تاریخ انتشار : ۲۲ مرداد ۱۳۸۸ - ۰۹:۴۳  ، 
کد خبر : ۱۰۰۳۶۳
گفت‌وگو با پروفسور حمید مولانا

الگوى رسانه دینى چیست؟

مصطفى حریرى مقدمه: طرحى که در خاورمیانه اجراشد استحاله خاورمیانه است و در آن گفته شد آمریکا مى خواهد خاورمیانه را به صورت رژیم هاى دموکراتیک، آمریکاپسند اداره کند. باید گفت طرح این موضوع یکى از شیوه هاى تبلیغاتى آمریکاست. ابرقدرتى که سال ها در سیاست خارجى از دیکتاتورهاى منطقه حمایت کرده این بحث را مطرح مى کند. اما از آنجا که آمریکا مى خواست در منطقه دخالت کند، به بهانه اى نیاز داشت که در نقاب آن بتواند کار خود را انجام دهد و برنامه استحاله بزرگ خاورمیانه همان نقاب است. موضوع دیگر اینکه چون بیشتر کشورهاى خاورمیانه زیر نفوذ واشنگتن هستند و متاسفانه این کشورها نماینده مردمشان نیستند و وابستگى این دولت ها به واشنگتن خودش یک بحران جدى براى سیاست خارجى واشنگتن ایجاد کرده، مى توان این برنامه بزرگ خاورمیانه اى آمریکا را در چارچوب تامین مشروعیت هم طبقه بندى کرد. با حمید مولانا در این باره سخن گفته ایم.

* وجه رسانه اى حضور خاورمیانه اى آمریکا در دوره اخیر و برنامه خاورمیانه بزرگ در منطقه به چه شکل است؟ رسانه به عنوان ابزارى تعیین کننده در سیاست خارجى آمریکا براى اجراى چنین طرحى در فضاى کاخ سفید برنامه ریزى شده است؟
** پس از جنگ دوم بین الملل تا امروز سیاست خارجى آمریکا هیچ وقت فارغ از استفاده از ابزارهاى تبلیغاتى و رسانه اى نبوده، یعنى سیاست خارجى آمریکا را به این شکل مى توان نگاه کرد بدون اینکه به نظر برسد که اداره بنگاه تبلیغاتى یا رسانه اى را بر عهده دارد. در موضوع خاورمیانه هم همین طور. همواره سیاستگذارى خارجى آمریکا همراه است با سیاست هاى روابط عمومى و رسانه اى که اتفاقاً آمریکایى ها در این امر متبحرند. بدون شک هم در داخل کاخ سفید و هم در آژانس هاى مختلف روى این قضیه مطالعه مى کنند.
مساله اى که باید یادآور شد، این است که امروز ۸۰ نفر از هر ۱۰۰ نفر که در یک وزارتخانه یا دایره اى در کاخ سفید کار مى کنند با کارهاى اطلاعاتى (Information)، تبلیغاتى و رسانه اى مرتبط هستند، اما همچنان سیاست هاى دولت در رسانه ها به قدرى پیچیده و ظریف طرح مى شود که به سختى مى توان ریشه هاى آن را شناخت.
