تاریخ انتشار : ۲۲ مرداد ۱۳۸۸ - ۰۹:۴۰  ، 
کد خبر : ۱۰۰۳۳۸
نقدى بر نظام سلطه‌طلب و دیکتاتورى قاهره

مصر و تحکیم دولت پلیسى

مترجم: نعیم شرافت اشاره: دکتر حسن حنفى جایگاه ویژه اى در میان متفکران معاصر مسلمان دارد. این دانشمند مصرى خواهان بازگشت به سنت و میراث اسلامى در پرتو بازسازى و نوسازى علوم اسلامى است. حسن حنفى معتقد به هویت اسلامى و استقلال کامل آن از سنت فرهنگى غرب است. حنفى از معدود نواندیشان عرب است که با اندیشه انقلاب اسلامى ایران در سال هاى نخست آن آشنا شده است. از وى این گونه نقل شد که اوایل انقلاب، کتاب هاى امام خمینى را در زیر پالتوى بلند مشکى اش بین گروه هاى دانشگاهى قاهره، توزیع مى کرده است. مصر در ماه هاى اخیر دچار اختناق فکرى و سیاسى بیش از اندازه شده و روزنامه نگاران، نویسندگان و دانشگاهیان بسیارى در زندان هاى حسنى مبارک محبوسند. مبارک در این روزها با چنگ و دندان از سلطنت خود محافظت مى کند تا بتواند حکومت را به فرزندش جمال منتقل کند. دکتر حسن حنفى فیلسوف اسلام گرا، پس از یک سال سکوت مطبوعاتى، دیگر نتوانست بیش از این شاهد اختناق موجود در کشورش باشد.

روز دوشنبه، ششم آوریل گذشته را به یاد مى آورم که دانشگاه قاهره به پادگان نظامى تبدیل شده بود. سیاهپوشان زرهى با یک دست باتوم و دست دیگر سپر دفاعى، دیوارى سیاه دور تا دور دانشگاه کشیده بودند. نه دانشجویان متحصن حق خروج داشتند و نه اساتید حق ورود. تحصن به مناسبت اولین سالگرد ضرب و شتم کارگران مصرى انجام شده بود که سال گذشته در ششم آوریل هزاران کارگر براى مطالبه پرداخت حقوق خود و اعتراض به گرانى به خیابان ریخته بودند. در سالگرد چنین روزى دانشگاه قاهره به همراه دانشجویان و اساتید خود و همچنین موسسات و اتحادیه هاى حقوق بشر مصرى با حرکت سال گذشته آنها همزمان شده بود. یادم مى آید به دانشجویان اجازه داده نمى شد تا بیرون آیند، چرا که مى ترسیدند اعتراض آنها به خیابان ها و توده مردم کشیده شود. آنها نیز به سمت سالن اجتماعات مرکزى دانشگاه رفتند و در آنجا تجمع کردند. سرتاسر سالن را جمعیت پوشانده بود و جایى براى نفس کشیدن نبود، تا اینکه ناگهان نیروهاى امنیتى به داخل دانشگاه نفوذ کردند و درب هاى آهنین سالن را قفل کردند...
در جنبش هاى اسلام گراى پیشین، مطالبه اصلى اعضاى جنبش، مطالبه اسلام و اجراى احکام بود نه تکالیف اجتماعى و مدنى. اما تجمع ششم آوریل تفاوتى با تجمعات پیشین داشت. احساس تکلیف اجتماعى در کنار آزادى خواهى و مطالبه اسلام ناب. در گذشته با دو نوع جنبش در منطقه روبه رو بودیم. یا جنبش چپ ها همچون گروه
دانشجویى- کارگرى سال ۱۹۴۶ یا حرکت هاى اسلام گرایانه همچون حوادث هفته اخیر در اندونزى توسط گروه محمدیه و نهضت علماى اسلام. چپ ها همواره از لحاظ کمى ضعیف بودند اما از مضامین پربار اجتماعى و مدنى برخوردارند، البته مضامین اسلامى بسیار در میان آنها کم رنگ بوده است. اسلام گرایان مصر نیز همواره از لحاظ کمى بسیار قوى اما از لحاظ کیفى و مضامین فکرى ضعیف بودند. اما واقعه ششم آوریل از جنس «میراث ملى و نیازهاى معاصر» بود: یک جنبش چپ اسلام گرا که در جامعه امروزى مصر بهترین مدل اپوزیسیون است. امروز شاهدیم که دولت با صراحت تمام در مقابل ملت قرار گرفته است.
دولت مصر را امروز پلیس ها و نیروهاى امنیتى تشکیل مى دهند نه نمایندگان پارلمانى و نه قضات و نه رسانه آزاد. اما ملت را همین دانشجویان و دانشگاه ها تشکیل داده اند. این در حالى است که دانشگاه ها نیز در اصل جزئى از بدنه دولت به حساب مى آیند. پس مى توان گفت که امروز در مصر «دولت علیه دولت» قرار گرفته است. دولت امنیتى و سلطنتى در مقابل دولت مردمى و مدنى این همان اتفاقى است که در حرکت ۹ مارس براى دفاع از آزادى دانشگا ه ها توسط احمد لطفى السید و طه حسینى شکل گرفت و آن روز نیز دولت و کابینه وزرا با آنها رودررو شدند. پایان آن حادثه منتهى شد به اینکه نیروهاى امنیتى در هر لحظه بنا به تشخیص خود حق ورود به دانشگاه را دارند. دانشگاه از سویى اندیشه و پژوهش و روشنگرى را نشر مى دهد و دولت از سویى دیگر روحیه قلع و قمع، اختناق، اجبار و دستور را نهادینه مى کند. دولت دانشگاه را دشمن اول خود مى داند و دانشگاه نیز دولت را. در حالى که دشمنان بزرگ به راحتى تمام در کنار آنها روزگار خود را سپرى مى کنند و کسى خبرى از احوال آنان ندارد.
سفارت اسراییل در نزدیکى دانشگاه قرار دارد و پلیس مرکزى دولت مصر نیز، سلاح به دست در مقابل آن مواظب تظاهرات مردمى و دانشگاهى است. یا سفارت آمریکا که جنب مجلس ملى مصر قرار دارد و نیروهاى امنیتى مصر با کشیدن دیوارى بتونى و قرار دادن گارد ویژه امنیتى دور تا دور آن به محافظت مى پردازد. هیچ کس حق عبور و مرور از روبروى آن و خیابان هاى اطراف را ندارد. کاش کمى از این امنیت متوجه حال قضات ما، روزنامه نگاران ما، وکلا و پزشکان ما مى شد تا از حقوق اولیه انسانى و اجتماعى آنها دفاع کند، تا مانع تظاهرات هر روزه آنان مقابل ساختمان هاى دولتى شود. کاش مساجد و کلیساهاى مصر محل عبادت و آرامش بندگان بود و این گونه دولت از ترس تظاهرات معترضین پس از نماز جمعه و نماز یکشنبه به محاصره امنیتى آنها نمى پرداخت.
امروز هرکس که از طریق دین به مطالبه حقوق اجتماعى و انسانى خود بپردازد، دستگیر مى شود. آنان دین را تنها یک مجسمه مجرد از عبادت و گوشه نشینى تعریف مى کنند نه بیشتر. اما امید تنها به دانشگاه است. دانشگاه تنها جایى است که مى تواند امنیت فرهنگى را به عنوان وسیله تحقق امنیت سیاسى برقرار کند.
امنیت فرهنگى با امکان بیان اندیشه ها، پرسش و پاسخ، گفت وگوى آراى مختلف و اعمال تعقل در بحث محقق مى شود. امروز در مصر دانشگاه را نماینده آزادى اندیشه و دولت را نماینده خفقان و خشونت مى دانند. دانشگاه ها باید فعال تر شوند و حادثه ششم آوریل را ادامه دهند. آلمان اتحاد خود را مدیون مکاتب توصیه گرایانه و فلسفه وحدت دانشگاه هاى خود است و دانشگاه مصر نیز در سال ۱۹۲۵ به دنبال اهداف آزادى خواهى و استقلال طلبى انقلاب ۱۹۱۹ تاسیس شد. پس امروز نیز همین دانشگاه باید رهبرى جنبش معترضین را به عهده گیرد. در دهه چهل گروهى دانشجویى ق€… کارگرى در حادثه ۱۹۴۶ جنبش هاى ملى را آغاز کرد که در این راه شهداى دانشجوى بسیارى فدا شدند. همان دانشجویانى که تمثال آنان امروز سر در دانشگاه قاهره بالاى سر نیروهاى پلیس نصب شده است. انقلاب ۱۹۶۸ مصر نیز از جنس دانشجویى بود و بسیارى از دانشگاه هاى جهان اسلام را بیدار کرد. رهبران آن انقلاب را رؤساى اتحادیه هاى دانشجویى همچون محمد محاضر در مالزى بر عهده داشتند. نمى دانم چه زمان حکومت مصر مى خواهد بداند که دانشگاه، پادگان نظامى نیست و نبوده است. در هیچ کدام از انقلاب هاى دانشجویى گذشته که بیان شد، این گونه با محاصره نظامى دانشگاه مواجه نبودیم. نه در داخل مصر و نه خارج از آن. کتابخانه هاى دانشگاه قرار بود، حجره تحصیل طلاب باشد نه آنکه نیروهاى امنیتى در کتابخانه بیایند و کتاب هاى سیاسى و ضددولتى را جمع کنند. دولت آرامش و توسعه علمى و پژوهشى را از دانشگاه ها سلب کرده است. در چنین فضایى دیگر نه دانشگاه مترقى داریم و نه کتابخانه معتبر. چرا پس از بازار کتاب ازبکیه مصر تاکنون هیچ کتابخانه مستقل و آزاد و معتبر نداریم؟ دانشجویان اولویت ها را فراموش نکنند. مبارزه براى آزادى پیش از مبارزه براى علم است. میهن پرستى پیش از مساله اشتغال و رفاه است. رشد ملى پیش از رشد فردى است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات