در سال ۲۰۰۶ و ۲۰۰۸ تظاهرات مردم جمهورى آذربایجان در حمایت از مردم مظلوم فلسطین و لبنان و مقاومت دلیرانه حزب الله و حماس با ممنوعیت و سرکوب پلیس و نیروهاى امنیتى باکو مواجه شد و اکنون نیز دولت باکو بى توجه به فریادهاى آن تظاهرات، خود را براى میزبانى رئیس رژیم صهیونیستى آماده مى کند، حتى ارمنستان مسیحى که به اذعان مقامات آذرى لابى ارمنى آن با لابى صهیونیستى ارتباط دارد تاکنون چنین اقدامى نکرده است که جمهورى آذربایجان به عنوان عضو سازمان کنفرانس اسلامى به آن مبادرت ورزیده است. در طول حدود دو دهه اخیر فقط یک بار موشه کاتسو رئیس وقت رژیم صهیونیستى در سال ۲۰۰۵ از گرجستان دیدار کرده است که آن هم پیامدهاى جبران ناپذیرى براى گرجستان و شخص ساکاشویلى داشت که نمود آن تحریک گرجستان به حمله به اوستیاى جنوبى توسط صهیونیست ها و در نتیجه خسارات جبران ناپذیر آن بر گرجستان و در یک کلام ملعبه شدن شخص ساکاشویلى توسط صهیونیست ها بود، به طورى که اکنون محبوبیت وى به حدود ۲۰ درصد رسیده و اکثریت جامعه گرجستان خواهان استعفاى ساکاشویلى از ریاست جمهورى هستند. موضعى که تحقق آن بسیار محتمل به نظر مى رسد و مى تواند ترسیمى از آینده الهام على اف نیز باشد.
تحرکات صهیونیست ها در جمهورى آذربایجان موضوع جدیدى نیست، اساساً بعد از فروپاشى شوروى، حوزه قفقاز و آسیاى مرکزى با توجه به مسائلى نظیر حضور اقلیت یهودیان، موقعیت ژئوپلتیکى، همسایگى با قدرت هاى بزرگ، بافت وجمعیت عمدتاً اسلامى در اولویت سیاست خارجى رژیم صهیونیستى قرار داشته است و این رژیم در راستاى استراتژى بن گوریون مبنى بر گسترش مناسبات با دول پیرامونى غیرعرب، جلب آراى این کشورها در مجامع بین المللى و جلوگیرى از تفکرات ضدصهیونیستى از همان ابتدا در اغلب این کشورها سفارت خود را دایر کرده و این کشورها را نیز براى گشایش سفارت در تل آویو از طریق آمریکا و هم پیمانان غربى خود تحت فشار قرار داده است.
با وجود این جمهورى آذربایجان سه ویژگى دیگر نیز دارد که آن را تبدیل به طعمه اى بى بدیل براى صهیونیسم بین الملل کرده است.
الف) آذربایجان مرز منحصر به فردى با ایران دارد هم بخش اصلى جمهورى آذربایجان و هم بخش جمهورى خود مختار نخجوان و بر آن باید پیوند آبى دو کشور در دریاى خزر را نیز افزود. از همین رو است که طى سال هاى گذشته صهیونیست ها به بهانه اجاره زمین هاى کشاورزى جمهورى آذربایجان، دستگاه هاى شنود و جاسوسى را در این زمین ها که در نزدیکى مرزهاى ایران قرار دارند نصب کرده و به اقدامات جاسوسى علیه ایران دست زده اند. حضور گسترده شرکت هاى صهیونیستى و چهره هاى صهیونیست در مراکز ارتباطى و مخابرات جمهورى آذربایجان (به بهانه داشتن سهام) پوشش مناسبى براى آنها در این راستا ایجاد کرده است. اکنون نیز صهیونیست ها به دنبال تبدیل وضعیت نفوذ در جمهورى آذربایجان به وضعیت ایجاد پایگاه هستند و این یکى از دلایل سفر پرز به باکو مى باشد.
عامل دوم تلاش صهیونیست ها براى نفوذ در جمهورى آذربایجان، اکثریت شیعه این کشور مى باشد. صهیونیست با توجه به جنایاتى که در حق بشریت به ویژه کشورهاى اسلامى کرده اند از مسلمانان و خصوصاً از شیعیان وحشت دارند و تقویت هاى جنبشى شیعى در اقصى نقاط جهان از جمله در لبنان، عراق، بحرین و ... موجب نگرانى آنها شده است. دغدغه صهیونیست ها آن است که باتوجه به گرایش هاى مردم مسلمان جمهورى آذربایجان، این کشور در آینده اى نه چندان دور به جبهه مقاومت بپیوندد، آنها چاره کار را ایجاد اخلال در مناسبات ایران و جمهورى آذربایجان و سایر کشورهاى اسلامى و نفوذ در ساختارهاى این کشور و ترساندن الهام على اف از وقوع انقلاب اسلامى در جمهورى آذربایجان مى دانند، این در شرایطى است که گروه هاى اسلامى جمهورى آذربایجان معتقدند که الهام على اف با تغییر در رویکردهاى خود مى تواند تعامل مطلوبى با این گروه ها داشته باشد.
عامل سوم اینکه جمهورى آذربایجان تنها کشور نفت خیز حوزه خزر است. صهیونیست ها معتقدند باکو مى تواند انرژى مورد نیاز این رژیم را تامین کند. اخبارى از منابع صهیونیستى و آذرى مبنى بر اینکه در جریان جنگ ۳۳ روزه ۲۰ درصد سوخت تانک هاى اسراییلى توسط جمهورى آذربایجان تامین مى شد، منتشر شده است. بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر وقت رژیم صهیونیستى در دیدار چند ساعته ۲۹ اوت ۱۹۹۷ از باکو، با اشاره به طرح خط لوله انتقال نفت- باکو- تفلیس- جیحان از جمهورى آذربایجان به عنوان تامین کننده نفت اسراییل نام برد. اکنون که این خط لوله تحقق یافته است، رژیم صهیونیستى به دنبال ادامه آن از بندر جیحان ترکیه به بندر اشکلون است.
اگرچه رژیم صهیونیستى از گسترش مناسبات با جمهورى آذربایجان انگیزه ها و اهداف دیگرى نظیر تلاش براى جایگزین کردن جمهورى آذربایجان به جاى ترکیه با توجه به مواضع ضد صهیونیستى گسترده ترکیه در جریان جنگ ۲۲ روزه غزه و اجلاس داووس دنبال مى کند، اما همین سه دلیل کافى است که صهیونیست ها سرمایه گذارى عظیمى در جمهورى آذربایجان بکنند که نمود آن فعالیت حدود ۵۰ مؤسسه صهیونیستى در جمهورى آذربایجان با پوشش هاى مختلف اقتصادى، فرهنگى، آموزشى و توسعه دموکراسى است.
با وجود این آنچه جاى تعجب دارد اقدام دولت باکو در دعوت از شیمون پرز براى سفر به جمهورى آذربایجان است. جالب اینکه جمهورى آذربایجان براى نشان دادن عمق خوش خدمتى خود به صهیونیست ها به دو اقدام نیز در آستانه سفر پرز دست زده است. اول اینکه اغلب رسانه هاى دولتى و غیر دولتى در جمهورى آذربایجان در اقدامى هماهنگ و با خبرسازى و ادعاى دخالت ایران در این کشور و نیز بزرگنمایى مناسبات محدود و عادى ایران با ارمنستان، موج سنگینى از تبلیغات منفى علیه ایران را به راه انداخته و از این طریق سعى دارند، سفرپرز به باکو را مشروع نشان دهند. تبلیغات منفى درباره مناسبات ایران و ارمنستان در شرایطى است که مقامات ایران حتى در سفرهاى خود به ایروان نیز از تمامیت ارضى جمهورى آذربایجان حمایت کرده اند. ضمن اینکه خود مقامات آذرى نیز به بهانه هایى نظیر شرکت در جلسات سازمان همکارى اقتصادى دریاى سیاه به ارمنستان سفر مى کند، مهم تر اینکه ایران بر خلاف ترکیه مساله قره باغ و بود و نبود مناسبات با ارمنستان را به اهرم امتیازگیرى و سپس خلف وعده از باکو تبدیل نکرده است و از این مناسبات عادى که در مقایسه با مناسباتش با جمهورى آذربایجان بسیار محدود است، براى کمک به حل مناقشه قره باغ و ایجاد ثبات در منطقه استفاده کرده است.
ب) همزمان با ساخت بزرگ ترین کنیسه حوزه خزر در باکو، ده ها مسجد و نمازخانه در جمهورى آذربایجان از جمله مسجد محمد (ص) در بخش یاسامال باکو به بهانه هاى واهى تخریب یا بسته شده اند تا از این طریق به صهیونیست ها اطمینان داده شود که همسو با خواست آنها با گرایش هاى اسلامى مردم جمهورى آذربایجان به شدت برخورد خواهد شد. اقدام جمهورى آذربایجان در میزبانى رئیس رژیم صهیونیستى از سه بعد قابل توجه است، اول اینکه جمهورى آذربایجان یکى از کشورهاى عضو سازمان کنفرانس اسلامى است، طى سال هاى گذشته نیز سازمان کنفرانس اسلامى تنها سازمان جهانى بوده است که به تعلق قره باغ به جمهورى آذربایجان اذعان کرده و از این طریق موقعیت دولت باکو در مذاکرات صلح را تقویت کرده است. ضمن اینکه تنها کشورهاى اسلامى در راى گیرى هاى سالانه سازمان ملل به تمامیت ارضى جمهورى آذربایجان راى مثبت مى دهند. در شرایطى که اقدامات خصمانه رژیم صهیونیستى علیه جهان اسلام و محاصره غزه ادامه دارد. دعوت از پرز به معناى پشت پا زدن به آرمان فلسطین و انتظارات جهان اسلام است، موضوعى که تبعات آن دیر یا زود دامنگیر دولت جمهورى آذربایجان خواهد شد. چه اینکه از نظر دولت هاى اسلامى معضل قره باغ اساساً ادامه معضل فلسطین است که در آن قدرت هاى بزرگ و صهیونیسم بین الملل دخیل هستند، اما دولت باکو که خود را مورد تجاوز ارمنستان مى داند اکنون با این اقدام در کنار یک رژیم اشغالگر ایستاده است و از این رو دیگر نباید انتظار حمایت کشورهاى اسلامى را داشته باشد.
سوم اینکه اغلب محافل مستقل در جمهورى آذربایجان معتقدند دعوت از پرز براى سفر به باکو نه تنها اقدامى علیه جهان اسلام بلکه مغایر با منافع ملى جمهورى آذربایجان نیز است.
بعد از استقلال جمهورى آذربایجان رژیم صهیونیستى ده ها اقدام علیه منافع ملى این کشور انجام داده است که خوددارى از دادن راى مثبت به تمامیت ارضى جمهورى آذربایجان، عدم تعهد به وعده خود براى لغو مصوبه ۹۰۷ که در کنگره آمریکا با نفوذلابى ارمنى و به منظور تحریم کمک هاى مالى بلاعوض آمریکا به جمهورى آذربایجان در سال ۱۹۹۲ تصویب شده است، همکارى با لابى ارمنى و ارمنستان براى به رسمیت شناختن کشتار ۱۹۱۵ ارامنه به عنوان نسل کشى، حمایت مالى و سیاسى از جدایى طلبان قره باغ، فروش سلاح به ارمنستان و جدایى طلبان قره باغ و خوددارى از فروش آنها از جمله عدم فروش هواپیماهاى بدون سرنشنى هرمیس به رغم درخواست باکو، مدیریت مافیاى قاچاق انسان و تجارت فحشا در جمهورى آذربایجان، دخالت در امور داخلى جمهورى آذربایجان، یهودى کردن تعدادى از جوانان جمهورى آذربایجان، با دادن وعده هاى مالى، به بیگارى گرفتن جوانان آذرى در سرزمین هاى اشغالى، تحریک دولت باکو به سرکوب گرایش هاى مستقل و اسلامى، تحریف تاریخ جمهورى آذربایجان و ادعاى وجود امپراتورى به اصطلاح یهودى در این منطقه، تلاش براى اخلال در مناسبات دوستانه ایران و جمهورى آذربایجان و «برده» نامیدن مردم جمهورى آذربایجان توسط آرکادى میلمان سفیر وقت رژیم صهیونیستى در باکو در سال ۲۰۰۰ از جمله اقدامات ضدآذرى رژیم صهیونیستى مى باشد. از این رو نیز محافل جمهورى آذربایجان دعوت از پرز رئیس این رژیم را اقدامى علیه منافع ملى کشورشان مى دانند.
ج) نکته سوم و مهمتر اینکه رژیم صهیونیستى به ویژه در دوره کابینه افراطى نتانیاهو بارها این را به حمله نظامى تهدید کرده است، در نتیجه دعوت از رئیس چنین رژیم نامشروعى به باکو اقدامى مغایر با اصول حسن همجوارى و حقوق بین الملل است. شواهد فراوانى وجود دارد که رژیم صهیونیستى تلاش دارد از موقعیت جمهورى آذربایجان به عنوان اهرم و پایگاهى علیه ایران استفاده کند. در جریان جنگ اوستیاى جنوبى تعدادى از پایگاه هاى رژیم صهیونیستى در گرجستان شناسایى شد و اکنون با لو رفتن این موضوع کابینه افراطى نتانیاهو که حتى با انتقادات باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا مواجه شده در تلاش است از موقعیت جمهورى آذربایجان در این راستا استفاده کند. طبیعى است که ایران نمى تواند در مقابل این موضوع سکوت و نقض قواعد حسن همجوارى را تحمل کند.
با توجه به مغایرت دعوت از پرز با انتظارات جهان اسلام، منافع ملى جمهورى آذربایجان و اصول حسن همجوارى باکو با ایران این سؤال مطرح است که این دعوت بر چه مبنایى و مطابق با چه منافعى صورت گرفته است؟ اعتراض ها به این سفر در جمهورى آذربایجان نشان مى دهد که مردم جمهورى آذربایجان هیچ توجهى براى این سفر قائل نیستند، مردم جمهورى آذربایجان طى سال هاى گذشته با انزجار از رژیم صهیونیستى برخى از طرح هاى این رژیم نظیر گشایش سفارت جمهورى آذربایجان در تل آویو یا برگزارى کنگره یهودیان جهان در باکو را ناکام گذاشتند و اکنون نیز اجازه نخواهند داد که خون شهداى قره باغ با چکمه هاى مزدوران صهیونیسم در باکو پایمال شود.
الهام على اف رئیس جمهور آذربایجان اسفند گذشته با تغییر قانون اساسى موانع قانونى را براى حضور خود در انتخابات ریاست جمهورى در سال ۲۰۱۳ براى بار سوم رفع کرده است، بنابراین این دیدگاه وجود دارد که وى روى حمایت صهیونیست هاى خونخوار براى ادامه قدرت خود حساب باز کرده است. حال آنکه نوع بازیگران دخیل و تجربیات نحوه به قدرت رسیدن الهام على اف در سال ۲۰۰۳ و پدرش حیدر على اف در سال ۱۹۹۳ نشان مى دهد که حزب حاکم «ینى آذربایجان» در این خصوص دچار اشتباه راهبردى شده است و اساساً درک نادرستى از سمت و سوى تحولات خاورمیانه ندارد. اعتماد على اف به صهیونیست ها و گشودن هر چه بیشتر دروازه باکو به روى صهیونیست هاى غارتگر مى تواند فرجامى نظیر شواردنازه و ساکاشویلى را براى على اف تا انتخابات سال ۲۰۱۳ فراهم سازد.