* مى توانید به نمونه اى از برنامه هاى تبلیغاتى و رسانه اى که در این مسیر انجام شده اشاره کنید؟
** اینها در سطوح مختلف کار مى کنند، مثلاً در حوزه درون آمریکا فکر نویسندگان و ژورنالیست هاى آمریکا به کمک رسانه هاى مسلط با نخبگان آمریکا همسو مى شود؛ طورى که وقتى سیاست ویژه اى در سطح نخبگان آمریکایى تعیین مى شود، رسانه هاى آمریکایى وظیفه تبیین آن را بین مردم بر عهده مى گیرند و این کار در بیشتر رسانه هاى فراگیر و بزرگ آمریکایى صورت مى گیرد؛ از لس آنجلس تایمز تا واشنگتن پست و از نیویورک تایمز گرفته تا باستون کلاوز و تمام بنگاه هاى رادیو تلویزیونى، جز تعدادى از نشریه ها و مجله ها و روزنامه هاى محدود و کوچک آمریکا که تیراژشان هم خیلى کم است. در وجه خارجى هم در چند جهت کار مى کنند؛ با استفاده از بنگاه هاى سخن پراکنى مثل صداى آمریکا، رادیو آزادى و شبکه هاى رادیو تلویزیونى جاهاى مختلف که در دست دارند، با استفاده از ماهواره ها و با نفوذ و استفاده از مطبوعات محلى کار مى کنند. سعى مى کنند تمام موضوع هایى را که مى خواهند حلاجى کنند به وسیله جریان سازى خبرى توسط خبرگزارى ها منتشر کنند و از طرفى چون بنگاه هاى محلق€چى کشورهاى اسلامى جایگاه مستحکمى در جریان سازى خبرى ندارند که بتوانند به آن تکیه کنند ناچار به جریان هاى خبرى اعتماد مى کنند؛ که با این بنگاه هاى خبرپراکنى ایجاد مى شود همان موضوعى که جواب سؤال اول شماست نقشه بزرگ آمریکا درباره استحاله خاورمیانه چه بوده است. این در گام اول نشان مى دهد اینها با استفاده از همان ابزار، موضوع روز را تعیین مى کنند و ذهن ها را به آن مشغول مى کنند؛ درصورتى که ممکن است اصلاً آنها قصد انجام چنین کارى را نداشته باشند یا توانایى انجام آن را در خود نبینند.
* به اقناع افکار عمومى در جامعه آمریکا به عنوان یکى از وظیفه هاى رسانه ها در آمریکا اشاره کردید. چنین فضایى براى منطقه خاورمیانه هم ایجاد شده است؟
** بله، نمونه دقیق آن را در جنگ عراق مى بینیم که هنوز هم ادامه دارد. قبل از اینکه این جنگ را شروع کنند چند ماه مصاحبه هاى مطبوعاتى و تبادل افکار و اظهار نظر بین نخبگان سیاسى و روزنامه نگاران جریان داشت. این موضوع را شفاف به مردم آمریکا قبولاندند که عراق مرکز تروریسم و در شرف حمله به آمریکاست. یعنى در عراق نه تنها ما یک دیکتاتور داریم بلکه این دیکتاتور تسلیحات کشتارجمعى دارد. وقتى این موضوع را مطبوعات قبول کردند و کنگره آمریکا هم قبول کرد با قطعنامه اى که براى حمایت از بوش مطرح کردند، جوى را به وجود آوردند که توانستند به عراق حمله کنند و پشتیبانى تعداد زیادى از افکار عمومى را هم به دنبال داشت. به عبارتى امروز شما نمى توانید جنگى را شروع کنید یا اختلاف هایى را طرح کنید، قبل از اینکه افکار عمومى داخلى و خارجى را با خودتان همراه کنید؛ این کار نه تنها در سطح مطبوعات به صورت ظریف و اختصاصى شکل مى گیرد بلکه در سطح اطلاعات و دیپلماسى بسیار به آن توجه مى شود.
* این موضوع در خاورمیانه چطور مورد توجه قرار گرفت؟ چنین طرح هایى به فضاى مناسبى براى تحقق هدف هاى آن نیاز دارد. البته ابعاد همین طرح در حوزه هاى فرهنگى، سیاسى و. . . براى ما روشن نیست.
** اولاً سیاستگذاران کاخ سفید اصلاً نمى خواهند ابعاد این طرح روشن شود. چون روشن نشدن موضوع یکى از روش هاى سیاست خارجى آمریکاست. از آنجا که کشورهاى اسلامى در خاورمیانه، و به طورکلى کشورهاى دیگر، آمریکا را به صورت یک ابرقدرت مى بینند، خبرگیرى از واشنگتن و توجه به کارهاى واشنگتن که در رابطه با سیاست خارجى انجام مى شود، بیشتر مورد نظر رسانه ها و دولتمردان غیرآمریکایى قرار مى گیرد. این توجه ایجاد شده خودش امتیاز بزرگى براى آمریکاست. ما در جهان درباره آمریکا بیشتر فکر و صحبت مى کنیم تا آمریکایى ها درباره ما. وقتى این طور شد و آمریکایى ها درباره موضوعى صحبت کردند صحبت هایى که شفاف نیست و نمى خواهند هم شفاف باشد همین صحبت موضوع روز مطبوعات خاورمیانه قرار مى گیرد. تا مى آیند بجنبند و ببینند که موضوع چیست، هم وقت گذشته و هم صفحه هایى از مطبوعات به این موضوع اختصاص یافته. یعنى سیستم طورى کار مى کند که کشورهاى دیگر را مجبور مى کند آنچه را مهم نیست مهم استنباط کنند و این یکى از هدف هاى اصلى سیاستگذارى آمریکاست.
مثلاً یکى از هدف هاى تبلیغاتى آمریکایى ها در جنگ عراق این بود که به ایران پیام دهند بترسید که اگر بر مواضعتان پافشارى کنید ممکن است ما به شما هم حمله کنیم. یعنى مى خواستند این رعب و وحشت را نه تنها در عراق که در کشورهایى هم که آمریکا علاقه دارد رژیم هایشان را عوض کند، ایجاد کنند. موفق نشدند چون خیلى از این سیاستگذارى ها هیچ ضمانتى براى موفقیت ندارد. مثلاً ایران به عنوان یک کشور خاورمیانه اى مى تواند سیاستى پیش بگیرد که این نوع تبلیغات را خنثى کند و لازمه اش این است که ایران یا کشورهاى دیگر خاورمیانه هم سیاست هاى اطلاعاتى خبرى و سیاسى را در همان سطح و با همان آینده نگرى آمریکایى ها داشته باشند.
* در کتاب «الگوى مطبوعات» بحثى را با عنوان بسیج رسانه هاى جهان اسلام مطرح کردید. این مقابله با این راهکارها امکان پذیر است؟
** موضوع کتاب این است که امیدوارم این موضوع فراتر از کتاب شدن بدان عمل شود انقلاب ایران یک ربع قرن پیش شکل گرفت. جامعه ایران هم بیش از هر چیز دیگرى یک جامعه اسلامى است. تا حالا نظامى به شکل نظام اسلامى موجود در ایران وجود نداشته است. ما انقلاب کردیم، جامعه اى اسلامى داریم که باید به سوى تکامل آن حرکت کنیم، یک نظام اسلامى هم داریم. طبیعى است که در چنین شرایطى و در چنین نظامى باید یک نظام و الگوى اسلامى براى مطبوعات داشته باشیم که نداریم! وقتى شما از این نظام بى بهره اید نمى توانید خودتان را مجهز کنید و با طرف مقابل مبارزه کنید.
انقلاب هاى لیبرالیستى و سوسیالیستى و. . . الگوهاى رسانه اى تشکیلاتى و فرهنگى براى خودشان تدوین کردند و آن را همیشه مد نظر قرار دادند؛ چه دلیلى دارد انقلاب اسلامى الگوى جدیدى را بر اساس دیدگاه هاى خودش ترسیم نکند و یک تصویر متمایز از خودش ارائه نکند؟ ایران پس از انقلاب در فرهنگ سازى در سه حوزه غفلت کرده: یکى آموزش و پرورش و دانشگاه ها، یکى تشکیلات سیاسى و گروهى و یکى هم مطبوعات و رسانه ها. عجیب نیست برخى خسارت ها همه از این سه بخش بوده و ما همچنان کم و بیش با تقلید از الگوهاى سرمایه دارى و لیبرالى غرب عمل مى کنیم. با وضع فعلى و با مطبوعاتى که نزدیک یک سوم یا نصف آنها وابسته اند نمى شود به جنگ ابرقدرت رسانه اى رفت. در این سه رشته ما نتوانستیم الگوهاى اسلامى را پیاده کنیم و به جایى نخواهیم رسید.
* در وضعیت حاضر که به دلیل بعضى خلاها هنوز نتوانسته ایم الگوى رسانه هاى اسلامى را تدوین کنیم و وضعیت ما به صورتى است که با هجمه تمدن غرب روبه روییم، چه باید کرد که جبهه متحد رسانه هاى اسلامى در منطقه شکل بگیرد؟
** از جنبه رسانه اى ۲-3 کار مى شود انجام داد که باز برمى گردد به سؤال اول. تکرار مى کنم، شما اگر زیرساخت مطبوعات و رسانه هاى اسلامى نداشته باشید نمى توانید مبارزه کنید. شما با اسلحه اى مبارزه مى کنید که دست آنهاست. بنابراین اول باید زیرساخت مطبوعات و رسانه هاى اسلامى را ایجاد کنید و تا ایجاد نکنید همیشه ضعیف هستید و هیچ استقلالى هم ندارید. دوم این است که ما باید روش روزنامه نگارى، خبرگیرى و توزیع را تبیین کنیم و اینها را به صورت یک روش اسلامى درآوریم. روش هاى ما تا حالا تقلیدى بوده. سوم اینکه باید سرمایه گذارى شود که بتوانیم مستقلاً خبر بگیریم، مستقلاً دنیا را ببینیم و مستقلاً خبر را توزیع کنیم. الان در آمریکا که ابرقدرت بزرگ است یک خبرنگار ایرانى نیست که به صورت رسمى کار کند و از زمان انقلاب هم نداشتیم. وقتى شما خبرنگار ندارید چگونه مى خواهید روى افکار عمومى اینجا تاثیر بگذارید؟ و دوم اینکه چگونه مى توانیم تحلیل هایى را که باید از وضعیت آمریکا بشود در نشریه هایمان منعکس کنیم؟ مى توانم بگویم تمام تحلیل ها و تفسیرهایى که امروز از آمریکا نوشته مى شود تماماً از خود آنها گرفته مى شود و از واقعیت هاى درون جامعه آمریکا نشات نمى گیرد.
* این مبحث در وجه نظرى بود که کارشناسان ما باید در آن به صورت جدى وارد شوند. ولى الان در فضاى رسانه اى ما با مجموعه اى روبه روییم که نسبت به آرمان هاى انقلاب تعهد دارند؛ اعم از هنرمندان و روزنامه نگاران و افراد دانشگاهى و. . . فکر مى کنید وظیفه این گروه ها با امکانات موجود چیست؟
** سید مرتضى آوینى در این زمینه جبهه خوبى را باز کرد؛ امام خمینى(ره) فرمود: هنر آن است که بدون هیاهوى سیاسى و خودنمایى شیطانى براى خدا خدمت کند. اگر شما به زندگى آوینى نگاه کنید مى بینید او تسلط خوبى به ادبیات غرب داشت و مى فهمید؛ براى همین به تنهایى و کمک عده اى موفق شدند کارهاى بزرگى انجام دهند. باید تا مى توانیم این نوع نیروها را بسیج کنیم تا این نیروها در خدمت نظام باشند و نظام هم باید از این نیروها استفاده کند و سرمایه گذاریش روى ساختارهاى مستقل اسلامى باشد.
مثال دیگرى بزنم. از اول انقلاب اسلامى تاکنون به همه خبرنگاران و فیلم برداران خبرگزارى ها، نویسندگان و مفسران و. . . آمریکایى اجازه و ویزا دادیم که بیایند و داخل ایران را ببینند یعنى ما دروازه را باز کردیم که اینها بیایند اینجا را ببینند. ولى متقابلاً آمریکا در این سال ها همه راه ها را به روى ما بسته است. در این وضع فعلى مگر اینکه «ما» جداً به اینها اعتماد داشته باشیم که واقعیت هاى ایران را مى نویسنداین خیلى ریسک بزرگى است.
هیچ کشورى را نمى شناسم که در دیپلماسى حداقل خرید و فروش نکند؛ یعنى حاضریم خودمان را در اختیار آنها بگذاریم ولى آنها حاضر نیستند کوچک ترین امتیازى به ما بدهند. اصلاً هضم نشدنى است؛ زمانى که آمریکایى ها با چین مشکل داشتند نه چینى ها اجازه مى دادند که خبرنگاران آمریکایى به چین بیایند و نه آمریکایى ها. ما آن قدرت را نداریم، علاوه بر آن بیشتر نمایندگى هاى سیاسى و سفارت خانه هاى ما به قدرى از جنبه دیپلماسى ضعیف هستند که در دنیاى امروز تبلیغات ما در خارج از ایران صفر است. این فقط کار خداست که ما را این طور نگه داشته. باید کار اساسى کرد. در کوتاه مدت باید این کار را با یک آسپرین درست کرد ولى این آسپرین فقط مى تواند درد را براى چند وقت کم کند ولى به درمان اصلى نمى رسد.
برمى گردم به اصل موضوع. همان طور که نهاد اصیل ولایت فقیه داریم، نهاد شوراى نگهبان داریم، باید نهاد اسلامى مطبوعات و دیدگاه هاى ارتباط اسلامى داشته باشیم که نداریم.
* چه ظرفیت هایى را براى رسیدن به وضعیت مطلوب در رسانه هاى ما مى بینید و چه خطرهایى را احساس مى کنید؟
** از آنجا که مطبوعات و رسانه ها براى منافع عمومى نیست و جایى براى سوداگرى و دسترسى به زر و زور است و نویسندگان و روزنامه نگاران و خبرنگاران و. . . منافع مالى را از اجراى سیاست هاى مطبوعاتى خودشان براى خودشان مى خواهند و این اقتضا مى کند که باید مالکیت مؤسسات مطبوعاتى نه در دست یک فرد یا گروه از سوداگران و قدرتمداران، بلکه در تسلط کامل یک مؤسسه یا بنیاد خیریه یا اوقاف یا تشکیلات این چنینى قرار بگیرد که منافع عامه را تامین مى کند. مطبوعات در یک الگوى اسلامى نباید آلت دست سوداگران براى تامین قدرت قرار گیرند. مطبوعات و رسانه ها باید مردمى باشند نه انحصارى و فردى و گروهى. در ممالک اسلامى مسجد یکى از اصلى ترین و مهم ترین مرکزهاى نشر و توزیع مطبوعات و رسانه ها در سطح شهرى و قصبه اى مى تواند باشد و در این صورت این تشکیلات براى استفاده هنرى و اطلاعاتى نخبگان خیلى مفید است. اینکه مى گویم به این معنا نیست که حتماً باید یک روزنامه داشت تا بتوان کار خوب انجام داد. سال ها است که براى کیهان مقاله مى نویسم، طولانى ترین ستونى که در مطبوعات از آغاز تا امروز بوده، مسوولان روزنامه هم عوض شده اند، روزنامه هم متعلق به من نیست، حقوق هم نمى گیرم. این امکان وجود دارد. این روزنامه هاى زنجیره اى روزنامه هاى اصلاحات که سال هاى پیش درآمدند روزنامه هاى فصلى بودند، روزنامه هاى حزبى بودند که براى هدف هاى ویژه اى منتشر مى شدند، کارشان را که انجام دادند از بین رفتند یا توقیف شدند یا تعطیل. با این وضع نمى توانیم ادامه دهیم. نمى توانید اجازه دهید هر شهردارى، هر نماینده اى و هر وزیرى براى خودش روزنامه منتشر کند. وزیران و مدیر کل ها عوض مى شوند، سیاست روزنامه ها هم عوض مى شود؛ چرا باید از بیت المال این همه پول خرج کنیم که یک وزیر یا یک شهردار یا یک استاندار یا یک بخشدار براى خودش روزنامه منتشر کند؟ مگر مردم دیگر احتیاج و توان اداره این کارها را ندارند. اینها سؤال هاى اساسى است که باید مطرح شود. در آمریکا دولت حق انتشار روزنامه ندارد، مردم این کار را مى کنند؛ مردم هم چون پول ندارند شرکت ها این کار را مى کنند، شرکت ها هم چون هیات حاکمه را تشکیل مى دهند بر مردم حکومت مى کنند. تمام این معادله ها یکسان است. به هرحال اصرار مى کنم ما باید این کار را شروع کنیم وگرنه در آینده با مشکل مواجه خواهیم شد. چون وقت مى گذرد. اگر ما الگو و زیرساخت مطبوعاتى خودمان را از اوایل انقلاب داشتیم امروز چنین سیستمى سه دهه عمر مى داشت و تجربه هم گرفته بود ولى اصلاً توجه نکردیم و همین طور دیمى این کارها را کردیم.
* با توجه به ضرورت حرکت در جهت اصلاح زیرساخت ها چه وظیفه اى بر عهده روزنامه نگاران و نشریه هاى متعهد است؟
** باید به ۲-3 نکته توجه کنیم؛ یکى اینکه نظام را باید حفظ کنیم. اگر نظام از دست برود دیگر انقلاب معنى ندارد. تکرار مى کنم مطبوعات و زیرساخت هاى ما باید محافظت از نظام را بر عهده بگیرند و دوم باید کارى کنند که وحدت دینى و ملى و اسلامى ما حفظ شود. دشمن به بهانه آزادى و دموکراسى و جامعه مدنى، گفت وگوى تمدن ها، مبارزه تمدن ها و. . . مى خواهد تفرقه بیندازد. اینها تبلیغاتى براى تفرقه است. این است که ما باید نیروهایمان را جمع کنیم و کسانى که معتقد و متعهدند سیاست هاى استکبار را تبدیل به پیام کنند. در حوزه داخلى هم باید یک شیوه توحیدى، نصیحت گونه و انتقادى و تذکق€چرى انتخاب کرد، نه شیوه هاى هیجان و جنجال سازى، شایعه پراکنى و تحریف و تشکیک. ما باید این کار را انجام دهیم. اگر همین کار را نکنیم عقب افتاده ایم اما نشسته ایم با این «پق€چُز» که ما هم داریم مثل غربى ها و آمریکایى ها روزنامه نگارى و کار رسانه اى مى کنیم بدون اینکه نه شرایط آنها را داشته باشیم و نه امتیاز آنها را. در قرآن کریم آزادى بیان به عنوان قانون الهى آمده و برخوردارى از هدایت در گوش دادن به بیان هاى گوناگون امر نیکى شمرده شده است.
حدود آزادى مطبوعات در جامعه اسلامى باید بر مبناى سلسله اصولى باشد که ما در قرآن و احادیث ملاحظه مى کنیم. در تبیین این اصول چند مورد را مى توانم بگویم: یکى اینکه ما اجازه نداریم حق و باطل را با هم بیامیزیم، ما باید از اهانت به حریم مقدس افراد دورى کنیم، ما باید روشى را پى بگیریم که مردم دچار سطحى نگرى هاى ژورنالیستى نشوند و متوجه عمق موضوع باشند. اینها همه ماموریت بسیار بزرگ و سنگینى است که امیدوارم در این مورد موفق شویم و تا حدى هم شده ایم. چون ما قبل از انقلاب نه مطبوعات مستقل داشتیم و نه نویسندگان و هنرمندان مى توانستند چیزى بنویسند. خود من سال ها بود که قبل از انقلاب اسلامى با اینکه خودم این رشته را خوانده بودم و در این موضوع کار کرده بودم نه اجازه داشتم وارد ایران شوم و نه چیزى بنویسم. من و امثال من به برکت انقلاب اسلامى توانسته ایم بیاییم و این حرف ها را بزنیم. محیطى که امروز پس از انقلاب براى طرح دیدگاه ها حتى براى دانش آموزان به وجود آمد محیط بازى است که اصلاً در آمریکا وجود ندارد، همین الان این آزادى مطبوعاتى که در ایران هست و به همه حق مى دهد که هر کارى که مى خواهند انجام بدهند و هر نوشته اى را بنویسند، این موضوع ها در آمریکا وجود ندارد. چون نشریه هاى اینجا به صورت ادراکى سانسور مى شوند؛ شاید باور نکنید تظاهرات بزرگى که مردم ایران ضد آمریکا براى طرفدارى از مردم عراق و محکوم کردن اهانت به بارگاه امیرالمؤمنین و امام حسین علیهم السلام انجام دادند اصلاً در رسانه هاى آمریکا منعکس نشد و سانسور شد. شما اگر یکى از روزنامه هاى واشنگتن پست یا نیویورک تایمز را بردارید و نگاه کنید اصلاً درباره ایران چیزمثبتى نمى نویسند. اما به قدرى در داخل کانال هاى برون مرزى رسانه اى و ماهواره اى خبرى تبلیغ مى شود که فکر مى کنید همه دنیا همان چیزى را مى بینند که شما مى بینید. اینجا یک محیط سالم واقعى نیست، محیط سالم بازرگانى است که حالا تبلیغات سیاسى هم به آن اضافه شده است.
* شکل دادن پایگاه هاى سنتى که در اوایل انقلاب فعال شده بودند، همان طور که به مسجد اشاره کردید در این موضوع مؤثر خواهند بود؟
** البته باید تلقق€چى ما از اینکه مسجد فقط جاى نماز خواندن است، عوض شود. زمان پیغمبر(ص) یکى از کارکردها نماز خواندن بود. مسجد محل قضاوت، جمع آورى مالیات، فعالیت هاى خیریه و. . . هم بود. مقصودم این است که چون مسجد، انتفاعى نیست چون مقدس و دینى و فرهنگى است باید مرکز فعالیت هنرمندان، روزنامه نگاران، استادان و همه فرهنگیان باشد. خودمان را باید به مسجد وابسته کنیم چون کار در مساجد سوداگرى نبوده و نباید به کمپانى ها و شرکت ها و سازمان ها و اداره هایى وابسته شویم که از فکر و عقیده آنها راضى نیستیم و همواره به آنها شک داریم.
باید سؤال کنید اگر این همه مسجد و زیرساخت هاى سنتى را فعال مى کردیم چقدر مى شد از آن استفاده کرد؟ دانشجویان ما باید تاریخ را مطالعه کنند تا ببینند حتى روزنامه هاى اولیه، دانشگاه هاى اولیه، بیمارستان هاى اولیه و سازمان هاى غیرانتفاعى قرن هاى ۱۷ و ۱۸ و ۱۹ همه به وسیله کلیساها ایجاد شد. اگر مى توانستیم از زیرساخت هاى دینى و ایدئولوژیک خودمان استفاده کنیم، این مشکلات را نداشتیم. امروز هر طلبه حق دارد در صورت تمایل با روزنامه نگارى و امور رسانه اى آشنا شود. قبلاً این طرز تفکر بود که میان منبر و رسانه هاى مدرن از نظر نتیجه اى که مى خواهیم بگیریم فرق است. ولى تمام تلاش ما این است که بگوییم مى شود رسانه هاى مدرن را مانند منبر به خدمت گرفت و از آنها در جهت اهداف خودمان استفاده کنیم.
* منظورتان این است که یکى از اتفاق هایى که باید در این مسیر بیفتد تبدیل شدن نهاد مسجد به یک پایگاه رسانه اى است؟
** بله، کاملاً صحیح است و باید هم این اتفاق بیفتد. چون اگر این کار را انجام ندهیم، فاصله مردم از مطبوعات و رسانه ها بیشتر خواهد شد. الان در ذهن مردم مطبوعات و رسانه ها در ساختمان آنچنانى و برج ها قرار دارند نه در سطح خاکى مردمى؛ مردم فکر مى کنند روزنامه نگار باید یک «روشنفکر فق€چُکق€چُلى» باشد. هنوز هم فکر مى کنند روزنامه نگارى با علوم دینى و کارهاى دینى باید فرق داشته باشد؛ این کاملاً غلط است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات