.
الزامات: مهم‌ترین رکن این کودتا این است که اطلاعات هوشمند قابل ملاحظه‌ای در دسترس باشد. نبود این اطلاعات منجر به شکست کودتا و کشف عوامل کودتا خواهد شد.
محاسن: حتی طرح یک کودتای ناموفق ممکن است باعث شود تا ایران به همکاری بیشتری تن دردهد و به امور داخلی خود مشغول شود.
- اگر طراحان کودتا موفق شوند، آنها از حمایت‌های آمریکا ممنون خواهند شد و به همین دلیل روابط خوبی را با آمریکا خواهند داشت.
بخش 4- بازدارندگی تهران
تحدید (محدودسازی)
- وقتی کشوری برای سازش دیپلماتیک بیش از اندازه متاخصم است، برای تهاجم بیش از اندازه قوی ‌است و برای گزینه‌ شورش بیش از اندازه سرکوبگر است، بالطبع تنها راه باقی‌مانده تحدید خواهد بود.
- به دلیل شکست واشنگتن در گزینه‌های دیگر، می‌توان گفت تحدید پیش‌فرض سیاست آمریکا در قبال ایران در 30 سال گذشته بوده است.
- عنصر اصلی این سیاست، تحریم‌های اجرا شده از سوی آمریکاست و علاوه بر آن آمریکا سعی کرده سایر کشورها را از تجارت و سرمایه‌گذاری در ایران و فروش اسلحه به ایران دلسرد کند.
- غیر از موارد معدودی که نیت آمریکا تعامل با ایران بوده است، آمریکا به صورت کلی سعی کرده تا ایران را از جنبه‌های دیپلماتیک، اقتصادی و نظامی و هر راه امکان‌پذیر دیگری در جهان ایزوله کند.
- موفقیت سیاست تحدید در این ‌دوره متغیر بودن آن‌ است. امروز به نظر می‌رسد که ایران یک نیروی قوی‌تر در معادلات خاورمیانه نسبت به تمام زمان‌های پس از انقلاب است. فلذا به دلیل این نتیجه‌عکس، سیاست تحدید نیز شکست خورده است.
پذیرش غیر قابل قبول‌ها:
تحدید
- مانند گذشته، شاید انتخاب تحدید آخرین گزینه‌ پیش ‌روی آمریکا باشد.
- اگر واشنگتن نتواند تهران را از برنامه‌های هسته‌ای و رفتارهای مسأله‌ساز آن منصرف سازد و نتواند یا نخواهد رژیم را سرنگون کند و نتواند یا نخواهد تهاجم کرده یا از حمله‌ هوایی استفاده کند یا از حمله‌‌هوایی اسرائیل علیه ایران اتمی سود ببرد، تنها راه انتخاب، تحدید خواهد بود.
هدف
- هدف استراتژی تحدید علیه ایران، ممانعت تهران از آسیب‌رساندن به منافع آمریکا در آسیای مرکزی و خاورمیانه است.
- از نظر نظامی، هدف، ممانعت از رفتار تهاجمی ایران است.
- از نظر دیپلماتیک، هدف ممانعت از به‌دست آوردن همپیمان از سوی ایران است.
- از نظر اقتصادی، هدف ضعیف کردن ایران است.
- احتمال این وجود دارد که تحدید بتواند ایران را از دستیابی به سلاح هسته‌ای منصرف کرده یا حتی به سرنگونی حکومت آن دست یازد.
چارچوب زمانی: تحدید ساده‌ترین چارچوب زمانی را دارد، چرا که به سرعت اجرا شده و تا پایان حکومت جمهوری اسلامی باقی می‌ماند.
نگاه کلان به این سیاست
‌- تحدید ممکن است ساده‌ترین گزینه باشد زیرا در 30 سال اخیر علیه جمهوری اسلامی و در جنگ سرد علیه شوروی و علیه کوبا و کره شمالی به کار رفته است.
- مانند تحدید علیه شوروی، تحدید علیه ایران به دنبال تضعیف آن است و توقع می‌رود ناکارآمدی نظام باعث نابودی خودش شود.
تحریم‌ها
‌- عملکرد کلیدی در تحدید، تحریم‌های قوی هستند.
- فهرست تحریم‌های ممکن:
1- منع فروش‌های نظامی به ایران.
2- منع فروش تکنولوژی‌های سطح بالا به ایران.
3- تحریم سرمایه‌گذاری و تجارت با ایران.
4- محدود کردن سفرهای کارمندان ایرانی.
5- محدود کردن انتقال پول نقد به ایران.
6- محدودیت خرید و فروش نفت و گاز ایران.
- با توجه به اینکه آمریکا تمام این تحریم‌ها را تاکنون به اجرا درآورده است، مشکل اصلی قبولاندن این تحریم‌ها علیه ایران به کشورهای دیگر همچون اروپا، روسیه، چین، آسیای شرقی و هند است.
الزامات دیپلماتیک: آمریکا باید با کشورهای منطقه برای ایجاد و حفظ پایگاه‌های نظامی خود همکاری دیپلماتیک داشته باشد.
الزامات ضدچریکی: ایران در جنگ نا متقارن توانایی منحصر به فردی دارد و آمریکا در مقابله با این موضوع محدودیت‌های گسترده‌ای دارد.
الزامات سیاسی: گزینه‌ محدود کردن ایران کار ساده‌ای نیست و از سوی دیگر نیز همزیستی با ایران هسته‌ای امکان‌پذیر نیست. لذا گزینه‌ محدود سازی ایران نیازمند اقناع سیاسی مردم آمریکاست.
نتیجه
مهندسی سیاست یکپارچه‌ ایران: تجمیع گزینه‌ها

- هیچکدام از سیاست‌ها در قبال ایران، حتی در صورت تضمین موفقیت از سوی مقامات مسؤول، شانس موفقیت بالایی ندارند. هیچ گزینه‌ای تمام منافع ملی آمریکا را با هزینه‌ کم و حداقل ریسک تأمین نمی‌کند.
- به بیان دیگر، تمام‌ سیاست‌ها، پتانسیل بالایی در نقش‌آفرینی با یکدیگر دارند.
- در واقع مشکل ایران به قدری بزرگ است که هر سیاست واقع‌مدارانه در قبال ایران حداقل باید از دو گزینه یا بیشتر تشکیل شده باشد.
- حکومت اوباما متوجه این واقعیت شده است.
- از این گذشته، تمام این سناریوها می‌تواند به عنوان تهدیدات ضمنی در رویکرد اقناعی مطرح باشد که در این صورت از به‌کارگیری هرکدامشان بهتر خواهد بود. به بیان دیگر، ایالات متحده می‌تواند عدم تمایل ایران برای حضور بر سر میز مذاکرات را به عنوان سخت‌‌تر شدن گزینه‌های خود اعلام کند که در آن صورت گزینه‌ نظامی مقبولیتی بیش از آنچه اکنون دارد پیدا خواهد کرد. استنباط بر این است که اگر تهران تمایل به سازش ندارد، پس خودش را در جنگی قرار داده ‌است که تمایلش را ندارد. این تهدیدات قابلیت این را دارند که به عنوان جایگزین در سیاست ایالات متحده در قبال عدم پذیرش سازش از سوی ایران مطرح شوند؛ همچنان‌که اوباما مرتباً عدم دور کردن گزینه‌ نظامی در تصمیم‌گیری را تکرار می‌کند.
- در صورت رد مذاکرات ایران در سیاست اقناعی، تمام رویکردهای تغییر رژیم همچنان،به عنوان روش‌های جذاب‌تر مطرح خواهند بود. و مطمئناً روش‌های تغییر رژیم، تبعات دیپلماتیک کمتری از سوی منطقه و دولت‌های اروپایی علیه آمریکا خواهد داشت.
تغییر رژیم
- اگرچه مطالعه‌ هر سیاست در تلفیق با گزینه‌های دیگر کاری غیرعملی می‌نماید، اما در مطالعه‌ تطبیقی و ارائه‌ استراتژی‌های متفاوت همه‌جانبه‌ای که دولت اوباما بتواند در غالب آن گزینه‌های متفاوت را یکپارچه کند، سودمند خواهد بود. تغییر رژیم، استراتژی دیگری است که نقش بسیاری از متغیرها
را در برخواهد گرفت.
- تاجایی‌که امکان بهره‌گیری از هر سه روش تغییر رژیم - انقلاب مخملین، شورش و کودتا - وجود دارد، دولت آمریکا پیگیری هر سه مورد با هم را در دستورکار خود قرار می‌دهد تا شانس موفقیت بیشتر از پیگیری هر مورد به تنهایی باشد. انتخاب هر سه روش به دلیل اثر هم‌افزایی و سینرژی نیز بهتر خواهد بود. به علاوه، این فشار چند جانبه بر تهران، سبب خسته‌شدن توانایی‌های اطلاعاتی و امنیتی رژیم در روند تصمیم‌گیری شده و احتمال انجام خطا را بیشتر کرده تا سایر روش‌ها موفق شوند.
- سیاست براندازنده‌ حکومت ایران باید شامل طرح‌ تهاجم تمام عیار باشد تا بتواند در صورت بروز اتفاقات افراطی مورد استفاده قرار گیرد. مطمئناً در صورت شکست حمایت‌های آشکار و پنهان، در سیاست تغییر رژیم، رئیس‌جمهور باید آماده تنها راه حل باقیمانده یعنی تهاجم باشد.
- در نهایت باید اذعان داشت که تمام‌ راه‌های تغییر رژیم نیازمند موافقت دولت آمریکا هستند به جهت آنکه در صورت مقابله به مثل ایران، بتوانند از پشیبانی نظامی (حداقل به صورت حمله‌ هوایی) برخوردار باشند. انقلابات مردمی تنها زمانی به نتیجه می‌رسند که دولت‌ها نخواهند یا نتوانند از نیروهای نظامی خود علیه مردم استفاده کنند، دفع شورش‌ها نیز نیاز به مداخله‌ نظامی مستقیم دارد، چه در هنگام رخداد یک فاجعه، مانند آنچه در خلیج خوک‌ها رخ داد و چه در هنگام نزدیک شدن به پیروزی نهایی، مانند افغانستان در سال 2001. کودتا نیز در اغلب اوقات نیاز به خنثی کردن واحدها و تأسیسات ویژه‌ای دارند که به آنها اجازه می‌دهد تا گسترش یابند.
- به‌علاوه، تغییر رژیم نیازمند پیگیری همزمان با گزینه‌ تحدید است. در صورتی‌که آمریکا اقدام به براندازی حکومت ایران کند، شرارت ایران در خارج سبب گسترده شدن منازعه به بحران اقتصادی، سیاسی و نظامی می‌شود. ایالات متحده می‌خواهد با انکار ایران، به تهدید علیه همسایگانی دست بزند که به گروه‌های مخالف و شورش‌ها کمک می‌کنند. جریمه، بازدارندگی نظامی، انزوا و مبارزه‌ اقتصادی عناصر کلیدی تحدید را به تصویر می‌کشند، تا به این عنوان بتوانند به سیاست تغییر رژیم کمک کنند.
- همان‌طور که در بخش‌های قبلی بیان شد، دلیل بسیار مهم یکپارچه کردن سیاست‌های متفاوت در قبال ایران، همان است که بتوان تغییرات را در صورت شکست یک یا چند گزینه پیش برد. توجه به پیامدهای غیرمنتظره سیاست جدید، بسیار حائز اهمیت است چرا که طبیعت چندگانه و دینامیک خاورمیانه مستعد پیامدهای غیرمنتظره و تصادفی است. پیچیدگی و تناوب سیاست در قبال ایران، نتیجه‌ بازه‌ وسیع تغییرات و حساسیت بالای آنهاست.
- ظهور یک رهبر کاریزماتیک اپوزیسیون در ایران می‌تواند تمام معادلات آمریکا درباره ایران را چینش مجدد کند. اما اگر ایران شکست خورده و یک نفر سر بربیاورد و محبوبیت عامه یافته و برتری جوید، آنگاه تفکر آمریکایی با ظهور یک ماندلا، هاول، باماوار یا یک لخ ‌والسای ایرانی - کسی که بتواند وحدت اپوزیسیون ایرانی و اجماع توده را به وجود آورد -تغییر شکل می‌یابد. اولا ظهور این مرد یا زن، می‌تواند گزینه‌ تغییر رژیم را محتمل‌تر از زمان حال کند. (و ما پشتیبانی آمریکا از انقلاب مردمی را در بروز حتمی یک رهبر رد نخواهیم کرد.) و دوم آنکه برای ایالات متحده خوشایند نخواهد بود که به شخصی خیانت کند که توانسته است یک اپوزیسیون دموکراتیک را از طریق گالوانیزه کردن مردم سازماندهی کند. ممکن است دولت آمریکا متقاعد شود با پشتیانی از شورش‌ها و حمله هوایی، ایران را تحت فشار قرار دهد تا از کشتن و زندانی کردن آن رهبر کاریزماتیک از سوی ایران ممانعت به‌عمل آورد و اگر ایران دست به چنین کاری بزند، آنگاه حمایت سیاسی داخلی آمریکا و حمایت دیپلماتیک بین‌المللی برای سیاست‌های بیشتر تهاجمی آمریکا از جمله تهاجم زمینی فراهم می‌شود و اگر این رهبر از ایالات متحده درخواست عدم تحریک قومیت‌ها و عدم حمله‌ نظامی کند تا تلاش‌هایش خراب نشود، آنگاه آمریکا قطعاً گزینه‌های تهاجمی را کنار خواهد گذاشت.
- آخرین نکته، برجستگی سیاست‌های ایران در میان تمام مسائل پیش‌روی آمریکاست. واضح‌ترین موضوع این است که دولت اوباما در شرایطی باید تصمیم خود مبنی بر اولویت‌بندی در سیاست ایران را بگیرد که در میانه‌ بدترین بحران اقتصادی در 80 سال اخیر قرار گرفته است. در این شرایط رقابتی بر سر مهم‌تر بودن، بین سیاست‌های مطرح شده در قبال ایران و نیازهای اقتصادی آمریکا صورت می‌گیرد.
کدام راه به سوی ایران؟
- یکپارچه کردن سیاست‌ها در قبال ایران، موضوعی بسیار پیچیده و مبهم است.
- نادیده انگاشتن ایران دیگر مانند گذشته یک راه واقع‌گرایانه نیست. ایران در یک بازه‌ وسیع عمل کرده و موجبات نگرانی آمریکا را فراهم می‌کند و در این میان اهمیتی به سردرگمی آمریکا نمی‌دهد.
- و ما به دنبال زمانی هستیم که نه تنها ایران برای آمریکا سمی در خاورمیانه محسوب نشود که حتی دوست او باشد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات